سه‌شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ 
Bashgah.net باشگاه اندیشه
کلید کربن برای حل بحران‌های جهان مدرن

نسبت هانری کربن با زیست جهان خود و اندیشه و هویت ایرانی موضوع بحث‌برانگیزی است که رگه‌هایی از آن، در نخستین روز از هشتمین همایش"آنان که می اندیشند" با موضوع بررسی و نقد آرا و اندیشه‌های "هانری کربن" نیز مشهود بود. در این همایش که دیروز به همت کانون اندیشه جوان در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران آغاز شد، صاحب‌نظرانی چون غلامرضا اعوانی، بیژن عبدالکریمی، علیرضا قائمی‌نیاٰ، انشالله رحمتی، منصور هاشمی و الکساندر واسیلینف، از زوایای مختلف و گاه متضاد به این اندیشمند بنام فرانسوی و میراث فکری او نظر کردند. آنچه در ادامه می‌خوانید بخش اول از گزارش مربوط به این همایش است.


هانری کربن، ایران‌شناس، اسلام‌شناس و شیعه‌شناسی بود که در زمینه فلسفه سهروردی، تشیع اسماعیلیه و اثناعشریه، شیخیه و... آثار شایان توجهی از خود به یادگار گذاشته است، اما صاحب‌نظران او را به سطح ایران‌شناس، مورخ یا اسلام‌شناس فرو نمی‌کاهند، بلکه وی را شایسته عنوان فیلسوف می‌دانند. گرچه بر سر فیلسوف نامیدن او میان کربن‌شناسان اتفاق نظر وجود دارد، درباره اینکه او فیلسوفی متاثر از هایدگر یا علامه طباطبایی است یا اینکه تلاش‌های فکری او در محدوه فلسفه تطبیقی می‌گنجد یا فراتر از آن، اختلاف نظر بسیار است. برای درک این اختلاف‌ها در درجه نخست لازم است که بدانیم هانری کربن کیست و چه وجه ممیزه‌ای نسبت به اسلام‌شناسان و شرق‌شناسان دیگر دارد.

غلامرضا اعوانی، استاد فلسفه، نخستین سخنران این همایش بود که تحت عنوان «خدمات هانری کربن به وضعیت فکری ایران»، کیستی هانری کربن را برای شرکت‌کنندگان در همایش تبیین کرد. او سخن خود را با موضوع اهمیت هانری کربن آغاز نمود و گفت: هانری کربن تحولات بزرگی در موضوعاتی همچون اسلام‌شناسی و شیعه‌شناسی ایجاد کرد. خدمات او به تفکر ایرانی اسلامی بسیار عظیم است. برای درک این عظمت لازم است وضعیت اسلام‌شناسی، شیعه‌شناسی و ایران‌شناسی پیش از کربن روشن گردد. اسلام‌شناسان قبل از کربن شیعه را یک گرایش سیاسی افراطی می‌دانستند و به آن به عنوان یک مکتب فکری نگاه نمی‌کردند؛ ازهمین‌رو در مطالعات آنها به امامان شیعه و شیعه‌شناسی توجهی نشد. این اسلام‌شناسان به علوم عقلی توجه نمی‌کردند و بیشتر به علوم نقلی مانند کلام، فقه اهل سنت، تاریخ و... می‌پرداختند. از ویژگی‌های دیگر اسلام‌شناسی این دوره بی‌توجهی به ایران بود. درواقع اسلام‌شناسان پیش از کربن ایران را به عنوان یک سرزمین عرب در نظر می‌گرفتند. هرچند مطالعات وسیعی درباره ایران باستان انجام شده بود، این مطالعات بیشتر بر زبان‌شناسی تاکید می‌کرد و حکمت ایران باستان در این مطالعات موضوعی مغفول بود. آنها فلسفه و علوم اسلامی را نیز علوم عربی به‌شمار می‌آوردند. همچنین آنان کلام را از دیدگاه معتزله و اشاعره بررسی می‌کردند و کلام شیعی و متکلمانی مانند خواجه نصیر در مطالعات آنها جایگاهی نداشتند. اسلام‌شناسان این دوره فقط به طور جزئی به حکمت اسلامی توجه کردند. این در حالی بود که ایران مهد تفکر و حکمت اسلامی به‌شمار می‌آمد. ویژگی دیگر مطالعات اسلام‌شناسی پیش از کربن ناشناخته بودن عرفان اسلامی در غرب بود. اسلام‌شناسان پیش از کربن تاریخ فلسفه اسلامی را از کندی شروع می‌کردند و به ابن رشد خاتمه می‌دادند، گویی فلسفه اسلامی بعد از ابن رشد وجود نداشت. اما کربن توانست یک‌‌تنه تمام این معادلات شرق‌شناسان و اسلام‌شناسان را برهم زند و تحول عظیمی در اسلام‌شناسی، شیعه‌شناسی و مطالعه حکمت اسلامی ایجاد کند.

اعوانی سخنان خود را با طرح این پرسش ادامه داد: هانری کربن چه شخصیتی بود که توانست یک‌تنه با تمام این جریان‌ها بجنگد و راه تازه‌ای باز کند؟
او در پاسخ به این پرسش گفت: کربن یک فیلسوف به معنای دقیق کلمه بود. بیشتر کسانی که به مطالعات اسلام‌شناسی پرداختند فلسفه نخوانده بودند، اما کربن با تمام گرایش‌های فلسفی زمان خود آشنا بود. علاوه بر آن، او یک پژوهشگر و محقق به تمام معنای کلمه بود که روش تحقیق را کامل می‌دانست؛ همچنین با تصحیح متون آشنایی عمیق داشت. از خصیصه‌های دیگر هانری کربن شاگردی نزد استادان بزرگی چون ژیلسون و امیل برلیه بود. این فیلسوف فرانسوی و ایران‌شناس، اولین مترجم کارل بارت (متکلم بزرگ آلمانی) و بسیاری از فیلسوفان بزرگ به‌شمار می‌آید. اما اتفاق تعیین‌کننده در زندگی علمی هانری کربن ملاقاتش با لویی ماسینیون بود. ماسینیون که مدتی در ایران به سر می‌برد، در بازگشت به فرانسه، نسخه‌ای از کتاب «حکمت‌الاشراق» شیخ شهاب‌الدین سهروردی را با خود برد و آن را به هانری کربن معرفی کرد. کربن پس از آشنایی با این کتاب، به فلسفه اشراق علاقه‌مند شد. او با بیان اینکه «فلسفه در آلمان عرضی بود اما در ایران طولی است» و «سیر من در آلمان آفاقی بود اما در ایران آفاقی و انفسی شد» میزان تحولی را که آشنایی با این فلسفه در زندگی علمی او به‌وجود آورده آشکار ساخته است.

فعالیت‌های هانری کربن در ایران بخش دیگری از سخنان اعوانی بود که چنین آغاز شد: هانری کربن در سال 1946 به ایران آمد و بخش ایران‌شناسی مؤسسه ایران و فرانسه را در تهران پایه‌گذاری کرد. تشکیل جلسات با علامه طباطبایی که در آنها استاد مطهری، فروزانفر، شایگان، نصر و... شرکت می‌کردند، انتشار حدود 42 کتاب با کمک دانشمندن ایرانی و خارجی در موسسه ایران‌شناسی درباره سهروردی، ابن‌سینا، آثار ناصر خسرو، میرداماد و... بخش دیگری از فعالیت‌های این فیلسوف شیعه‌شناس در ایران بود.

پایان‌بخش سخنان غلامرضا اعوانی درباره تحولاتی بود که هانری کربن در مطالعات اسلام‌شناسی و ایران‌شناسی به وجود آورد. او دراین‌باره گفت: هانری کربن بحث بسیار عمیق شیعه‌شناسی، ولایت، امامت و حکمت نبوی (حکمت حضرت رسول و چهارده معصوم) را وارد غرب کرد و دیدگاه غربیان را در زمینه‌های زیر تغییر داد: اسلام شناسان پیش از کربن فلسفه اسلامی را به ابن رشد خاتمه می دادند، اما هانری کربن با تحقیقاتی که انجام داد روشن ساخت که فلسفه حقیقی از ابن رشد شروع می شود؛ همچنین او این اندیشه را که فلسفه اسلامی عربی است زیر سوال برد. احیای ابن عربی، تربیت همکارانی که راه او را ادامه دادند، تدریس کتب اسلامی در سوربن و توجه به مکتب های مختلف مانند مکتب اصفهان، از دیگر تحولاتی است که هانری کربن آنها را شکل داده است.

بیژن عبدالکریمی سخنران بعدی این همایش بود که ضرورت فلسفه تطبیقی را موضوع سخنان خود قرار داد. او با بیان اینکه ما به هانری کربن بسیار مدیون هستیم، نقطه شروع بحث از کربن را بحران کنونی ایران قرار داد و گفت: یکی از بحران‌های امروز ما این است که نمی‌توانیم به پرسش از کیستی و چیستی خودمان پاسخ دهیم. پاسخ‌هایی که به این پرسش داده می‌شود معنای حقیقی ندارد، اما پاسخی که کربن به این پرسش می‌دهد تامل‌برانگیز است . او ایران را نه به منزله یک جغرافیا، تئولوژی یا ایدئولوژی بلکه به عنوان سنت تاریخی می‌شناسد. او هنوز هم از حوزه علمیه و دانشگاه‌های ما جلوتر است. ما نمی‌توانیم تاریخ فرهنگی خود را بنویسیم. فقط اخیرا سید جواد طباطبایی است که بر این موضوع تاکید می‌کند که ما باید تاریخ مفهومی و هویت خود را هضم‌پذیر کنیم. اما متاسفانه هنوز کسی در کشور ما به فهم این تاریخ دست نیافته است.

عبدالکریمی در ادامه، تلاش‌های هانری کربن و ایزوتسو را در سطح فلسفه دانست و گفت: مطالعات شرق‌شناسانه این دو راهی بود برای پاسخ به دغدغه‌های فلسفی. با بیان این موضوع عبدالکریمی وارد بحث فلسفه تطبیقی شد و به طرح پرسش‌‌های زیر پرداخت: چرا کربن به طرح ایده فلسفه تطبیقی می‌پردازد؟ آیا این کار صرفا ناشی از دغدغه‌های شرق‌شناسانه بود؟ آیا فلسفه تطبیقی ناشی از کنجکاوی ذهنی و آکادمیک او بود؟ چه ضرورت‌هایی وجود داشت که کربن به فلسفه تطبیقی می‌پردازد؟ آیا فلسفه تطبیقی با جهان زیست ما در جهان کنونی ارتباط دارد؟

ایشان سپس ادامه داد: ما تصور می‌کنیم فلسفه تطبیقی عبارت است از پاره‌ای مقایسه‌ها. گرچه من منکر این مقایسه‌ها در فلسفه تطبیقی نیستم، اما معتقدم فلسفه تطبیقی ناشی از یک سری ضرورت‌هاست. در پاسخ به چرایی طرح فلسفه تطبیقی توسط کربن باید به چند دلیل اشاره کنم: بعد از ظهور مدرنیته، کم کم روند جهانی شدن و هضم شدن فرهنگ‌های بومی در آن شکل گرفت. این روند در زمانه کنونی با پیشرفت تکنولوژی و به‌ویژه وسایل ارتباطی شدت بسیاری یافته است، به گونه‌ای که عقلانیت مدرنیته همه جا را فرا گرفته و چیزی از شرق، جز در موزه‌ها باقی نمانده است. حتی در ملل به ظاهر شرقی، از شرقیت خبری نیست. با دنیای مدرن، زیست جهان جدیدی در برابر بشر گشوده شد که با زیست‌جهان‌های گذشته قابل مقایسه نیست. اما سوالی که از دید متفکران عصر روشنگری مغفول ماند این بود که آیا این سرزمین جدید زیستگاه مناسبی برای بشر است؟!

این استاد دانشگاه پس از ذکر دلایل یادشده گفت: کسی می‌تواند به فلسفه تطبیقی بپردازد که نسبت به زیست جهان کنونی خرسند نیست. هانری کربن و ایزوتسو چنین بودند. آنها در واقع می‌خواستند به بحران جهان کنونی جواب دهند. اما کسی که فکر می‌کند الهیات و فلسفه اسلامی پاسخ تمام پرسش‌های او را دارد اهل فلسفه تطبیقی نیست و این فلسفه دغدغه او نخواهد بود؛ همچنین کسی که نگاه آگوست کنتی دارد و تاریخ را براساس پیشرفت می‌بیند هیچ نیازی ندارد که به گذشته رجوع کند. کسی به گذشته رجوع متفکرانه می‌کند که بشر کنونی را به صرف پیشرفت ابزار و زندگی در جهان کنونی، نسبت به بشر گذشته برتر نمی‌داند. فلسفه تطبیقی خواهان این است که از آزادی انسان دفاع کند. گرچه در جهان کنونی امکانات زیادی برای بشر گشوده شده، اما جان انسان در هیچ دوره‌ای، با چنین محدودیت امکانی مواجه نبوده؛ چون در این دوره فقط یک نوع تفکر آن هم تفکر متافیزیک روبه‌روی بشر وجود دارد. بشر امروز شیوه‌های دیگر تفکر را از یاد برده و فقط با یک نوع عقلانیت آن هم عقلانیت سوبژکتیویته دوره جدید آشناست. حتی آنهایی که از شرقیت دم می‌زنند با عقلانیت دیگری آشنایی ندارند.

عبدالکریمی در پایان گفت: فلسفه تطبیقی کربن تلاشی است برای گسست از نیهیلیسمی که بشر جدید را فرا گرفته است. او معتقد بود سنن حکمی و فلسفی شرقی یگانه پادزهر نیهیلیسم است. من افسوس می‌خورم که ما ایدئولوژی، تئولوژی و سیاست را جایگزین این حکمت کرده‌ایم. فلسفه تطبیقی مسئله کسی است که خطر مرگ انسان را احساس می‌کند. مرگ معنا یا مرگ خدا در روزگار ما مرگ اخلاق و ارزش‌ها و مرگ انسان را به دنبال داشت. فلسفه تطبیقی دغدغه کسی است که خواهان تحقق انسان دیگری است.

«کربن فیلسوف، تاریخمندی و ایران معاصر: یک بررسی انتقادی» عنوان سخنرانی محمدمنصور هاشمی بود که هانری کربن را از زاویه دیدی دیگر به حاضران در جلسه معرفی نمود. ایشان سخن خود را چنین آغاز کرد: کربن یک شرق‌شناس معمولی نیست؛ او بین شرق‌شناسان یک استثناست. او فقط درباره تاریخ فلسفی کار نمی‌کند، بلکه موضع فلسفی دارد. شرق‌شناسانی مثل ژوزف فانس مورخ اندیشه‌ها هستند. ایزوتسو نیز گرچه متخصص فلسفه و کلام اسلامی است و موضعی شبیه کربن دارد، آثارش درباره تاریخ اندیشه اسلامی را همچون محقق تاریخ می‌نگارد؛ این در حالی است که کربن در آثارش موضع خود را در جهت نفی طرف مقابل برجسته می‌کند. از دیگر وجه ممیزه‌های او این است که موضع‌گیری‌هایش بنیاد فلسفی دارد. او با آنکه تاریخ فلسفه اسلامی را نوشته و متفکران فراموش‌شده را احیا کرده اما رویکردش تاریخی نیست.

ادامه سخنان هاشمی در این بخش، دربردارنده موضوع روش‌شناسی این فیلسوف ایران‌شناس بود. او در این باره گفت: موضع کربن پدیدارشناسی یعنی کشف‌المحجوب (کاری که عرفا می‌کنند) بود. روش دیگری که کربن آن را به کار برده هرمنوتیک است؛ البته هرمنوتیک کربن به معنای تاویل است نه به معنای رایج کنونی. براساس این معنا از هرمنوتیک، کربن ادعا می‌کرد که حقیقت متن را کشف می‌کند و از ظاهر متن فراتر می‌رود و به باطن آن می‌رسد.

موضوع بعدی سخنان این پژوهشگر حوزه فلسفه درباره تفاوت فلسفه هانری کربن با فلسفه مدرن بود که این چنین بیان شد: فلسفه جدید کشف محدودیت‌هاست. درواقع فیلسوفان در فلسفه جدید به خطاهای خود توجه و آنها را برجسته کردند. این کار باعث شد محدودیت‌های خود را کشف کنیم. اما کربن می‌خواهد از فلسفه جدید، که از دکارت شروع شده، و محدودیت‌هایی که کشف کرده است فراتر رود. او برای این کار، مفهوم عالم خیال و عالم مثال را از سنت ما می‌گیرد و با قرار دادن معادلی لاتین برای آن، این مفهوم را وارد فلسفه غرب می‌کند. او عالم خیال و عالم مثال را به عنوان مرتبه‌ای از عالم واقع می‌داند که اتصال به آن، انسان را از این عالم منفک می‌کند و به ورای تاریخ معمول می‌برد.

بخش دیگر سخنان هاشمی مسئله تاریخمندی در آرای هانری کربن است. ایشان با اشاره به معناهای تاریخ، کربن را دشمن تاریخ و حتی مخالف تاریخمندی به معنای هگلی خواند و گفت: فلسفه تطبیقی نزد کربن مقابل تاریخ است. او حتی وقتی مسیحیت کاتولیک را نقد می‌کند نقدش به روند تاریخی آن است. با این حال، مفاهیمی که کربن مطرح کرد مثل تاریخی دیدن دین، در ایران، بعد از انقلاب و بعد از آنکه روشنفکری دینی پدید آمد موضوع بحث و بررسی قرار گرفت. باید گفت که به‌رغم تصور کربن، ما موجوداتی تاریخی هستیم؛ یعنی فلسفه، تاریخ دارد و تاریخمند است. برای همین هم پاسخ‌های کربن پیشرس است؛ یعنی قبل از اینکه مسائلش در ایران مطرح شود او به آنها پاسخ داده است. کربن معاصر دنیای خود (غرب) بود نه معاصر ما. سال فوت کربن سال انقلاب اسلامی است. او معتقد بود تشیع مذهبی است که به تاریخ آلوده نشده است؛ تشیع مذهبی است که در تاریخ قدسی رقم می‌خورد، اما با پیروزی انقلاب اسلامی تشیع به تاریخ آمده است. دغدغه کربن برای ما مفهوم است، اما تلقی او درست نبود؛ زیرا اگر درست بود، نباید این اتفاق می‌افتاد. پس باید گفت که ما تاریخمندیم. به نظر می‌آید کنار گذاشتن نگاه تاریخی، ما را با مشکلاتی مواجه می‌کند. این کاستی‌های یک نگاه است. همه ما محدودیم به شرایط تاریخی خودمان، اما اینکه من تصور کنم این نگاه یک نگاه مطلق برای من است اشتباه است.

با توجه به همین موضوع، هاشمی به طرح پرسشی مهم پرداخت و بیان نمود: کربن می‌تواند فیلسوف معاصر ایران باشد یا فردید؟ احمد فردید درک تاریخمندی را در تفکر ما آورده است. فردید اولین فیلسوف دوره معاصر ماست که این دوره (معاصر) را مفهوم‌بندی کرده است، اما هانری کربن با گذشته ما از منظر یک فیلسوف غربی قرن بیستم گفت‌وگو نموده است.

برای مطالعه بخش‌های دیگر این گزارش، لینک‌های پیوست در منوی سمت چپ را دنبال نمایید.


با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

http://bashgah.net/fa/content/print_version/97864 (Tue Apr 25 10:15:22 2017)