یک‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷
بر خط: 4643
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

745 بازدید
فردید و زمانه سیاست زده

تصویری که از سیداحمد فردید بر اذهان نسل امروز نقش بسته است، تصویری راز گونه است. «شخصیت نامکرر» او را از آنچه درباره اش می گویند و نه آثارش می شناسیم. او در فاصله میان افراط و تفریط علاقه مندان و منتقدانش، بارها مورد نقد و قضاوت قرار گرفت. این در حالی است که زمینه و زمانه حضور او، درست در کشاکش و تقابل فرهنگ ایرانی و مدرن بود؛ دوره یی که هنوز تبعات و نتایجش پابرجاست. شناخت و نقد واقع بینانه فردید و فردیدها، نیاز به بازخوانی اندیشه ها و کند و کاو در کارنامه فکری نه تنها او، بلکه همه متفکران ایرانی دارد. تاثیر زبان و اندیشه فردید بر نسل هایی از اهل قلم و فرهنگ ایران هویداست. او می گفت؛ «آدمی هستم مثل بقیه و عیب من شاید «فکر» کردن باشد.» و این کوششی بود که جرات اندیشیدن به متفکران معاصر بخشید در حالی که خود «فراسوی یأس کتاب حادثه را ورق می زد.»
حیاط باصفای خانه سیداحمد فردید در روز چهارشنبه 23مردادماه، بار دیگر شاهد گردهمایی دوستداران و علاقه مندان فلسفه و اندیشه او بود. در آستانه چهاردهمین سالمرگش، این بزرگداشت به همت بنیاد حکمی و فلسفی دکتر فردید و خانه فلسفه تهران برگزار شد، تا یاد او مصداق این بیت باشد که «خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات/ مگر از نقش پراکنده ورق ساده کنی».


فردید در آخرین روزها
مراسم بزرگداشت با سخنرانی مهدی صادقی یکی از شاگردان دکتر فردید آغاز شد. او با یاد از روزهای آخر حیات استاد، به صحبت هایشان پیرامون تفکرات هایدگر اشاره کرد و گفت؛ «من افتخار دارم که از سال های دهه 50 به بعد در کلاس های درس دکتر فردید در دانشگاه تهران شرکت کردم و در منزل او بحث های فلسفی را پی می گرفتم. در روزهای آخر، ما گفت وگو هایی داشتیم که یادداشت کردم که می توانیم از این مطالب کم و بیش به تفکر مردی پی ببریم که «هر کسی از ظن خود شد یار او». فردید در سخنانش بارها از ساحت حضور و ساحت وجود یاد می کرد. مارتین هایدگر هم در کتاب «پرسش از وجود» از طرح ساحت انسان در عالم و نه در جهان سخن می گوید و جایگاه حضوری و وجودی انسان را در بین چهار ساحت خدایگان، انسان و آسمان و زمین وصف می کند. دکتر فردید از این به «دازاین» تعبیر می کرد، ولی در سال های آخر دازاین را با عنوان «حوالت تاریخی» بیان می کرد. او «زاین» را در تعبیر هایدگر به معنای گذشت از 2500سال متافیزیک غرب و به نام نهیلیسم می دانست. یعنی تمام تلاش هایدگر در این است که نسبت جدیدی برای انسان و با انسان ایجاد کند و این نسبت جدید با گذشتن از این متافیزیک غرب ممکن است.»

هایدگر از نگاه فردید
صادقی با اشاره به تاثیر و نفوذ دو کتاب «وجود و زمان» و «تعلیقاتی بر فلسفه» اثر مارتین هایدگر، جایگاه آنها را در نظر فردید، این گونه بیان کرد؛ «هابرماس در جایی گفته است که وجود و زمان کتابی است که در قرن گذشته در دانشگاه های آلمان حکومت می کرد. شاید تنها بتوان با روش هرمنوتیکی و به سیاق هایدگر که تا حدی حماسی است این اثر را فهمید اما به نظر فردید کتابی که در این قرن سیطره و نفوذ خواهد یافت کتاب تعلیقاتی بر فلسفه است. او معتقد بود ساحتی از انسان در وجود و زمان مطرح شده که در تعلیقاتی بر فلسفه تجلی می یابد و فهم آن مشکل و متعلق به قرن بیست و یکم است. او تفکر هایدگر را گنوستیک می دانست؛ تفکری انقلابی که بر قرن گذشته حاکم بود.»

غرب در اندیشه فردید
سخنران بعدی مراسم، دکتر رضا داوری اردکانی از شاگردان برجسته دکتر فردید بود. او با تاکید بر این مطلب که نمی توان بدون مقدمه درباره فردید بحث کرد، به رابطه میان فلسفه و سیاست در اندیشه او پرداخت؛ «فلسفه و سیاست بی تردید با هم نسبت دارند اما از فلسفه نمی توان سیاست را استنباط کرد. به زبان فلسفه باید بگویم که فلسفه بحث معقول ثانی است اما مسائل علم در بحث معقول اول. گاهی ممکن است یک بحث در نظر مستمع معقول اول تلقی شود در حالی که سوءتفاهم است. وقتی فیلسوف از غرب و غرب ستیزی می گوید به معقول ثانی نظر دارد و منظور او از غرب یک قدرت مستقر در یک موقع سیاسی و جغرافیایی نیست. وقتی هم صحبت از غرب زدگی می شود، اینجا محل اشتباه است که تفسیر سیاسی می کنیم. به خصوص اگر گوینده سخن لحن ایدئولوژیک داشته و از وضع موجود غرب ناراضی باشد. گفته می شود دکتر فردید غرب ستیز است. ستیز در معنایی که ما در زبان می فهمیم متعلق به عالم سیاست است. فردید همزمان با بزرگان فلسفه غرب به صراحت پرسش از غرب را مطرح کرد و عده یی از این سوال برداشت سیاسی دارند و در مقام ملامت و مذلت می گویند که دکتر فردید با عقلانیت و آزادی و رفاه غرب، ستیزه داشت. اگر او بنیانگذار این ستیزه بود، امروز جمعی دانشگاهی مستعمان این نشست را تشکیل نمی دادند. هیچ کسی در مقام متفکر با انسان و عقلانیت و خوبی ها نزاع نمی کند. او چیزی از غرب گفته و کسانی چیزی فهمیدند در حالی که نظر او وضع موجود جهان کنونی نبود.»

غرب حجاب شرق است
این استاد برجسته دانشگاه تهران در ادامه طرز تلقی سیاسی از اندیشه های دکتر فردید را ناشی از فهم نادرست منتقدانش بیان کرد و در تبیین اندیشه او گفت؛ «فردید غرب را حجاب شرق خوانده و این حجاب یونانیت و قرون وسطی و مدرنیته است. کسانی که غرب را عین عقلانیت و آزادی می دانند با تلقی سیاسی از این حرف، دکتر فردید را غرب ستیز و معلم خشونت می نامند. این عده با شعار های ضدغربی نشان می دهند فقط فساد آن را دیده اند اما وقتی سوال از علم و تکنولوژی غرب می کنیم، می گویند؛ «اینها بشری است.» فردید غرب نواز هم نبود و از هیچ صورتی از صورت های غرب زدگی استقبال نکرد و نمی توان او را با قشریت به تعلیم سیاست منتسب کرد.»

اهل فلسفه، کار فلسفی می کنند
داوری با بررسی شیوه نقد آثار و اندیشه ها در ایران، به آسیب شناسی این روش و نتایجش اشاره کرد؛ «فردید کسی بود که تمام عمر تا توان داشت کتاب فلسفه می خواند و اگر وجود او را متناقض و ستیزه گر ببینیم، مخالفت جاهلانه با اندیشه هایش کرده ایم. ما هگل و کانت را نقد می کنیم بدون اینکه از آنها خبری داشته باشیم. منشاء این اشتباه، مشکلی است که در فهم فلسفه داریم. ما موجوداتی هستیم که به قول مولانا سه عقل داریم و با اشتباه میان معقول اول و ثانی، مشکل ایجاد می شود. سخن فلسفی که می شنویم، به تفسیر اجتماعی و سیاسی روی می آوریم و چون حوزه ایدئولوژیک داریم، قبول یا ردش می کنیم. دلایلی اقامه می کنیم که فقط خودمان را راضی و خشنود می کند و این نقد نیست، تفسیر شخصی است. اهل فلسفه کار فلسفی می کنند و شاگردان فردید از او در سیاست نیاموختند و او در این حوزه تاثیر نگذاشت. اینکه حرف فلسفه سیاسی تلقی شود، نفی تام و تمام فلسفه است. نسبت های ناروا دادن به فردید با آزادی و آزادگی نمی سازد. او حرف های نو و بدیعی داشت و تفسیر هایش سنجیده و اندیشیده بود. سفارش فیلسوف تعلیم است و فردید فیلسوف بود و به این جهت به ایشان احترام می گذارم.»

تاریخ انتشار در سایت: ۱۱ شهریور ۱۳۸۷
منبع: / روزنامه / اعتماد ۱۳۸۷/۰۵/۲۸
نقش ها
نویسنده : مینا شاهمیری
عناوین
رسته: 3