سه‌شنبه ۵ تیر ۱۳۹۷
بر خط: 1301
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

781 بازدید
روزنامه و روزنامه نگاری در ایران

مخالفت شدید محمدعلیشاه با اساس مشروطیت و آزادیخواهان نهایتا منتهی به کودتای وی و به توپ بستن مجلس شورای ملی در 23 جمادی الاولی 1326 هـ. ق شد. نامبرده به دستیاری درباریان و دیگر مخالفان مشروطه رسما علم مخالفت با مشروطه را بر افراشت و علی رغم قسمی که در پاسداشت آن یاد کرده بود بنیان مشروطیت را بر هم زد. ‌
حوادث مذکور تاثیر بسزایی در وضع جراید ایران داشت به طوری که پس از جریان بمباران مجلس تمتم مدیران جراید که مدافع مشروطیت و مخالف استبداد بودند یا کشته شدند یا از نفی بلد شده تبعید گشتند. در نتیجه استبداد صغیر بر کشور سایه افکنده و رکن چهارم مشروطیت تعطیل گردید. میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل و نیز مدیر روزنامه روح القدس از جمله فدائیان و مقتولین این حوادث بودند. آنهایی هم که توانستند از این مهلکه جان سالم به در برند از قبیل سید محمد رضا مساوات مدیر روزنامه مساوات و علی اکبر دهخدا نویسنده روزنامه صور اسرافیل که بعدا روزنامه ای به همین نام در سوئیس تاسیس کرد و همچنین مدیر روزنامه مظفری و مدیر الملک مدیر روزنامه صبح صادق و جمع زیاد دیگری آواره و حیران و سرگردان د رممالک بیگانه از جمله اروپا، هند و مصر به سر می‌بردند. تا اینکه قهرمانان ملی بار دیگر به پا خواسته تهران را فتح کردند، بنیان استبداد را برچیده و مشروطیت را احیاء نمودند. بنابراین محمد علیشاه تاج و تخت را رها کرده به روسیه پناه برد و آزادیخواهان و مدیران و اصحاب مطبوعات به موطن خویش بازگشتند.
با جانشینی احمد شاه و بازگشت ارباب و اصحاب مطبوعات به کشور و شروع مجدد کار، بازار جراید رونقی دوباره یافت. این بار جراید با کار مفیدتر، قطع بزرگتر و هریک با سبک مخصوص و با مسلکی خاص شروع به انتشار نمودند. احزاب، انجمنها و جریانات مختلف سیاسی هر کدام روزنامه ای به عنوان ارگان خود به راه انداخته و افکار و عقاید خود را از آن طریق رواج می دادند؛ دموکراتها روزنامه “ایران نو” را تاسیس کردند جمعیت اعتدالیون جریده “شوری” را برقرار نمودن و حزب اتفاق و ترقی روزنامه میانه رو استقلال ایران را به معرض انتشار گذاشتند. ‌ پس از انحلال دوره دوم مجلس باز هم یک دوره خمودی و فترت بر بازار جراید سایه افکند. و برای مدتی فعالیت جراید تقریبا متوقف ماند تا اینکه دوره سوم مجلس افتتاح شد. ‌
دوران پس از انحلال مجلس سوم تا تشکیل مجلس چهارم که در ادبیات سیاسی و تاریخی کشور از آن به دوره فترت تعبیر می‌شود برهه حساسی در تاریخ مطبوعات کشور به شمار می رود. این دوران که از سال 1330 تا 1340 ه. ق یعنی قریب به ده سال به طول انجامید دوره ای است که تحولات عظیمی در وضعیت جراید کشور به وقوع پیوست. تحولاتی که می‌توان آن را بلوغ جراید فارسی نامید. دوره فترت با تمام اعمال نظرها و غرض ورزیها که برخی جراید را تا سر حد تبدیل شدن به کاغذ پاره ای تنزل می داد از لحاظ دخالت و تاثیر مطبوعات در اداره امور کشور از مهمترین ادوار تاریخ مطبوعات در ایران است. ‌
با در نظر گرفتن اینکه در دوران مذکور شالوده سیاسی کشور از هم پاشیده شده و عملا در کشور نه دولتی قوی و متمرکز وجود داشت و نه مجلس و قوه مقننه ای که به تنظیم و اداره امور کشور بپردازد و لحاظ مسئله حضور بیگانگان در کشور اهمیت و نقش ویژه مطبوعات محرزتر می گردد. به همین علت است که در دوره فترت جراید مهم و تاثیر گذار متعددی در تهران و سایر نقاط کشور تاسیس و منتشر شد. جراید مهم این دوره عبارت بودند از: ستاره ایران، رعد، برق، عصر جدید، کوکب ایران، نوبهار، ایران، شفق سرخ، ایران آزاد، وطن، عصر انقلاب، گلشن، حلاج، صدای طهران، زبان آزاد، صدای ایران، میهن، بهارستان، حیات جاوید، کار، حقیقت، مرد آزاد، قانون، رهنما، شمس، بدر، جنت، توفیق، نسیم شمال و... ‌
در این دوره حوادث جنگ جهانی اول و اخبار مربوط به رخدادهای حاصل از آن چه در داخل کشور چه در خارج همچنین اخبار تاسف بار مربوط به جنگ موضوعات تازه ای برای درج در مطبوعات پدید آورد و روزنامه‌های ورق بزرگ هر کدام سه صفحه خود را به درج اخبار جنگ جهانی اختصاص می دادند. و حتی بعضی از این جراید مانند عصر جدید اغلب سرمقاله های خود را در مورد بحث درباره حوادث خارجی و اوضاع جنگ به رشته تحریر در می آوردند. ‌
نفوذ و اهمیت جراید در دوران فترت باعث شد که چندین بار دولت به تعطیلی و توقیف روزنامه ها اقدام نماید. بارها دولتهای وقت تمام یا عده ای از روزنامه های پایتخت را بستند. از جمله در دولت مستوفی الممالک در اسفند 1296 کلیه جرای سیاسی توقیف شد. و فقط جریده نیمه رسمی و دولتی “ایران” به مدیریت سید حسین اردبیلی منتشر می‌شد.
کودتای 1299 و روی کار آمدن رضاخان آغاز دورانی سخت برای اصحاب مطبوعات بود. پس از کودتا و با تشکیل کابینه از سوی سید ضیاء الدین طباطبایی، سید ضیاء که خود از روزنامه نگاران معروف به شمار می آمد و به اهمیت و نقش جراید در سیاست وقوف کامل داشت تعداد زیادی از جراید مهم پایتخت از جمله گلشن، حلاج و ستاره ایران را توقیف کرد. ‌
سختگیری بر مطبوعات با پایان حکومت سید ضیا پایان نیافت بلکه پایان زمامداری کوتاه وی آغاز قدرت گیری رضاخان و سر آغاز آزار و اذیت و سختگیریهای بیشتر برای ارباب و اصحاب مطبوعات بود. رضاخان که تاب تحمل انتقادها و نیش و کنایه های روزنامه نگاران را نداشت بر منتقدین و مخالفین بسیار سخت گرفته و از سوی دیگر موافقین را مورد حمایت قرار می‌داد. از بدترین برخوردهای رضاخان با روزنامه نگاران مخالف کتک زدن صبا و قتل عشقی دو تن از روزنامه نگاران وطن پرست و پرشور ایران بود. ‌
میرزاده عشقی مدیر روزنامه قرن بیستم از نویسندگان، شعرا و جوانان پر شوری بود که با سرودن اشعار انتقادی و نوک تیز قلم انتقاد خود از اوضاع سیاسی کشور قلدریهای رضاخان و علی الخصوص از جمهوریخواهی ادعایی رضاخان به شدت انتقاد می کرد. رضاخان و طرفدارنش که به هیچ وجه تاب تحمل این رفتارها را نداشتند موجبات قتل این شاعر انقلابی را فراهم کردند. ‌قتل عشقی راه دیکتاتوری رضاخان را هموار ساخت و آزادی را از مطبوعات گرفت. هر چند پس از واقعه قتل عشقی عده ای از روزنامه نگاران در مجلس تحصن نموده و به این اقدام اعتراض کردند اما این مقاومت ها دیری نپایید و سرانجام زور و قلدری غالب شد و در اندک مدتی جراید یکی پس از دیگری در محاق تعطیلی فرو رفتند. ‌
رضا شاه در آذر 1304 با انحلال قاجاریه رسما تمامی امور کشور را به دست گرفت. و چون قبلا تمام مقدمات کار را به نحو اکمل آماده ساخته بود وتمامی مخالفین را از سر راه برداشته و رعب و وحشت را در دل همگان انداخته بود از این جهت جراید و مطبوعات نیز بخصوص با پیش آمد قتل عشقی همه فکر کار خود را کرده و کاملا مراقب وضع خود بودند. با اینکه تغییر سلطنت و انتقال آن از دودمان قاجاریه به فردی بی ریشه و یک نظامی گمنام امری غیر متعارف و خلاف عرف و قانون به شمار می آمد با این وجود رویکرد جراید به آن چندان غیر عادی نبود بلکه اکثرشان آن را عنوان امری متعارف نشان دادند و اغلب با آن همصدا گشتند. ‌
دوران حکومت 16 ساله رضاخان از سخت ترین و تارک ترین دوران مطبوعات در کشور به شمار می رود. در این دوره شهربانی کاملا در مندرجات جراید نظارت می کرد و مدیران مطبوعات حق نشر هیچ گونه مطلبی را بدون اجازه شهربانی نداشتند. دخالت شهربانی نه فقط نسبت به مقالات سیاسی و اخبار داخلی و خارجی جراید بود، بلکه اعلامیه های روزنامه ها نیز قبل از انتشار به نظر شهربانی می‌رسید. ‌
در این دوره کوچکترین مطلبی خلا‌ف نظر دولت درباره مدیران جراید برای حبس و تبعید مدیران جراید کافی بود وچه بسا مدیر روزنامه که به علت درج کوچک مدتها در سیاه چال زندان قصر به سر می‌بردند. تنها روزنامه هایی می‌توانستند به انتشار خود ادامه دهند که اولا بر خلاف نظر دولت و شخص شاه کوچکترین چیزی در روزنامه خود ننویسند و ثانیا در رفتار و اعمال خود کمال احتیاط و مواظبت را نموده مبادا که شهربانی نسبت به آنان بد بین گردد. روزنامه های اطلاعات و ایران از روزنامه هایی بودند که توانستند با سیاست مدبرانه خود در طول سلطنت رضاشاه به انتشار خود ادامه دهند و حتی مدیران آنها از مزایای نزدیکی به دستگاه دولتی برخوردار شوند. ‌
رفتار دولت و شهربانی نسبت به بعضی از مدیران جراید به اندازه ای خشن و سخت بود که عاقبت پس از تحمل رنجهای فراوان در زندان جان داده و مدتها کسی حق بردن نام آنها را نیز نداشت. من جمله از این مدیران فرخی یزدی مدیر روزنامه توفان است. وی اصالتا‌ از مردم یزد و شاعری خوش قریحه و نویسنده ای توانا بود. به مناسبت افکار آزادیخواهانه خود مدتها در زندان رضاشاه به وضع بدی به سر می برد و عاقبت هم با تزریق آمپول هوا در زندان جان داد و بودن آنکه شهربانی بگذارد کسی از مرگ او اطلاع حاصل کند وی را به خاک سپردند.
سرگذشت فرخی نمونه کوچکی است از طرز رفتار شهربانی و اداره سیاسی با مدیران جراید. رفتار این ادارات بخصوص از سالهای 1316 به بعد که گروه کمونیستی در ایران کشف شد به مراتب سخت‌تر گشت و مندرجات جراید منحصرا عبارت بود از دستورات متوالی و پی در پی شاه و اخبار و سخنرانیها که به منظور تقویت سلطنت ایراد می شد و همچنین مسافرتهای شاه به اطراف کشور و مطالبی از این قبیل بود. تا این که در شهریور 1320 دیکتاتور از کشور اخراج شد و جای خود را به ولیعهدش محمد رضا سپرد. ‌
شروع سلطنت محمد رضاشاه آغاز دوران تازه ای برای مطبوعات کشور بود با سقوط رضاشاه و باز شدن دربهای آهنین زندانها و متعاقب آن آزادی زندانیان سیاسی که سالها در حبس دیکتاتور به سر برده بودند سیلی از مدیران جراید نیز که به جرمهای سیاسی در حبس به سر می بردند آزاد شدند. با آزادی زندانیان سیاسی و مدیران دربند مطبوعات که همزمان با آزادی نسبی فضای سیاسی کشور پس از سقوط رضا شاه بود جراید بار دیگر پا به عرصه انتشار نهادند. و هر روز در تهران و شهرستانها یک یا چند روزنامه تاسیس و منتشر می شد. ‌
اوایل دهه 1320 دورانی بود که کشور بعد از یک دوره خفقان سیاسی و دوران دیکتاتوری و قبل از آنکه محمدرضاشاه بتواند به کمک حامیان خارجی خود دیکتاتوری نوینی را تاسیس کند فضای نسبتا آزادی را تجربه می‌کرد. در این دوره ابتدا اکثر صفحات و اوراق جراید به انتقاد از دوره گذشته و اعمال خلاف قانون رضاشاه اختصاص می یافت و جراید به شدت از شاه سابق و دستگاه پلیسی او انتقاد می کردند. به خصوص با محاکمه سر پاس مختاری رئیس کل شهربانی دولت رضا شاه و جمعی از همدستان و همکاران او این روند شدیدتر شد. ‌
در این دوره علاوه بر انتشار جرایدی که در گذشته منتشر می شد و در دوره رضا شاه توقیف و یا مدیران آنها از انتشار صرف نظر کرده بودند (روزنامه هایی از قبیل نجات ایران، امید، اقدام و...) روزنامه های بسیاری نیز تازه تاسیس و انتشار می یافت و هر روز به تعداد آنها افزوده می شد. تا اینکه حادثه 17 آذر در دولت قوام پیش آمد و نامبرده دستور توقیف تمام جراید را صادر کرد و فقط یک روزنامه رسمی دولتی به نام “اخبار روز” منتشر می شد و مدتی تنها روزنامه پایتخت همین روزنامه اخبار روز بود تا اینکه قانون مطبوعات از تصویب مجلس گذشت و مجددا روزنامه های واجد شرایط اجازه انتشار یافتند. ‌
از شهریور 1320 به بعد به علت برقراری حکومت نظامی در کشور غالبا جراید به وسیله حکومت نظامی توقیف و مدتی از انتشار آنها جلو گیری می شد. با اشاره دولتها حکومت نظامی می توانست برای هر مدت و هر اندازه که لازم بداند از انتشار هر روزنامه ای جلوگیری کند. برای نشر و دریافت امتیاز از شورای عالی فرهنگ شرایط و مقررات مشکلی به صورت تصویب‌نامه از هیئت وزیران گذشت که عده محدود و معینی می توانستند از آن برخوردار شوند. من جمله اینکه سردبیر روزنامه حتما باید دارای درجه لیسانس یا بالاتر باشد و نیز صاحب امتیاز باید برای انتشار روزنامه مبلغ پنج هزار تومان و برای نشر مجله یکهزار و پانصدتومان تضمین بانکی برای مدت یکسال بپردازد. ‌

تاریخ انتشار در سایت: ۵ مرداد ۱۳۸۸
منبع: / روزنامه / رسالت ۱۳۸۸/۰۴/۲۸
نقش ها
نویسنده : حجت الله کریمی
عناوین
رسته: 3