یک‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷
بر خط: 4317
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

3829 بازدید
نگاهی به زندگی و آثار میر سید شریف جرجانی

ششم خردادماه سالروز درگذشت عالم جلیل القدر میرسیدشیریف جرجانی از عالمان و متکلمان مشهور قرن هشتم هجری است که بسیاری از محققان از جمله شیخ آقابزرگ تهرانی وی را از علمای شیعی دانسته اند. با وجود تالیفات متعدد جرجانی در علم کلام ، متاسفانه قدر و منزلت وی همچنان مجهول مانده است.مقاله زیر نگاهی اجمالی به زندگی و آثار این متکلم شیعی است.


علی بن محمود استرآبادی ، معروف به میر سید شریف جرجانی ، از عالمان پرآوازه سده هشتم هجری است که سال 740 قمری در روستای طاغو (1) نزدیک استرآباد دیده به جهان گشود و در همان جا به کسب علوم پرداخت و برای تکمیل تحصیلات خود به شیراز و هرات و قاهره رفت.
درباره دوران تحصیل او برخی منابع از بهره گیری وی از دانش قطب الدین رازی (694 766 قمری) سخن به میان آورده اند و چنین می نگارند که وی شرح شمسیه و شرح مطالع را نزد قطب الدین رازی فرا گرفته است 2 ; اما گزارش دیگری نیز حاکی از آن است که به دلیل ضعف پیری و سالخوردگی قطب الدین ، بهره گیری از دانش وی برای جرجانی امکانپذیر نشد و او به راهنمایی این حکیم نامور ، از هرات راهی قاهره می شود تا در آنجا از مجلس درس میرمحمؤد بن مبارک شاه بخاری ، معروف به میرک بخاری (درگذشته به سال 775 قمری) ، که از شاگردان برجسته قطب الدین بود ، بهره مند شود و شرح شمسیه ، شرح مطالع ، و مواقف عضدالدین ایجی را از او فرا گیرد(3).
وی در سفر دراز خود به قاهره از مجلس درس اکمل الدین محمود بن محمود بابرتی (َ714 - 786 قمری) نیز بهره برد و نزد او حاشیه الهدایه ؤ مرغینانی را فرا گرفت و در میان راه با شمس الدین فناری (751 - 834 قمری) آشنا شد و او جرجانی را در این سفر همراهی کرد.
جرجانی پس از 4 سال تحصیل در قاهره ، راهی زادگاه خود شد و سال 779 قمری ، یعنی هنگامی که 39 سال از عمر خویش را پشت سر نهاده بود ، زمینه سفر به شیراز و تدریس در مدرسه دارالشفای این شهر برای او فراهم شد.
در باره این سفر منابع تاریخی چنین می نگارند که چون شاه شجاع بن مظفؤر خوافی (733 - 786قمری ) در قصر زرد (زر) استرآباد فرود آمد ، میر سیؤد شریف برای شناساندن پایگاه علمی خود ، به اردوگاه او رفت و در آنجا با کمک سعدالدین مسعود بن عمر تفتازانی (712 - 793 قمری) به حضور شاه رسید و شاه در نخستین نشست و گفتگو با او از دانش فراوان وی به شگفت آمد و او را سخت گرامی داشت.
پس از این جریان شاه شجاع ، میر سید شریف را همراه خود به شیراز آورد و در مدرسه دارالشفای این شهر که خود بنیان نهاده بود به تدریس گمارد.
جرجانی به مدت 10 سال در این مدرسه به تدریس و پرورش طالبان علم و دانش همؤت گمارد و سال 789 قمری ، یعنی زمانی که امیر تیمور (763 - 807قمری) استان فارس را به تصرف خود در آورد ، به دستور او راهی سمرقند شد و در آنجا نیز به تدریس اشتغال ورزید.
این سفر بنا به نوشته ؤ قاضی نوراللؤه شوشتری (956 - 1019 قمری چندان با میل و رغبت علامه جرجانی همراه نبود و او رفتن به ماوراؤالنهر را از جمله بلاهای روزگار و عذاب صحبت اشرار آن دیار شمرده است(4).
گفتنی است که پیش از آمدن میر سید شریف به سمرقند ، سعدالدین تفتازانی در صدر مجالس تیمور جای داشت ، ولی آمدن جرجانی به این شهر، زمینه مناظره و مباحثه را میان این دو دانشمند نامدار فراهم کرد که در نتیجه آن ، میر سید شریف توانست بیش از پیش برتری علمی خویش را بخصوص در مباحث کلامی به اثبات رساند و تفتازانی را مغلوب دانش گسترده خویش کند ،(5) تا جایی که برخی منابع چنین نگاشته اند که شکست تفتازانی در برابر جرجانی ، چنان او را سخت آمد که مرگش را سرعت بخشید و موجب شد او چندی پس از این مناظره ، در سال 793 قمری جهان فانی را وداع گوید (6).
جرجانی مدتی که در سمرقند می زیست ، به تدریس و از جمله تدریس شرح کافیه ، اشتغال داشت و در همین شهر، نگارش شرح مواقف ایجی را آغاز کرد و آن را سال 807 قمری اندکی پس از مرگ تیمور به پایان رساند. او تا سال 812 قمری در سمرقند ماند(7) و پس از آن به شیراز بازگشت و تا پایان عمر در این سامان زیست.
گفته می شود در همین دوران است که شاه نعمت اللؤه ولی (730 - 834 قمری) به شیراز آمد و جرجانی از وی به گرمی استقبال کرد (8) در همین دوران است که وی در مسیر سیر و سلوک عرفانی گام بر داشت و به طریقه ؤ نقشبندیه انتساب یافت.
عبدالرحمان جامی (817 -898 قمری) در نفحات الاؤنس ، در باره انتساب جرجانی به طریقه نقشبندیه ، ضمن آن که وی را از اصحاب علاؤالدین عطؤار (درگذشته به سال 802 قمری) ، داماد و مرید بهاؤالدین نقشبند (درگذشته به سال 790 قمری) ، دانسته است ، می گوید:این فقیر از بعضی عزیزان شنیده است که قدوه العلماؤ المحقؤقین و اؤسوه الکبرا المدققین ، صاحب التصانیف الفائقه و التحقیقات الرائقه، السیؤد الشریف الجرجانی ، رحمه اللؤه تعالی که توفیق انخراط در سلک اصحاب ایشان یافته بوده است و نیاز و اخلاص تمام به خادمان و ملازمان ایشان داشته ، بارها می گفته که تا من به شرف صحبت شیخ زین الدین علی رحمه الله تعالی نرسیدم از رفض نرستم ، و تا به صحبت خواجه عطار قدس سره نپیوستم خدای را نشناختم (9).
در باره گرایش مذهبی جرجانی نیز گفتنی است که قاضی نورالله شوشتری بر پیروی او از مکتب اهل بیت و مذهب امامیه سخت اصرار می ورزد و در این میان برای اثبات این مدعا شهادت سید محمود نوربخش موسوی (795 - 869 قمری) شاگرد و معاصر میر سید شریف و محمد بن ابی جمهور احسایی (در گذشته در حدود 880 قمری) را گواه می آورد و چنین می نویسد: میر سید شریف بر وجهی که مشهور بر السنه شافعیه فارس است به امر تیمور مجبور شد بر یکی از دو مذهب شافعی و حنفی که در بلاد فارس و ماوراءالنهر شایع بود ، حکم نماید و او سه روز مهلت خواست و شافعیان و حنفیها که از جریان امر آگاه شدند در خفیه به خدمت سید رسیدند و هر کدام میر را جهت ترویج مذهب خود تطمیع می نمودند و آخر چون اکثر امرا و مقربان پادشاه ، حنفی بودند ، به زور و زر غالب آمدند و حکم به ترجیح مذهب حنفی دادند و بنا بر آن مردم او را حنفی مذهب تصور نمودند ، ولی در باطن به موجب تصریح شیخ محمود بن ابی جمهور در رساله مناظره او با فاضل سنی هروی و به مقتضای تنصیص سید محمد نوربخش و سایر دلایل و امارات میر سیؤد شریف از فرقه ناجیه امامیه بوده است (10).
شیخ آقابزرگ تهرانی (1293 - 1389قمری ) نیز در طبقات اعلام الشیعه با اشاره به استدلال قاضی نورالله در باره تشیع جرجانی ، امامی بودن وی را مسلؤم می داند و می گوید: این مساله چنان آشکار است که نیازی به اثبات ندارد و در ادامه می افزاید: آنچه باعث شده است برخی در مورد شیعه بودن میر سید شریف تردید پیدا کنند این است که شماری از نوادگان او به پیروی از جریان حاکم بر کشور از مذهب اهل سنؤت پیروی کرده اند ، (11) و این در حالی است که چنین استدلالی سست می نماید ، زیرا بسیاری از فرزندان عارفان بزرگ شیعه از نسلهای متاؤخر به پیروی از مذهب تسنؤن تظاهر می کردند و این به خاطر فعالیت های برخی حاکمان ترک و تاتار در زمینه پیوند میان گنوسیسم و تسنن بوده است و نمی توان بر این اساس پدران آنان را پیرو مذهب تسنن دانست.
از سویی دیگر میر سید شریف از سوی شاه شجاع به مدت 10 سال به عنوان مدرس دارالشفای شیراز منصوب شده بود و چون این شهر به دست تیموریان سنی مذهب ، سقوط کرد، میر به اقامت اجباری در سمرقند وادار می شود و پس از مرگ تیمور، او نیز امکان بازگشت به شیراز را فراهم می بیند و به این شهر بازمی گردد و در همین دوران ، یعنی پس از بازگشت از تبعیدگاه خویش ، آثاری چون شرح تذکره خواجه نصیرالدین طوسی (595 - 673 قمری) را در سال 811 قمری پدید می آورد (12).
علامه جرجانی در دوران زندگی پربار خود، شاگردان زیادی را تربیت کرده است و شمار زیادی از دانشوران شیعی و غیر شیعی شاگرد یا راوی آثار و اندیشه های او بوده اند.
از آن میان می توان به پسرش شمس الدین محمد بن علی جرجانی (درگذشته به سال 838 قمری) ، مولانا حسن شاه بقال ، سعدالدین اسعد دوانی ، محیی الدین محمد کوشکناری انصاری ، نورالدین علی بن ابراهیم جویمی شیرازی (درگذشته به سال 862 قمری) ، خواجه علی چاکردیزگی سمرقندی ، محمد حاجی بن شیخ عمر بن محمؤد، شهاب الدین ابوالعباس احمد بن محمؤد معروف به ابن عربشاه (791 - 854 قمری) ، خواجه حافظ رازی ، شیخ محمد بن ابی جمهور احسایی ، سید محمد نوربخش ، جلال الدین محمد بن عبدالعزیز شافعی ، شیخ منصور بن حسن کازرونی و...اشاره کرد (13).
میر سید شریف از جمله دانشمندان پرآوازه ای است که آثار و تاؤلیفات فراوان و ارزشمندی را در عرصه های گوناگون علمی ، همچون تفسیر ، کلام ، منطق ، فلسفه ، عرفان ، ادبیات عرب و علوم بلاغی ، فقه و اصول ، ریاضیات و نجوم و آثار دایره المعارفی (چند دانشی) از خود بر جای نهاده است.
بیشترینه این آثار شرح یا حاشیه بر آثار دانشمندان دیگر است و شروح و حواشی وی بر آنها از دقت نظر و تسلط او بر مباحث مطرح شده در این آثار حکایت دارد.
جرجانی در حاشیه نگاشته ها و شرح نگاشته های خود بیش از هر چیز کوشیده است ابهامات متن را بر طرف و منظور موؤلف را آشکار کند.
او در آسان سازی و تفهیم مطالب با بهره گیری از بیانی بلیغ و شیوا چنان موفق است که بسیاری از آثار او به عنوان متن درسی و از جمله کتابهای رایج در میان طالبان علوم دینی در کشورهای مختلف اسلامی به شمار می رود.
صرف میر، شرح تصریف عزی ، شرح کافیه شریفیه ، منطق صغری ، منطق کبری ، حاشیه بر عوامل المئه، شرح فوائد الغیاثیه ، حاشیه بر شرح رضی الدین استرآبادی بر کافیه ، المصباح فی شرح مفتاح العلوم ، حاشیه بر العباب فی شرح اللباب ، حاشیه بر المطول تفتازانی ، حاشیه بر شرح ایضاح الایضاح ، حاشیه بر انوارالتنزیل بیضاوی ، حاشیه بر تفسیر کشاف ، حاشیه بر تحریر القواعد المنطقیه فی شرح الشمسیه، حاشیه بر شرح قدیم تجرید الاعتقاد ، حاشیه بر عوارف المعارف ، حاشیه بر لوامع الاسرار فی شرح مطالع الانوار ، حاشیه بر مطالع الانظار فی شرح طوالع الاؤنوار، حاشیه بر شرح هدایه الحکمه ، شرح ایساغوجی ، شرح العقائد العضدیه ، شرح مواقف و...از این گونه نگاشته هاست (14) از جمله دیگر آثار این دانشمند سترگ ، اثر ارزشمند وی با نام تعریفات (تعریفات العلوم و تحدیدات الرسوم) قابل ذکر است.

جرجانی در این اثر ، مهمترین اصطلاحات فقهی ، اصولی ، روایی ، کلامی ، فلسفی ، منطقی ، عرفانی ، ادبی و...را به منظور آشنا کردن طالبان علم با این گونه مفاهیم شرح داده است (15).
میر سیؤد شریف سال 816 قمری ، زمانی که 76 سال از عمر پربارش سپری شده بود ، دار فانی را وداع گفت و در شیراز به خاک سپرده شد.
در تاریخ وفاتش گفته اند: استاد بشر حیات عالم سلطان جهان شریف ملت اندر ششم ربیع ثانی از هشتصد و شانزده ز هجرت زین دار فنا به چارشنبه فرمود به دار خلد رحلت (16) از جرجانی اشعار پراکنده ای نیز میان منابع مختلف به چشم می خورد که رباعی زیر از آن جمله است :
بی خوابی شب جان مرا گر چه بکاست در خواب شدن ز روی انصاف خطاست
ترسم که خیالش قدمی رنجه کندعذر قدمش به سالها نتوان خواست

پانوشتها
1- در حبیب السیر (تهران : انتشارات خیام ، چاپ چهارم : 1380 ، ج 3 ، ص 546) نام این روستا به همین صورتی که ضبط شد ، آمده است.
دهخدا نیز در لغت نامه (تهران : انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ دوم : 1377، ذیل طاغو) به نقل از حبیب السیر آن را با همین ضبط آورده است.
اما زرکلی در الاعلام (بیروت : دارالعلم للملایین ، چاپ 13 ، ج 5، ص 7) زادگاه جرجانی را تاکو ضبط کرده است.
در اثرآفرینان (تهران : انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ، 1377 ش ، ج 2 ، ص 197 ) نام این قریه طاعو ذکر شده است و در تاریخ راقم سمرقندی ، به تصحیح دکتر منوچهر ستوده ، (تهران : موقوفات افشار، 1380 ش ، ص 42) هم از قریه طاعون (!) سخن به میان آمده است.
2- بنگرید به : ریحانه الادب ، محمؤدعلی مدرس تبریزی ، تهران : انتشارات خیام ، چاپ چهارم : 1374 ش ، ج 3 ، صص 213 217 ، الفوائد البهیه ، محمد بن عبدالحی لکنهوی هندی ، کراچی : 1393 ق ، صص 126 ;127 و الکنی و الاؤلقاب ، الشیخ عبؤاس القمی ، تهران : مکتبه الصدر ، ج 2 ، ص 3593.
الفوائد البهیه، ص 1304 مجالس الموؤمنین ، قاضی نوراللؤه شوشتری ، تهران : اسلامیه ، چ 3: 1365 ش ، ج 2، ص 2125.
مرحوم عبؤاس اقبال در مقاله ای با عنوان «میر سید شریف جرجانی ، سعدالدین تفتازانی» با اشاره به این مناظره ، نتیجه ای اخلاقی و تربیتی از آن ارائه کرده است که در جای خود خواندنی است.
بنگرید به : اصول تعلیم (نشریه وزارت معارف) ، زیر نظر ابوالحسن فروغی ، ج 2، ش 3، صص 13 166.
بنگرید به : الفوائد البهیه، صص 128 ;130 و مقاله «کتاب شناسی میر سید شریف جرجانی (گرگانی)» ، نوشته مهدی شکیبا و رضا پورجوادی ، معارف (نشریه مرکز نشر دانشگاهی) ، ش 3 ، آذر اسفند 1381 (ش 57 پیاپی) ، صص 134 - 192.
7- از اجازه نامه ای که جرجانی به محمؤد بن حاجی بن شیخ عمر بن محمؤد داده است ، چنین بر می آید که وی تا سال 812 ق در سمرقند می زیسته است.
این اجازه نامه که در همین شهر نوشته شده است ، در مقدمه خزانه الادب.
عبدالقادر بن عمر بغدادی (درگذشته به سال 1093) آمده است.
بنگرید به : «کتاب شناسی میر سیؤد شریف جرجانی» ص 135 و 181.
9- بنگرید به:«تذکره در مناقب حضرت شاه نعمت الله ولی از عبدالرزاق کرمانی» ، مجموعه در ترجمه احوال شاه نعمت اللؤه ولی کرمانی ، تصحیح ژان اوبن ، انجمن ایران شناسی فرانسه در ایران ، تهران : 1361 ش (به نقل از «کتاب شناسی میر سیؤد شریف جرجانی» ، ص 136) ; و نیز: ریحانه الادب ، ج 6 ، ص 3409.
نفحات الانس ، عبدالرحمان جامی ، به تصحیح و مقدمه و پیوست مهدی توحیدی پور ، تهران : انتشارات سعدی ، چاپ دوم : 1366 ، ص 389.
10- مجالس الموؤمنین ، ج 2، ص 212.
11- از جمله فرزندان میر سید شریف که نه تنها به پیروی از مذهب اهل تسنن ، بلکه به ناصبی گری اشتهار دارد ، میرزا مخدوم است که کتابی نیز با عنوان نواقض الروافض در رد شیعه نگاشته است.
قاضی نورالله شوشتری نیز در پاسخ به این کتاب ، مصائب النواصب و شیخ ابوعلی حائری نیز ، عذاب النواصب را به رشته تحریر در آورده است.
جالب آن که همین میرزا مخدوم فرزندی دارد به نام ابوالفتح عصام الدین که از علمای شیعه دربار شاه طهماسب صفوی است و آثاری چون تفسیر شاهی (شرح فارسی آیات الاحکام) ، و شرح باب حادی عشر و... را در کارنامه علمی خود ثبت کرده است.
بنگرید به : الکنی و الالقاب ، ج 2 ، ص 359 و ص 468 ریحانه الادب ، ج 3 ، صص 215 - 216.
12-بنگرید به : طبقات اعلام الشیعه ، الشیخ آغابزرگ الطهرانی ، تحقیق علی نقی منزوی ، تهران : موسسه اسماعیلیان ، الطبعه الثانیه ، ج 4 (القرن التاسع و القرن العاشر)، صص 90 - 91.
13- بنگرید به : دایره المعارف تشیع (تهران : نشر شهیر سعید محبی )، ج 5، ص ;333 الکنی و الالقاب ، ج 2 ، ص 359 و نیز: مقاله «کتاب شناسی میر سید شریف جرجانی» ، صص 183 185 (پیوست 1).
14- کامل ترین نگاشته ای که در آن آثار و تالیفات میر سید شریف جرجانی معرفی و شناسانده شده است ، مقاله «کتاب شناسی میر سید شریف جرجانی (گرگانی)» است که پیشتر ، از آن سخن به میان آمد.
در این کتاب شناسی 94 اثر جرجانی با توجه به موضوع آنها در 9 بخش ، دسته بندی و معرؤفی شده است.
افزون بر این مقاله و منابع دیگری که به آنها اشاره شد ، برای آگاهی بیشتر از آثار چاپ شده جرجانی می توان به: ماخذشناسی علوم عقلی ، محسن کدیور و محمد نوری (تهران: انتشارات اطلاعات) ; المعجم الشامل للتراث العربی المطبوع ، محمؤد عیسی صالحیه (قاهره ، معهد المخطوطات العربیه / المنظمه العربیه للتربیه و الثقافه) ; فهرست کتابهای چاپی فارسی (و عربی) ، خانبابا مشار ، نیز مراجعه کرد.
15- در باره این اثر بنگرید به : مقاله «تعریفات سید شریف جرجانی» ، نوشته ؤ پی یر لوری ، ترجمه ع روح بخشان ، نشریه معارف ش 2 (مرداد آبان 1381).
16- بنگرید به : تاریخ راقم سمرقندی ، ص 43 ، حبیب السیر ، ج 3 ، ص 547 روضه الصفا، ج 8، ص 452 مجالس المومنین ، ج 2 ، ص 220 نزهت الاخبار ، ص 569. درباره سال وفات جرجانی اقوال دیگری ، همچون سال 814 ق ، 824 ق ، و 825 ق نیز در برخی منابع به چشم می خورد.
برای نمونه بنگرید به : بغیه الوعاه فی طبقات اللغویین و النحاه ، جلال الدین عبدالرحمن السیوطی ، تحقیق : محمد ابوالفضل ابراهیم ، بیروت : دارالفکر ، الطبعه الثانیه: 1979 م ، ج 2، ص 196 ; 197 تذکره منتخب اللطایف ، رحیم علی خان ایمان ، با مقدمه دکتر تاراچند ، به اهتمام سید محمدرضا جلالی نائینی و دکتر سید امیرحسن عابدی ، چاپ تابان : 1349 ش ، ص ;228 ریحانهالذریعه الی تصانیف الشیعه ، الشیخ آقابزرگ الطهرانی ، بیروت : دارالاضوا ، ج 9 ، بخش 2 ص 521.

تاریخ انتشار در سایت: ۴ خرداد ۱۳۸۳
عناوین
رسته: 3