دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷
بر خط: 1361
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1022 بازدید
روشنفکری الهی

فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص جریان روشنفکری و سپس روشنفکری دینی، در یک دسته‌بندی کلی به سرفصل‌های زیر قابل تقسیم و دسته‌بندی است:

الف) مختصات روشنفکر حقیقی
1. شخصی که با نگاه باز، جلوتر از زمان خود را می‌بیند و نگاهش به آینده است و بر همین اساس می‌اندیشد.
2. شخصی که با مغز و فکرش کار می کند نه با عضلاتش
3. شخصی که هیچ نوع ارتجاعی را نمی‌پذیرد و همیشه رو به جلو حرکت می‌کند.
4. شخصی که به هیچ نوع تحجری مقید نیست، نه تحجر مذهبی، نه تحجر سیاسی و نه....
5. شخصی که حق‌طلب و چشم‌باز است و روش او منطق و استدلال است.
6. شخصی که هدفش پیشرفت است.
7. شخصی که در مسائل اجتماعی خصوصاً در حوزه فرهنگ بسیار دردمند است.
8. شخصی که در مسائل، نگاه نو و مبتکرانه و نه بدعت‌آمیز دارد.
9. شخصی که در مواجهه با مسائل سنتی نگاه نو دارد. به این معنا که ابعاد جدید آن مسائل و مباحث را که به برکت گذشت زمان قابل درک شده‌اند، می‌فهمد و بیان می‌کند.
10. شخصی که به منطق و روش خود ایمان کامل دارد.
11. شخصی که ابهام ها را در مباحث معرفتی می زداید و معلم و مرشد مردم است. (1)
12. (در خصوص نسبت روشنفکر حقیقی با انقلاب اسلامی ایران)؛ کسی که مفاهیم انقلاب را به خوبی بشناسد و آنها را باب ذهن قشرهای مختلف مردم در ذهن آنها عمیقا بنشاند(2).
13. (در خصوص روشنفکر اسلامی)؛ درپی غربی کردن دین و تطبیق آن با دستاوردهای غربی به منظور نشاندادن امروزی بودن دین نباشند بلکه در ابراز عقاید صحیح خود فعال بوده و به منطق خود هم ایمان داشته باشند(3).

نتیجه >> تعریف روشنفکر: روشنفکر نخبه‌ای است که حوزه فعالیتش حوزه فکر و فرهنگ است، و دغدغه اصلی‌اش پیشرفت و تعالی حقیقی جامعه است. از این رو، دائماً نگاه به آینده داشته و رو به جلو حرکت می‌کند و سعی می‌نماید هم مبانی فکری و اندیشه‌ای اصیل و صحیح خود را با نگاهی نو و مبتکرانه در قالب‌های روزآمد و معطوف به نیاز روز به طور منطقی و مستدل به جامعه عرضه کند، و هم با مواجهه فعال و اصطیادی نسبت به رهاوردهای معرفتی سایر ملل از دستاوردهای جدید معرفتی آنها بهره برد.

ب) مختصات جریان روشنفکری حقیقی
1. این جریان ماهیتی فکری و اندیشه‌ای دارد.
2. قوام روشنفکری به نگاه باز است.
3. آفاق و گستره های جدید را در زمینه هایی که مربوط به نگاه روشنفکر است، جستن و ارائه کردن.
4. جریان مقوله‌ای ضد ارتجاعی است و همیشه رو به جلو و ناظر به آینده حرکت می کند.
5. این جریان هیچ نوع تحجری را بر نمی‌تابد.
6. این جریان مقوله‌ای است که در آن فکر علمی، نگاه به آینده، فرزانگی، هوشمندی و احساس درد در مسائل اجتماعی و فرهنگی مستتر است.
7. این جریان مقوله‌ای است که در مواجهه با مسائل، همواره نگاه نو و مبتکرانه دارد.
8. این جریان مقوله ای است که حوزه فعالیتش، حوزه فرهنگ است و لذا ابزارهای آن نیز ابزارهای فرهنگی است.

نتیجه >> تعریف جریان روشنفکری: جریان فکری و فرهنگی آینده نگری که با هر نوع ارتجاع و تحجر ناسازگار است و با علم، منطق و استدلال می کوشد تا منطبق با اقتضائات زمانه، نوگرایی و ابتکار را در مباحث اندیشه ای و مبنایی به کار بسته و نتایج آنرا با ابزارهای فرهنگی و فکری روزآمد و نتیجه بخش به جامعه عرضه نماید.

آفات روشنفکری:
1- تطبیق دین با آوردهای غربی
2- تفسیر غربی دین
3- جدا کردن دین از سیاست، اخلاق و معنویت
4- بی هدایت بودن و الحاد
5- احساس استقلال از بنیان های معرفتی بازمانده از گذشته
6- بی اعتنایی مطلق به فرهنگ ملی ایرانی
7- بی اعتنایی به مردم و منت گذاری بر آنها

مختصات جریان روشنفکری غیر حقیقی (در ایران):
این جریان دو خصیصه کلی دارد که آن نیز موجب پدید آمدن سه خصلت دیگر شده‌اند. دو خصیصه اصلی اولین عبارتند از:
الف) بی اعتنایی به سنت‌های بومی و فرهنگ خودی
ب) اعتقاد به جهان‌بینی علمی و قضا و قدری نبودن آنها

خصلت‌هایی که از این دو بر می‌آیند عبارتند از:
الف) مخالفت با مذهب و دین
ب) سرسپردگی به غرب و سنن غربی
ج) درس خواندگی

علت به وجود آمدن این نوع جریان روشنفکری در ایران:
تولد روشنفکری در غرب صورت گرفت و آن نیز مسبوق به دوران سیاه قرون وسطی که آمیخته با مذهبی سیاه و خرافی بوده. لذا طبیعی است که روشنفکر غربی که حتی می‌تواند مشمول تعریف روشنفکری حقیقی نیز باشد هم سنت‌های بومی خود و هم مذهب خود را بزرگترین مانع پیشرفت بداند. اما ظهور روشنفکری در ایران به جهت اینکه مرعوب غرب و سرسپرده به آن متولد شد سعی در تقلید از غرب کرد و لذا هم با دین مخالفت کرد هم با آداب رسوم محلی، اما تطبیق بی چون و چرایی قواعد حاکم بر روشنفکران غربی در ایران با مذهب قدیم اسلام بسیار غلط بوده است و این است معنای بیمار متولد شدن آن. و این در حالی بود که متفکران اسلامی در این کشور همان نقش روشنفکران را در غرب ایفا می‌کرد. یعنی اگر برخی روشنفکران غربی با استعمارهای غرب مخالف بودند در داخل برخی علمای اسلامی هم مخالف بود ولی روشنفکران داخلی موافق بودند.

تولد روشنفکری در ایران:
1. بیمار متولد شد. (یعنی روشنفکری کلاً مقوله خوبی است ولی آنچه در ایران پدید آمد بیمار متولد شد)
2. مختصات روشنفکران اولیه ایران:
الف) مخالفت با دین و مذهب
ب) علاقه‌مندی به سنن غربی و اروپا رفتگی
ج) با تحصیلات بودن

دو خصوصیت مبنایی‌تر:
الف) بی اعتنایی نسبت به سنت‌های بومی و فرهنگ خودی
ب) اعتقاد به جهان‌بینی علمی (علم تجربی- یعنی مادی دیدن جهان)

تحلیل کلی:

1- با توجه به آنچه ذکر شد، مقام معظم رهبری روشنفکری را در ایران به اقسام زیر تقسیم بندی می کنند:
1-1- روشنفکر حقیقی:
روشنفکری که هم دین‌مدار است، هم درک درستی از دین دارد و هم به فرهنگ ملی و ایرانی خود اهمیت می‌دهد.
1-2- روشنفکر غیر حقیقی:
1-2-1- مخالف مذهب: روشنفکری که هم مخالف مذهب است، و هم به جهت سر سپردگی به فرهنگ غربی مخالف با فرهنگ اصیل ملی است.
1-2-2- موافق مذهب: روشنفکری که مخالف مذهب نیست و سر سپرده فرهنگ غربی نیز نمی باشد ولی درک درستی هم از مذهب ندارد.
• وجه تقسیم: تقید به مذهب و فرهنگ خودی و ملی و سر سپردگی به غرب است.

2- تلقی ای که ایشان از مقوله روشنفکری(بدون هیچ قیدی) دارند تلقی ای عام و کلی بوده و دین نیز جزء مقومات آن نیست. زیرا در تلقی ایشان، در غرب نیز روشنفکران حقیقی ای وجود دارند که حتی عملکردشان علیه دینِ حاکم بر آن دیار کاملا صحیح و موجه است. البته این تعریف به گونه ای است که تقید به دین را نیز برمی تابد و با دینداری سر ناسازگاری ندارد. البته روشنفکری مطلوب ایشان در خصوص ایران اسلامی روشنفکری ایست که مقید به دین اسلام و فرهنگ ملی ایرانی است. بنابر این در دیدگاه ایشان اصطلاح"روشنفکری دینی" برخلاف نظر بسیاری از اندیشمندان که روشنفکری را فقط مخصوص به نوع سرسپرده به غرب آن می دانند و لذا معتقدند که روشنفکری دینی اصطلاحی تناقض آمیز است، هرگز اصطلاحی تناقض آمیز نیست.

3- ایشان تعصب و اصراری بر نام روشنفکری دینی ندارند. لذا در نام بردن از آن ازعناوین زیر بهره برده اند:
روشنفکری حقیقی، روشن فکری دینی، روشنفکری الهی، روشنفکری بومی، روشنفکری اسلامی، روشنفکری بومی، خودی و اسلامی، روشنفکری ایرانی
*حتی در جایی تعبیر می کنند که "هر چه می خواهید اسمش را بگذارید"

4- در نگاه ایشان روشنفکر دینی قرار نیست مبانی دینی را تغییر دهد بلکه تنها اقتضاءات و نیازهای جدید زمانی و مکانی را در استنطاق از آن و ارائه نتایج حاصله دخیل می کند.

5- در تعریف ایشان، نوآوری و ابتکار در برداشت از دین و پاسخگویی به نیازهای بشری با بدعت گذاری و تفسیر علمی دین تفاوت دارد.

6- در نگاه ایشان صرفا اسلامی فکر کردن روشنفکر مد نظر نیست زیرا ایشان علاوه بر این بعد توجه به هویت ایرانی را نیز ضروری می دانند.

7- در نگاه ایشان عقاید و معارف ناب اسلامی گمشده واقعی همه جهان امروز است. لذا ایشان اصرار دارند که روشنفکر دینی باید به زبان امروزی بدون هیچ واهمه ای از احتمال عدم پذیرش، اعتقادات و معارف اصیل خود را بیان کرده و به جامعه جهانی عرضه نماید. البته ایشان در این خصوص رعایت معیارهای روشنفکری را در روشها بسیار لازم دانسته و شرط تاثیر می دانند.

تاریخ انتشار در سایت: ۹ آذر ۱۳۸۷
منبع: / سایت / باشگاه اندیشه ۱۳۸۷/۰۹/۰۹
عناوین
رسته: 3