شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۶ 
Bashgah.net باشگاه اندیشه
وقتی تهران قدیمی شد

مطالعه تاریخ تهران قدیم ما را از یافته‌های مهمی خبردار می‌سازد. گفتگو با منصوره اتحادیه درباره همین یافته‌ها و تاریخ‌نگاری شهر تهران است.


از کوچه باغ‌های برجامانده از تهران قدیم که رد می‌شویم، از بزرگ‌راه یادگار امام که به سمت جنوب می‌آییم و خانه‌های کوچک و روستایی دره پونک را می‌بینیم، از گذرهای بازار تهران که خرید می‌کنیم، حتما از خود خواهیم پرسید: تهران قدیم چه شکلی بود‌ه‌است. پرسشی آمیخته با نوستالژی.

منصوره اتحادیه (نظام مافی)، مدیر نشر تاریخ ایران است. اما مشغولیت‌اش فقط انتشار کتاب‌هایی خواندنی در حوزه تاریخ ایران نیست. او یکی از محققان مهم تهران قدیم هم هست. او در تحقیقات‌اش کوشیده، تصویری از تاریخ تهران قدیم به دست دهد. مجموعه مقالات وی درباره تهران قدیم را نشر تاریخ ایران چند سال پیش منتشر کرد‌ه‌است. او همچنین در اثری دو جلدی اسناد مهمی‌ را از محضر (دفتر اسناد رسمی) شیخ فضل‌الله نوری گرده آورد‌ه‌است. اتحادیه معتقد است تهران عصر ناصرالدین شاه (تهران ناصری) را می‌توان سرآغاز شکل گیری تهران قدیم دانست. با وی درباره‌این مولفه‌ها و ویژگی‌های تهران ناصری به گفت و گو نشسته‌ایم.

خردنامه: اگر بخواهیم از تهران قدیم صحبت کنیم، چه بازه یا لحظه تاریخی برای شروع این مفهوم می‌توان در نظر گرفت؟ به عبارت دیگر اولین شهری که به لحاظ اجتماعی می‌توان بر آن تهران نام نهاد، از کی شکل می‌گیرد؟

اتحادیه: به نظرم، تهران دوره ناصری را می‌توان تهران قدیم بدانیم. البته در سفرنامه‌های قبل از عصر ناصری هم مطالبی راجع به ساختمان‌ها و خیابان‌های شهری آمد‌ه‌است اما از دوره ناصری است که اسناد، عکس، خاطراتی ایرانی داریم؛ به معنایی که از شهری به نام تهران خبر بدهند. در مقایسه تهران جدید با تهران قدیم، به نظرم باید تهران امروزی را با تهران عصر ناصری سنجید.

• به‌این ترتیب تهران ناصری نسبت به دوره پیش از آن، باید تغییرات قابل توجهی کرده باشد...

اتحادیه: رشد تهران درست از همین دوره شروع می‌شود. جمعیت شهر،‌اندک‌اندک افزایش قابل توجهی پیدا می‌کند. از سوی دیگر برج و باورهای قدیمی ‌ویران شده‌اند و کار ساخت ساختمان‌های جدید شروع می‌شود. قرار شده بود که دیوار جدیدی گرداگرد شهر بکشند، پی آن را کندند و در بعضی نقاط برج‌ها و قلعه‌هایی هم برای آن بنا شد. اما اثری از آثار آن دیوار دیده نمی‌شود. البته بعضی معتقدند که اصلا کار ساخت دیوار آغاز نشد و این دیوار جدید بنا نشد‌ه‌است.

• شاید این ساخته نشدن دیوار در آن وهله تاریخی، نشان می‌داد که تهران دیگر نمی‌توانست در سطح افقی محدود و کوچک بماند و میل به گسترش دارد، محدوده و شکل محلات تهران هم تغییری کرد؟

اتحادیه: تهران ناصری البته با رشد «دولت محله» در بخش شمالی شهر، سر و سامان تازه‌ای می‌یابد. تهران در این عصر 5 محله دارد. محله اودلاجان، محله ارک یا همان دولت محله، محله سنگلج، بازار و چاله میدان. دولت محله در این عصر، در بخش شمالی شهر گسترش یافت و کم کم ثروت‌مندان به آن نواحی هجرت کردند. به هر حال، دولت محله، نسبتا به منطقه اعیان‌نشین تبدیل شد. البته من در نمونه از آمارهای قدیمی‌که پیدا کرده‌ام متوجه شده‌ام که در این منطقه ساکنان و کسبه خرده‌پا و نه چندان توانمند هم زندگی می‌کرده‌اند. سنگلج هم که در بخش غربی شهر واقع شده بود، مثل شمال شهر از آب و هوای خوبی برخوردار بود. بحث اصلی در تعیین امتیاز محلات در تهران آن عصر، به ویژه بر سر آب خوبی بود که مناطق شمالی و غربی شهر واقع شده بود، مثل شمال شهر از آب و هوای خوبی برخوردار بود. بحث اصلی در تعیین امتیاز محلات در تهران آن عصر، به ویژه بر سر آب خوبی بود که مناطق شمالی و غربی شهر از آن برخوردار بودند. چاله میدان، هم محل زندگی فرودستانی مثل کارگران و کسبه خرده پاست. این محله همواره در زبان و ادبیات شهری هم به عنوان محله نه چندان خوش‌نام شناخته می‌شد. به‌این ترتیب، تقسیمات محلی تهران قدیم یا تهران عصر ناصری، بر تقسیم‌بندی‌های شغلی منطبق است اما باز هم آمیختگی محلات دیده می‌شود. محله ارگ در همین دوره، کم کم در دولت محله ادغام می‌شود و حصار سنتی و رسمی‌اش را از دست می‌دهد.

• در نقشه کنونی تهران تقریبا می‌توان ردپایی از آن محلات دید...

اتحادیه: شمال خیابان انقلاب فعلی، دولت محله آن زمان است. در واقع نقطه آغازین محله، دروازه دولت فعلی است. محدوده تهران قدیم را می‌توان از چاله میدان تا دولت محله دانست.

• آیا شهرسازی و معماری خانه‌ها هم به فراخور آغاز این دوره جدید شهری، تحول پیدا کرد؟

اتحادیه: در مراسلات و اسناد تهران، بورس‌بازی زمین از همین دوره شروع می‌شود. از نامه‌های تهران رشد خرید و فروش زمین از همین دوره رونق می‌گیرد. سفارت انگلیس در دهه 60قرن 19ام که در فردوسی فعلی واقع است، در همین منطقه برای احداث سفارت زمین می‌خرد و از آن به بعد قیمت زمین گران می‌شود. در این نامه‌ها از خرید و فروش زمین و اجاره‌خانه به فرنگی‌ها سخن رفته‌است. دلیل این مبادلات در آن نامه‌ها، این نکته عنوان شد‌ه‌است که اگر ملک دست فرنگی‌ها باشد، قیمت‌اش بالاتر می‌رود. به سبب همین معامله با فرنگی‌ها، در معماری هم تحولی رخ می‌دهد. چون فرهنگی‌ها و اعیان، به وجود امکانات خاص در خانه، مثل سالن‌های بزرگ پذیرایی یا حمام مخصوص، بها می‌دادند.

•با این تفاسیر در تهران غلبه با مالکیت خانه بود‌ه‌است و اجاره‌نشینی میان تهرانی‌ها، رواج نداشته‌است...

اتحادیه: مستاجری در تهران خیلی کم بود‌ه‌است، همه صاحب‌خانه بودند. رواج یافتن اجاره‌نشینی عمدتا با بلندمرتبه سازی همبستگی زمانی داشت. آپارتمان‌سازی به‌این شکل انبوه دیده نمی‌شد و این شکل از خانه‌سازی در اقلیت بود. تهران، سابق بر این، کلا به گسترش افقی تمایل داشته‌است. خیلی عمودی رشد نکرده بود.

• و خیابان‌ها...

اتحادیه: در تهران عصر ناصری، مالکیت مردم بر ملک وزمین‌هایشان، سبب شده بود خیابان‌ها و مسیرهای درستی نداشته باشیم مخصوصا در مرکز تهران. به همین خاطر بافت مرکزی تهران قدیم، تقریبا خیلی فرق نکرد‌ه‌است. مثلا شما به کوچه‌ها و خیابان‌های حول و حوش سفارت انگلیس در خیابان فردوسی توجه کنید تا این نکته را دریابید. ولی با ورود کالسکه و باب شدن کالسکه‌سواری در تهران، دولت مجبور می‌شود خیابان‌های پیچ در پیچ تهران را به شکل خیابان‌های مستقیم شمالی- جنوبی در آورد و بدین ترتیب، شکل تهران دچار تغییرات عمده‌ای می‌شود.

•کمی‌ هم به وضع مالکیت و دارایی تهران ناصری بپردازیم، آیا در این زمینه هم، اتفاق عمده‌ای به چشم می‌آید؟

اتحادیه: از خریداران مشهور زمین در آن زمان یکی هم مستوفی‌الممالک است و برادرزاده‌اش، میرزا عیسی وزیر دفتر. اتفاقا ساختن برج و باروی جدید تهران ناصری که گویا هرگز ساخته نشده، به ‌این دو سپرده شده بود. در واقع خود خرید و فروش زمین، در آن دوره راهی برای پولدار شدن بود. تهران، خیلی دیرتر از جاهای دیگر به عصر صنعتی شدن رسید. کلا تجارت و صنعت در تهران محدودتر بود. مثلا در قیاس با تبریز، بازار کوچک‌تری داشت. تهران، به عنوان پایتخت، بیشتر به حوزه‌ای سیاسی قرابت داشت تا شهری تجاری و صنعتی. تهران، مثل تبریز که بر سر راه ترکیه و روسیه، واقع شد‌ه‌است، خاصیت ترانزیتی هم نداشت تا از این طریق تجارت سریع رونق بگیرد.

•تهران بیش تر مرکزی سیاسی بوده تا تجاری...

اتحادیه: همین سیاسی بودن و پایتخت شدن سبب شد‌ه‌است که درباره تهران، اطلاعات بیشتری جمع شود و ما آمار و اسناد بیشتری داشته باشیم. ولی آمار عصر ناصری نشان می‌دهد که تجارت تهران از این دوره ‌اندک‌اندک رشد می‌کند و ثروت افزایش می‌یابد. از جمله شمار مغازه‌ها و املاک افراد ملاک ثروتمند رشد نشان می‌دهد که همان طور که گفتم غالبا از طریق مالکیت و روابط زمین‌داری رشد کرد‌ه‌است. برای این منظور می‌توان به کتاب «در محضر شیخ فضل الله نوری» که مجموعه‌ای از اسناد دفتر ثبت اسناد و احوالات شیخ است، رجوع کرد. در واقع اسناد معاملات بسیاری را می‌توان آنجا دید که از قضا نشان می‌دهد زنان هم در روابط مالی آن عصر مشارکت قابل توجهی داشته‌اند.

• کسب و کار و مشاغل تازه‌ای در تهران ناصری برای اولین بار دیده می‌شود...

اتحادیه: در تهران عصر ناصری می‌توان به رشد مشاغل جدید اشاره کرد. در اواخر همین عصر است که کافه‌ها و ساختمان‌هایی با نما و کاربری‌های جدید در تهران پیدا می‌شوند. یا عکاسی‌ها در همین دوره به شمار مشاغل افزوده می‌شوند. مغازه‌های نفت فروشی، داروخانه‌ها، ساختمان‌های بیمارستانی هم در همین دوره کم کم در تهران دیده می‌شوند. از طرف دیگر ما شاهد اولین تلاش‌ها برای رساندن برق به تهران هستیم. یعنی تلاش می‌کنند، برق را در قالب یک سیستم عمومی‌ درآورند.

•شما مقاله‌ای دارید درباره‌ امنیت شهر تهران در همین دوره... از همین روزگار است تهران پلیس پیدا می‌کند...

اتحادیه: بله، پلیس تهران هم شکل جدیدی پیدا می‌کند. از همین دور‌ه ‌است که پلیس در زندگی مردم هم دخالت می‌کند. مثلا برای حل و فصل دعواهای شخصی و گروهی وارد عمل می‌شود. کار پلیس، هم به حفظ نظم و آرامش ربط پیدا می‌کند و هم کوشش می‌کند، اطلاعات لازم را ضمن کارهایش از سطح شهر گردآوری می‌کند. به عبارت دیگر، اولین بایگانی‌های اطلاعات امنیتی و اجتماعی پا می‌گیرد.

• در واقع، برای نخستین بار، غیر از حفظ امنیت حاکمان، امنیت مردم و شهروندان هم اهمیت پیدا می‌کند...

اتحادیه: همین طور است، در این دوره، کار نیروی حافظ امنیت و نظم شهر، که پلیس باشد، تنها به حفاظت از امنیت و اقتدار نهادهای و مکان‌های حکومتی محدود نیست و امنیت کل شهر هم برایش مهم می‌شود. اطلاعات مهم را هم برای دولت و هم برای حفظ آرامش شهر جمع‌آوری می‌کند. پلیس جدید، یونیوفورم جدید می‌پوشد و یک رئیس ایتالیایی آن را اداره می‌کند.

•به‌این ترتیب، مناسبات نهادهای تدبیر امور شهری و دولتی در آن دوره با شهروندان تهران قدیم هم باید سر و سامان دیگری یافته باشد...

اتحادیه: در دوره ناصری در تهران یک قحطی اتفاق افتاد. درست از آنجا بود که دولت دریافت که مسوول آذوقه و نان تهران هم هست، و گرنه‌ امنیت مختل خواهد شد. پیش از آن، مردم هم کلا از دولت انتظاری نداشتند. فکر نمی‌کردند که دولت چنین وظایفی هم داشته باشد. مردم شهر، نان و معیشتشان را خودشان تامین می‌کردند. دولت به لحاظ آب و بهداشت عمومی ‌هم مسئولیتی احساس نمی‌کرد. در هنگام شیوع بیماری‌های واگیردار هم دولتی‌ها و مقامات خودشان از شهر فرار می‌کردند تا زمانی اوضاع عادی شود. بلدیه یا شهرداری کنونی، در اواخر عصر ناصری و هم زمان با مشروطه شکل گرفت. اما جالب است که در تهران قدیم این پلیس ناصری بود که نظافت شهر را به عهده گرفته بود و شهر را پاکیزه نگه می‌داشت. اما هم دوره مشروطه بود که دولت، تامین آموزش، بهداشت و آذوقه را مسئولیت خویش می‌دانست. این روند از عصر ناصری شروع شد و در دوره مشروطه جدی و تثبیت شد.

•رشد تهران در منظر غربی‌ها هم انعکاسی داشت؟

اتحادیه: لرد کرزن، کتابی دارد و در آن می‌نویسد تهران شهری است که تا حدود زیادی اروپایی و فرنگی شد‌ه‌است. هورکهارت و عدل هم در کتاب «200سالگی تهران»، یعنی سال 1989میلادی، هم که کاری است از انجمن ایران و فرانسه، به همین نکته اشاره کرده‌اند.

•چه زمانی را می‌توان، به عنوان پایان تهران قدیم در نطر گرفت؟

اتحادیه: رضاشاه، ما را از تهران قدیم جدا کرد. مثلا خیابان‌های ولی عصر فعلی، انقلاب و جمهوری در همین ولیعصر رضا شاهی کشیده شد. یعنی خیابان‌های جدیدی که در قیاس با مسیرهای تهران قدیم طولانی بودند و پهنه شهری را هم گسترش می‌دادند. بناهای جدیدی مثل کاخ دادگستری، بانک ملی یا دانشگاه تهران، که اگر چه در ظاهر بهره‌هایی از سازه‌های باستانی ما داشتند اما بناهای مدرنی بودند.

• آیا گسست ما از تهران قدیم و آغاز عصر جدید، بر روندی منطقی منطبق بود، در فرآیند گسست بسیاری از شهرهای جهان از گذشته تاریخی‌شان، روندی منطقی و قاعده مند دیده می‌شود...

اتحادیه: یک منطقی را در گسست از تهران قدیم می‌توان دید اما در کنار آن فجایع دردناکی رخ داد، مثلا تخریب دروازه‌های قدیمی ‌تهران که قرار بود ورودی‌های حصار جدید تهران باشد که قبلا هم گفتم ساخته نشد. یا یکی از بناهای حکومتی عصر ناصری تخریب شد و جایش را به کاخ دادگستری داد. خودم یادم هست که وقتی دانشگاه تهران به سبب فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی دانشجویان اصطلاحا شلوغ می‌شد، یکی از راهکارهای امنیتی دولتی‌ها این بود که ‌این مکان را با خیابان‌کشی، به چندین بخش مجزا تقسیم کنند، یا همین نقشه را برای تحرکات بازار در سر داشتند. این گرایش به تخریب گذشته، نزد پهلوی‌ها بسیار دیده می‌شد البته باید اضافه کنم، میل به حفظ محل قدیم و اصطلاحا پدری زندگی در میان ما ایرانیان ضعیف بود‌ه‌است. گویینوی فرانسوی بر اساس مشاهداتش، می‌نویسد که‌ایرانی‌ها معمولا به محض مرگ پدرشان، می‌روند و خانه تازه‌ای می‌خرند. این مسائل را می‌توان با شهرهای دیگر دنیا مثل لندن مقایسه کرد. در لندن یا پاریس واقعا تلاش شد‌ه‌است که بناها و آثار قدیمی ‌حفظ شود. البته از طرف دیگر مصالح به کار رفته در بناها و خانه‌های قدیمی‌ تهران عمدتا خشت و چوب بود‌ه‌است. آجر کمتر در این مکان‌ها کار شد‌ه‌است و همین موضوع دوام ساختمان‌های قدیمی‌ را پایین آورد‌ه‌است.

•البته‌این روند تخریب‌گرایانه که ما را به شکل بی قاعده‌ای از میراث تهران قدیم بی‌بهره می‌کند، الان به گونه‌ای بدتر شد‌ه‌است...

اتحادیه: من هم قبول دارم اما جمعیت 16 میلیونی تهران، خانه و محل کار و امکان حمل و نقل می‌خواهد. این ضرورت، به احتمال زیاد، به تخریب گذشته می‌انجامد، مثلا مکان‌های سنتی و قدیمی‌ شمیرانات به محل سکونت بدل شد‌ه‌است. اما سیاست شهرسازی در عصر محمدرضا شاه در قیاس با عصر رضاشاهی اصلا سیاست درست و منطقی‌ای نبود. مثلا یکی از ساختمان‌های با ارزش متعلق به مشیرالدوله، جایی به سبب کشیدن یک اتوبان از میان رفته‌است. اما در تهران فعلی لااقل، گرایش و کوشش برای حفظ ابنیه و آثار گذشته دیده می‌شود.

•اما لااقل این بی قاعدگی را می‌توان در شهرسازی و معماری تهران تشخیص داد...

اتحادیه: تهران، تقریبا به موزه‌ای از مکتب‌های مختلف معماری بدل شد‌ه‌است و این نشان می‌دهد، که ‌این شهر در گسست از عصر قدیمی‌اش، با گذشته ارتباط منطقی‌ای برقرار نکرد‌ه‌است. ولی مثلا در یزد، همه ساختمان‌ها، آجرساز بوده و هستند. همین الان هم که بروید همین حالت حاکم است و با گذشته رابطه درستی دارد. در تهران قدیم هم همین یک‌دستی منطقی را می‌دیدیم که در دوران جدید زائل شد.

• به عنوان کسی که دغدغه تحقیقاتی و انتشاراتی‌اش به مسائل تاریخ معاصر نزدیک است. فکر می‌کنید در زمینه تهران قدیم، جز روایت ساده وقایع آن عصر، تحقیقات تحلیلی خوبی صورت گرفته‌است؟

اتحادیه: ما برای نوشتن تاریخ تهران قدیم، منابع خوبی داریم. در تاریخ‌نگاری جدید هم کارهای خوبی صورت گرفته‌است. تاریخ‌نگاران جدید، به دنبال منابعی می‌روند که در تاریخ‌نگاری سنتی، منبع جدی به شمار نمی‌رفتند، مثلا مراسلات افراد یا اسناد محضرهای اسناد رسمی. ‌در این زمینه از منظر اقتصادی و اجتماعی تهران، منابع خوبی داریم. مثل وقف‌نامه‌های فراوانی که برای بیمارستان‌ها، مدرسه‌ها و... در تهران جمع شد. از طرف دیگر چون تهران پایتخت بود‌ه‌است و شهری سیاسی، حتی خاطرات و دست‌نوشته‌های سیاسی‌ای مثل دست‌نوشته‌های روزانه عین‌السلطان، در شناخت تهران خیلی مفید بود‌ه‌است. بنابراین تاریخ‌نویسان جدید منابع خوبی داشته و دارند.

• منابع خوب بود‌ه‌است، اما آیا تحقیقات تاریخی جدید به تحلیل اجتماعی و سیاسی تهران قدیم یاری رساند‌ه‌است؟

اتحادیه: اولا به یک سری از این منابع مهم توجه نشد‌ه‌است، مثلا از اسناد روزنامه‌نگاری عهد ناصری استفاده نشد‌ه‌است. از سوی دیگر، هنوز می‌توان و باید روی موضوعی مثل بازار تهران حسابی کار کرد. بازار در شهری مثل تهران با سیاست رابطه تنگاتنگی داشته‌است، چون این تیپ از بازار و مجتمعی از فروشگاه‌ها و مغازه‌های مختلف که سبب می‌شد بازاریان در کنار هم باشند، قابلیت سیاسی زیادی دارد و نقش مهمی‌ هم در اقتصاد سیاسی ایفا می‌کند.


با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

http://bashgah.net/fa/content/print_version/98328 (Sat Jul 22 06:21:54 2017)