یک‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
بر خط: 1294
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1351 بازدید
تحول در نظام ژئوپولیتیک جهانی(3 و پایانی)

نگارنده مقاله در بخش پایانی، بر ضرورت برخورد آگاهانه و اتخاذ دیپلماسی متناسب با منافع و امنیت ملی از جانب ایران، در قبال مساله بهبود مناسبات با غرب تاکید کرده است. به باور وی، ضروری است که در این راستا از کشیدن دامنه مسائل داخلی به موضوعات بین‌المللی پرهیز کرد و با نوعی خوش‌بینی محتاطانه در این مسیر گام برداشت. بخش پایانی مقاله در پی از نظر خوانندگان گرامی روزنامه اطلاعات می‌گذرد. ‌


توصیه من به ویژه این است که در شرایط جدید از خطای بزرگ کشاندن اختلافات داخلی به صحنه بین‌المللی در راستای قانع کردن غرب که فلان فرد یا گروه شایستگی بیشتری نسبت به فرد یا گروه دیگر دارد، خودداری ورزیم.
از جمله این نشانه‌های مثبت، یکی اعلام رسمی سیاست <مذاکره مستقیم و بدون پیش شرط> با ایران است. طرح این دیدگاه جدید سبب بروز تحول محسوسی در برخورد سیاسی اتحادیه اروپا به ویژه بریتانیا شد. نه تنها سیاستمداران اروپایی مانند خانم مرکل، گوردون براون، خاویر سولانا، میلیبند و امثال آنان در ایتالیا و فرانسه لحن دوستانه‌تری را در اشاره به ایران و مباحث ایرانی پیش گرفته‌اند، بلکه رسانه‌های اروپایی نیز زبان برخورد با ایران را ملایم کرده و برای نخستین بار آشکارا ایده حل مسائل موجود با ایران از راه مذاکره را تبلیغ می‌کنند.
یکی از بارزترین موارد تحول در سیاست‌های ایرانی غرب پس از اعلام تحول در دیدگاه ژئوپولیتیک دولت اوباما نسبت به ایران از استراتژی <تهمت و تهدید> به سیاست <گفت و گو برای حل مسائل>، دگرگونی محسوس در جهت‌گیری‌های سیاسی دولت بریتانیا است. رسانه‌های عمومی این کشور، به ویژه <بی. ‌بی. ‌سی> که همیشه باز گوینده نبض سیاسی دولت بریتانیا - نزدیکترین متحد دولت ایالات متحده آمریکا به ویژه در قبال ایران - بوده است، اخیرا لحن سخن نسبت به ایران را ملایم کرده و در چند برنامه به اصطلاح مستند که به مناسبت سومین دهه انقلاب اسلامی تدارک دید، اگرچه تحریف‌های معمول تاریخی را به ویژه در رابطه با بحث شاه و مصدق و غیره تکرار کرد، پخش گفتارهای ملایم درباره کشور ایران را مجددا آغاز کرد. نخست‌وزیر بریتانیا در سخنانی ملایم از <حق مسلم ایران در استفاده از انرژی‌ هسته‌ای> حمایت کرد. جک استراو، وزیر خارجه سابق و وزیر دادگستری کنونی، مانند <یوشکافیشر> وزیر خارجه سابق آلمان در برنامه‌های مستند مربوط به روابط غرب با ایران در دوران بحران تحمیلی انرژی هسته‌ای، رفتار ناشایست اروپا در راستای فریب دادن ایران در مذاکرات هسته‌ای سابق را مورد تایید تلویحی قرار داده و تایید کرد که رفتارهای غرب با ایران در آن دوران مطلوب نبوده است. دیوید میلی‌بند وزیر خارجه کنونی بریتانیا ضمن اعلام ملایمت در رفتار بریتانیا نسبت به ایران و ابراز امیدواری در بهبود مناسبات ایران و غرب، زبان به نصیحت ایرانیان گشود که <تا کی می‌توان در اسارت تاریخ ماند. > البته شرایط در حال حاضر به صورتی است که لازم است با ملایمت باز برخی ابراز این گونه نظرها انتقاد کرد. به خصوص در برخورد با سخن یاد شده آقای میلیبند، باید به ایشان یادآوری نمود که بسیاری از ما ایرانیان خیلی وقت است که می‌خواهیم خود را از زندان تاریخ سوءظن نسبت به خواست‌های امپریالیستی بریتانیا رها سازیم، ولی اگر سیاست‌های اغلب عجیب و غریب دولت بریتانیا بگذارد. برای مثال، اگر آقای میلیبند به یاد آورند که دولت آقای تونی‌بلر در پیگیری کورکورانه سیاست‌های ژئوپولیتیک و امیال ژئواستراتژیک محور اسرائیل - نومحافظه‌کاران آمریکایی علیه ایران در سال‌های 2005 تا 2007 چه هیجانی نشان داد: چند بار شخصا به خاورمیانه و خلیج فارس سفر کرده و شخصا برخی شیوخ عرب را علیه ایران شوراند: و چگونه کوشید ماجرای بازداشت قانونی ملوانان متجاوز بریتانیا در آب‌های خلیج‌فارس را تبدیل به بهانه‌ای کند برای آغاز حمله نظامی واحدهای دریایی آمریکایی در خلیج‌فارس علیه ایران، و با توجه به اینکه نخست‌وزیر براون در همان سخنان نسبتا دوستانه در تایید حقوق ایران در استفاده از انرژی هسته‌ای، مجددا دروغ اسرائیلی در عدم همکاری ایران با آژانس را قویا تکرار کرد، قطعا خواهد پذیرفت که ایرانیان در خروج از اسارت تاریخ در مورد روابط کشور خود با بریتانیا دشواری دارند. ‌

در چشم‌انداز آینده‌
با همه این احوال، در چشم‌انداز تحولات مثبتی که شکل می‌گیرد، ما باید با خوش‌بینی احتیاط‌آمیز گام برداریم، چرا که سلامت منافع و تمامیت ملی ما به صورت فشرده و درهم تنیده‌ای درگیر این تحولات است. از یک طرف باید دقت کنیم که از بیان تحول در سیاست‌های ایرانی توسط اوباما تا به عمل در آمدن این وعده راه دراز و پر پیچ و خمی در پیش است، چرا که آمریکای نومحافظه‌کار همه پل‌های بازگشت را در ماجراجویی‌های هشت سال گذشته‌اش ویران کرده و ترمیم این پل‌ها زمانی نسبتا دراز طول خواهد کشید، بویژه اینکه لابی صهیونیستی شدیدا مخالف تغییر سیاست ایالات متحده در مورد ایران است و اسرائیل با انتخاب متعصب جنگ‌طلبی چون ناتانیاهو به عنوان رئیس دولت و تکرار مکرر تهدیدهای نظامی از طرف او، در حقیقت اعلام کرده است که با تمام قوا از بهبود روابط ایالات متحده و غرب با ایران جلوگیری خواهد کرد. در این برخورد ما باید دقت کنیم که ضمن پایداری کاملا قوی در برابر تهدیدهای جنگی تل‌آویو، در رابطه با ایالات متحده و اروپا از بیان هر حرف یا حرکت تحریک‌آمیز خودداری کنیم. ‌
در بررسی شیوه برخورد ما با غرب در سال‌های گذشته دست‌کم دو مورد از رفتار نادرست خودنمایی می‌کند: 1- عجله ناشی از اشتیاق غیرمنطقی: 2- نادیده گرفتن منافع ملی در قیاس مصالح ایدئولوژیک. ما باید از این گونه برخوردها تجربه آموخته و یاد بگیریم که در این گونه موارد دیپلماسی حوصله و حسابگری موردنیاز است. در مقابل آرامش - آرامش داشته باشیم و در مقابل امتیازهای موردنظر، حساب شده امتیازهای قانونی و مشروع را بدهیم. در این برخورد ضروری است گفته خاویر سولانا در زمینه لزوم اعتمادسازی غرب نسبت به ایران را با دقت و ملایمت پیگیری کنیم و نه به صورت <پیش شرط>، و از طریق‌های معمول دیپلماتیک به غرب بفهمانیم که اندیشه اعتمادسازی غرب در برابر ایران باید در اطراف مسائلی دور زند مانند توقف تبلیغات اهانت‌آمیز، لغو تحریم‌های یک جانبه آمریکایی، آزادسازی دارایی بلوکه شده ایران، و در صورت لزوم لغو قطعنامه‌های سه‌گانه غیرقانونی توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد. ‌

تاریخ انتشار در سایت: ۲۳ فروردین ۱۳۸۸
منبع: / روزنامه / اطلاعات ۱۳۸۸/۰۱/۱۸
نقش ها
عناوین
رسته: 3