چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۳
بر خط: 1254
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

507 بازدید
چالشهای توسعه ی علمی و نظام آموزش عالی در ایران

امروزه آموزش عالی از اساسی ترین ارکان خیزش به سمت جهانی شدن محسوب می شود. نیروی انسانی ماهر اصلی ترین شاخصه ی پیشرفت و توسعه کشورها و از مهمترین عوامل قدرتی آنها محسوب می گردد. در این راستا توسعه علمی و تقویت نهادهای آموزشی و پژوهشی می تواند تمهید کننده راه به سمت تحقق در سایر زمینه های توسعه باشد. نیروی انسانی ماهر به طور عمده از طریق آموزش عالی کارآمد و مؤثر قوام می یابد.

بنابراین شایسته است اصلی ترین نقش دولت در زمینه آموزش عالی، توسعه علوم تحقیقات و فن آوری، تقویت روحیه تحقیق و تتبع و ترویج تفکر خلاق و ارتقای فرهنگ علم دوستی باشد. تا به این ترتیب ارزشهای انسانی و اسلامی شکوفا گردد و جلوه های هنر و زیبایی شناسی متجلی گردند و میراث تمدن ایرانی و اسلامی حفظ شوند.

نوشتار حاضر بایسته های توسعه علمی و آموزش عالی و ارتباط آن را با دانش آموختگان کشور ترسیم می کند. در ابتدا بحث می شود که چگونه توسعه علمی زمینه ساز توسعه در سایر مقوله هاست و برای توضیح بیشتر مطلب، مشترکات و تفاوتهای موجود میان کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه بیان می شوند. سپس بحث می شود که چگونه لازم است برای ایجاد توسعه علمی در نگرشهای جامعه و حکومت نسبت به جایگاه و منزلت دانشگاهها تغییری بنیادین صورت پذیرد. آخرین مقوله بحث دانش آموختگان کشور، چالشها و فرصتهای فراسوی آنها ست.


جهانی سازی روند یکپارچه نمودن معیارهای مختلف در زمینه های گوناگون است. در این راستا معیارها تعریف می شوند، ارائه می گردند و رقابت جهت دستیابی به آنها شکل می گیرد. در این عرصه بازیگران مختلف استعدادها و توانایی های گوناگون را از خود به منصه ظهور می رسانند. قدرت تفکر و طراحی استراتژی ها و تاکتیکهای مناسب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. معیارهای ارائه شده هدف قرار می گیرند و راه رسیدن به آنها ترسیم می گردد و موفق ترین بازیگران در عرصه رقابت آنهایی هستند که هر چه سریعتر و با کیفیتی مناسب خود را به سطح استانداردهای مطلوب در گسترة جهانی برسانند و بنابراین در میدان رقابت عنصر وقت و زمان از جایگاه ویژه ای برخوردار است و هرگونه اتلاف زمان به معنای عقب افتادگی و شکست است. (1)
جهان قرن بیست ویکم به شدت متاثر از فـن آوری مدرن و پیشرفته در زمینه اطلاع رسانی است. توانایی شگرف دنیای مدرن برای ایجاد ارتباط همزمان باعث شده تا زمان و مکان در بسترهای جدیدی قابل تعریف باشند این تحول به حدی بزرگ و سریع است که به سختی می توان چشم اندازهای فردای آن را از روزنه های تنگ امروز ترسیم نمود. ولی آنچه به یقین و بدون تردید فراخور شرایط فعلی است تاثیر پذیری گستردة جوامع انسانی از این شرایط و تغییرات است که می تواند در زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و نظامی متجلی یابد. (2)
در این مجموعه نقش علم و نظام تولید و توزیع معرفت از جایگاه ممتازی برخوردار است. دو حوزه آموزش و پژوهش در این گردونه نقشی اساسی دارند تا بتوانند بستر مناسب را برای ایجاد و شکل گیری جهانی انسانی و عادلانه به وجود آورند. در واقع علم و دانش است که باید با پیچیدگی ها و غوامض جوامع امروزی مقابل نماید، و البته دین و فرهنگ نیز در تلطیف شرایط بوجود آمده نقش عمده ای را ایفا می نماید. (3)
تا چند دهه پیش در مجموعه پارامترهای قدرتی کشورها، قدرت نظامی از مهمترین عوامل محسوب می شد. اما در دنیای امروز در محور اصلی قدرت و اقتدار، نهادهای دانشگاهی در دو عرصه آموزش و پژوهش قرار می گیرند. با علم به این معنا دولتهای پیشرفته بالاترین انرژی خود را صرف توسعه علم و تحقیق می کنند. چرا که آنها به خوبی دریافته اند اقتدارشان یا به عبارت دیگر توانایی اعمال و کنترل قدرت منوط به گسترش توانائیهای علمی است و این امر نیز جز با انجام اصلاحات در استراتژیها و تاکتیکهای مربوط به مدیریت و ادارة مراکز علمی و پژوهشی قابل تحقق نمی باشد. (4)
با این دیدگاه نوشتار حاضر به بررسی چشم انداز آموزش عالی در کشور و موقعیت دانش آموختگان کشور می پردازد و چهار موضوع را به عنوان اصل بحث مطرح می نماید. در ابتدا به تحقق توسعه علمی به عنوان پیش در امد توسعه در سایر زمینه ها اشاره می شود و سپس لزوم ایجاد تغییر در بینشها و نگرشها در خصوص آموزش عالی مطرح شده و نهایتا موقعیت دانش آموختگان در آموزش عالی و چالشها و فرصتهای فراسوی آنان مورد بحث قرار می گیرد.

راهکارهای توسعه علمی
با توجه به این روند ایجاب می کند که جامعه ایران امروز نیز راهبردها و سازوکارهای جدیدی را متناسب با پیشرفت و توسعه علمی در دنیای امروز اتخاذ نماید اقتدار ملی با توسعه علمی کشور تقویت خواهد شد چرا که هر نوع توانمندی برستون دانایی قرار می گیرد. در این راستا لازم است تا مراکز دانشگاهی و پژوهشی بتوانند تعامل و روابط گسترده مؤثری با جهان مدرن امروز برقرار سازند و به این ترتیب با مشکلات و چالشهای موجود به مقابله برخیزند. در زمینه توسعه علمی، کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه مشترکات زیادی دارند: دفع نیروهای متخصص، عدم کار آیی در جذب نیروهای کیفی تخصصی، ناتوانی در پرورش استعدادهای جوان و درخشان، ضع‏ مدیریت نهادهای علمی، کمبود بودجه تحقیق و توسعه، ضعف فرهنگ ملی و بومی، توجه به ابزار و بی توجهی به مغزها و اندیشه ها، تاکید بیش از حد به خرید خارجی و کم توجهی به تولیدات داخلی، ضعف در اقدامات قانونی و نهادینه شده وناتوانی در مدیریت نظامهای جامع و پر حجم. اینگونه کشورها با توجه به این ضعفهای ساختاری غالبا در مقابل تهاجم نظامی و فرهنگی کشورهای پیشرفته بی دفاعند. (5)
اما میان کشورهایی که به سمت توسعه یافتگی خیز برداشته اند مانند کرة جنوبی، آرژانتین، هندوستان و برزیل نیز مشترکات زیادی وجود دارد بودجه تحقیق و توسعه در صد قابل توجهی از در آمد ناخالص ملی را تشکیل می دهد. شاخصه های علم و فن آوری در آنها رشد فزاینده ای دارند. مراکز تحقیقاتی فعال در آنها تاسیس شده است. با برنامه ریزی و سیاستهای جذب مناسب موفق شده اند برخی از نخبگان علوم و تکنولوژی بومی را در کشور خود حفظ نمایند. محققان برجسته کشور از اختیارات ویژه برخوردار شده اند. فرهنگ تمایز میان پر مایگان و کم مایگان پذیرفته شده است. ارتباط کالبدی و عمده میان علوم و صنایع ایجاد شده است. اندیشه های بومی به مجرای تولید رهبری شده اند هنچارها و نرمهای بین المللی ارزیابی علمی مورد پذیرش قرار گرفته اند و ارتباطات علمی بین المللی قوی ایجاد شده است. به همین دلیل است که اینگونه کشورها در مقابل تهاجم کشورهای پیشرفته حرفی برای گفتن دارند برای غرب امکان ندارد بتواند جلوی برنامه هسته ای هند یا برنامة فضایی و ساخت موشکهای بالیستیک آن را بگیرد زیرا تکنولوژی هند مبتنی بر علمی است که در هند بومی شده است اما جلوی کشورهای دیگر مانند عراق را می تواند بگیرد و حتی آن کشوررا عملا نابود کند، زیرا تکنولوژی آن وارداتی است و علم در آن کشور هنوز ریشه ندوانیده است. (6)
بنابراین دو روند گوناگون در سطح جهانی مطرح است برخی کشورها توانسته اند سد توسعه نیافتگی را بشکنند و به جرگه کشورهای پیشرفته بپیوندند اما هنوز برخی به موفقیت نرسیده و حتی به قهقرا رفته اند به راستی رمز این موفقیتها چه بوده است ؟ چرابرخی خوب عمل کرده اند و برخی دیگر عقب مانده اند. این درحالی است که بدون تردید همه مایلند از حیطه عقب افتادگی و توسعه نیافتگی خارج شوند و راه را برای رشد و ترقی باز کنند. (7)
برخی از کشورها مانند کره جنوبی با مایه های اندک، عمـدتا اقتصاد کشاورزی با منابع طبیعی کم، مبنای اقتصادی بسیار ضعیف و امکانات بسیار ناچیز برای تحقیق و توسعه شروع کرده اند و پس از گذشت چند دهه توانستند خود را به مرزهای توسعه یافتگی برسانند. امروزه کره با گذشت پس از نیم قرن با کوششهای همه جانبه دولت و صنایع، سرمایه گذاری سالانه در تحقیق و توسعه را به بالای 2 درصد تولید ناخالص ملی رسانده است. اما ما در مقام مقایسه، اگر روند توسعه علمی را تاسیس دارالفنون امیر کبیر بدانیم نتوانسته ایم به استانداردهای مطلوب نایل شویم و بلکه حتی از بسیاری از آنها عقب می باشیم. ما باید از این امر عبرت بگیریم و هرچه سریعتر با کارشناسی مناسب به طرح و برنامه ریزی لازم بپردازیم البته باید بدانیم که راه حلهای وارداتی و کلیشه ای مشکل گشا نیست و شرایط و پیچیدگیهای جامعه امروز مان باید مد نظر قرار گیرد. تجارب کشورهای مختلف نشان می دهد که با ارادة ملی و برنامه ریزی صحیح می توان بر توسعه نیافتگی علمی غلبه کرد مدلهایی که کشورهای مختلف اختیار کرده اند یکسان نیست، مدلی که راهگشای مسائل کشورها باشد مدل متفاوتی خواهد بود اما مشترکات نشان می دهد برای توسعه اصولی دستور کاری وجود دارد که باید از آن متابعت نمود. (8)

لزوم تغییر در نگرشها و بینشها
در این باره جامعه و حکومت نیازمند تغییر در نگرشها و بینشهای خود نسبت به جایگاه و منزلت دانشگاه هستند. این امر مستلزم تغییر ساختاری در نظام اداری و برنامه ریزی اقتصادی کشور است. لازم است دانشگاه و دانشگاهیان از اولویت برخوردار باشند. اولویت در تصمیم گیریهای کلان کشوری و اولویت در ارائه مشاوره و رای زنیهای مهم پیش شرط اساسی برای رشد و توسعه راهبردی کشور است باید نخبگان فکری در مناصب کلیدی و اجرایی کشور سهم چشمگیری داشته باشند و مهم تر آنکه در مقام مشاوره های عالی قرار گیرند. شاید به جرات بتوان گفت رمز اصلی موفقیت کشورهای توسعه یافته تکیه آنها به نظرات دانشگاهیان است. این کشورها برای علمی نمودن تصمیم گیریهای اجرای در همه وزارتخانه ها از نظرات تخصصی دانشگاهیان برخوردار می گردند و همه وزرا از مشاورین دانشگاهی در تصمیم گیریهای عمده و کلان بهره می جویند. به نظر می رسد می توان این موضوع را در قانون توسعه علمی کشور جای داد و تا جنبه الزام اور پیدا کند. کشورهایی که دانشگاهیان آن به گوشه رانده شده و منزوی گردند به تدریج خود آن کشور نیز در صحنه جهانی منزوی شده و به گوشه ای خواهد خزید.
به این نکته نیز باید اشاره نمود که نظام مدیریت دولتی مدرن در جهت رفع نارسایی های مدیریت دولتی سنتی یا ادارة امور عمومی با توانمندیهای نو و جهت گیری های تازه،شکل گرفت و در تجربیات اولیه اثر بخشی و کار آمدی خود را نشان داد. یکی از ویژگیهای این نوع مدیریت، رها ساختن دولت از تصدی ها، انحصارات و فعالیتهایی بود که بخش خصوصی و مشارکت های مردمی قادر به انجام آنهـا بـودنـد. در ایـن روش دولت به نقش واقعـی خود که همانا اعمال حاکمیت و نظارت عالیه است می پردازد و از ایفای نقشهای حاشیه ای اجتناب می ورزد. (9)
در این روش آموزش عالی یکی از فعالیتهای اصلی، عمده، حساس و گسترده در جامعه نمی تواند به طور انحصاری در اختیار دولت باشد و سایر نهادها در کشور از تقبل آن برحذر شوند. بنابراین در راه توسعه آموزش عالی باید به بخش خصوصی نیز قدرت عمل را ارائه نمود ولی در عین حال دولت نظارت عالیه و کیفی خویش را بر آن مستمرا داشته باشد.

دانشگاه ها: راهبرد مشارکت
گسترش مشارکت دانشگاه ها در امور کشور نیازمند تمرکز زدائی است تا زمانی که تمرکز گرایی اصل محوری دراداره دانشگاهها باشد آنان نمی توانند به خوبی ابداعات و نوآوریهای خود را متجلی نمایند باید که به تدریج و در روندی کارشناسانه و دقیق دانشگاهها و هیاتهای امنای آنان از اختیارات و مسئولیتهای اداری و مالی و فنی گسترده تری برخوردار شوند.
تقویت بنیه مالی دانشگاهها نیز می تواند نقش آنان را در تولید و فن آوری در کشور ارتقاء بخشد. افزایش سهم سرمایه گذاری های زیر بنایی در راه توسعه علمی و اعطای منابع دولتی به مراکز علمی، پژوهشی و دانشگاهی به صورت کمکهای بلا عوض می تواند شاخصهای توسعه علمی در کشور را بهبود دهد در این باره لازم است قانون گزاران به اصلاح قانون و مقررات عمومی در مبادلات خارجی پرداخته و تسهیلات لازم را برای پشتیبانی های فنی و تدارکاتی از فعالیتهای آموزش و پژوهش پیش بینی نمایند.
نکته ظریف دگر در این باره،لزوم ایجاد روزنه های کافی برای ارتباط و مراوده با مراکز علمی و فنی بین المللی به منظور تامین نیازهای آموزشی و پژوهشی کشور است. در این ارتباطات و مراودات دانشگاه ها با جدیدترین فن آوری ها در سطح بین المللی آشنا می شوند و به تبادل استاد می پردازند سمینارهای مشترک برگزار می کنند و به این ترتیب رتبه خود را بالا می برند.
در عین حال نظام آموزش عالی باید به گونه ای طراحی شود که در آن استادان در یک فضای رقابتی به استخدام دانشگاه در بیایند آنچه لازم است در الگوی دانشگاههای غربی تقلید کنیم نظام مدیریت دانشگاهها و نظام تولید فکر در دانشگاهها بوده است. ما در خیلی از چیزها از غرب تبعیت نموده و الگو برداری کرده ایم اما متاسفانه در آن جایی که غرب به اعتبار آن اخته شده اینگونه عمل نکرده ایم و آن جز ایجاد فضای لازم برای تولید فکر و اندیشه نمی باشد. باید تلاش نمود تا نظامی ایجاد گردد که در آن نظام مولفه های لازم برای رشد استادی وجود داشته باشد.
استاد براساس معیارها و استانداردهای لازم و علمی و کیفی استاد شود و نه از طرق دیگر مانند احکام دولتی و وزارتی. می توان گفت نظام آموزش عالی در کشور ما به طوری جدی در این باره با نقصان مواجه است نه استخدام اساتید در ایران رقابتی است و نه رشد آنها در محیط دانشگاهی. در نظامی که رقابتی نیست استاد جایگاه خودش را پیـدا نمی کند. تفکـر حاکـم بـر نظام آمـوزش عالی ما « هرمی اداری » به وجود آورده است و در حالیکه نظام آموزش و پژوهش نباید اینگونه باشد. در دنیای توسعه یافته و پیشرفته نظام تشکیلاتی دانشگاه اداری نیست در دانشگاههای پیشرفته بین اساتید رقابت وجود دارد و ارزش ها به سطح علمی استادان و تحقیقات و تولیدات فکری آنهاست. اما در ایران این تفکر حاکم نیست. متاسفانه در نظام آموزش عالی رشد استاد به وسیله معیارهای دیگری است که ارتباطی به مبانی علمی ندارد. مثلا در ایران اگر اساتید کار اجرائی کنند پایه استادی شان بالا می رود در حالیکه این امر اصلا ربطی به پایه استادی ندارد. این نظام نمی تواند علمی و دانشگاهی باشد و چنین نظامی نمی تواند باعث رشد و توسعه تحقیقات گردد. در این شرایط تنها انگیزه های فردی تحقیقات را به پیش می برد و بنابراین از کارآیی لازم برخوردار نمی باشد. در این راستا لازم است دانشگاهها به طور مرتب از لحاظ علمی ارزیابی و درجه بندی گردد و به جامعه نیز اعلام شود اگر دانشگاه ها از پیشرفت علمی لازم برخوردار بودند باید مورد تشویق قرار گیرند و گرنه متوقف حتی سرانجام منحل شوند. اساتید نیز باید در یک نظام رقابتی رشد کنند تا هر کس جایگاه واقعی خود را پیدا کند و تا زمانی که این موضوعات تحقق نیابد نباید انتظار داشت که پیشرفت های پژوهشی مهمی صورت گیرد. (10)

مشارکت دانش آموختگان در عرصه توسعه علمی
امروزه کشور فاقد امکانات لازم برای پرورش استعدادهاست. به عبارت دیگر توان استعدادهای جوان ما فوق توان نهادهای علمی می باشد بنابراین تا دورة معینی امکان پرورش و تربیت موجود است، و در مقاطع بالاتر معمولا نهادهای موجود قابلیت برآورده نمودن استعدادهای جوانان نمی باشند. وطبیعی است که در شرایط دنیای امروز آنان جذب کشورهای پیشرفته شده و آنان نیز از این گونه نیروی انسانی استقبال نمایند. این درحالی است اگر تصور نماییم به یکباره متخصصان ایران خارج از کشور یا برخی از آنها تصمیم بگیرند به ایران بازگردند امکان جذب آنها در مؤسسات داخلی وجود ندارد و این موضوع از شاخصه های عقب ماندگی است که در کشورهای توسعه نیافته مشاهده می شود. در صورتی که کشورهای پیشرفته نه تنها آمادگی جذب دارند بلکه حتی به طور فعال به دنبال جذب نیروهای متخصص می روند. به طور متعارف پوشش آموزش عالی برای گروه سنی 33-18 سال که سن متعارف ورود به دانشگاه است در ایران حدود 18 درصد است. در صورتی که در برخی کشورهای پیشرفته صنعتی به بیش از 90 درصد بالغ می شود. باتوجه به پیش بینی های انجام شده گروه سنی جوان کشور بین سنین 15 تا 24 سال به بیست و پنج درصد کل جمعیت در سال 85 خواهد رسید حال این میزان جمعیت به شدت تقاضای ورود به مجموعه آموزش عالی کشور هستند. این موقعیت از یک طرف مبشر فرصتها و موقعیتهای مناسبی برای کشور است اما از طرف دیگر اگر مهار نگردد به وجود آورنده تهدیدات و مخاطرات و چالشها گوناگون است.
البته لازم به یاد آوری است که در نظام آموزشی تغییر از پایه باید مد نظر قرار گیرد. به عبارت دیگر از مرحله دانش آموزی روند آموزش و تربیت به گونه ای باشد که بهترین بهره وری را داشته باشد. بحرانهای پی در پی تاریخ سیاسی معاصر ایران، فرصتی برای آموزش معقول و آرام سیاسی فراهم نیاورده است. هیجان و حماسه و تعصب جایگزین آموزش شده و در نتیجه تبعات منفی آن امروزه خود را نشان داده است. قاعده مندی فکری و رفتاری می باید از دورة آموزش ابتدائی شروع شود و تا دبیرستان ادامه پیدا کند. متاسفانه در نظام آموزشی ما، مجموعه ای از مواد خام غیر قابل استفاده با روشهای عموما غیر استدلالی و حفظ کردنی به دانش آموزان منتقل می شود و در دورة دانشگاه زمینه های پرسش، کنجکاوی علمی و استدلال کردن و فکر کردن را از او می گیرد. تربیت زیر پانزده سال در شخصیت و سرنوشت فرد بسیار تعیین کننده است. قاعده مندی فکری مهمترین رکن ایـن آموزش است. دولت متصدی ایجاد تحول جدی در نظام آموزش دورة ابتدائی، راهنمایی و دبیرستان است. بطوری که دانش آموزانی با هویت استدلالی و قاعده مند تربیت کند.
در کنار مسئله بالا معضل بیکاری دانش آموختگان نیز به سختی نیازمند مدیریت و پی گیری است. توسعه کمی دانشگاهها در سراسر کشور و همچنین پایین بودن توان اقتصادی، صنعتی، کشاورزی و خدماتی باعث می گردد تا جذب دانش آموختگان به کندی انجام پذیرد. این در حالی است که دو روند خصوصی سازی و کم حجم نمودن هندسه دولت تاثیرات عمده ای را از خود در این مقوله به جای گذاشته است. در حالیکه دولت به سمت تمرکز زدایی و کاهش تصدی امور حرکت می کند بخش خصوصی نیز از پتانسیلهای لازم جهت جذب دانش آموختگان کشور برخوردار نیست. ساختار ناتوان اقتصاد کشور هم در بخش عمومی و هم در بخش خصوصی فاقد ویژگیهای لازم جهت به چرخه در آوردن توسعه علمی کشور است.
سهم نیروی انسانی متخصص در بین کل شاغلان کشور فقط 6/9 در سال 1378 بوده است و در بخش خصوصی فقط 2/2 در صد از افراد شاغل دارای تحصیلات عالی هستند در بخش صنعت بیش از 85% شاغلان زیر دیپلم هستند و فقط 4 درصد فوق دیپلم به بالا هستند درحالی که از نظر معیارها و استانداردهای رسمی باید حدود 20 درصد باشند. در بخش کشاورزی 1/97 درصد شاغلان را افراد زیر دیپلم تشکیل می دهند و فوق دیپلم به بالا 47/0 درصد می باشد در حالیکه از نظر معیارهای جهانی باید بالای 12 درصد باشند که این امر نشان دهنده ماهیت مونتـاژی صنعـت و سنتـی بـودن کشـاورزی است.حتی در آموزش و پرورش با وجود بیش از یک میلیون معلم و کادر آموزشی، سطح تحصیلات حدود 50 درصد آنان در حد دیپلم و یا زیر دیپلم می باشد.
با توجه به مالب اشاره شده و توجه این امر که نیروی کار متخصص در دهه آینده با شتاب چشمگیری افزایش خواهد یافت باید به برنامه ریزی مناسبی جهت استفاده صحیح و درست از این سرمایه های عظیم انسانی نمود و اگر این امر تحقق نیابد نمی توان به تحقق اهداف توسعه کشور امیدوار بود.
نکته مهم در این مجموعه ارتقاء کیفیت آموزشی و در عین حال پاسخگویی به تقاضای اجتماعی برای برخورداری از آموزشهای عالی است.
عدم کار آیی زیر ساختهای علمی، آموزشی و پژوهشی، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی دولتی را در قیاس با سایر بخشها فاقد یا دارای حداقل امکانات علمی نشان می دهد. این در حالی است که سایر مشکلات و معضلات مانند تنگناهای مالی و بودجه ای دانشگاهها و عدم تناسب در آمد اعضای هیئت علمی با نیازهای آنان و پوسیدگی ساختار تحقیقاتی و فن آوری کشور ما ناکارآمدی روشهای موجود سیاستگزاری علمی را هر چه بیشتر هویدا می سازد.
دانشگاهـها قلـب و هستـه اصلـی تحرک فرهنگی کشور نیز محسوب می شوند آنها هستند که می توانند قشر متحرک اجتماعی یعنی جوانان را به مسیر مورد دلخواه و مطلوب هدایت نمایند. دانشگاه مدرسة تربیتی و فکری جوانان کشور این گرانبهاترین سرمایه ملی است بنابراین شایسته است بالاترین سرمایه گزاریها را برای آن انجام داد تا نهاد دانشگاه به عنوان یک نهاد واسط فرهنگی علاوه بر تأمین نیروی انسانی متخصص و ملتزم به آرمانهای اعتقادی و اجتماعی و نیز تولید علمی و پژوهشی و حل معضلات پیچیده کشور، معطوف به تولید فکری ارزشی و هنجاری و خلق الگو های اجتماعی و مشارکت در امر فرهنگ سازی و ترسیم روندهای آینده باشد. پس با توجه به سرمایه گزاری و مدیریت مهمترین این مرکز علمی – فرهنگی بسیار حائز اهمیت است تا دانشگاه بتواند در تحولات اجتماعی و در فرآیند توسعه متوازن پایدار و همه جانبه کشور نقش اساسی ایفا نماید.
البته قابل ذکر است که نقش دادن به افراد فعال و پراندیشه برای گسترش فعالیتهای تخصصی لازمه توسعه علمی است در حالیکه نهادهای علمی و صنعتی ما فاقد انعطاف لازم در این راستا می باشند. اگر متخصصی در سازمانی ایده جدیدی داشته باشد تمهیدات لازم برای تحقق بخشیدن به آن اندیشیده نشده است. به این دلیل رشد کیفی در مراکز آموزش عالی پژوهشی و یا حتی صنعتی ما به ندرت دیده می شود.
راز پیشرفت در نهادهای علمی توجه کردن و توجه دادن به اندیشه های نو وکاربردی و توانمند ساختن افراد فعال و پر اندیشه است. نهادی که بدون توجه به این سازوکار بنا گردد زود پیر و فرسوده می گردد.
نکته دیگر در این باره، ضعف مدیریت علمی است متاسفانه می توان گفت در بسیاری از مراکز علمی کشور، به مدیریت به عنوان یک علم نگریسته نمی شود. طبیعی است مدیریت ضعیف یک مرکز علمی که درک صحیحی از چگونگی کار در یک مرکز تحقیقاتی ندارد، اجازه رشد به مرکز علمی نمی دهد، در واقع چنین مدیرانی خود مانع رشد هستند و بدیهی است شرایط در چنین موسسات علمی پذیرای افراد کیفی نیست و دفع خصیصه این گونه مراکز علمی است.

نتیجه گیری
جامعه جوان ایران امروز ایجاب می کند تا نقش آموزش عالی به شکلی راهبردی در عرصه های مختلف ارتقاء یابد. اصلاح فرآیند برنامه ریزی های آموزشی و پژوهشی و برنامه ریزی درسی متناسب با رهیافت های جدید علمی در اولویت نیازهای جامعه به ویژه در زمینه کار آفرینی است در این راستا لازم است تا شاخصهای آموزشی و پژوهشی کشور بهبود یافته و مدیریت آموزش عالی در کشور به اصلاح نظام نظارتی درون وبرون سیستمی خود بپردازد.
شایسته است جهت ایجاد بهره وری در آموزش عالی، تخصصهای مورد نیاز در دو بخش دولتی و غیر دولتی به خوبی مورد شناسایی قرار گیرد.
یکی از اصول اساسی درراه توسعه کشور به قاعده در آوردن رفتارهاست. بنابراین حمایت قانونمندانه از توسعه کمی و کیفی دانشگاهها از اصول بنیادین تقویت بنیه آموزش در کشور است. در این راستا مدیران عالی کشور باید به تدوین سیاستها و اولویت های راهبردی در حوزه علوم، تحقیقات و فنآوری پرداخته و از طریق قانونگزاری مجلس شورای اسلامی آنها را نهادینه کنند و از طریق جذب و انتقال فنآوری به داخل کشور همراه با نظارت بر فرآیند انتقال دانش و فنآوری نوین راه را برای استقلال علمی کشور فراهم سازند. در این مجموعه نباید تنها به بخش دولتی اکتفا نمود و لازم است با طراحی و برنامه ریزیهای لازم سهم بخش غیر دولتی را در آموزش عالی گسترش داد.
شایسته است پژوهش محور آموزش قرار گیرد تا به این ترتیب فرآیند برنامه ریزی آموزش و برنامه ریزی درسی با جدیدترین رهیافتهای علمی نیازهای جامعه و کار آفرینی در انطباق باشد به ویژه لازم است برنامه ریزی مناسبی برای تقویت تحقیقات بنیادین و کاربردی و طرحهای نیمه صنعتی جهت افزایش نو آوری علمی در جامعه صورت پذیرد. انجام برنامه های آموزشی و پژوهشی مشترک با کشورهای پیشرفته دنیا و مشارکت در پـروژه هـای تحقیقـاتی بزرگ در سطح منطقه ای و جهانی نیز می تواند این روند را تسریع بخشد و موازی با این حرکت نیز لازم است مراکز و نهادهای علمی و پژوهشی نظریه پرداز، آینده نگر و نخبه پرور با مشارکت بخش های دولتی و غیر دولتی ایجاد گردند.
در یک دیدگاه کلی لازم است نظام آموزش عالی به گونه ای طراحی شود که روحیه تحقیق و تتبع و تفکر خلاق را بوجود آورده و تقویت نماید به طوریکه فرهنگ علم دوستی و علم پروری در جامعه نهادینه و مستقر گردد. این امر ممکن نخواهد بود مگر اینکه سطح دانش و مهارتهای فنی و اطلاعات علمی در جامعه گسترش یابد.
مردم درهمه سطوح به تفکر و مطالعه خو کنند و بدون آگاهی پذیرای مطالب نباشند و عقل و ادراک را جایگزین شور و احساسات عواطف و هیجانات سازند. این درحالی است با ارتقای سطح آموزش و پژوهش و فنآوری در کشور ایران می تواند سهم شایسته ای را در عرصه های جهانی تحقیق و نوآوری داشته باشد.
منابع انسانی گرانبهاترین سرمایه هر کشور است و چشم انداز آموزش عالی در کشور زمانی روشن و باز می شود که نیروی انسانی متخصص و کارآمد در جامعه تامین شود و ومنابع انسانی کشور توسعه یابد. این امر به نوبه خود نیازمند تامین عدالت اجتماعی در کشور است تا به عنوان یک مقدمه و پیش نیاز تمهیدات لازم را برای گسترش عادلانه آموزش در کشور فراهم سازد.

منابع:
1) سیمبر، رضا، جهانی شدن اقتصاد و تأثیر آن بر حاکمیت ملی کشورها، اطلاعات سیاسی – اقتصادی، سال شانزدهم، شماره هفتم و هشتم، فروردین و اردیبهشت 1381، صص 78-72
2) سیمبر، رضا، صلح و شرایط جهانی در آستانه قرن بیست و یکم، فصلنامه سیاست خارجی، سال یازدهم، تابستان 1376، صص 367-349.
3) در ارتباط ما بین علم و فرهنگ ر. ک. به:
Mike Feathestone, (ed.) , Global Culture, London, sage Publication, 1990.
4) سیمبر، رضا، اصول روابط بین الملل، انتشارات دانشگاه گیلان، 1379، صص 79-34
5) برای مطالعه بیشتر در این باره ر.ک.به:
Simbar, Reza, Higher Education and International Village: Impacts and Implications, Toward the Global University: Strategies for the Third Millennium, Paris, France, 1998.
6) برای مطالعه بیشتر در این باره ر.ک.به:
Simbar, Reza, Higher Education and the Challenge of Growth and Sustainability, EDU-COM 2004, International Conference – Khon-kaen, Thailand, 24-26 November 2004.
7) Inkeles, A., and Simith, D., “Becoming Modern” in Development and Underdevelopment , the University of Wisconsin Press, 1988, pp. 3-27.
8) Biersteker,t., Sovereignty and Development, Cambridge, Cambridge University Press, pp. 45-67.
9) Simbar, R. Priva’tization of Higher Education in Iran, 2nd Global Conference in Virtual Learning and Higher Education, Mansfield College, Oxford University, Oxforf, September, 2003.
10) Palfreeman, T. Higher Education: Challenges and Opportunities: Queensland Press, Queensland, 1997, pp.13-46.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۹ شهریور ۱۳۸۵
نقش ها
نویسنده : رضا سیمبر
عناوین
رسته: 1