شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۶
بر خط: 3448
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1522 بازدید
فراز و فرودهای یک انقلاب

الجزایر از بین کشورهای مسلمان شمال آفریقا یگانه کشوری است که برای کسب استقلال و رهایی از سلطه و استعمار فرانسه از سال 1830 مبارزه کرد تا آنجا که استقلال خود را با دادن یک میلیون شهید در سوم ژوئیه 1962 به دست آورد. از زمان استقلال این کشور تاکنون 10 نفر از سیاسیون و نظامیان به شرح زیر به ریاست جمهوری این کشور رسیده اند؛ فرحت عباس، احمد بن بلا، هواری بومدین، رابح بیطاط، سرهنگ شاذلی بن جدید، ژنرال خالد نزار، محمد بوضیاف، علی کافی، ژنرال امین زروالی و عبدالعزیز بوتفلیقه.

نگاهی به گذشته تا دوران تشکیل جبهه آزادیبخش ملی
قبل از آنکه الجزایر مورد تجاوز فرانسویان قرار گیرد از قرن ها قبل از میلاد مورد تاخت و تاز اقوام زیادی بوده که از کارتاژی ها شروع می شود و به عثمانی ها ختم می شود. این کشور در زمان استیلای رومیان، سرزمین نومیدیا (نومیدی) نامیده می شد. مورخان رومی درباره شجاعت سواره نظام نومیدی داستان ها نوشته اند. بعد از تجزیه امپراتوری روم این سرزمین از مستملکات روم شرقی (بیزانس) شد. در سال 80 هجری قمری عقبه بن نافع توانست الجزایر را فتح کند. از آن زمان این کشور جزیی از قلمرو امویان شد و سپس بنی عباس، بنی اغلب، فاطمیون و بنی زیری بر این سرزمین فرمانروایی کردند. در سال 547 هجری قمری امرای موحدون و سپس امرای بنی حفص در مدت 300 سال که برتونی حاکمیت کرد، بر الجزایر نیز سلطه داشتند تا بالاخره در سال 1534 میلادی (941 هجری قمری) به دست بیک های عثمانی منقرض شدند. از آن زمان به بعد بیک های عثمانی حاکم الجزایر بودند.

بهانه تجاوز فرانسه به الجزایر
حاکم الجزایر در سال 1797 مقداری گندم برای دولت فرانسه فراهم آورد و مبلغ پنج میلیون فرانک نیز به هیات مدیره که در آن زمان بر فرانسه حکومت می کرد، وام داد.
دولت فرانسه به بهانه های مختلف بدهی خود را تا سال 1827 نپرداخت. در این سال حاکم الجزایر که «بیک حسین» نام داشت، به حکومت فرانسه اطلاع داد مبلغ مذکور باید بی درنگ تادیه شود. ضمناً هنگام صحبت با کنسول فرانسه چنان خشمگین شد که با مگس پرانی که در دست داشت بر سر او زد. دولت فرانسه که از دیرباز بر الجزایر به چشم طمع می نگریست، این امر را بهانه قرار داد و 100 کشتی جنگی با 36هزار سپاهی به آن سرزمین فرستاد و شهر الجزیره را گلوله باران کرد. و این شهر به دست نیروهای فرانسه سقوط کرد (5 ژوئیه 1830) و بیک حسین در حالی به عثمانی فرار کرد که 50 میلیون فرانک دارایی دولت الجزایر را از خود به جا گذاشت و آنها به صورت غنائم به دست نیروهای فرانسوی افتاد. دولت فرانسه توانست در 13 اکتبر 1837 تمام خاک الجزایر را تصرف کند.

جنگ های امیر عبدالقادر با فرانسوی ها
بعد از هجوم ارتش فرانسه مسلمانان الجزایر به رهبری امیر عبدالقادر بر ضد اشغالگران فرانسوی قیام کردند. امیر عبدالقادر رهبر روحانی و جهادگر علیه استعمار فرزند امیر محی الدین بود که از نظر نژادی به مرابطون مربوط می شد. مرابطون سرسلسله جهادگرانی بودند که علیه استعمار قیام کردند. معنی لغوی «المرابطون» به معنی قراولانی است که اسبان خود را در سرحدات بلاد حضم حاضر نگه می دارند و اصطلاحاً به آنها مروجین ایمان می گفتند. امیر عبدالقادر قیام خود را علیه فرانسویان در 1832 آغاز کرد و ابتدا قبایل «ماسکارا» همه با او بیعت و خود را برای جهاد علیه فرانسویان آماده کردند. عبدالقادر در 1834 چنان شکستی به فرانسویان داد که دولت فرانسه تقاضای صلح کرد و طبق قراردادی جز چند بندر و بخشی از نوار ساحلی بقیه الجزایر را به او سپرد (28 مه 1837) ولی امیر عبدالقادر به گرفتن چند شهر قانع نشد و در 18 نوامبر 1839 بار دیگر به فرانسه اعلان جنگ داد. دولت فرانسه نیز سپاهی به فرماندهی ژنرال «بوژو» به جنگ امیر عبدالقادر فرستاد. به رغم آنکه محمدثانی پادشاه مراکش قول مساعدت به عبدالقادر داده بود، به علت آنکه فرانسویان بندر طنجه را گلوله باران کردند، پادشاه مراکش برای حفظ تاج و تخت خویش از کمک به امیر عبدالقادر خودداری کرد. نتیجه این امر سبب شکست امیر عبدالقادر در 1845 شد. امیر عبدالقادر یک بار دیگر در 1847 دچار شکست شد و فرانسویان او را دستگیر و به دمشق واقع در سوریه تبعید کردند. وی سرانجام در 1883 در 75 سالگی در دمشق وفات یافت. پس از استقلال الجزایر در 1966 برای تجلیل از مقام او بقایای جسدش را از قبر خارج کرده و طی تشریفاتی در الجزایر چون قهرمان ملی به خاک سپردند.

تشکیل جبهه آزادیبخش ملی الجزایر و مبارزات آن
استقلال الجزایر در سوم ژوئیه 1962 (25 تیر 1341) مرهون اقدامات رزمی جبهه آزادیبخش ملی الجزایر است که بعد از رسیدن به استقلال، این کشور به «ارض میلیون شهید» معروف شد. این آمار فقط از 1954 به بعد است که جبهه آزادیبخش ملی (NLF) تشکیل شد. اگر قربانیان دوران 17ساله امیر عبدالقادر و نوه او امیر خالد را نیز به آن اضافه کنیم خیلی بیشتر از یک میلیون شهید بوده است. در ابتدای قرن بیستم بیشترین تلاش برای نیل به استقلال از جانب «مصالی الحاج» و «فرحت عباس» انجام شد. آنها در 1943 با تشکیل حزب بیانیه مردم الجزایر خواهان آزادی الجزایر در قالب یک جمهوری شدند. علاوه بر آنان فردی به نام «عبدالحمید ابن بادیس» که خواستار مبارزات فرهنگی با استعمار و توجه به جنبه های اسلام گرایانه مبارزات مانند امیر عبدالقادر بود، به نهضت پیوست. دولت فرانسه بارها «مصالی الحاج» و «فرحت عباس» را زندانی یا تبعید کرد. از سال 1950 به بعد سازمان مخفی «O-S» که وظیفه آن فعالیت های سیاسی و نظامی ضداستعمار فرانسه بود از افرادی چون «احمد بن بلا»، «آیت احمد»، «بوضیاف»، «یوسف بن خده»، «بن بوعبید»، «رابح بیطاط»، «بن مهدی»، «محمد خیذر»، «بلقاسم کریم» و عده یی دیگر تشکیل شد. این عده از جمله کسانی بودند که بعدها در اول نوامبر 1954 پس از آنکه اولین بیانیه جبهه آزادیبخش ملی از رادیو قاهره پخش شد، عملیات چریکی و مسلحانه را از کوه های «کابیلی» در الجزایر آغاز کردند. عملیات ارتش آزادیبخش الجزایر به فرماندهی سرهنگ بومدین تا تونس نیز گسترش یافت و گهگاهی محمد پنجم پادشاه مراکش نیز کمک هایی به آنان می کرد به طوری که سران جبهه آزادیبخش ملی بین قاهره، تونس و مراکش در رفت و آمد بودند. در آگوست 1965 در دره صمام در کوهستان های کابیلی واقع در الجزایر یک کنفرانس محرمانه با شرکت «احمد بن بلا»، «حسن آیت احمد»، «محمد بوضیاف» و «رابح بیطاط» برگزار شد تا در مورد خط مشی سیاسی نظامی آینده تصمیم گیری شود. این گروه سپس به مراکش رفتند تا با سلطان محمد پنجم پادشاه مراکش ملاقات کرده و سپس با هواپیمایی که پادشاه مراکش در اختیار آنها می گذاشت به تونس بروند. ابتدا هویت بن بلا و همراهانش بر خلبان پوشیده بود اما چون در خلال پرواز خلبان بن بلا را شناخت با برج مراقبت فرودگاه الجزایر و پلیس و ارتش فرانسه مقیم در فرودگاه تماس حاصل کرد و هواپیما را ربوده و در فرودگاه الجزایر تمام آنها تسلیم پلیس فرانسه شده و به فرانسه انتقال داده شدند. آنها تا زمان گفت وگوهای صلح بین ارتش آزادیبخش الجزایر و دولت فرانسه در زندان فرانسوی ها بودند. در خلال دورانی که بن بلا در زندان فرانسه بود ارتش آزادیبخش ملی الجزایر به شدت با فرانسوی ها می جنگید. از این جهت سربازان فرانسوی در جنگ با ملیون الجزایر کشته شدند و بحرانی در فرانسه ایجاد شد. ژنرال دوگل مجبور شد در ژانویه 1960 ضمن سفر به الجزایر، صلح شجاعانه را پیشنهاد داد. بالاخره ژنرال دوگل تصمیم گرفت به شرط تشکیل یک کنفرانس صلح میان سران جبهه آزادیبخش و دولت فرانسه در «اویان» با این قید که در کنفرانس بر این نکته تاکید شود که نظر مردم الجزایر درباره استقلال طی یک همه پرسی سوال شود و اکثریت استقلال خواستند به آنها استقلال دهد. در 18 مارس 1962 کنفرانسی در «اویان» با شرکت هیات نمایندگی الجزایر به ریاست «کریم بلقاسم» با موافقت فرحت عباس رئیس دولت موقت الجزایر تشکیل شد. فرانسه قبول کرد به الجزایر استقلال دهد. در اول ژوئیه 1962 طی یک رفراندوم حدود 90 درصد از مردم الجزایر به استقلال کشور خویش رای دادند. از سوم ژوئیه 1962 الجزایر رسماً به استقلال رسید. اما قبل از کنفرانس اویان و پیش از پیشنهاد ژنرال دوگل درباره استقلال الجزایر، یکی از ژنرال های فرانسوی به نام «رائول سالان» با تشکیل یک ارتش سری آزادیخواهان الجزایری را ترور می کرد. ژنرال دوگل به فرماندهان نظامی فرانسه مقیم در الجزایر دستور داد ژنرال سالان را دستگیر و زندانی کنند.

رویارویی برادران هم سنگر
زمانی که دولت موقت الجزایر در قاهره تشکیل شده بود «فرحت عباس» ریاست این دولت را برعهده داشت و او «یوسف بن خده» را که از اعضای میانه رو جبهه آزادیبخش ملی بود به نخست وزیری رسانید ولی احمد بن بلا را که به تازگی از زندان فرانسویان آزاد شده و تا حدی تمایلات سوسیالیستی داشت، به معاونت نخست وزیر انتخاب کرد. از ماه های اول استقلال کشور قدرت طلبی حاکمان، دموکراسی را که یگانه هدف مردم الجزایر بود، به خطر انداخت. حرکت زمامداران جدید این گونه بود که از ابتدای نخست وزیری یوسف بن خده، سایر اعضای جبهه آزادیبخش ملی به دو گروه تقسیم شدند. محمد بوضیاف و حسن آیت احمد در صف هواداران بن خده درآمدند و بن بلا و محمد خیذر در صف مخالفان. رویارویی این دو گروه فزونی یافت به طوری که شورای انقلاب به ریاست بن بلا تشکیل شد و هواداران «بن خده» مانند محمد بوضیاف و آیت احمد را در جرگه طرفداران خویش قرار داد. از طرف دیگر «یوسف بن خده» به کمک یاران خود دست به کودتا زد که منجر به عزل «فرحت عباس» از ریاست جمهوری شد. او قصد به دست گرفتن قدرت را داشت که «سرهنگ هواری بومدین» که او نیز تمایلات سوسیالیستی داشت با تمام نیروهای تحت فرماندهی خود از «بن بلا» پشتیبانی کرد و ضمن کنار گذاشتن یوسف بن خده، احمد بن بلا را به ریاست جمهوری الجزایر رسانید.

احمد بن بلا در مسند قدرت
با قدرت گرفتن «بن بلا» عصر حکومت میانه روان به پایان رسید و بن بلا برنامه دولت خویش را براساس ایدئولوژی سوسیالیسم اعلام کرد. بن بلا در این مرحله پست نخست وزیری را نیز اشغال کرد و طی رفراندوم 13 سپتامبر 1963 به مدت پنج سال به ریاست جمهوری انتخاب شد. بن بلا از اینکه کشور را به سوی نظام تک حزبی سوق داده بود، مورد اعتراض «فرحت عباس» قرار گرفت. «فرحت عباس» طی اعلامیه یی از منزل خویش که در حقیقت زندانی بود، بن بلا را به دیکتاتوری متهم ساخت. بن بلا اعلامیه فرحت عباس را عدول از اهداف انقلاب الجزایر تلقی کرد و گفت فرحت عباس یک عنصر لیبرال است که خواستار یک سیستم چندحزبی به سبک فرانسه است و با عناصر بورژوازی رابطه مستقیم دارد. اختلافات بین فرحت عباس و احمد بن بلا به جایی رسید که بن بلا دستور بازداشت «فرحت عباس» را در 5 ژوئن 1964 صادر کرد. بن بلا بعد از کنار زدن فرحت عباس، دچار کودتای مشترک سرهنگ شعبانی و حسن آیت احمد شد ولی مساعدت سرهنگ هواری بومدین، این کودتا را با شکست روبه رو کرد و سرهنگ شعبانی اعدام شد. بن بلا بعد از این واقعه اعلام کرد مسلمانی است مومن که به سوسیالیسم گرایش دارد؛ آن گونه سوسیالیسمی که با عقاید مذهبی ملت الجزایر همخوانی داشته باشد ولی منکر تمایلات کمونیستی است. در زمان ریاست جمهوری بن بلا درگیری مرزی با مراکش بر اثر اختلاف مرزی پیش آمد. سلطان حسن دوم در اکتبر 1963 اعلام کرد مرزهای الجزایر و مراکش به درستی مشخص نشده و مراکش نسبت به بخشی از خاک الجزایر ادعا دارد. متعاقب آن بین دو کشور جنگ درگرفت به طوری که تلفات جانی و مالی به دو طرف وارد شد. الجزایر به سازمان وحدت آفریقا شکایت برد و عاقبت در سی ام اکتبر 1963 «هیلاسلاسی» امپراتور اتیوپی و «مودیبوکیتا» رئیس جمهوری مالی بین دو کشور میانجی شدند و دو طرف حاضر به آتش بس و رفع اختلاف طی گفت وگوها و راه حل های مسالمت آمیز شدند. بن بلا قصد داشت در ژوئن 1965 کنفرانس کشورهای غیرمتعهد را در الجزایر تشکیل دهد به طوری که به منزله کنفرانس باندونگ دوم باشد ولی در روز 19 ژوئن 1965 با کودتای دوست هم سنگرش سرهنگ هواری بومدین سقوط کرد. بن بلا در 1964 جایزه صلح لنین را گرفت و با اتحاد شوروی رابطه نزدیکی داشت. او چند روز قبل از حادثه کودتا در اجتماعی در «سیدی بل عباس» در غرب الجزایر گفته بود در بطن دولت انقلابی الجزایر اختلاف نظری وجود ندارد. انقلاب سوسیالیستی ما، کشور ما، بیش از همیشه آماده مقابله با توطئه هایی است که ممکن است از کانون های گوناگون سرچشمه بگیرد.

حکومت بومدین
در بامداد 19 ژوئن 1965 طی جلسه یی که عبدالعزیز بوتفلیقه وزیر خارجه دولت احمد بن بلا و سرهنگ هواری بومدین فرمانده ارتش الجزایر و عده دیگر اعضای جبهه آزادیبخش ملی الجزایر حضور داشتند مشاجره سختی بین بن بلا از یک طرف و هواری بومدین و بوتفلیقه که به جبهه مخالفان پیوسته بود، درگرفت و به دستور بومدین احمد بن بلا دستگیر و زندانی و سرهنگ هواری بومدین رئیس جمهور شد و بوتفلیقه همچنان در پست وزارت خارجه باقی ماند. هواری بومدین که نام حقیقی اش محمد بن بوخارویه بود در 23 آگوست 1927 متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در موسسه اسلامی کنستانتین الجزیره به پایان رسانید و سپس در جامع الازهر در مصر به تحصیلات خود ادامه داد و بعد به دانشگاه زیتون در تونس رفت و بالاخره تحصیلات نظامی را در فرانسه به پایان رسانید و در 1954 هسته اصلی ارتش آزادیبخش الجزایر را تشکیل داد و در زمان احمد بن بلا رئیس ستاد ارتش بود. او بعد از کودتا و به دست گرفتن قدرت به کمک سرهنگ طاهر زبیری و بوتفلیقه، قانون اساسی جدید را در 19 نوامبر 1976 به رفراندوم گذاشت و رژیم جدید را دموکراتیک خلق با مرام سوسیالیستی اعلام کرد. او طی حکومت خویش دوبار در آستانه سقوط قرار گرفت که در 1967 دو حادثه خطرناک را پشت سر گذاشت. بار اول در بهار همان سال از یک سوء قصد جان سالم به در برد و در دسامبر همان سال از توطئه کودتای رئیس ستاد ارتش یعنی سرهنگ طاهر زبیری آگاه شد و آن را خنثی کرد. بومدین در 1971 نفت الجزایر را ملی کرد ولی رابطه خویش را با پاریس و واشنگتن و مسکو موازنه و در رفع اختلافات ایران و عراق در مارس 1975 میانجیگری کرد. بومدین در 1978 دچار یک بیماری مزمن کبدی بود که برای معالجه عازم مسکو شد ولی معالجات موثر واقع نشد و در 27 دسامبر 1978 چشم از جهان فروبست و طبق قانون اساسی، رابح بیطاط رئیس مجلس ملی خلق (پارلمان) کفالت ریاست جمهوری را بر عهده گرفت تا آنکه در هفت فوریه 1979 سرهنگ شاذلی بن جدید به ریاست جمهوری رسید.

حکومت سرهنگ شاذلی بن جدید
او از افسران ارتش آزادیبخش الجزایر بود که در 14 آوریل 1929 به دنیا آمد و تحصیلات نظامی خود را در فرانسه طی کرد. در زمان بومدین وزیر دفاع بود. از فوریه 1979 که به ریاست جمهوری رسید فضای باز سیاسی ایجاد کرد و ابتدا فرحت عباس را که تحت الحفظ زندگی می کرد، آزاد کرد و در 1984 در جریان جشن های سی امین سالگرد قیام مردم الجزایر از او تجلیل به عمل آورد و سپس احمد بن بلا را از زندان آزاد کرد و او به سوئیس رفت و کشور را از سیستم تک حزبی خارج و آزادی احزاب را برقرار کرد و برخلاف اسلاف خویش که روسای جمهور پست نخست وزیری را نیز اشغال کرده بودند عبدالحمید براهیمی را به نخست وزیری رساند و از اختیارات خود کاست و بخشی از آن را به نخست وزیر داد. در زمان او بود که طی انتخابات انجمن های ایالتی در 12 ژوئن 1990 شیخ عباس مدنی رهبر جبهه نجات اسلامی الجزایر به پیروزی چشمگیری نائل شد. با پیروزی اسلام گرایان تحت فشار نظامیان شاذلی بن جدید را مجبور کردند برای جلوگیری از تظاهرات اسلام گرایان در سراسر کشور حکومت نظامی اعلام کند. چون شاذلی بن جدید در مقابل ژنرال ها مقاومت می کرد در 11 ژانویه 1992 طی کودتایی بدون خونریزی او را مجبور به استعفا کردند.

از حکومت نظامی ژنرال خالد نزار تا حکومت بوتفلیقه
رهبر نظامیان کودتاچی ژنرال خالد نزار بود که عنوان حکومتی او ریاست شورای موقت امنیت و حاکم نظامی کشور بود و او دستور داد همچنان شیخ عباس مدنی را در زندان نگه دارند و شیخ راشد الغنوشی رهبر اسلامخواه تونس را از کشور اخراج کنند. در 14 ژانویه 1992 یک کمیته عالی مملکتی از محمد بوضیاف 72ساله که از زمان بن بلا در مراکش تبعید بود برای تصدی ریاست جمهوری به کشور دعوت کرد. بوضیاف در 16 ژانویه 1992 رئیس جمهور شد. او برای آشتی ملی دستور به تعویق افتادن محاکمه شیخ عباس مدنی را صادر کرد که ارتش کلاً با تصمیم او مخالفت کرد و در 29 ژوئن 1992 محمد بوضیاف در ضمن یک سخنرانی در شهر عنابه ترور شد. در آن زمان آگاهان سیاسی اظهار داشتند ارتش در ترور بوضیاف شرکت کرده است زیرا او نتوانسته یا نخواسته است با روش های خشونت آمیز جلوی جنبش های اسلامی را بگیرد. بلافاصله پس از این قتل 10 نفر از گارد ریاست جمهوری در ارتباط با قتل بوضیاف بازداشت شدند. بعد از حذف بوضیاف در دوم ژوئیه 1992 سرهنگ علی کافی از جانب شورای امنیت حاکم بر الجزایر به ریاست جمهوری رسید. به دستور او هرگونه اجتماعی ممنوع شد ولی جبهه نجات اسلامی مردم را به راهپیمایی ضدعلی کافی دعوت کرد. سرهنگ علی کافی نه تنها تظاهرات مردم را با نیروی نظامی درهم کوبید بلکه عده زیادی را دستگیر و اعدام کرد. بلعید عبدالسلام نخست وزیر جدید که در 9 ژوئیه 1992 به جای سیداحمد غزالی به این مقام رسیده بود در 15 ژوئیه در یک دادگاه نظامی شیخ عباس مدنی و علی بلحاج را به 12 سال زندان محکوم کرد. جبهه نجات اسلامی جواب سرهنگ علی کافی و نخست وزیرش را با ترور قاصدی مرباح رئیس ضداطلاعات ارتش و نخست وزیر دوره شاذلی بن جدید داد و از این تاریخ به بعد خشونت متقابل در الجزایر رواج یافت و ترورهای خیابانی و بمب گذاری دو طرف در معابر عمومی آغاز شد. در آگوست 1992 رضا مالک به جای بلعید عبدالسلام به نخست وزیری رسید تا امنیت را برقرار سازد ولی کاری از پیش نبرد. در پی این انتصاب چند فرانسوی ربوده شدند. عکس العمل این روند خروج اتباع خارجی از الجزایر بود. به علت استمرار بحران در 30 ژانویه 1994 ژنرال امین زروال وزیر دفاع الجزایر طی یک جلسه اضطراری که از جانب ژنرال خالد نزار و یوسف خطیب اعضای شورای امنیت حاکم بر کشور تشکیل شد، به ریاست جمهوری رسید. ژنرال زروال زمانی ریاست جمهوری خود را آغاز کرد که دست های پنهان از دو طرف یعنی تروریست های وابسته به حکومت از یک طرف و افراد مسلح وابسته به جمعیت های مخالف دولت الجزایر از طرف دیگر افراد طرف مقابل یا افراد بی گناه شهر و روستا را به رگبار مسلسل می بستند و متواری می شدند. او ابتدا برای اجرای برنامه آشتی ملی دستور داد رهبران جنبش های اسلامی را از زندان آزاد کنند و در منازل شان تحت نظر بگیرند. او عبدالسلام هباشی را مامور مذاکره با آنان کرد ولی مذاکرات به شکست انجامید. زروال که یک نظامی سیاستمدار بود برای جلوگیری از ترور و حل مسالمت آمیز اختلافات داخلی مقداد صیفی نخست وزیر را که در مذاکرات با مخالفان موفقیت حاصل نکرده بود برکنار و در اول ژانویه 1996 احمد اویحیی را به نخست وزیری انتخاب کرد و متعاقب آن امین زروال اعلام کرد در آوریل 1999 انتخابات آزاد ریاست جمهوری تکلیف مملکت را روشن خواهد کرد. از این رو کسانی چون عبدالعزیز بوتفلیقه وزیر خارجه دوران بن بلا و بومدین و سیاسیونی مانند احمد ابوطالب ابراهیمی، عبدالله جاب الله، حسن آیت احمد، مقداد صیفی و یوسف الخطیب کاندیدای ریاست جمهوری شدند. اما با تهدید ارتش و پشتیبانی نیروهای مسلح از ریاست جمهوری عبدالعزیز بوتفلیقه، کاندیدا های دیگر از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری 16 آوریل 1999 منصرف شدند و انتخابات تک نامزدی که تنها نامزد آن عبدالعزیز بوتفلیقه بود، انجام شد و به پیروزی رسید. بوتفلیقه از 1999 تاکنون رئیس جمهور است. او متولد دوم مارس 1937 است و در مراکش تحصیل کرده و در زمان مبارزات ملت الجزایر به عضویت ارتش آزادیبخش ملی درآمد ولی فرانسویان او را بازداشت کردند و تا 1956 در زندان فرانسه به سر برد. بوتفلیقه در زمان ریاست جمهوری بن بلا وزیر خارجه بود و در زمان بومدین نیز چنین پستی را حفظ کرد. او در دوره ریاست جمهوری خویش در زمان نخست وزیری احمد بن بیتور توانست امنیت را در الجزایر برقرار سازد. در کارنامه سیاست خارجی بوتفلیقه کارهای برجسته یی دیده می شود زیرا در 1975 زمانی که وزیر خارجه بود، توانست از جانب بومدین رئیس جمهور الجزایر با سران حکومت ایران درباره اروندرود مذاکره کند و ماموریت میانجیگری بین ایران و عراق را با موفقیت به پایان برساند. بوتفلیقه اخیراً پیشنهاد کرده است در دوره سوم انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. او برقراری امنیت الجزایر و رشد اقتصادی را نتیجه کوشش های خود می داند. اما انفجارهای بمب از جانب مخالفان در 13 فوریه 2009 اولین واکنش مخالفان بوتفلیقه است که امکان دارد دوباره جنگ داخلی را تجدید کند. از آنجایی که او در زمان ریاست جمهوری احمد بن بلا به وزارت خارجه الجزایر رسید، بهتر دیدیم نگاهی گذرا بر زندگی احمد بن بلا بیندازیم.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۵ اسفند ۱۳۸۷
منبع: / روزنامه / اعتماد ۱۳۸۷/۱۲/۰۵
نقش ها
نویسنده : سیروس غفاریان
عناوین
رسته: 3