سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷
بر خط: 1230
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1463 بازدید
از فتح سرزمین‌ها تا کنترل مغزها

چکیده:

استیلا زمانی به بهترین نحو صورت می‌گیرد که فرد تحت استیلا اطلاعی از این موضوع نداشته باشد. استعمارشدگان و استعمار‌کنندگان می‌دانند که رابطه استیلایی نمی‌تواند تنها بر اساس برتری قوا باشد. اکنون زمان فتح سرزمین‌ها سپری شده و دوران کنترل مغزها آغاز گشته است. به همین دلیل، هر امپراتوری که بخواهد بقا داشته باشد، باید در دراز مدت اقدام به مهار اذهان کند.



ایالات متحده آمریکا که قبلاً نسل کشی (علیه سرخپوستان)،‌ برده‌داری (علیه سیاهان افریقا)،‌ توسعه‌طلبی (علیه مکزیکی‌ها) و استعمار (علیه اهالی پورتوریکو) را تجربه کرده، اکنون از شدت عمل خود خسته شده و امیدوار است که به طور مسالمت آمیز بر ذهن غیر آمریکایی‌ها حکمرانی کند و دل‌های آنان را شیفته خود سازد.
این پروژه با مقاومت کمتری در اروپای غربی روبرو شده است که دلایل این امر بیشتر سیاسی است: ایالات متحده زاده اولین انقلاب دموکراتیک در جهان است که در سال 1776 یعنی سیزده سال قبل انقلاب فرانسه به وقوع پیوست. البته عدم مقاومت از سوی اروپائیان دلایل تاریخی نیز دارد: هیچ یک از دولت‌های اروپایی (به جز انگلستان در قرن هجدهم و اسپانیا در اواخر قرن نوزدهم) آمریکا را در صف دشمنان خود ندیده است. برعکس، این «کشور آزادی‌ها» به طور سخاوتمندانه میلیون‌ها پناهنده وتبعیدی اروپا را در طی دو جنگ جهانی (1918-1914 و 1945-1939) در خود پذیرفته است و رفتار دوستانه‌ای با قاره اروپا داشته است و با دفاع از آزادی به مقابله با قدرت‌های نظامی و فاشیستی پرداخته است.
در فاصله‌ سال‌های 1989 تا 1991، آمریکا توانست در جنگ سرد علیه اتحاد جماهیر شوروی، پیروز شود که در نتیجه آن، دیوار برلین فرو ریخت و رژیم‌های اروپای مرکزی و شرق روند دموکراتیزه شدن را آغاز کردند.
در عرصه ژئوپولیتیک، استیلای ایالات متحده در جهان بی‌سابقه است و هیچ کشوری تاکنون چنین موضع برتری نداشته است. آمریکا نه تنها اولین قدرت هسته‌ای و فضایی در جهان است بلکه درتمامی اقیانوس‌هاو دریاهای بزرگ، ناوگان جنگی ویژه خود را دارد. پایگاه‌های نظامی و استراق سمع آمریکا در تمامی قاره‌ها پراکنده است.
پنتاگون تنها 31 میلیارد دلار صرف تحقیقات نظامی می‌کند که برابر است با کل بودجه دفاعی فرانسه. سلاح‌های پنتاگون چند نسل پیشرفته‌تر از سلاح‌های سایر کشورها است. نیروهای نظامی آمریکا (4/1 میلیون سرباز) می‌توانند هر چیزی را در زمین و هوا و در قعر دریا شناسایی، ردیابی و شنود کنند. آن‌ها قادرند همه چیز را ببینند، بدون آن که دیده و یا حتی تهدید شوند.
واشنگتن طیف گسترده‌ای از آژانس‌های اطلاعاتی را در اختیار دارد، از جمله‌: سیا، آژانس امنیت ملی (NSA) ، دفتر شناسایی ملی (NRO) و آژانس اطلاعات دفاعی (DIA). این مراکز بیش از صد هزار نفر رادر استخدام خود دارند و بودجه آن‌ها از بیست و شش میلیارد دلار فراتر می‌رود. جاسوسان واشنگتن همه وقت و همه جا، چه در پیش دوستان و چه در پیش دشمنان، فعال هستند. آنان نه تنها اسرار دیپلماتیک و نظامی بلکه اسرار صنعتی، تکنولوژیک و علمی را نیز به سرقت می‌برند.
در عرصه سیاست خارجی،‌ ابرقدرت آمریکا بر سیاست بین‌المللی حکم می‌راند و بر تمامی بحران‌ها نظارت می‌کند، زیرا این کشور در تمامی جهان منافع دارد.
در مراجع چند جانبه‌ای که تصمیمات‌شان بر سرنوشت جهان تأثیر می‌گذارد، آمریکا عضو تعیین کننده‌ای است. مراجعی مانند: سازمان ملل متحد، گروه هفت، صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی، سازمان جهانی تجارت، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی،‌سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (NATO) و غیره، اما برتری یک امپراتوری در جهان معاصر تنها به امتیازات نظامی و دیپلماتیک محدود نمی‌شود، لذا آمریکا مصمم است تا در عرصه علمی نیز حکمرانی کند. این کشور مانند یک پمپ هر سال ده‌ها هزار مغز (دانشجو، محقق و دانش‌آموخته) را از اطراف و اکناف جهان به درون دانشگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها و شرکت‌ها می‌کشد. طی ده سال اخیر، ایالات متحده آمریکا توانسته است 19 جایزه نوبل در رشته فیزیک، 17 جایزه در رشته پزشکی و 13 جایزه در رشته شیمی را به چنگ آورد.
آمریکا استیلای بی‌قید و شرطی بر شبکه‌های اقتصادی دارد. تولید ناخالص داخلی این کشور در سال 1999 (4/868 میلیارد دلار) ده برابر تولید ناخالص داخلی فرانسه (6/134 میلیارد دلار) بوده است. دلار همچنان مهم‌ترین ارز است و در 83% مبادلات ارزی، پول آمریکا یکی از ارزهای اصلی بوده است. بورس نیویورک در واقع معیار مالی جهان است و نوسانات آن، کره زمین را به لرزه در‌می‌آورد.
آمریکا در جهان رایانه نیز اولین قدرت محسوب می‌شود. نوآوری‌های تکنولوژی و صنایع رایانه‌ای در کنترل کامل این کشور قرار دارد. آن جا سرزمین اینترنت، شاهراه‌های اطلاعاتی،‌«اقتصادی نوین»، غول‌های اطلاع رسانی (میکروسافت،‌IBM و اینتل) و قهرمانان اینترنت (یاهو،‌ آمازون، آمریکا آن لاین) است.
چرا این برتری کوبنده نظامی، دیپلماتیک، اقتصادی و تکنولوژیک هیچ انتقاد و مقاومتی ]در‌اروپا[ برنمی‌انگیزد ؟ زیرا آمریکا بر عرصه فرهنگی و ایدئولوژیک نیز چیرگی دارد.
بزرگ‌ترین روشنفکران و هنرمندان در آمریکا هستند. و این کشور صاحب آن چیزی است که ماکس وبر «استیلای کاریزماتیک» می‌نامید. آمریکا حتی کنترل لغات، مفاهیم و معانی را نیز در اختیار دارد. با کلماتی که خود ساخته است مسایلی را خلق می‌کند و همگان را وامی‌دارد که به این مسایل فکر کنند. رمزهایی می‌سازد تا به وسیله آن‌ها راز معمایی‌هایی که خود ایجاد کرده، گشوده شوند. چندین موسسه تحقیقاتی و محافل اندیشه‌ساز (‏‏Think tank) در اختیار دارد که در این امر فعالند. هزاران تحلیل‌گر و کارشناس با این موسسات همکاری می‌کنند و اطلاعاتی در باره مسایل مختلف حقوقی، اجتماعی و اقتصادی منتشر می‌نمایند، اطلاعاتی که در راستای آرای نئولیبرال، و در خدمت جهانی سازی و محافل تجاری آمریکا هستند. نتایج تلاش‌های آنان از طریق رسانه‌ها در سطح جهان منتشر می‌شود.
محافل عمده این عرصه (مؤسسه منهتن، بروکینگز، بنیاد هریتیج، مؤسسه آمریکن انترپرایز، کاتو) به طور انبوه، روزنامه‌نگاران، استادان، کارمندان و مدیران را به سمینار‌های خود دعوت می‌کنند و آنان نیز آموخته‌های خود را به سراسر جهان انتقال می‌دهند.
ایالات متحده با تکیه بر قدرت اطلاع رسانی و تکنولوژی خویش، و با همکاری گسترده‌ افراد تحت استیلایش، استبداد شیرین خود را حاکم می‌کند. این قدرت با کنترل صنایع فرهنگی و تسلط بر مخیله ما دو برابر می‌شود.
آمریکا با استفاده از انبوهی از قهرمانان رسانه‌ای، رؤیاهای ما را افزون می‌کند، آنان همانند اسب‌های تروا به درون مغزهای ما نفوذ می‌کنند. در حالی که این کشور فقط 10% فیلم‌هایش را از خارج می‌خرد، جهان را غرق در فیلم‌های هالیوودی می‌کند و ما در میان نقاشی‌های متحرک، ویدئو‌ کلیپ‌ها و داستان‌های مصور و نیز الگوهای لباس، شهرسازی و حتی آشپزی آمریکایی غوطه‌ور می‌شویم. همه جا مملو از تبلیغات کالاهای آمریکایی است که شعار فریبنده آزادی انتخاب و استقلال مصرف کننده را سر می‌دهند. بازاریابی چنان پیشرفته شده که نه تنها یک مارک به خصوص، بلکه هویت، نشان اجتماعی و شخصیت را نیز می‌توان بفروشد، آن هم بر اساس این اصل: داشتن،‌ بودن است.
باید فریاد هشدار آلدوس هاکسلی در سال 1931 را بیاد آوریم که گفته بود: «در دوران تکنولوژی پیشرفته، بزرگ‌ترین خطری که ایده‌ها، فرهنگ‌ و اندیشه را تهدید می‌کند از سوی دشمنی است که با چهره خندان به پیش می‌آید، نه آن دشمنی که احساس ترس و نفرت برمی‌انگیزاند.»
آری آمریکا از این پس با چهره فریب دهنده، خود را در مقابل دیدگان قرار می‌دهد. قفل مغزها را می‌شکند و درون آن‌ها ایده‌هایی را جاسازی می‌کند که به ما تعلق ندارد. آمریکا دیگر نمی‌خواهد از طریق زور ما را تحت سلطه بگیرد، بلکه با رضایت کامل ما، این کار را می‌کند. دیگر تنبیه و تهدیدی در کار نخواهد بود،‌ بلکه عطش لذت جویی ما را در آغوش آمریکا قرار خواهد داد.

تاریخ انتشار در سایت: ۳۰ دی ۱۳۸۲
عناوین
رسته: 3