دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷
بر خط: 1259
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

934 بازدید
طبقه متوسط و خادمانش

«چرا یک سال پس از اعلام مشروطه نیروهاى ارتجاعى با همراهى مردم کوچه و بازار توانستند استبداد صغیر را هر چند براى مدتى کوتاه دوباره حاکم کنند؟ این پرسش ها از سئوالاتى هستند که گاه مورخان تاریخ معاصر ایران از خود مى پرسند. این سئوال اگر چه به بحث «تکرار» مشروطه مى پردازد اما لحن سخنرانان سال هاى گذشته در باب شبیه سازى هاى دلبخواه پاسخگوى آن نمى تواند باشد!آبراهامیان براى پاسخ به این مسئله از تحلیل طبقاتى کمک مى گیرد و به روشنى نشان مى دهد که با وجود بدى محصول به صورت متوالى و بى نظمى در امور اقتصادى کشور نمایندگان مجلس اول که اکثراً از تجار و اصناف بازار بودند و معتقد به اقتصاد و اصلاحات «لیبرالى» بى اعتنا به وضعیت معیشت طبقات پایین بودجه متعادلى (یعنى بودجه اى که هزینه هاى عامه آن اندک و متناسب با درآمدها و بدون کسرى) را به تصویب رساندند و موجبات نارضایتى طبقات پایین و پیوستن آنها را به نیروهاى ارتجاعى (البته در شهرهاى بزرگ) فراهم آوردند.آبراهامیان البته با دید «سه بعدى» خود از درغلتیدن به پاسخ هاى تک ساحتى اجتناب مى کند و دلایل همراهى سران بعضى ایلات و یا روشنفکران مستقر بازار آن زمان را با استبداد بیان کرده اما غلبه نهایى را به تحلیل طبقاتى سپرده است.

اکثر احزاب موجود ایران به طور متناوب سعى دارند خود را «احزاب طبقه متوسط» نشان دهند، گویا تلقى اکثریت مردم ایران که خود را از طبقه متوسط مى دانند در این طرز بیان احزاب موثر واقع شده است. اما سئوالى که بى پاسخ مى ماند این است که آیا طبقه متوسط ایران چون خرده بورژوازى مدرن در غرب از موقعیت میانه در یک شیوه تولید برمى خیزد و یا بن مایه هاى متفاوتى آن را شکل داده است و تداوم مى بخشد.شاید بتوان طبقه متوسط در ایران را به دوشق - البته با پارادایم تبارشناسى _ تقسیم کرد. اگرچه این تقسیم بندى به تفاوت ها در شیوه زیست این دوشق نظر دارد اما فرق اصلى در جایگاهى است که بن مایه هاى اقتصادى آنها را تشکیل مى دهد. طبقه متوسط سنتى _ به عنوان مثال _ یکى از شرکت کنندگان در بلوک قدرت است و طبقه متوسط جدید در ۲۵ساله اخیر نماینده اى در حاکمیت ندارد. طبقه متوسط سنتى، خرده بورژوازى تجارى ایران باسابقه اى کهن و در همبستگى ایدئولوژیک _ تشکیلاتى با بازار است اما مدرن هاى همین طبقه زاده دوران جدید ایران و افزونى تولید به شیوه هاى صنعتى یا خدماتى هستند.جالب آنجا است که طبقه متوسط جدید اگر در دوران گذشته رو به گسترش و رشد بود و حجره دارى و مغازه دارى رو به افول، در ایران اکنون فزونى تعداد فروشگاه ها، بوتیک ها و مغازه ها جامعه شناسان را به تعجب واداشته است و این شاید اثبات کننده این مسئله باشد که دستگاه دولت علاوه بر وظایف عام خود وسیله اى براى بازتولید شیوه هاى عینى و ذهنى واردشدگان به آن است. ولى این مسئله تغییر و تحولاتى را که طبقات پس از ورود به دستگاه حاکمه و بلوک قدرت به خود مى پذیرند نباید نادیده بگیرد، چنانچه طبقه متوسط سنتى و فرزندانش پس از ورود به حاکمیت و گذر از سال هاى بحران، خود به دوشق تقسیم شدند. یکى شکل و رفتار همسلکان جدیدش را پذیرفت و بعدها نمایندگى بورژوازى صنعتى را با طیب خاطر قبول کرد و دیگرى هر چه بیشتر به سوى راست سنتى غلتید. این گذار البته رنگ و بوى مبداء این نیروها را نیز به مقصدهاى جدیدشان برد و ترکیبى را شکل داد که در سال هاى اخیر منظره غریبى را به نمایش گذاشته است: یکى اگرچه با منش طبقه متوسط جدید از بورژوازى صنعتى و رونماهاى آن دفاع مى کند اما خویشاوندى اش با طبقه متوسط سنتى، بازار و روشنفکران مستقر بازار را فراموش نکرده است، دیگرى نیز با وجود آنکه با راست و سرمایه دارى بازار پیوندهاى ارگانیک برقرار کرده اما رادیکالیسم واکنشى به مدرنیته را در خود پرورانده، دوران جنگ را به یاد داشته، با در دست داشتن دولت توانایى سرورى خود را به پدران معنوى اش مى نمایاند.گروه «مدرن شده» اما وضعیتى بغرنج تر از «سنتى مانده ها» دارد. ایدئولوژى هاى یک شبه زاده شده در کشاکش با روشنفکران سکولار- که خود را نمایندگان راستین مدرنیته در ایران- مى دانند به بن بست خورده، شعارهاى لیبرالى- بورژوایى آنها اگرچه در ابتدا «مشارکت» جویانه به نظر مى رسید به سمت خالص شدن پیش رفته و طبقه متوسط جدید محذوف و فقیر شده را چه در روبنا و چه زیربنا جذب نمى کند.

• سرما در تابستان
طبقه متوسط سنتى نمایندگان خود را یافته و تکیه «مدرن شده ها» بر ایدئولوژى یا ماندن در خط گذشته و تاکید بر همدلى اوایل انقلاب این طیف را جذب نکرده است. طبقه متوسط جدید نیز به علت قشربندى هاى متفاوت و حذف مداوم از سیاست ورزى در حوزه عمومى خواسته هاى متفاوت خود را جمع بندى نکرده و بیان عمومى آن را نیافته است.معلمان که در حقیقت اجتماعى ترین قشر این طبقه اند اگرچه وضعیت معیشتى شان به خطوط فقر نزدیک است اما نه از تشکل هاى پیشینه دارى برخوردارند و نه پشتوانه اقتصادى براى اعتصاب مدت دار و یا براى ادامه اعتراض دارند.پزشکان که چند سالى است از برجسته ترین قشر طبقه متوسط جدید به پایین ترین وضعیت اقتصادى و با لشکرى از بیکاران رسیده اند در نبود نظام پزشکى کارآمد و تشکل هایى که اعتراضات را به صورت عام نمایندگى کند به «ذره اى» شدن دچارند و تقریباً مى توان گفت حضور سیاسى آنان به حداقل خود رسیده است اگر نخواهیم از حرمت اجتماعى آنان سخنى بگوییم.کارمندان ادارات نیز در نظامى بوروکراتیک گرفتارند که در ابتدا براى ایجاد سلطه مرکز به نظام ایلى و اشاعه مشروعیت نظام پهلوى به وجود آمد و در سال هاى دهه ۵۰ به صورت ساختارى براى توزیع پول و البته حفظ اقتدار درآمد. در سال هاى پس از انقلاب هرچند که کار شورایى در دستور کار بود اما با اضافه شدن مکرر اتاق هاى حاشیه اى به مجموعه ادارات، این قشر خمودگى و بى نشانى خاصى را در سال هاى حتى پس از خرداد ۷۶ به نمایش گذاشت. این گروه تنها قشرى از طبقه متوسط جدید بود که در سال هاى اخیر نه نشانى از اعتراض از خود نشان داد و نه گفتمانى رادیکال و یا آلترناتیو را براى مقابله با وضعیت موجود شکل داد.دانشگاهیان اما قوى ترین قشر طبقه متوسط جدیدند. آنان با وجود ضربه هاى گذشته به علت خصلت عام دانشگاه ها پویاتر از دیگر نیروهاى مدرن عمل کردند، هرچند جایگاه طبقاتى نیروهاى وارد شده به دانشگاه ها با سال هاى پیش از انقلاب تفاوتى محسوس دارد ولى مدرنیته اثر خود را بر گوشت و پوست (اگر نه استخوان) این نیروها گذاشته است. تشکل و گفتمان هاى آلترناتیو در سال هاى پس از خرداد ۷۶ در این بخش از طبقه متوسط جدید شکل گرفت و پس از به بن بست خوردن تلاش هاى بورژوازى صنعتى در اصلاحات لیبرالى اش دچار تشتت شد. این گروه هدف تنها بخشى است که احزاب طبقه متوسط متحدان قابل اتکایى در آن یافته اند هر چند که ماجراى کوى ۷۸ آغاز گسست بود و استراتژى آرامش فعال به همراهى «غذا دادن به تمساح» [یا امتیازدهى مداوم] این واگرایى را وسعت بخشید، شعار هاى پوپولیستى و یا وعده هاى بدون برنامه مشخص حتى دانشگاهیان همقدم را نیز به واکنش منفى واداشت و در آستانه انتخابات شورا ها کوچه بن بست به انتهاى خود رسید؛ مسئله اى که در هنگامه پرهیاهو ولى بى بازتاب مجلس هفتم دوباره چشیده شد که متاسفانه هیچ کدام درسى براى انتخابات ریاست جمهورى نشد.

• زندگانى بدون پرسش
در این سال ها به جز از طریق دانشگاهیان مطالبات واقعى طبقه متوسط از طرق دیگر بیان نشده که در آن هم گفتمان لیبرالى بورژوازى صنعتى دست بالا را داشته است اما باید دانست که بیان محافظه کارانه مصلحت اندیشانه و یا لیبرالى پس از هشت سال شکست و ناکامى دیگر یاران سابق را گرد بیرق اصلاح طلبى تا چهار سال دیگر جمع نخواهدکرد. بیاناتى که در بهترین حالت فقط نیاز هاى فرهنگى و شکلى طبقه متوسط جدید (آن هم با گرایش مرفه) را بیان مى کند و نه تنها از فقر و تحقیر روزافزون این طبقه چیزى نمى گوید بلکه برنامه اى مشخص در جهت رهایى از وضعیت موجود نیز نشان نمى دهد و پرسش هاى بسیارى را بى پاسخ مى گذارد. پرسش هاى خاص با جواب هایى خاص.به عنوان مثال این احزاب باید پاسخگوى این مسئله باشند که براى اشتغال پزشکان، بى انگیزه شدن آنان، سیستم ناکارآمد تحصیل، انباشت مطالبات صنفى آنان از یک سو، مسائل بیمه، بهداشت و درمان طبقه متوسط و فرودست، ارتقاى سطح درمان و نظام فراگیر خدمات بهداشتى درمانى، مشکلات روانى و سیستم ارجاع و پیگیرى چه تدبیرى مى خواهند بیندیشند.و یا بهتر است از معلمان سابق جنوب شهرى نشسته در ساختمان کهنه کوچه آشتیانى پرسیده شود که مطالبات فرهنگیان این مرز و بوم چه مکانى را در بیانیه ها باید اشغال کند؟ آیا «سرمایه هاى اجتماعى» به اندازه سرمایه هاى حساس صنعتى براى این مرز و بوم اهمیت دارند؟و...روشنفکران اندامواره بورژوازى صنعتى در دانشگاه ها که در این سال ها به مجادلات لفظى بسیار با سکولار هاى حاشیه نشین پرداخته اند بهتر است به این سئوال ها پاسخ دهند که براى دموکراتیزه کردن فضاى دانشگاه ها، ایجاد آزادى آکادمیک، پاسخگویى به مشکلات صنفى و ارتقاى سطح تحصیلى دانشجویان چه برنامه اى در پوشه چهار سال آینده خود دارند؟ و...

تمامى آنچه ذکر شد با فرض این گفته شده است که احزاب موجود با ادعاى حزب طبقه متوسط بودن به میدان آمده اند و قرار نیست از وضعیت کارگران، روستاییان، حاشیه نشینان و به اصطلاح طبقات سوم و چهارم سخنى بگویند البته این در حالى است که بسیارى از اعضاى طبقه متوسط جدید اگر نه در شیوه زیست بلکه در شکل تلاش در به دست آ وردن قوت روزانه به طبقات فوق الذکر در حال تبدیل شدن هستند.با توجه به این وضع باید به این احزاب گفته شود که آسیاب هاى بادى دیگر هدفى درخور براى نیزه هاى آخته نیست و کسى براى قهرمانیت باز تکرار شده کمدى وار هوار نخواهد کشید.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۱ مهر ۱۳۸۴
منبع: / روزنامه / شرق ۱۳۸۴/۰۷/۲۱
عناوین
رسته: 3