جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۷ 
Bashgah.net باشگاه اندیشه
عکاسی زندگی روزمره (بخش نخست)

توضیح عکس: بزرگترین سلفی تاریخ اینستاگرام


وقتی زندگی روزمره به مدد ابزارهایی مثل اینستاگرام شکل بصری پیدا می‌کند

مطالعات زندگی روزمره حیطه‌ای بین رشته‌ای است که قلمروهای مختلفی از دانش را پوشش می‌دهد؛ از جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی تا مطالعات انتقادی و در نهایت مطالعات فرهنگی. مطالعات زندگی روزمره درون همة این حوزه‌ها جای می‌گیرد اما به هیچ‌کدام از این حوزه‌ها به تنهایی تقلیل نمی‌یابد و حوزه‌ای بین رشته‌ای است. مطالعات زندگی روزمره از تقاطع سه سنت – که در پس زمینه‌شان متفکران بزرگی مانند زیمل، مارکس، وبر و دورکیم قرار دارند – عبور کرده است. اول، سنتی که بر فهم و به تصویر کشیدن سرراست زندگی روزمره تأکید می‌کند و زندگی روزمره را با امر پیش پا افتاده و غیر تأملی گره می‌زند و نقش کلیدی در فهم ما از جهان دارد. دوم، سنتی انتقادی که معتقد است زندگی روزمره میدانی برای سلطة ارزش‌های سرمایه‌داری شده و بنابراین باید از طریق نقد آن به رهایی بخشی بیش‌تر یاری رساند. سوم، سنت‌ مطالعات فرهنگی که زندگی روزمره را میدان مبارزه بر سر سلطة معانی می‌داند و می‌کوشد نگاهی به خلاقیت‌ها و ابداعات در میان مردم معمولی داشته باشد. این نوشته ضمن شرح تفاوت‌های موجود درون میدان مطالعات زندگی روزمره، نسبت آن را با عکس در دهة اخیر شرح خواهد داد و به این پرسش اساسی می‌پردازد که چگونه در نسبت میان عکس و زندگی روزمره تأمل کرد؟ دو رویکرد کلی در این عرصه، یکی به عکس به مثابة یک متن که زندگی روزمره را به واسطة ان می‌توان توضیح، تشریح یا مورد نقد قرار دارد، نگاه می‌کند؛ و دوم، نقش عکس‌ها را در زندگی روزمره مرد توجه قرار می‌دهد و هدف اساسی‌اش نشان دادن دگرگونی‌های اجتماعی ناشی از بصری شدن زندگی روزمره است. در این رویکرد دوم مردم هنرمندانی تصور می‌شوند که زندگی روزمرة خود را از نو به نحوی دلخواه از خلال عکس‌ها شکل می‌دهند. پدیده‌ای که می‌توان آن را عکاسی زندگی روزمره نام نهاد.

یکم؛ اهمیت امر معمولی در زندگی روزمره
امر معمولی (the ordinary)، در حکم نخ تسبیح برای مطالعات زندگی روزمره عمل می‌کند. چه در نوشته‌های جامعه‌شناسان خردی چون شوتس، میدو گافمن و چه در نگاه انسان‌شناسانه و چه در مطالعات انتقادی صاحب‌نظرانی چون آدورنو، لفوروهلر و مطالعات فرهنگی افرادی چون دوسرتووفیسک، امر معمولی، مفهومی کانونی در مطالعات زندگی روزمره است. مطالعة زندگی روزمره به مثابة امر معمولی، بین امر ملال‌آور و معماگونه در نوسان است و برخی با بدبینی و برخی خوش‌بینی بیش‌تر بدان نگاه می‌کنند اما درک این نوشتار از مفهوم امر معمولی، متأثر از سنت مطالعات فرهنگی، به لحظات روتین، مبتذل و پیش‌پاافتادة زندگی اشاره دارد؛ امری پیشاتأملی و کم‌تر اندیشیده شده (کار عادتی و تکراری) که عمدتاً طبیعی فرض می‌شود. امر معمولی از آن‌رو اهمیت دارد که سنگ بنای فرهنگ و زندگی روزمره است و فهم و حتا نقد فرهنگ اساساً مستلزم توجه به امر معمولی است. فرهنگ در تعریف ویلیامزی با امری معمولی برابر است، اگر چه این امر در جریان‌های اصلی مطالعاتی دست کم گرفته می‌شود و ارزش تأمل و مطالعه و حتا توجه پیدا نمی‌کند. با چنین توجهی، و با فاصله گرفتن از درک نخبه‌گرایانه از فرهنگ و ارزش قائل شدن بدان چه مردم معمولی در کوچه و خیابان انجام می‌دهند، نگاهی که ریموند ویلیامز به فرهنگ معمولی داشت، نقطة شروع مهمی برای مطالعات امر معمولی می‌تواند باشد.

منظور از توجه به امر معمولی البته صرفاً توجه به پدیده‌های عادی و پیش پاافتادة پیرامونی نیست بلکه در توجه به امر معمولی می‌توان به رابطه‌ای که امر معمولی با مدرنیته و عقلانیت برقرار می‌کند نیز توجه کرد. توضیح این نکته که زندگی معمولی مردم در رابطه با مدرنیته و رشد عقلانیت‌ها چه تغییراتی کرده، وقتی ممکن می‌شود که زندگی روزمره را در بستر زندگی شهری جدید فهم کنیم. همچنان که زیمل در فلسفة پول نشان می‌دهد که چگونه زندگی روزمرة مدرن به واسطة عقلانیت، پیچیده‌تر و پیش‌بینی پذیرتر می‌شود و از نو شکل می‌گیرد. به دلیل همین نسبت امر معمولی با مدرنیته، زندگی روزمره گاهی به امر ملال‌آور و گاهی به امر شگفتی‌ساز بدل می‌شود و می‌توان از دو دریچة مختلف به امر معمولی نگریست؛ یک‌بار از دریچة لحظات نابی از زندگی که دگرگون‌ساز و انقلابی و مهم و سرشار از نشاط و پویایی فرض می‌شوند. و باری نیز از دریچه‌ای که امر معمولی ما را به لحظات ملال و کسالت خود دعوت می‌کند. بسیاری از پژوهش‌ها در مطالعات فرهنگی بر جنبة خلاقانه و ابداعی و سکرآور زندگی تأکید کرده‌اند و کم‌تر محققانی بوده‌اند که بخش کسالت‌آور زندگی روزمره را هدف تحقیق خود قرار دهند. میشل دوسرتو و جان فیسک با مطالعة خرید کردن، قدم زدن در شهر و مهمانی رفتن شرح داده‌اند که چگونه می‌توان از دریچة امر سیاسی و خلاقانه به این امور معمولی نگاه کرد. اما بخش کسالت‌آور زندگی روزمره، لحظاتی که به کار تکراری شستن ظرف یا پختن غذا مشغولیم یا نحوة سرکردن یک زن خانه‌دار با چنین ملالی، و حتا فراتر از خانه و در زندگی روزمرة شهری در موقعیت‌هایی که در ترافیک گرفتار می‌شویم و راهی برای فرار پیدا نمی‌کنیم، زمانی که در ایستگاه اتوبوس زمان‌مان را باید بکشیم، یا وقتی که در متروها و اتوبوس‌ها خشک و منجمد و فشرده می‌ایستیم و برخورد و تنش و بوی ناشی از بدن‌ها را تجربه می‌کنیم، این لحظات نیز وجوهی از زندگی روزمرة ما هستند که کم‌تر مورد توجه قرار می‌گیرند.

دوم؛ عکس و زندگی روزمره
نمایش احساسات و مواجهات و سرخوشی آدم‌های معمولی در زندگی روزمرة شهری به واسطة هنر، نمایش امر معمولی به واسطة آدم‌های معمولی، امری جدید نیست. اما رسانه‌های جدید به کمک شبکه‌های اجتماعی مجازی قدرت و صدای بیش‌تری به مردم و امر معمولی داده‌اند و نه تنها زندگی روزمره به معنای امر معمولی را بیش‌تر نمایش می‌دهند بلکه امکان دستکاری و جهت‌دهی به آن را هم بالا برده‌اند. موضوع این مقاله بررسی عکس‌های دیجیتال به میانجی شبکه‌های اجتماعی مجازی است و این‌که چگونه می‌توان در نسبت میان عکس و زندگی روزمره تأمل کرد؟ چنان‌چه اشاره شد، در دو رویکرد، می‌توان اول به عکس به مثابة متن نگاه کرد و با تصویری مشخص از امر روزمره در عکس‌ها، زندگی روزمره را به واسطة آن عکس‌ها توضیح، تشریح یا مورد نقد قرار داد؛ و دوم، به جای آن‌که در پی بازنمایی زندگی روزمره از خلال تصاویر برویم، در پی فهم نقش عکس‌ها در زندگی روزمره باشیم، این که عکس‌ها چه جایگاهی در زندگی روزمرة ما دارند، با زندگی ما چه می‌کنند، چه دگرگونه‌ای در زندگی روزمرة ما ایجاد کرده‌اند و چرا زندگی ما به گونه‌ای شده است که بدون عکس گویا چیزی داریم؟

1.رویکرد اول: بر مبنای رویکرد اول نیز می‌توان سه مواجهة متفاوت با به تصویر کشیدن زندگی روزمره از خلال عکس‌ها داشت.
1-1- نگاه آلبومی یا آینه‌ای به عکس‌ها و توصیف دقایق زندگی از خلال آن‌ها: در این روش فرض می‌شود که عکس‌ها همان چیزی را انعکاس می‌دهند که در واقعیت وجود ندارند و از طریق عکس‌های یک دورة تاریخی مشخص – مثلاً عکس‌هایی از تهران دورة پهلوی – می‌توانیم زندگی روزمرة آن دوره را شناسایی کنیم.
1-2- تأمل انتقادی و کشف تضادها و تناقضات زندگی از خلال تصویر: در این رویکرد، تصاویر و عکس‌ها از نوعی شکاف و تضاد درون جامعه خبر می‌دهند. عکس‌هایی که این شکاف را بپوشانند تصاویری محافظه‌کارانه هستند و برعکس، هنر متعهد هنری است که دوگانگی‌ها را درون جامعه افشا می‌کند. عکس‌ها برخوردار از مقام والای هنری، و در رسالتی آگاهی بخش به طبقات فرودست و تحت ستم، قدرت عجیبی دارند. امر واژگون شده را نمایش می‌دهند و افشا می‌کنند. مانند عکس‌های آن‌ماری رسو دربارة زنان خیابان خواب در نیویورک که نقد رادیکالی از مدرنیتة امریکایی ارائه می‌دهند.
1-3- مطالعات فرهنگی عکس: هر بازنمایی نوعی تصویر واژگون واقعیت است و در این رویکرد، باید دید که هر تصویر از منافع چه گروه و فردی دفاع می‌کند. گاهی عکس‌ها و تصاویر واقعیت‌ها را برای ما واژگون نمایش می‌دهند. ما را مسخ می‌کنند یا به خود علاقه‌مند و مصرف‌گراتر می‌کنند و دنیایی برای ما می‌آفرینند که در نهایت ارزش‌های سرمایه‌دارانه و منش طبقات اجتماعی بالا را در ما نهادینه می‌کند. بدین ترتیب گویا واقعیت از خلال عکس‌ها جعل می‌شود و به نحوی که ارزش‌ها و زندگی طبقات مسلط توجیه شود و طبقات متوسط به کمک عکس‌ها به نمایش سبک زندگی (علایق، تمایلات و فراغت) خود بپردازند.

2. در رویکرد دوم، عکس‌ها می‌توانند زندگی ما را باز شکل دهند و ما با ساختن دنیای عکس جدید و روایت آن، با خلق زندگی روزمره سرو کار داریم و نه نمایش تام و تمام آن. ما دنیای دوست‌داشتنی خودمان را به کمک عکس‌ها (می‌توان از ویتگنشتاین الهام گرفت، و گفت) امری زبانی‌اند و جهان پیرامون‌مان را شکل و وسعت می‌دهند و مردم هنرمندانی‌اند که زندگی روزمرة خود را از نو به نحوی دلخواه از خلال عکس‌ها شکل می‌دهند. به کمک عکس‌هایی که صرفاً برای نمایش و بازسازی این جهان تولید و به اشتراک گذاشته می‌شوند و واقعیتی عکسی و بصری را خلق می‌کنند؛ واقعیتی که صرفاً در تصاویر وجود دارند و پیش از آن و پس از آن وجود نداشته و نخواهد داشت، جهانی را که دوست‌ دارند برمی‌سازند. عکس‌هایی که امروزه به کمک تلفن‌های هوشمند گرفته می‌شوند در بسیاری اوقات صرفاً برای نمایش دادن و خلق یک جهان بصری تولید می‌شوند. دکورها چیده می‌شوند و همه‌چیز از نو آرایش داده و سفره‌آرایی می‌شود تا در جهان عکس حضور یابد. این پدیده‌ای است که می‌توان آن را عکاسی زندگی روزمره نام نهاد و عکاسان زندگی روزمره همان خالقان یا به تعبیر بودلری (پرسه زن) نقاشان زندگی روزمره‌اند. مردم معمولی، این بار به ابزار رسانه‌های جدید رد خلق زندگی و به تصویر کشیدن جهان پیرامون‌شان به مثابة قهرمانان واقعی زندگی روزمره وارد عمل می‌شوند، همچنان که همین مردم معمولی‌اند که یک مراسم مذهبی را هم می‌توانند به یک حماسه و امر وجدآور تبدیل کنند.
ادامه دارد...

بخش دوم این مقاله را می‌توانید با عنوان «عکاسی زندگی روزمره (بخش دوم)» از لینک‌های پیوست مشاهده کنید.

http://bashgah.net/fa/content/print_version/98924 (Fri Jul 20 16:25:28 2018)