یک‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
بر خط: 1537
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1357 بازدید
تغییر ساختار قدرت بین‌المللی و شکل‎گیری منطقه آسیای جنوب غرب

کنفرانس آتن طی 21 تا 24 اردیبهشت ماه گذشته، توسط بخش خاورمیانه‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا در شهر آتن برگزار شد. آنچه در پی می‌آید ترجمه خلاصه‌ای از سخنرانی دکتر محسن رضایی در اجلاسیه عمومی کنفرانس مذکور است:


ساختار قدرت بین‌المللی را می‎توان شامل حوزه‎های نفوذ قدرت‎های بین‌المللی و منطقه‎ای و روابط بین حوزه‎ها دانست. بدین صورت که قدرت‎های بین‌المللی متناسب با توان اقتصادی و سیاسی و فرهنگی خود و همچنین منافع و خواستهای خود بر مناطقی از جهان نفوذ می‎کنند، قطب بندی بین‌المللی را ایجاد می‎کنند و حوزه‎های نفوذ و روابط بین آنها نوعی ساختار بین‌المللی را بوجود می‎‎آورد. بموازات چنین قطب بندی جهانی، موازنه قوای بین‌المللی جدید شکل می‎گیرد. یعنی هر ساختار قدرت بین‌المللی همراه با یک نوع موازنه قوای بین‌المللی است. تغییر در هر کدام به تغییر در دیگری منجر می‎شود. مثلاً اگر ساختار قدرت بین الملل تغییر کند، موازنه قدرت بین الملل هم تغییر خواهد کرد.معمولاً در چنین شرایطی مناطق جدید پدید می‎آید. یعنی با تغییر در ساختار قدرت بین‌المللی، مناطق جدید سیاسی بوجود می‎آید. فروپاشی دولت عثمانی در جنگ جهانی اول و فروپاشی استعمار انگلیس در جنگ جهانی دوم و فروپاشی شوروی در دهه 90 میلادی منجر به تحولات ساختاری و موازنه قوای بین‌المللی ‎شد. بدین ترتیب که ابتدا ساختار قدرت بین‌المللی موازنه قوای بین‌المللی تغییر کرده و در نتیجه این تغییرات، مناطق جدیدی بوجود آمدند. منطقه خاورمیانه و اروپای غربی و شرقی ثمرات تحولات قدیمی بود.
ویژگیهای مناطق جدید عبارتند از: 1ـ خلاء قدرت. 2ـ تغییر در توازن قوا. 3ـ بی ثباتی سیاسی. 4ـ بی هویتی سیاسی و فرهنگی.
تلاشهای ملی و منطقه‎ای و بین‌المللی، برای پر کردن خلاء قدرت و ایجاد ثبات سیاسی و یافتن یک هویت جدید سیاسی شروع می‎شود. مجموعه این تلاشها منجر به شکل‎گیری واحدهای سیاسی جدید در مناطق جدید خواهد شد.پس از فروپاشی شوروی در دهه 90 میلادی و تحولی که در ساختار قدرت بین‌المللی پیش آمده است، دو منطقه سیاسی در جهان در حال شکل گیری است:
1ـ اروپای واحد که شامل اروپای غربی و شرقی است.
2ـ آسیای جنوب غربی که در بین مرزهای هند و چین و روسیه و اروپا و آفریقا و اقیانوس هند واقع شده است.
مناطق سیاسی فوق برای تبدیل شدن به یک واحد سیاسی نیاز به نوعی «سرپرستی سیاسی» دارند. این سرپرستی سیاسی و یا سلطه (هژمونی) به دو شکل برونزا و یا درونزا قابل تحقق است. اشکالی از سرپرستی مشابه اروپای واحد که با تلاش کانونی فرانسه و آلمان در حال تحقق است یک نوع هژمونی درونزا است اما، نوعی از هژمونی مشابه خاورمیانه قبل از سال 1980 (قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران) که توسط آمریکا شکل گرفت و متکی به ایران شاهنشاهی و عربستان سعودی بود، یک هژمونی برونزا بوده است. سؤال اساسی این است که برای منطقه آسیای جنوب غربی کدام یک از این هژمونیها مناسب است؟

منطقه آسیای جنوب غربی
این منطقه که از یک شش ضلعی شکل گرفته است، در بین کشورهای بزرگ و مناطق مهم جهان واقع شده است. یعنی اگر منطقه‎ای را تصور کنیم که مرزهای غربی هند و چین در شرق آن واقع شده باشد و مرزهای جنوبی روسیه در شمال آن و مرزهای اروپا و آفریقا در غرب آن قرار گرفته باشد و اقیانوس هند در جنوب آن باشد، آنگاه می‌توانیم از منطقه جدیدی در دنیا صحبت کنیم که خود از چند زیرسیستم شکل یافته است:
1ـ زیر سستم آسیای مرکزی C I S.
2ـ زیرسیستم قفقاز.
3ـ زیرسیستم خاورمیانه.
4ـ زیرسیستم خلیج فارس.
5ـ زیرسیستم ایران.
6ـ زیرسیستم افغانستان و پاکستان.
کشورهایی که در این زیر سیستم‎ها هستند، دارای روابط اقتصادی و سیاسی و فرهنگی خاص خود هستند. در عین حال، در کل منطقه هم دارای پیوستگیهای اقتصادی و امنیتی و سیاسی هستند. به طوری که امنیت و صلح از یک طرف و توسعه از سوی دیگر، در هر کشوری بدون یک همکاری دسته‎ جمعی در منطقه امکان پذیر نیست.
برای تحقق صلح و ثبات و همچنین توسعه اقتصادی و سیاسی سه روش وجود دارد:
الف) تشکیل یک هژمونی منطقه‎ای درونزا از کشورهای بزرگ منطقه با کمک کشورهای کوچک و همراهی و پشتیبانی قدرت‎های بین‌المللی.
ب) تشکیل یک هژمونی منطقه‎ای برونزا بصورت یک جانبه گرایی.
ج) تشکیل یک هژمونی منطقه‎ای برونزا به صورت چند جانبه گرایی.
روش اول یک هژمونی منطقه‎ای درونزا و روش دوم و سوم یک هژمونی منطقه‎ای برونزا است که توسط یک و یا چند قدرت بین‌المللی شکل می‎گیرد و منطقه آسیای جنوب غربی را از بیرون سرپرستی می‎کند.
می‌توان ثابت کرد که تنها نظریه اول‌ یعنی تشکیل یک هژمونی منطقه‎ای درونزا قادر است هم صلح و ثبات و هم توسعه اقتصادی و سیاسی را فراهم سازد. برای دست‎یابی به اهداف فوق یعنی ثبات سیاسی و صلح و توسعه اقتصادی باید از تعاملات درونی و بیرونی اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و تجاری در کشورهای منطقه آسیای جنوب غربی و بین آنها در زیر سیستم‎ها و بین زیر سیستم‎ها در منطقه استفاده کرد، تا نخست پایداری و دوم توسعه همه جانبه و قوی در این منطقه بوجود آید.هر نوع ثبات سیاسی و صلح و توسعه ناپایدار و ضعیف ضمن آنکه هزینه‎های فراوانی برای کشورهای منطقه دارد، هزینه‎های سنگینی نیز برای جهان و قدرت‎های بین‌المللی خواهد داشت. به همین دلیل است که اگر هژمونی‎های دوم و سوم در منطقه آسیای جنوب غربی شکل بگیرد و قدرت‎های بین‌المللی بخواهند به هر قیمتی که شده از این هژمون‎ها دفاع کنند. آنگاه چالشهای منطقه‎ای و جهانی که در این منطقه به وجود می‌آید که سه نوع خواهد بود:
1ـ چالشها و رقابتهای محلی بین تمامی کشورها، به دلیل اینکه روابط و تعاملات حاصل شده مکانیکی بوده و از ایجاد پیوندهای پایدار جلوگیری شده است.
2ـ چالشها و رقابتها بین کشورهای بزرگ از جمله چین، روسیه، اروپاو امریکا در این منطقه با یکدیگر.
3ـ چالشها و رقابتها بین کشورهای منطقه با قدرتهای بین‌المللی.
نتیجه چالشهای فوق می‌تواند به عوارضی در منطقه و جهان بیانجامد که بصورت خلاصه عبارتند از:
1ـ بی ثباتی و تهدید صلح در منطقه.
2ـ تداوم عدم توسعه یافتگی.
3ـ تداوم تروریسم.
4ـ تداوم مواد مخدر.
5ـ تهدید صلح جهانی.
6ـ تشدید هزینه‎های انسانی قدرت‎های بزرگ در منطقه.

پیشنهادها
با خلع سلاح کشورهایی مثل ایران و عراق و گسترش تجارت آزاد و حل مساله فلسطینی‎ها با اسراییل ـ یعنی تشکیل دو دولت در یک جغرافیا که صرفاً یک اقدام کوتاه مدت است و حداقل نتایج بدست می‎آید ـ چالشهای فوق حل نشده باقی می‎ماند. لذا من یک هژمونی منطقه‎ای درونزا را به کشورهای بزرگی که آمادگی و توانایی کمک به شکل گیری هژمونی را دارند، پیشنهاد می‌کنم که برای تشکیل آن سه نوع همکاری مورد نیاز است‌:
1ـ همکاری بین کشورهای بزرگ منطقه بعنوان حلقه اول هژمونی منطقه‎ای، شامل ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان و مصر و عراق مستقل.
2ـ همکاری بین تمامی کشورهای منطقه در ایجاد یک واحد اقتصادی و سیاسی واحد.
3ـ همکاری آمریکا و چین و روسیه در شکل دهی هژمونی منطقه‎ای درونزا و مستقل متناسب با آمادگیها و توانایی‌های خود.
این شکل هژمونی منطقه‎ای چیزی شبیه اتحادیه اروپاست و با هژمونی آمریکایی در منطقه خاورمیانه قبل از سال 1980 ( پیروزی انقلاب اسلامی) که متکی به دو رکن ایران و عربستان بود که صرفاً نقش ژاندارمی برای آمریکا را ایفا می‌کردند متفاوت است.

تاریخ انتشار در سایت: ۳ خرداد ۱۳۸۲
منبع: / سایت خبری / بازتاب ۱۳۸۲/۰۳/۰۳
نقش ها
سخنران : محسن رضایی
عناوین
رسته: 3