پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶
بر خط: 3126
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

2173 بازدید

هنری فایول(Henri Fayol)؛ از نظریه‌پردازان فرانسوی که نظریه‌ای مستقل از نظریه مدیریت علمی فردریک تیلور، با نام مدیریت اداری ارائه کرد. فایول یکی از تأثیرگزارترین مدافعان نظریه مدیریت جدید است.

زندگی
هنری فایول، 29 جولای 1841م در استانبول ترکیه متولد شد. پدرش از مهندسان سازنده مدخل شاخ طلایی در شهر استانبول بود و به همین دلیل، هنری از بدو تولد تا شش سالگی در استانبول بود و در 1847م به فرانسه رفت. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در رشته مهندسی معدن در شهر سنت اتین به ادامه تحصیل پرداخت و پس از فارغ التحصیلی، در شرکت معادن و فلزات فرانسه مشغول به کار شد. در 1872م به عنوان رییس گروه معادن این شرکت منصوب شد و در 1888م، بر جایگاه مدیر عاملی آن تکیه زد. در ۱۹۱۶م، تجربیات خود را در کتابی با نام «مدیریت صنعتی و عمومی» منتشر کرد که بعدها از شهرت فراوانی برخوردا شد؛ این درحالی بود که چندی پس از آن، «فردریک تیلور»، نظریه مدیریت عملی را ارائه کرد.
هنری فایول سمت خود را تا هنگام بازنشستگی خود در 1918م، حفظ کرد و تا زمان مرگش(۱۹ نوامبر ۱۹۲۵م، در پاریس) عنوان ریاست افتخاری این شرکت را در اختیار داشت. وقتی فایول کارش را آغاز کرد، سلامت مالی بخش معادن بسیار ضعیف بود، اما تا زمان بازنشستگی فایول، این شرکت از یک تراز مالی بسیار خوب برخوردار شد.

اندیشه

- مدیریت
فایول در کتاب «مدیریت صنعتی و عمومی» تلاش کرد تا نظریه‌ای را در باب مدیریت مطرح کند که بتوان از آن به عنوان مبنای آموزش و تحصیل مدیریت رسمی استفاده کرد. فایول مدیریت را شامل موارد زیر دانست:
1. برنامه‌ریزی. یک طرح اقدام خوب باید انعطاف‌پذیر، مستمر، متناسب و دقیق باشد. وظیفه‌ چنین طرحی، یکپارچه نمودن سازمان از طریق تمرکز بر ماهیت، اولویتها، شرایط کسب و کار، پیش‌بینی‌های بلند مدت برای صنعت و اقتصاد، اندیشه‌های متفکران کلیدی و تجزیه و تحلیل های استراتژیک با همکاری کارکنان متخصص است. برای برنامه‌ریزی اثربخش، مدیران باید در زمینه‌ هنر اداره‌ افراد، مهارت داشته و دارای انرژی و معیارهای اخلاقی لازم باشند. مهم است که آنها در کارشان استمرار داشته باشند؛ دارای صلاحیتهای تخصصی باشند، تجربه‌ خوبی برای کسب و کار داشته باشند و بتوانند ایده‌هایی خلاقانه بیافرینند.
2. سازماندهی. سازماندهی بیشتر در مورد مسئولیت‌پذیری و اعطای اختیارات است و در عین حال به جریان ارتباطات و استفاده از منابع نیز می‌پردازد. فایول وظایف زیر را برای مدیران سازمانها متصور است:
• تضمین اینکه طرح مورد نظر به درستی تهیه و اجرا شده است؛
• بررسی اینکه ساختارهای مادی و انسانی مطابق با اهداف، منابع و سیاستهای عمومی عملیاتی هستند؛
• تعیین یک مقام مرجع واحد و تعیین اصول ارتباطی در کل سازمان؛
• هماهنگ ساختن فعالیتها و اقدامات؛
• دست زدن به انتخابهای کارآمد فردی؛
• تعیین دقیق وظایف؛
• ترغیب به مسئولیت‌پذیری؛
• استفاده از تحریم در زمان شکست یا اشتباه؛
• حفظ نظم؛
• تضمین اینکه منافع فردی کم‌اهمیت‌تر از منافع جمعی هستند؛
• توجه ویژه به مقام فرمان‌دهنده؛
• نظارت بر سرمایه‌های مادی و انسانی؛
• تحت کنترل داشتن همه چیز؛
• مقابله با قوانین دست و پا گیر، بروکراسی و کارهای زاید اداری.
3. هماهنگی. هماهنگی دربرگیرنده‌ زمان‌بندی و تعیین توالی فعالیتها به گونه‌ای است که بتوان آنها را به شکلی مناسب اجرا کرد، منابع لازم را اختصاص داد، زمانبندی کرد، اولویتها را تعیین نمود و ابزارهای لازم برای تحقق اهداف را مشخص کرد.
4. فرمان. مدیرانی که مسئولیت دارند، باید:
• به اطلاعات کامل در مورد کارکنان خود دست یابند؛
• افراد فاقد صلاحیت را کنار بگذارند؛
• رضایتی کامل را میان شرکت و کارکنانش ایجاد نمایند؛
• مثالهای خوبی را مد نظر قرار دهند؛
• اقدام به ممیزیهای مقطعی در سازمان نمایند؛
• دستیارانی ارشد را به کار بگیرند تا انسجام مسیر و تمرکز تلاشهاحفظ شود؛
• چندان درگیر جزییات زاید نشوند؛
• هدفشان ایجاد انرژی، وفاداری و وحدت در میان کارکنانشان باشد.
5. کنترل. کنترل به معنای بررسی موارد زیر است:
• هر چیزی که طبق طرح مصوب رخ می‌دهد، اصولی که ایجاد شده‌اند و دستوراتی که صادر شده‌اند؛
• اتخاذ اقدامات اصلاحی مناسب؛
• جلوگیری از تاثیرگذاری ضعفها، اشتباهات و انحرافهای موجود در طرح؛
• روزآمد نگاه داشتن طرح.

- اصول مدیریتی
رویکرد پنج بخشی فایول، به مدیران در قبال وظایف، کارها و فعالیت ها مشاوره می‌دهد. او بر اساس تجاربش، اصول عمومی مدیریت را طبق تعاریف زیر تدوین کرده است:
• تقسیم کار: تخصص به افراد اجازه می‌دهد تا کارآمدتر و مولدتر شوند؛
• اختیار: حق صدور فرامین همراه با مسئولیت‌پذیری مناسب؛
• نظم: کارمندان تنها در صورتی از دستورات اطاعت می‌نمایند که مدیرانشان نقش رهبری داشته باشند؛
• انسجام فرامین: یک کارمند، یک رییس – بدون هر گونه تضاد در قبال فرامین و دستورات؛
• کم‌اهمیت بودن منافع فردی نسبت به منافع جمعی: منفعت سازمان باید در راس قرار بگیرد؛
• پاداش: تشویقها باید عادلانه و منطفانه باشند؛
• ایجاد تمرکز: هیچ فرمولی برای ایجاد تمرکز یا تمرکززدایی وجود ندارد و این امر تا حد زیادی به اوضاع عملیاتی کسب و کار بستگی دارد؛
• زنجیره‌ اسکالر: فایول معتقد است که اگر چه سلسله مراتبها الزامی هستند اما همواره بهترین ابزار ارتباطی نیستند؛
• نظم: جلوگیری از دوباره کاری و اتلاف منابع از طریق سازماندهی خوب؛
• عدالت: ترکیبی از مهربانی و عدالت در برخورد با کارکنان؛
• ثبات شغلی: هر چه کسب و کار موفق‌تر باشد؛ مدیریت آن باثبات‌تر خواهد بود؛
• ابتکار: ترغیب افراد به استفاده از قدرت ابتکارشان به عنوان یک منبع قدرت سازمان؛
• احساس همبستگی: مدیریت باید انگیزه‌ کارکنان را تقویت و همه‌ افراد را ترغیب کند تا از تمامی تواناییهایشان استفاده نمایند.

- اصل کارکردی
غالباً موفقیت فایول به توسعه و اشاعه‌ اصل مهم او یعنی «اصل کارکردی» نسبت داده می‌شود. این اصل شامل این موارد است:
• آماده کردن طرحهای سالانه و ده ساله و عمل کردن بر مبنای آنها؛
• آماده کردن چارتهای سازمانی برای ایجاد و حفظ نظم؛
• استخدام دقیق و حفظ افراد برای تضمین اینکه هر کارمند در جای مناسب خود قرار دارد؛
• رعایت اصل زنجیره‌ فرمان؛
• برگزاری جلسات منظم با رؤسای ادارات و بخشها برای تضمین هماهنگی.

منابع:
- «هنری فایول». میثاق مدیران، شماره 12 (خرداد و تیر 1385). http://www.misaqmodiran.com/articles.php?id=106.
- http://fa.wikipedia.org




موضوعات

مناطق