سه‌شنبه ۵ تیر ۱۳۹۷ 
Bashgah.net باشگاه اندیشه
همچنان در آستانه تجدد قرار داریم _ بخش اول

ما همچنان در آستانه تجدد قرار داریم و در این یک‌صد و اندی سال هیچ‌گاه از این آستانه عبور نکردیم واقعیت این است که مسأله نائینی هنوز مسأله جامعه ماست؛ یعنی رابطه دین و دموکراسی بسیاری از مناقشاتی هم که اکنون در ایران و میان جناح‌های سیاسی دیده می‌شود، نشان می‌دهد که مسأله نائینی هنوز جواب روشنی نیافته است.


بررسی فقه سیاسی نائینی و شرح آن در کتاب آستانة تجدد در گفت‌و گو با داود فیرحی

مهرنامه: شما با چه هدفی کتاب «آستانه تجدد» را نوشتید و در واقع این کار از نظر شما چه ضروری داشت؟

داود فیرحی: من شرح و توضیح «تنبیه‌الامه» را به این دلیل شروع کردم که این کتاب از چند جهت حائز اهمیت بود و ادبیات آن چند مشکل داشت. اهمیت کتاب در واقع از این جهت بود که مرحوم نائینی یکی از مهم‌ترین فقیهان معاصر شیعه است که تلاش کرده یک تبیین دینی از رابطه دین و دولت مدرن و به‌ویژه رابطه دین و دموکراسی ارائه بدهد. این تبیین نخستین تبیین مفصلی است که در این زمینه وجود دارد. قبل از این مرحوم آخوند خراسانی و برخی از علمای دیگر توضیحاتی داده بودند ولی مرحوم نائینی توضیحاتش مفصل، منسجم و با تکیه بر ادبیات سنت فقهی شیعه است و حال استدلالی دارد این برای ما خیلی مهم است چون یکی از مهمترین معماهای جامعه ما تبیین رابطه دین ودلت جدید و به ویژه دین و دموکراسی و همین‌طور دین و دولت ملی است. این مشکلی بود که مرحوم نائینی به آن توجه کرده است. منتها «تنبیه‌الامه» از نظر ادبیات برای خواننده امروز چند مشکل داشت؛ یکی از مشکلاتی این بود که نویسنده کتاب یک شخصیت متخصص اصولی و فقیه دوره قاجار است و بیانش به گونه‌ای عربی – فارسی است. ثانیاً کتاب به شدت فشرده است و ثانیاً مخاطب آن ظاهراً عامه مردم نیست. به نظر این طور می‌آید که بیشتر مخاطب آن فقیهانی هستند که منکر مشروعیت مشروطه بودند. یعنی اصلاً منکر رابطه دین و دموکراسی بودند. بنابراین خواندن این کتاب برای دانشجوی امروزی و حتی برای دوستان طلبه خیلی سخت است و برخی از دانشجویان و طلاب خیلی زود ارتباطاشان را با این متن قطع می‌کردند. من تلاش کردم که قفل این کتاب برای خواننده دانشگاهی و حوزوی معاصر باز بشود. قبل از این هم کوشش‌هایی در رابطه با این کتاب صورت گرفته بود؛ مثلاً یک‌سری کارهای تصحیحی انجام شده بود و آخرین تصحیح خوب هم کار جناب آقای ورعی است. یک‌سری تلاش‌های دیگر هم از جانب دیگران صورت گرفته بود، مثل آقای حجری که کوشش کرده بود این کتاب را روان‌نویسی کند ولی مشکل کتاب با روان‌نویسی حل نمی‌شود؛ چون این کتاب اصطلاحاتی دارد که اگر توضیح داده نشوند خوننده مراد مرحوم نائینی را متوجه نمی‌شود حتی این بحث باعث شده بود که بسیاری از محققان دوره مشروطه هم در درک تفکر نائینی کمی دچار خطا بشوند و مرحوم نائینی را در امتداد افرادی مثل کواکبی و «طبایع‌الاستبداد» او در نظر بگیرند من سعی کردم که با آوردن این شرح هم اصطلاحات و دیدگاه‌های ناوینی را شرح بدهم و هم سعی کردم که توضیح بدهم مرحوم نائینی چه تفاوت‌ها و مرزهایی با «طبایع الاستبداد» مرحوم کواکبی دارد. این دلایلی بود که مرا تشویق کرد تا این شرح را بنویسم و اسمش را هم به دو دلیل «استانه تجدد» گذاشتم؛ یکی این که مرحوم نائینی نخستین فقیهی است که از تجدد سیاسی سخن گفته است. دوم این که اصلاً ما همچنان در آستانه تجدد قرار داریم و در این یک‌صد و اندی سال هیچ‌گاه از این آستانه عبور نکردیم واقعیت این است که مسأله نائینی هنوز مسأله جامعه ماست؛ یعنی رابطه دین و دموکراسی بسیاری از مناقشاتی هم که اکنون در ایران و میان جناح‌های سیاسی دیده می‌شود، نشان می‌دهد که مسأله نائینی هنوز جواب روشنی نیافته است.

 شما مهم‌ترین وظیفه کتاب «تنبیه‌الامه» را تبیین رابطه دین و دولت یا دین و دموکراسی می‌دانید. به نظرتان در تبیین این رابطه چقد موفق بوده است؟

داود فیرحی: مرحوم نائینی نخستین متفکری است که در این زمینه گام گذاشته است. به نظر من هیچ‌گاه هیچ تبیینی کامل نیست چرا که ابععاد و وجوه مسائل دولت جدید به تدریج در حال روشن شدن است، اما به نظر می‌آید که مرحوم نائینی بسیاری از مسائل را طرح و برای آن‌ها پاسخی هم فراهم کرده است. مثلاً برای اولین بار مرحوم ناوینی از حقوق ملی یا از حقوق مشترک نوعی صحبت می‌کند. مرحوم نائینی اشاراتی نیز به مسائل حزبی و تفکیک قوا و قانونو‌گذاری موضوعه دارد. ایشان همچنین از حقوق عمومی و دولت ملی و مرزهای ملی سخن می‌گوید و سعی می‌کند بین مفهوم«امت» که درکل جهان اسلام فراگیر است و «ملت» به معنای جدید آن که داخل مرزهای ملی زیست می‌کند، تفکیک ایجاد کند. ایشان به این سوال پاسخ داده که چطور می‌شود انسان هم‌زمان هم یک مسلمان باشد و علایقی به جهان اسلام داشته باشد و در عین حال یک انسان«ایرانی» باشد. مرحوم نائینی سعی می‌کند به این پرسش‌ها پاسخ بدهد و پاسخ‌هایش تا حد زیادی قانع کننده است.

ر با توجه به شرحی که نوشتید و تلاش‌هایی که طی این سال‌ها در زمینه فقه و سیاست کردید، آیا می‌شود شما را ادامه دهنده راه نائینی یا به اصطلاح نو نائینی دانست؟

داود فیرحی: نمی‌دانم؛ این اصطلاحات گول زننده است...

 به عنوان مثال در غرب فیلسوفانی داریم که تو توماسی هستند. فردی مثل در یک کاپلستون نوتوماسی است و کاملاً مشخص است که در چارچوب آن سنت فکر فعالیت می‌کند.

داود فیرحی: من نمی‌دانم، آیندگان حتماً اسمی می‌گذارند.

 شما پروژه خودتان را ادامه راه نائینی می‌دانید؟

داود فیرحی: در واقع کل پروژه‌ای که خیلی وقت است ذهن من را گرفته – یعنی از وقتی که تا حدود مسیر خودم را شناختم – پاسخ به دو پرسش است؛ یکی این که اصلاً چطور شد تفکر دینی در جهان اسلام و به‌ویژه در تشیع، به تدریج با نظام سلطنت – یعنی با اقتدار‌گرایی – گروه خورد. این پژوهشی بود که من قبلاً سعی می‌کردم انجام بدهم و هم‌چنان هم این معما را در ذهن دارم و دوم این که چگونه می‌توان بخش‌های مغفول تفکر دینی یا نصوص دینی را که ظرفیت یک نوع دموکراسی یا مردم سالاری را دارا هستند، دوباره احیا کرد. به بیان دیگر به طور خیلی روشن، چطور می‌شود رابطه دین و دموکراسی را به طور واضح در تفکر شیعی توضیح داد این پرسش، خیلی‌ها بوده و مرحوم نائینی به آن پرداخته است. من هم به این بحث علاقه دارم؛ چون معتقد هستم که ما به عنوان ایرانی مسلمان یا مسلمان ایرانی، باید اولاً در مورد دولت در مرزهای ملی و ثانیاً بحث دین و دموکراسی پاسخ‌هایی بیابیم. من در جست‌وجوی یافتن این پاسخ‌ها هستم و احساس می‌کردم که مرحوم نائینی اولین شخصیتی است که تا آن جایی که شرایط و امکانش را داشت، به این مسأله پرداخته و توضیح داده بود و شخصیت‌های دیگری هم شروع کردند به توضیح دادن این مسائل. مثلاً مرحوم امام خمینی و مرحوم آیت‌الله منتظری در این باره توضیحاتی داده‌اند. من سعی می‌کردم که این کوشش‌ها و در واقع قطعات این پازل را کنار هم بچینم تا شاید در حد وسعم کمک کنم که نقشه تفکر جدید مسلمانی در ایران – از مشروطه به این سو – که کم و بیش در تلاش است مسأله دین و دموکراسی را شرخ بدهد برجسته کنم در این مسیر کتاب «تنبیه‌الامه» نقطه عطفی بود و شرحش اهمین زیادی هم برای خودم و هم برای ایران امروز داشت.

ت شما در شرح‌تان از شرح و تعلیقیه‌ای که آیت‌الله طالقانی داشته در جای جای کارتان استفاده کرده‌اید. چرا اصرار داشتید شرح آقای طالقانی را هم در کار خودتان بیاورید؟ چون شرح آقای طالقانی موجود است و خواننده می‌تواند از آن در کنار این کتاب استفاده کند.

داود فیرحی: ببینید، مرحوم آیت‌الله طالقانی در سال‌های دهه سی این کتاب را منتشر کردند می‌شود گفت مرحوم آیت‌الله طالقانی اولین کسی است که سعی کرده یک شرح مختصری در مورد کتاب «تنبیه‌الامه» ارائه بدهد، غیر از او کسی کتاب را شرح نداده، بلکه تصحیح کرده‌اند. شرح مرحوم آیت‌الله طالقانی اولاً بسیار فشرده است و می‌توان گفت در بعضی بخش‌ها تلخیص شده است و اشارات کوتاهی به برخی از نکات کتاب کرده و کل کتاب را شرح نداده است. ثانیاً این اولین شرح استو دود شصت سال قبل نوشته شده و به همین دلیل من سعی کردم این بخش‌ها را در کتاب بیاورم. چون کل شرح مرحوم آیت‌الله طالقانی نهایتاً سی‌وچهار صفحه است. من احساس کردم که اگر خواننده امروز کاری که من انجام داده‌ام را با کار مرحوم طالقانی مقایسه کند دو نتیجه می‌گیرد؛ یکی این که مرحوم آیت‌الله طالقانی در آن دوره «تنبیه‌الامه» را چگونه می‌فهمید و دوم این که بعد از گذشت شصت سال چه درک جدیدتری پیدا شده است؛ خواستم این امکان مقایسه فراهم باشد. از طرفی هم احساس می‌کردم که مرحوم طالقانی چون دسترسی تفصیلی به آثار مرحوم نائینی نداشته، تفسیرهای‌شان در توضیح ادبیات مرحوم نائینی در بعضی جاها با دیگاه مرحوم نائینی فاصله داشته است و من قصدم این بود که این فاصله نیز برجسته شود در واقع خواننده بتواند دیدگاه مرحوم آقای طالقانی را از دیدگاه خود نائینی تفکیک کند.

 در جایی از کتاب به تفاوت نگاه طالقانی با نائینی اشاره کرده‌اید و گفته‌اید نگاه نائینی فقهی – حقوقی است و نگاه طالقانی فرهنگی – سیاسی است. اگر ممکن است منظورتان را بیشتر باز کنید. چون به نظر نمی‌رسد تفاوت خیلی گسترده‌ای وجود داشته باشد. در جای جای تنبیه‌الامه می‌بینم که نگاه سیاسی در نائینی نیز وجود دارد؛ درگیری‌هایی که با مخالفان مشروطه دارد یا توصفاتی که از حکومت ایران و رژیم وقت ایران ارائه می‌کند بیشتر سیاسی به نظر می‌رسد تا فقهی – حقوقی.

داود فیرحی: منظور من این نبوده است. منظور من این بوده که مرحوم آقای طالقان درکی که از «تنبیه‌الامه» داشته به دنبال ایده حکومت اسلامی است؛ در حالی که مرحوم نائینی اصلاً به دنبال چنین حکومتی نیست. مرحوم نائینی حکومتی را در نظر دارد که مخالف اسلام نباشد. بنا به تیتری که مرحوم طالقانی انتخاب کرده است؛ یعنی «تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله یا حکومت در اسلام» چنین بحثی را دنبال می‌کند و سع دارد دیدگاه‌های مرحوم نائینی را تا حدی با ادبیات چپی که در ایران دهه سی و چهل رواج داشت – مثل شوراگرایی – نزدیک کند در حالی که مرحوم آقای نائینی این‌گونه نیست بلکه بسیار نزدیک به متفکران قرار داد است. اگر بخواهیم نائینی را مقایسه کنیم شاید مثلاً در غرب به لاک نزدیک‌تر باشد تا دیگران. من سعی کردم چنین تفاوت‌هایی را میان مرحوم نائینی و مرحوم طالقانی توضیح بدهم. چون اصطلاحات مرحوم آقای نائینی بیشتر فقیهانه است ولی اصطلاحات آقای طالقانی اصطلاحات رایج فقهی آن‌گونه که نائینی به کار می‌برد نیست. در نتیجه مرحوم آقای طالقانی بیشتر یک متفکر روشنفکر است.

 در این شرح چقدر توانسته‌اید به افق نائینی نزدیک بشوید و چقدر شرحی که داده‌اید بر اساس فضا و شرایط حال حاضر است؟

داود فیرحی: لازم است درباره روش‌شناسی کارم را توضیح بدهم. ابتدا باید بگویم که نائینی متفکری است که در پاسخ به یک شبهه این کتاب را نوشته و آن شبهه نیز اتفاقاً مهم‌ترین ادبیاتش همان رساله در «حرمت مشروطه» مرحوم شهید شیخ‌فضل‌الله نوری است، پس اولین نکته‌ای که خواستم مطرح کنم و در آخر کتاب هم‌آورده‌ام. این است که مرحوم نائینی با معظی مواجه است و آن هم این است که تعدادی از علما در نفی مشروطه و دفاع از ادبیات آن دوره می‌کوشیدند. من تلاش کردم که توضیح بدهم اصل شبهه این‌ها چه بوده است و چگونه آن شبهه بیان فقهی داشت. نائینی نگران این نبود که فرضاً محمدعلی شاه قاجار حاکم مستبدی است، بلکه نگران این بود که تعدادی از اندیشمندان دوران مشروطه، استبداد را توجیه دینی می‌کنند و مخالف با مشروطه را به مذهب استباد می‌دهند. مرحوم نائینی از مذهبی شدن ضدیت با مشروطه و یا دینی شدن استبداد نگران بود به همین دلیل هم یکی از پیوست‌هایی که آورده‌ام کار مرحوم شهید شیخ‌فضل‌الله نوری است. برای این که توضیح بدهم مرحوم نائینی چگونه دارد با این قضیه مقابله می‌کند، دو مسیر را طی کردم؛ یک مسیر این بود که در حاشیه متن لغت‌‌های موجود در ادبیات نائینی را استخراج کردم. واژه‌های کتاب دو نوع است؛ بعضی لغت است و بعضی اصطلاح است. معنی لغت را می‌شود با مراجعه به لغت‌نامه پیدا کرد من معانی این لغات را درآوردم و کنار متن گذاشتم. اما اصطلاحات در درون اصول فقه یک بار معنایی و یک بار تئوریک دارد.
بنابراین لغت را می‌شود معنا کرد، اما اصطلاح را باید شرح کرد در مسیر بعدی من برای اینکه بتوانم اصطلاحات را تشریح کنم چهار حلقه را تعریف کردم. اولین حلقه این بود که به آثار خود نائینی و حتی شاگردانش و کسانی که آثار نائینی را تقریر کرده‌اند. مراجعه کنم و ببینم این اصطلاح چگونه توضیح داده شده است. حلقه دوم این بود که اگر معنای این اصطلاحات در آثار نائینی نبود، ببینم در متون فقهی دوره مشروطه و قبل از مشروطه این اصطلاح را توضیح ندهد و به توضیحی که دیگران داشته‌اند اکتفا کند. حلقه سوم این بود که از آن جایی که مرحوم نائینی ظاهراً آگاهی‌های فلسفی قوی داشت، اصطلاحاتی را به کار برده بود که در فقه و اصول نبود، اما در فلسفه اسلامی و در ادبیات ملاصدرا و ابن‌سینا و فارابی وجود داشت. برای یافتن معنای این اصطلاحات من سعی کردم سنت فلسفی برگردم و معنای این اصطلاحات را بیایم و حلقه چهارم این است که اگر در این سه مورد هم‌چیز نیافتم، به آثاری که در دوره مشروطه وجود داشت رجوع کنم و ببینم این اصطلاح چه معنایی دارد حالا چه آثار متفکران و فعالان مشروطه ایران و چه متفکرانی که در مشروطه ایران نبودند. مثل کواکبی که بیشتر به تحولات عثمانی گروه می‌خورد سعی می‌کردم که خودم را کمی در خلاء قرار بدهم. به تعبیر بعضی از متفکران خودم را در وضعیت «اپوخه» قرار بدهم و دیدگاه‌های امروزم را خیلی در شرح این اثر دخالت ندهم ولی ممکن است که ناخودآگاه تحولات امروز هم روی آن اثر گذاشته باشد، اما تلاشم این بود که آن دوره را در کانتکس خودش دنبال کنم.



ادامه دارد...

بخش دوم این گفتگو را می‌توانید با عنوان «همچنان در آستانه تجدد قرار داریم _ بخش دوم» از لینکهای پیوست مشاهده کنید.


با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

http://bashgah.net/fa/content/print_version/98687 (Tue Jun 26 01:59:32 2018)