یک‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
بر خط: 1274
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1491 بازدید
نویافته هایی درباره ملی کردن صنعت نفت(1)

فارغ از کتابخانه ی پر از کتابی که تقریباً سه ضلع اتاق چهار ضلعی را پوشانده بود و صرف نظر از تمام اشیاء ریز و درشت قدیمی که آن اتاق چهار گوش را محیطی متفاوت و متمایز از تمام اتاق های چهارگوش دیگر کرده بود و خلاصه جدای از تمام آنچه دیده می شد، بالای میز کار پر مشغله و مشغول اتاق، روی دیوار عکسی قدیمی نشسته بود؛ عکسی متعلق به مردی جریان ساز در تاریخ معاصر ایران. تقریباً شبیه همان عکس هایی بود که در کتاب ها چاپ می شوند و البته پشت شیشه های کتابخانه ی یکی از دیوارها نیز عکس های قدیمی دیگری هم بود و اشیاء قدیمی دیگر که گویی تاریخ مجسم و زنده بودند. صاحب اتاق که همان دکتر "سیدمحمود کاشانی" استاد دانشکده ی حقوق دانشگاه شهید بهشتی بود؛ پسر همان مرد جریان ساز روی دیوار.
آمده بودیم از پدرش و معرکه ی ملی شدن صنعت نفت بپرسیم؛ تا برایمان بگوید پدرش "آیت الله سیدابوالقاسم کاشانی" که بود و ماجرای ملی شدن نفت چه بود؟ از آن جایی که عکس روی دیوار، آشنا بود و همان آیت الله کاشانی توی کتابها، احتمال می رفت که این گفتگو هم همان قصه های تکراری "آی نفت ما را می بردند نجاتش دادیم" باشد، بی آنکه آخرش بفهیم این نفت نجات یافته از دست آن دیوان بد سیرت سرش به کجا بند است. اما این شنیده ها با آنچه در کتاب ها دیده و خوانده می شود فرق های بسیار داشت.


● این گفتگو با سؤال سیدمحمود کاشانی آغاز شد که پرسید: "اصلاً چقدر در مورد تاریخ معاصر و ماجرای ملی شدن صنعت نفت" مطالعه کردید و اطلاع دارید؟
چرا آقای کاشانی؟ من جوان نوعی با این همه مشغله ی کار و تحصیل و تورم و ازدواج و هزار گرفتاری دیگر چرا بنشینم از ملی شدن صنعت نفت بخوانم که سر و ته اش پیدا نیست و راست و دروغش هم درهم است و آخرش هم نمی فهمیم این نفت فلک زده به کجا رفت و شتابان می رود؟
مطالعه در این مورد بسیار مهم است. این پدیده یکی از پدیده های مهم تاریخ صد سال اخیر ایران است. سه اتفاق مهم در سده ی اخیر روی داد که یکی مشروطیت، دیگری نهضت ملی ایران و سومی هم انقلاب اسلامی ایران است. اصولاً تاریخ معاصر ایران برای هر فرد ایرانی به ویژه نسل جوان دارای اهمیت است، چون نسل امروز در گذشته زندگی نمی کرده و از رویدادهای آن دوران تنها از طریق روایات، کتاب ها و سخنرانی ها آشنا شده است. اما اگر نسل جوان با واقعیت های تاریخ معاصر آشنا شود، بهتر می تواند مسایل جامعه ی امروز را بشناسد و به ریشه های دشواری های موجود پی ببرد. آنچه مسلم است؛ کشور ما در خلال یک قرن پیش با مداخله ی کشورهای نیرومند غربی دست و پنجه نرم کرده و پیروزی ها و ناکامی هایی داشته، ولی این مداخلات هرگز متوقف نشده است. بنابراین اگر نسل جوان بتواند از تجربه ی گذشته ی تاریخ معاصر درس هایی بگیرد، برای زندگی امروز او بی نهایت ارزشمند است.

● با این توصیف به نظر شما مشکل کجاست که مطالعه و ‌آگاهی ما و گاهی حتی رغبت به خواندن و کسب اطلاعات در مورد رویدادهای مهم تاریخی مان مثل ملی شدن صنعت نفت، اینقدر کم است؟
برداشت من این است که نسل جوان و مردم به شناخت تاریخ معاصر علاقه مند هستند، ولی کتاب هایی که تا کنون منتشر شده دارای انبوهی از مطالب خلاف واقع است که حس کنجکاوی مردم را ارضا نمی کند و شاید این موضوع باعث بی علاقگی به تاریخ شده باشد. از سوی دیگر رسانه ها به ویژه صدا و سیما به تکلیف مقرر در اصل 175 قانون اساسی عمل نمی کند. به این معنا که صدا و سیما باید با برگزاری بحث های آزاد به افرادی که از ماهیت این رویدادهای تاریخی آگاه هستند، فرصت دهد تا مسایل تاریخی را روشن سازند، مانند اشغال ایران از سوی متفقین در سال 1320 و پیامدهای آن، دخالت انگلستان در امور داخلی ایران به ویژه برگزاری انتخابات دوره های 14، 15 و 16، رویداد ملی کردن نفت، قیام 30 تیر سال 1331، گرفتن اختیارات قانون گذاری مجلس از سوی مصدق، توطئه 9 اسفند 1331 و رویدادهای شگفت انگیز تیر و مرداد سال 1332 که عموماً پنهان مانده اند و مردم اطلاعات بسیار اندکی دارند. حال آنکه اگر صدا و سیما چنین فرصت هایی را فراهم کند، مردم با عشق و علاقه این بحث ها را دنبال خواهند کرد و ریشه های انقلاب در ایران برای مردم آشکار خواهد شد.

● این پنهان کاری برای چیست؟
از دلایل اصلی این پنهان کاری این است که سیاست های خارجی که در کشور ما مداخله کردند و نهضت ملی ایران را به شکست کشاندند، نمی خواهند ابعاد و شیوه ی مداخله ی آنان آشکار شود. بنابراین با انتشار انواع کتاب هایی که واقعیت های تاریخی را تحریف کرده اند و همچنین سکوتی که در رسانه ی ارزشمند! کشور برقرار کرده اند، عملاً به این هدف دست یافته اند. بالاتر از آن اینکه در صدا و سیما به مناسبت های گوناگونی چون ملی کردن صنعت نفت یا رویدادهای تیر و مرداد سال 1332 برنامه های فریب کارانه هم پخش می شود که یک نمونه ی آن فیلمی است به نام "کاخ تنهایی" که در سال 1384 از شبکه اول سیما پخش و به رغم اعتراضات فراوان از سوی این جانب و دیگران، مدیریت صدا و سیما دوباره همین فیلم را با عنوان جدید "پدرخوانده" در بهمن سال جاری از سیما پخش کرد که این بار هم ضمن اعتراض از آقای ضرغامی درخواست کردم که فرصتی برای نقد این فیلم به من بدهند تا به گونه ی زنده بخش های مختلف آن را بررسی کنم. ولی تا کنون چنین فرصتی به من داده نشده است. بنابراین این پرسش مطرح می شود که انگیزه ی مدیریت صدا و سیما از این پنهان کاری چیست و چرا فیلم هایی که این گونه تاریخ معاصر را تحریف کرده اند از این رسانه پخش می شوند، و در حالی که در مورد فیلم های هالیوودی فرصت نقد و بررسی را به منتقدان می دهند، در مورد این فیلم باب هر گونه نقد و بررسی همچنان بسته است.

● ابتدای صحبتتان اشاره کردید به شکست نهضت ملی ایران. آیا با ملی شدن صنعت نفت باز هم می توان گفت نهضت ملی ایران شکست خورد؟
نهضت ملی ایران در پی یک مبارزه طولانی با اشغالگری انگلستان در ایران همزمان با جنگ جهانی دوم آغاز شد. این نهضت در پی هدف های مهمی در کشور بود که از آن جمله می توان به قطع سلطه ی انگلستان از منابع نفتی ایران و قطع نفوذ سیاسی اش بر مجلس و دولت ایران نام برد. بنابراین ملی کردن صنعت نفت یکی از هدف های نهضت ملی ایران بود و آنچه رایج شده که این نهضت را به نام ملی کردن صنعت نفت می خوانند اصطلاح درستی نیست، زیرا هدف های این نهضت فراتر از این بود. اما این نهضت با اینکه تمام عوامل پیروزی را در اختیار داشت، به شکست رسید.
عوامل پیروزی آن از درون آن سرچشمه می گرفت؛ نخست آنکه ملت ایران پس از سال ها پراکندگی اتحاد خود را به دست آورده بود. آیت الله کاشانی پس از سال ها تبعید و زندان در رهبری این نهضت قرار داشت و گروهی از نمایندگان مجلس که در دوره های پانزدهم و شانزدهم مجلس مبارزه کرده بودند نیز در خدمت این نهضت بودند. همچنین علما و مراجع در ایران و عراق حامی و پشتیبان نهضت ملی ایران بودند. دیگر آنکه این نهضت نیرومند بود و می توانست هدف های اصلی خود را که اصلاح قانون انتخابات و برگزاری انتخابات عادلانه در کشور بود، به مورد اجرا گذارد و همچنین از قانون ملی کردن صنعت نفت و اجرای آن در جهت رفاه و آسایش عمومی بهره برداری کند. ولی هیچ یک از این دو هدف تحقق نیافت.

ادامه دارد ...

تاریخ انتشار در سایت: ۲۶ فروردین ۱۳۸۷
نقش ها
گفت و گو شونده : محمود کاشانی
عناوین
رسته: 3