یک‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
بر خط: 2165
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1526 بازدید
چارچوب های فکری فرهنگی نسل حاضر به سرعت در حال تغییر است

در این که همواره بین نسل ها تفاوت و فاصله وجود دارد، بحثی نیست. آن چه بین صاحب نظران این عرصه مورد اختلاف است، شکاف و گسست نسل هاست. برخی از صاحب نظران بر این باورند که جامعه ما سالیانی است از این عارضه رنج می برد و همین امر خانواده را به عنوان سلول جامعه دچار بحران و چالش کرده است. اگر معتقد به شکاف نسلی باشیم به طور طبیعی به گسست و انقطاع نسل ها نیز معتقد خواهیم بود. آن هایی که معتقد به گسست نسلی هستند، کاهش دلبستگی نسل جوان به فرهنگ و ارزش های فرهنگی نسل بالغ را یکی از نشانه های این امر می دانند. فقدان فصل مشترک عاطفی نیز دیگر عاملی است که می تواند به گسست بینجامد. یکی از جامعه شناسان، گسست نسلی را ناشی از این امر می داند که جامعه نتواند اصول و ایده های خود را که بر اساس آن شکل گرفته به نسل های بعد منتقل کند. به هر حال تفاوت در آرمان، تفاوت در الگویابی و گروه های مرجع، تفاوت در اصطلاحات روزمره، تفاوت در ظاهر و تفاوت در انتظار از زندگی و در سبک زندگی، از جمله مواردی است که می توان در مقایسه نسل ها با یکدیگر جست وجو کرد. این تفاوت ها گاه از سن و سال ناشی می شود و گاه از شرایط و تحولات جامعه و جهان. دکتر ابراهیم فیاض عضو هیئت علمی رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران، به شکاف نسل ها معتقد است و بر این باور است که نسل جدید به سرعت در حال تغییر است.


آیا شما می پذیرید که اکنون بین نسل ها گسست ایجاد شده است و بین آن ها تفاوت های قابل توجهی وجود دارد؟
بله. این گسست به نظر من آشکار است. به ویژه که امروز نسل ها با ویژگی های فرهنگی و فکری شان تعریف می شوند. چارچوب های فرهنگی و فکری نسل حاضر با شتاب در حال تغییر است، آن هم به دلیل آمدن رسانه های مختلف. وجود انواع رسانه ها، مهم ترین عامل در تغییر نسل هاست. در دوران انقلاب کتاب تاثیرگذار بود. به عبارت دیگر رسانه اصلی کتاب بود و افراد هم بیش از هر چیز از کتاب تاثیر می پذیرفتند. بنابراین می توان گفت، انقلاب به وسیله همان نسل کتاب رقم خورد. اما پس از انقلاب، نسل تلویزیون ظهور کرد. در این جا تفاوت این دو نسل آشکار می شود چون دیدگاه ها و جهان بینی این دو نسل نمی توانست یکسان باشد. پس از این نوبت به نسل ماهواره و اینترنت رسید. البته نسل اینترنت هنوز در کشور ما به طور کامل ویژگی های خود را بروز نداده است و باید منتظر ماند و دید که نسل کنونی چگونه شکل نهایی خود را پیدا خواهد کرد.

این گسست نسل ها چه پیامدهایی را در پی دارد؟
مهم ترین پیامد گسست نسل ها، ایجاد بحران های اجتماعی است. پدرها و مادرها یک جور فکر می کنند و فرزندانشان جور دیگری. به نظر من یکی از دلایل مهمی که باعث ایجاد بحران خانواده شده، همین مسئله است. گاهی شدت تغییرات به گونه ای است که بین برادرها و یا خواهرها هم فاصله می افتد و آن ها هم ممکن است دیگر حرف یکدیگر را نفهمند. تفاوت نسل ها در جامعه ما در بعضی از خانواده ها خود را خیلی آشکار نشان داده است و در بعضی از خانواده ها کمتر؛ ولی در هر صورت امری است که در جامعه ما بحران هایی را ایجاد کرده است و حتی ممکن است دامنه آن بیشتر شود.

آیا راهی برای مقابله با این بحران وجود دارد؟
بله، ما اگر می خواهیم با این بحران مقابله کنیم یا حداقل از پیامدهای منفی آن بکاهیم؛ باید رسانه شناسی کنیم. چون همان طور که گفتم در مورد این مسئله رسانه ها حرف اول را می زنند. لذا باید مشخص شود که رسانه ها تا چه حد باید اثرگذار باشند و تا کجا باید پیش بروند. به عبارتی باید توازن رسانه ای ایجاد شود. این کاری است که غربی ها هم کرده اند. در بیشتر جوامع غربی رسانه ها کنترل شده هستند و تا حد قابل توجهی حوزه های تاثیر و کارآیی آن ها روشن است. این طور نیست که کاملا آزاد باشند و هر کاری که دوست دارند انجام دهند. رسانه های آن ها برای جامعه خودشان برنامه ریزی شده عمل می کنند؛ ولی در جامعه ما این طور نیست. ما یک کشور وابسته به درآمد نفت هستیم و درآمد خوبی هم از این راه وارد کشور می شود. ما به کمک این پول کارهای زیادی می توانیم انجام دهیم یکی از کارهایی هم که انجام داده ایم وارد کردن بیش از حد رایانه است. اکنون به نظر من در کشور ما همین رایانه ها کارکرد مخرب پیدا کرده است.

چرا این طور فکر می کنید؟
چون اگر دقت کنیم، کامپیوتر یا همان رایانه، به معنای حسابگری است. کامپیوتر با حسابگری توام است؛ یعنی همه کارها و رفتارها باید حساب شده باشد. ولی ما کامپیوتر را وارد می کنیم؛ بدون این که ملتزم به فرهنگ آن باشیم. حتی این کامپیوتر گاهی همان حسابگری معمول را هم از ما می گیرد در خانواده های ما از کامپیوتر برای دیدن فیلم و برای بازی و سرگرمی استفاده می شود. انگار که این وسیله در اصل هم وسیله ای برای سرگرمی بوده است؛ حداکثر این است که برخی از ما از آن برای اتصال به اینترنت استفاده می کنیم. البته آن هم نه اینترنتی که یک منبع تحقیق و یا یک منبع علمی است و با آن می توان اطلاعات تازه و زیادی کسب کرد. در خیلی از موارد اینترنت ما هم، مثل همان استفاده از رایانه است و بیشتر حالت سرگرمی دارد. ما برای استفاده از رایانه و استفاده از رسانه اینترنت برنامه ریزی درستی نداشته ایم. البته منظور از استفاده درست همان طور که به طور مجمل گفتم، استفاده درست به طور فراگیر است؛ وگرنه در بسیاری از مراکز علمی، تجاری و اداری کشور از این ها به درستی استفاده می شود؛ ولی منظور ما این است که همه کسانی که رایانه دارند و یا به اینترنت دسترسی دارند باید به درستی از آن ها استفاده کنند و برای خود برنامه ریزی داشته باشند. حتی اگر ما فرض را بر این بگیریم که از این ها درست استفاده می شود، باز باید این سوال را بپرسیم که مگر افراد یک جامعه چقدر باید از تلویزیون یا رایانه و اینترنت استفاده کنند. آیا وجود این ها ما را از دیگر رسانه ها بی نیاز کرده است؟ یعنی باید بپرسیم که در شرایط حاضر کتاب چه جایگاهی دارد. روزنامه ها چه جایگاهی دارند. آموزش و پرورش چه جایگاهی دارد.

شما تجدد را تا چه حد در گسست بین نسل ها موثر می دانید؟
تجدد در واقع خودش را در همین جور چیزها نشان می دهد و این ها شکل های بیرونی تجدد هستند. شاخص ترین بحث در موضوع تجدد همین بحث رسانه هاست.

علاوه بر کنترل رسانه ها برای پیش گیری از گسست میان نسل ها آیا راه های دیگری هم برای کم کردن از پیامدهای ناشی از آن وجود دارد؟
به نظر من، در این میان، موضوع نقد و نقدپذیری هم خیلی موثر است. برای این کار باید هم قدرت نقد کردن و هم قابلیت نقد پذیری جامعه را بالا ببریم. فرهنگ با نقد است که پیشرفت می کند. ولی جای نقد در جامعه ما خالی است. ما برای مقابله با هر مشکلی باید با نقد وارد شویم. نبود نقد، برای ما پیامدهای منفی زیادی داشته است. برای مثال ما سال هاست که به مدد همان پول نفت صاحب خودروهای زیادی شده ایم؛ ما خودرو را وارد کرده ایم ولی فرهنگش را نیاورده ایم یا این که خودمان آن را، ایجاد نکرده ایم. به همین دلیل جاده های ما به کشتارگاه تبدیل شده است و شهرها هم به محل نزاع و دشنام و خرد شدن اعصاب. خیلی ها هستند که فرهنگ داشتن خودرو را ندارند؛ ولی خودشان را از همه محق تر می دانند و فکر می کنند همه چیز را می دانند. آپارتمان نشینی و برج نشینی ما هم همین طور است. تازه آن که خیلی خودش را باکلاس می گیرد؛ می بینی که سگی را به آپارتمانش آورده ولی دیگران از واق واق این سگ عاصی شده اند.

بنابراین شما مقابله با مشکلات موجود را منوط به فرهنگ سازی می دانید؟
بله، هم حوزه ها و هم دانشگاه ها باید به همین موارد بپردازند. آن ها می توانند به طور صحیح این موارد را بررسی کنند. حوزه و دانشگاه در زمینه فرهنگ سازی، بیش از هر جای دیگر می توانند کارساز باشند. ما برای زندگی جدید نیاز به فرهنگ جدید هم داریم. این است که به نظر من می توان از «فقه آپارتمان» یا «فقه خودرو» و غیره صحبت کرد. در قدیم مثلا در «فقه» در مورد مسائل زیادی که مربوط به زندگی بود بحث می شد. ولی حالا این بحث ها مطرح نمی شود. یعنی حوزه و دانشگاه به مسائل مبتلا به جامعه نمی پردازند. بلکه بیشتر مسائل کلی دنبال می شود؛ ولی این ها نمی تواند مشکلی مثل مشکل گسست نسل ها را حل کند. این کار نیاز به کار پژوهشی و علمی دارد.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۷ مهر ۱۳۸۷
منبع: / روزنامه / خراسان ۱۳۸۷/۰۷/۱۷
نقش ها
گفت و گو شونده : ابراهیم فیاض
عناوین
رسته: 3