شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
بر خط: 3879
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1448 بازدید
نظریه انرژی و سینرژی بودن فرهنگ عمومی


در جهان امروز، انرژی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و تحقیقات روز افزون نیز درزمینه ذخایر، منابع و روشهای بهره‌برداری منطقی از ان بعمل می‌آید. به نظر می‌رسد وقتی در رابطه با انرژی بحث می‌گردد نظرها بلافاصله به منابع نفت و گاز، انرژی اتمی، و یا اینکه به منابع دیگر نظیر انرژی خورشیدی، باد، امواج و غیره... معطوف می‌گردد.
انرژی بیکران موجود در جامعه علیرغم فوق‌العاده با ارزش بودن آن شاید به علت نامرئی بودن نتوانسته است بنحوچشم گیری مطرح گردد که نگارنده یک چنین نظریه فرهنگ یک چنین انرژی را تحت عنوان فرهنگ عمومی یا مبنی از انرژی و سینرژی مطرح می‌نمایم.
با بودن توان انجام کار موجودیت انرژی نیز مفهوم پیدا می‌کند و طبیعی است که سوخت های راکتورها، و سایر منابع انرژی به علت قابل تبدیل بودن انواع انرژی به یکدیگر درزندگی روزمره چگونگی بهره‌برداری از منابع را نیز برای انسان ملموس و قابل درک می‌سازند.
در رابطه با انرژی مهمترین مسئله فناپذیری و غیر قابل برگشت بودن اکثر آنهااست که احتیاط در مصرف را از هر نظر واجب و اجتناب ناپذیر می‌نماید. ولی آنچه مسلم است اکثر مواد انرژی زا و ارزان امروز شاید روزی تنها در قفسه‌های موزه‌ها قابل دسترس باشد که آن نیز خود نیاز به پژوهش در رابطه با انرژی‌های فنا‌پذیر را بیشتر مورد توجه قرار می‌دهد.
در رابطه با انرژی‌های از جمله انرژی خورشیدی، باد، امواج و غیره که حداقل به مدت نامحدود فنا ناپذیر یه نظر می‌رسند بایستی فرهنگ عمومی را نیز به عنوان منبعی از انرژی و سینرژی مطرح نمود.
به نظر می رسد جا افتادن نظریه‌ای احتیاج به تجزیه و تحلیل داشته و بدون تفسیر نظریه، احتمال نتیجه‌گیری از آن مشکل باشد لذا ضمن ارج نهادن به نظریات اهل فن در این زمینه لازم می‌بینم از ابعاد مختلف بطور خلاصه یک چنین نگرشی بسط داده شود، تا در صورت مقبول افتادن ان بشود چگونگی بهره‌برداری از این اقیانوس بیکران را نیز بررسی نمود.

انسان و انرژی
جای تعجب دارد که اکثراً وقتی از منابع انرژی بحث می‌گردد انسان منابع مورد نظر را در خارج از محدوده وجودی خودجستجو کرده و به قول معروف ازخویشتن غافل می‌ماند در حالی که انسان را به صورت منبعی از انرژی بیکران بایستی تصور نمود.
برای روشن شدن مطلب به چند نوع توان در انسان اشاره می‌گردد.

1. توان فیزیکی
انسان به صورت یک موجود زنده از توان خود استفاده کرده و تغییرات شگرفی ر ادر محیط زندگی خود و طبیعت بوجود می‌آورد. این توان‌ها از توان فیزیکی ساده تا توان بکارگیری تکنولوژی پیشرفته را شامل می‌گردد.
راندمان کاری انسان پیجیده‌ترین مسئله‌ای است که بایستی به دقت در رابطه با آن برخورد نموده و آنراتجزیه و تحلیل نمود.
ماشین‌که مصنوع دست بشر است با وجود تمام پیچیدگی‌های منظور شده در آن نمی‌توان راندمان کاری را غیر از آنچه محاسبه گردیده به نمایش گذارد و باصطلاح یک سری از واقعیت‌های طراحی شده را به صورت توان از انسان از توان موجود در حد مینیمم و یا ماکزیمم استفاده کرده و راندمان کاری را نیز به دلخواه با توجه به شرایط محیطی میتواند قابل پذیرش منعکس سازد که تنها با کند و کاو در مسائل روان‌شناختی و بررسیهای تخصصی می‌توان از کیفیت عملکردها و بطور نسبی به نتایج در حد انتظار رسید.
پس میتوان نتیجه گرفت که نحوه استفاده از توان فیزیکی انسانها علیرغم ساده جلوه کردن ان مسئله‌ای پیچیده بوده که در رابطه با نظریه فرهنگ عمومی یا منبعی از انرژی و سینرژی در این رابطه بیشتر می‌تواند مورد بحث قرار گیرد.

2. توان تغییر پذیری
در مقایسه با منابع دیگر انرژی انسان در رابطه با محیط زیست تغییر پذیر بوده و سریعاً با شرایط موجود هماهنگ می‌گردد و یا با صطلاح انسان انرژی و توان فیزیکی خود را هر چند هم که در مقیاس کوچه مطرح باشد نسبت به نیاز تغییر داده و در نسبتهای مشخص و معین قابل بهره‌برداری می‌سازد و یا اینکه در صورت عدم نیاز به نحو مطلوب ذخیره نموده واستفاده از آنرا در زمان و مکان مطلوب مورد بهره‌برداری قرار می‌دهد و مسلم است که یک چنین انرژی در صورت بودن برنامه‌ریزی اصولی بهترین راندمان را نیز در پیامد می‌تواند داشته باشد.

3. توان فکری
کار مغز انسان بهترین بهره‌برداری از انرژی موجود در انسان را به نمایش می‌گذارد. زیرا شناخت سایر انرژیها و کاربرد آنها نیز در طبیعت ماحصل توان فکری انسانها بوده و از فعالیت آن مفهوم پیدا کرده و به منظور پیدا کرده و به ظهور رسیده‌اند.
در انسان به عنوان منبعی از انرژی، سهم توان فکری در رابطه با تاثیر گذاری در محیط، از مجموعه انرژی‌های شناخته شده بایستی بیشتر تصور گردد و می‌توان پذیرفت که شناختد انرژیهای موود و مهار کردن آنها با استفاده از توان فکری انسان وانرژی ناچیز ان در مقایسه با سایر منابع صورت گرفته و با گذشت زمان این تاثیر‌پذیری در مقیاس ‌های بزرگتر نیز خود نمایی خواهد کرد.
انسان به عنوان شاهکار آفرینش با داشتن قدرت تجزیه ئ تحلیل و تفکر نمونه‌ای از تبدیل انرژی درمقیاس کوچک به انرژی در حد کلان و بی‌انتها را به نمایش می‌گذارد و کشفیات موجود دلیل قاطعی براین ادعا می‌تواند باشد.
با مروری برانچه بطور خلاصه در رابطه با منبع انرژی بودن انسان مطرح گردید و پرداختن به مواردی از توانمندی این این موجود پیچیده با چگونگی امکان بهره برداری از چنین توانها دو انرژی می‌رسیم که آن نیز جنبه‌های انگیزشی ارتباط پیدا می‌کند که ارتباط مستقیم با مورد تحت مطالعه با فرهنگ عمومی دارد.

فرهنگ عمومی
اعتقادات و باورها در فرهنگ عمومی از نقشی حساس و فوق‌العاده برخوردار هستند. جامعه‌ای که در آن بی تفاوتی و خنثی بودن حکم فرما باشد بیشتر موجودی پر انرژی و توان موجود در عمل استفاده نگردد. و چه بسا که جامعه نیز از داشتن چنین قدرتی خود نیز در آگاهی کامل بسر نبرده و یا کار بردن آن به صورت منبعی از انرژی مفهوم پیدا نکند.
به نظر نگارنده اعتقادات و باورهای مشترک در فرهنگ عمومی زمینه را در جهت شناخت عومل انگیزشی در جهت شکل‌گیری این منبع بیکران انرژی همواره کرده ودر تجزیه و تحلیل بیشتر آن به مفهوم سینرژی بودن آن نیز می‌توان رسید که با تجزیه و تحلیل نظریه، علل پیدایش آن نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد.

علل پیدایش نظریه
با تجزیه و تحلیل منابع دیگر انرژی وموارد مصرف آنها آنچه که بیشتر جلب توجه مب‌کند هزینه‌هایی است که اکثر در حد قابلتوجه در جهت در دسترس قرار گرفتن این منابع لازم است صرف گردد و با صطلاح در مقابل بهای پرداخته شده امکان استفاده از انرژی پایان‌پذیر با بهره‌برداری از آن از نظر کمیت به تریج به تحلیل رفته و نابود می‌شوند.
با پذیرفتن انسان به عنوان منبعی از انرژی بیکران به چگونگی استفاده به عنوان منبعی از انرژی بیکران به چگونگی استفاده از این منبع باید دقیق شد که با مطرح کردن نظریه فرهنگ عمومی یا منبع انرژی و سینرژی استفاده بدون هزینه و با کمک گرفتن از عوامل انگیزشی، روش بهره‌برداری از آن نیز مفهوم پیدا می کند. جهت تجزیه بیشتر در این زمینه لازم می‌نماید به مواردی مثال گونه اشاره گردد تا روشهای کاربردی نظریه نیز روشن گردد.

1. اعتقادات و باورهای مشترک یا عوامل انگیزشی
در بررسی رسوم، عدات و اعتقادتات ملل مختلف می توان به مواردی برخورد کرد که با مطرح شدن آنها افراد جامعه نیز نسبت به شدت وضعیت آن واکنش نشان می‌دهند و به عبارت دیگر درتبدیل انرژی‌ها به یکدیگر می‌توان آن را به انرژی پتانسیل تشبیه نمود که با آماده شدن زمینه، تبدیل به انرژی جنبشی می‌گردد. این منبع بیکران انرژی در صورت نبود عوامل انگیزشی حالت نامرئی داشته و از نظر کمیت قابل توجه به نظر نمی‌رسد در حالی که در ساده‌ترین فرم در حد توان فیزیکی فرد و در مجموع بصورت توان در جامعه می توان آنرا مد نظر گرفت.
بایستی به این موضوع دقت گردد که دسترسی به این منبع بیکران انرژی چندان ساده نبوده و خصوصیات ویژه‌ای برای بهره‌برداری کننده باید وجود داشته باشد که آن نیز بحث جداگانه‌ای بوده و در حد لزوم به آن اشاره خواهد گردید.

2. تجزیه و تحلیل نظریه
وقتی که فرهنگ عمومی بصورت منبعی از انرژی و سینرژی مطرح می‌گردد لازم می‌نماید جهت بیشتر ملموس شدن آن به چگونگی و ماهیت ان توجه شده و به صورت ساده‌تر نیز انرا نشان داد.
انرژی ‌های جنبشی پراکنده و غیر همسو (انگیزشی در فرهنگ عمومی) + انرژی پتانسیل موجود در جامعه انرژی درفرم بالا قابل استفاده نبوده و برآیند انرژی‌ها به علت غیر همسو بودن و خنثی کردن اثر یکدیگر به حد صفر نزدیک می‌گردد پس نتیجه ‌گیری می‌شود که وجود انرژی در جامعه و عوامل انگیزشی به تنهایی امکان استفاده از این منبع بیکران را نمی‌تواند عملی سازد.
پس لازم می‌نماید در فرمول بالا تغییراتی صورت گرفته و نتیجه کار نیز منجر به همسو شدن انرژی‌ها بشود. در اینجا به نکته اساسی در این مقاله می‌رسیم که در فرهنگ عمومی نیز پیرامون آن تاکید شده و اهمیت ویژه‌ای قابل می‌شوند. و آن باورها و اعتقادات مشترک است پس در جهت همسو کردن انرژی ‌ها لازم می‌نماید در افراد جامعه اعتقادات و باورهای مشترک بوجود آید.
با رسیدن به اعتقادات و باورهای مشترک در جامعه زمینه جهت همسو شدن انرژی‌ها مساعد می‌گردد و سینرژی نیز مفهوم پیدا می‌کند.
منظور از مطرح شدن سینرژی اشاره به جمع شدن انرژی‌ها و مسو شدن آنها بوده که در مقیاس کلی‌تر مجموع توانها می‌تواند مقدار بیشتر از آنچه را که محاسبه نشان می‌دهد به نمایش بگذارد.
پس رسیدن به سینرژی دسترسی پیدا کردن به یک منبع بیکران انرژی است که به صورت مستور و نامرئی در جامعه موجود می‌باشد ولی آنچه که نباید فراموش گرددعامل اساسی در این رابطه عامل همسو یا رهبری می‌باشد که می‌تواند فرمول پیشنهادی را به صورت زیر جامعیت بخشیده و قابل استفاده سازد.
سینرژی رهبری + عوامل انگیزشی + انرژی پتانسیل موجود در جامعه
رهبری که در منابع مربوط به مدیریت از آن به اسمleader ship استفاده شده از نظر خصوصیات و عملکرد ویژه گیهائی را طلب می‌نماید که در این مختصر امکان پرداختن به آن مقدور نمی‌باشد. لذا در استفاده از آن چنین تصور می‌شود که فرد مورد نطر ویژگیهای اشاره شده را دارا بوده و با استفاده از عواملی انگیزشی بتواند به منبع بیکران سینرژی دسترسی پیدا کند.
در بررسی تاریخ ملل مختلف به آسانی می‌توان پی‌برد که این منبع عظیم انرژی چگونه پس از ایجاد اعتقادات و باورهای مشترک بدون هزینه در دسترس قرار گرفته و کارهائی را که در محاسبات عادی غیر ممکن به نظر می‌رسیدند با بهره جستن از آن به انجام رسانده و تحولات شگرفی را نیز در سورنوشت ملل مختلف پدید آورده‌اند.
چنانچه دوباره به موضوع پیچیده بودن انسان برگردیم واعمال و حرکات انسان را از ابعاد روانی و انگیزشی مرور کنیم، در رابطه ببا اعتقادات و باورهای مشترک به اسانی می‌توان به این نتیجه رسید به این مرز نیاز به مهارت‌های ویژه و خاص داشته و بسی مشکل می‌باشد ولی آنچه که پس از آن اهمیت فوق‌العاده پیدا می‌کند محور قرار گرفتن خواست‌های مشترک می‌باشد که با ایثار و فداکاری ها و گذشتن از جان و مال نمود پیدا می‌کند که به مثالهای زنده در رابطه با آن میتوان در جنگ‌ها اشاره کرده و دفاع عده‌ای قلیل و غیر مسلح در مقابله عده‌ای کثیر و مجهز و یا در تهاجم داوطلبانه که امکان برگشت متحمل به نظر نمی‌رسد و یا در مثال ساده‌تر خزیدن والدین در دورن شعله‌هاب آتس در جهت رسیدن به اعتقادات و باورها به نمایش می‌گذارد.
به نظر می‌رسد در ممالک در حال توسعه، با غنی بودن از چنین اعتقادات و باورهاکه به اشکال مختلف در قالب مذهب، رسوم، عادات و... غیره متجلی می‌گردند بابررسیهای دقیق و همه جانبه می‌توان کمکهای شایانی را درجهت پرداختن به کارهای زیر بنائی عاید جامعه نمود.
جنگ تحمیلی و دفاع ایران درمقابل عراق که توسط مدیریت نامرئی در جهت به یغما بردن چگونگی مورد استفاده بودن یک چنین منبع بیکران انرژی را در اعتقادات و بودن باورهای مشترک به نمایش می‌گذارد که به نوعی با فداکاریهای ملت ژاپن در جنگ دوم جهانی و هندوستان در جهت رهایی از یوغ استعمارگران خارجی قابل مقایسه بوده و مورد استفاده قرار گرفتن یک چنین منبع انرژی را در عمل توجیه پذیر می‌سازد.
جهان در حال توسعه مشکلات متعددی را در استفاده و در تبدیل انرژیها به یکدیگر تجزیه می‌کند و نگارنده مشکلات موجود در جهان در حال توسعه را به ویژه در جنبه‌های تحقیقی، تولیدی، فنی‌و... در مقالات متعددی که به نحوی با مدیریت ارتباط پیدا می‌کنند مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و راه حلهای نوینی را نیز در جهت رفع مشکلات پیشنهاد کرده است.
انرژی در فرد و مجموعه آن در جامعه نظیر سایر انرژی‌ها نیاز به برنامه‌ریزی، هماهنگی و سازماندهی دارد. در صورت عدم توجه کافی به موارد ذکر شده امکان به تحلیل رفتن و یا به هدر رفتن آن که سرمایه‌ای کلان در هر جامعه می‌تواند محسوب گردد وجود خواهد داشت.
در رابطه با انسان به عنوان منبع انرژی مطالعات عمیق و دامنه دار لازم می‌باشد که با نتایج آن بتوان زمینه را در جهت بهره‌گیری در حد نیاز بویژه از توانهای فکری جامعه آماده نمود.
عدم شناخت کافی از مسائل روانی، انگیزشی، اعتقادی.... موجب می‌گردد که در نقیاس وسیعی نتوان از این منابع استفاده نمود و در مقابل آنچه بیان گردید انرژی و یا بهتر بگوئیم سینرژی موجود در فرهنگ عمومی در صورت بوجود آمدن عوامل انگیزشی مخرب در جامعه و تاثیر ان در یک چنین منبع بیکران انرژی به انرژی مهار شده در حالت تخریبی عمل کرده و زبانهای جبران ناپذیری را نیز می‌تواند متوجه جامعه سازد که آثار و عواقب آن به آسانی قابل ترمیم نمی‌تواند باشد.
با پذیرفتن نظریه انرژی و سینرژی بودن فرهنگ عمومی، مسئولیت سیاست‌گزاران و روشنفکران جامعه در چگونگی برخورد با آن فوق‌العاده خطیر و حساس می‌گردد.
در جهان پیشرفته، تکیه برمنابع مختلف انرژی که در طبیعت به اشکال مختلف قابل رویت و قابل استفاده می‌باشند مطرح نبوده و بلکه بهره‌برداری از منابع انسانی جامعه و توان فکری از اولویت خاص برخوردار می‌باشد و با بها دادن به آن به مهار کردن سایر انرژیها و استفاده بهینه از آنها پرداخته می‌شود.
در نهایت جهت جبران عقب‌ماندگی‌ها، جهان در حال توسعه نیاز به بهره‌گیری از منابع مختلف و موجود خود دارد با مطرح شدن نظریه انرژی و سینرژی بودن فرهنگ عمومی و روشهای کاربردی آن به نظر می‌رسد این منبع بیکران انرژی موجود در جامعه که با بکارگیری اهرمهای ویژه انگیزشی با کمترین هزینه و در بالاترین مقدار در دسترس قرار می‌گیرد بتواند از نقشی فعال و سازنده برخوردار باشد.

نتیجه‌گیری و پیشنهادها
1ـ فرهنگ عمومی منبع انرژی و سینرژی است و شناخت آن رد هر جامعه‌ای از اهمیت فوق‌العاده برخوردار می‌باشد.
2ـ با وجود اعتقادات و باورهای مشترک می‌توان انرژی‌های پراکنده را همسو نمود و به سینرژی مورد نظر دسترسی پیدا کرد.
3ـ رهبری و انگیزش دو عامل عمده در دسترسی به این منبع بیکران انرژی محسوب می‌شوند.
4ـ بالابردن فرهنگ عمومی و تقویت اعتقادات و باورهای مشترک در جامعه زمینه را در جهت استفاده بهینه از این نوع انرژی آماده تر می‌سازد.
5ـ بایستی دقت گردد که بدون برنامه‌ریزی اصولی و همه جانبه احتمال بهدر رفتن این منبع بیکران انرژی موجود بوده و حتی به صورتهای تخریبی نیز می‌تواند نمود پیدا کند لذا بررسی های دقیق علمی و تخصصی در این زمینه فوق‌العاده حائز اهمیت به نظر می‌رسد.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۹ اسفند ۱۳۸۴
نقش ها
نویسنده : اعظم ساحتی مهر
عناوین
رسته: 3