سه‌شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶
بر خط: 2092
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

2106 بازدید
جایگاه علوم اجتماعی


1- علوم انسانی و اجتماعی
برخی علوم انسانی و علوم اجتماعی را به یک معنا و مفهوم واحد به‎کار می‌برند و بعضی دیگر موضوع علوم انسانی و علوم اجتماعی را به‎عنوان امور انسانی موضوعی واحد می‌دانند و تفاوت این دو را به روش آن‎ها ربط می‎دهند. آن‎ها علوم اجتماعی را علومی می‌دانند که روش‌های کمی و کیفی را به گونه‌ای تجربی و مشابه با علوم پایه و دانش‎های تجربی به‎کار می‌برند و علوم انسانی را شامل آن دسته ‌از دانش‎های دانشگاهی می‌دانند که با روش‎های تحلیلی، انتقادی و فکری و تعمقی به امور انسانی و جنبه‌های انسانی جهان می‌پردازند. براساس این تعریف، دانش‌هایی نظیر هنر، فلسفه علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی در زمره علوم انسانی و دانش‌هایی مانند جمعیت‎شناسی، جغرافیای انسانی یا جامعه‎شناسی و مردم‎شناسی تا هنگامی که به‎معنای تجربی علم و الگوی دانش‌های طبیعی پای‌بند باشند، در ردیف علوم اجتماعی قرار می‌گیرند. براساس تعریف مورد نظر ما، علوم انسانی به موجودات و هستی‌هایی می‎پردازند که از مسیر اراده و آگاهی انسان پدید می‌آیند. به بیان دیگر، موضوع این علوم کنش‌های انسانی و پیامدهای آن و علوم اجتماعی مطالعه درباره کنش‌های اجتماعی انسان و لوازم و عوارض مربوط به آن است. تعریف اخیر نشان می‌دهد، نسبت بین علوم انسانی و علوم اجتماعی نسبت عموم و خصوص مطلق است. یعنی علوم اجتماعی زیرمجموعه علوم انسانی هستند، اما برخی از علوم انسانی در زمره علوم اجتماعی نیستند.
تفکیک مفهومی فوق به‎لحاظ واقعی و خارجی هنگامی می‌تواند رخ دهد. که برخی از کنش‌های انسانی بتوانند به‎صورت غیراجتماعی واقع شوند و کسانی که براساس مبانی هستی‎شناختی و انسان‎شناختی خود، هستی جامعه را مستقل از وجود افراد در نظر گرفته و وجود انسانی را به واقعیت اجتماعی آن فرو می‌کاهند، نمی‌توانند مطالعات انسانی که صورت و سیرتی اجتماعی نداشته باشد، پیدا کنند. در این فرض علوم انسانی نمی‌تواند مصادیقی فراتر از مصادیق علوم اجتماعی‌ داشته باشد.

2- فواید علوم اجتماعی
اگر علوم انسانی و اجتماعی به یک معنا به‎کاربرده شوند و یا علوم اجتماعی با پرداختن به کنش‌های اجتماعی انسان و عوارض مربوط به آن، زیرمجموعه علوم انسانی باشند، همه آن‎چه درباره فواید علوم اجتماعی گفته می‌شود، نسبت به علوم انسانی نیز صادق است. فایده‌های علوم اجتماعی را بر این اساس به اختصار در سه بخش زیر می‌توان خلاصه کرد.
1- علوم اجتماعی با شناسایی کنش‌های اجتماعی انسان‌ها قدرت پیش‎بینی، پیش‌گیری نسبت به فعالیت‌های اجتماعی را به‎دنبال می‌آورند. علوم اجتماعی از این جهت نقشی مشابه با علوم ابزاری دارند. با این تفاوت که قدرت پیش‌بینی در علوم اجتماعی به‎دلیل آگاهانه و ارادی بودن موضوع این علوم و به‎دلیل تنوعی که رفتارهای اجتماعی انسان می‌توانند داشته باشند، از پیچیدگی بیشتری در قیاس با علوم طبیعی برخوردار است.
2- علوم اجتماعی با فهم معانی کنش‌های دیگران امکان همدلی و همراهی با آن‎ها را پدید می‌آورند و روابط اجتماعی انسان‌ها را توسعه می‌بخشند.
3- در علوم اجتماعی ظرفیت داوری هنجاری و ارزشی نسبت به رفتارهای اجتماعی انسان‎ها وجود دارد و به‎دنبال آن، امکان انتقاد نسبت به فعالیت‌ها و پدیده‌های اجتماعی را دارند.
فایده سوم برای علوم اجتماعی در صورتی وجود خواهد داشت که علوم اجتماعی به علومی نظیر علوم پایه و طبیعی تشبیه نشوند و به روش‎های تجربی مقید نباشند. علوم اجتماعی اگر به‎معنایی از علم مقید شوند که در نیمه دوم قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم به‎کار می‎رود، توان ارزش داوری و رویکرد انتقادی نسبت به موضوعات اجتماعی را نمی‌توانند داشته باشند.
اگر تفاوت علوم اجتماعی و انسانی به این دانسته شود که علوم اجتماعی به روش‎های کاربردی تجربی مقید هستند و علوم انسانی از روش‌های تحلیلی و انتقادی استفاده می‌کنند، در این صورت فایده سوم مختص به علوم انسانی خواهد بود.

3- علوم اجتماعی و فرهنگ
علوم اجتماعی اعم از این‎که به روش تجربی مقید شوند و یا آن‎که رویکرد ارزشی و انتقادی داشته باشند، در موضوع مطالعه خود یعنی جامعه و آگاهی اجتماعی تأثیرگذارند. یا آن را تثبیت و محکم کرده و یا آن که در معرض تزلزل قرار داده و تغییر می‌دهند. زیرا موضوع این علوم کنش اجتماعی انسان است و کنش اجتماعی با اراده انسان شکل می‌گیرد و اراده انسان بر مدار معرفت و آگاهی او سازمان می‌یابد و علم اجتماعی معرفت و آگاهی انسان را نسبت به کنش‌های اجتماعی انسان و پدیده‌های اجتماعی تثبیت کرده و تعمیق می‌بخشد؛ یا آن‎که آن را تغییر داده و دگرگون می‌کند و چون معرفت و آگاهی بستر اراده و عمل انسان است، هر نوع تغییری در این معرفت، زمینه تحولی در اراده مبتنی بر آن را فراهم می‌آورد. در صورتی که تغییر معرفت به تحولی در اراده و عمل کنش‌گران منجر شود، موضوع مطالعات و دانش اجتماعی تغییر پیدا می‌کند. تغییری که از طریق علوم اجتماعی در موضوعات اجتماعی پدید می‌آید، غیر از تغییری است که از طریق علوم طبیعی در موضوعات طبیعی می‌تواند ایجاد شود. انسان با شناخت طبیعت ممکن است نحوه رفتار خود با طبیعت را تغییر دهد و شیوه تصرف خود در طبیعت را دگرگون سازد یا حتی ممکن است امکان تصرف در طبیعت را به‎دست آورد و لکن تصرف در یک موضوع غیر از تغییر هویت موضوع و احکام و خواص آن است. علوم اجتماعی می‌تواند به تغییر هویت جامعه‌ای منجر شود که از آن بهره می‎برد و یا آن را ایجاد می‌کند. تغییر آگاهی اگر به تغییر اراده و کنش منجر شود، نوع رفتار و به‎دنبال آن نوع ساختار و نظام اجتماعی را دگرگون می‌سازد و احکام و لوازم هر نوع از کنش و نظام‎های اجتماعی با دیگر انواع آن تفاوت دارد.

4- علوم اجتماعی و تاریخ
تأثیر علوم اجتماعی بر فرهنگ و جامعه یک‎سویه و یک‎طرفه نیست. جامعه، آگاهی و اراده مشترک اجتماعی که در فرهنگ تبلور می‌یابد، از ابعاد مختلف بر علوم اجتماعی تأثیرگذار است.
هر فرهنگ و جامعه‌ای به تناسب معرفت و رفتاری که دارد با چالش‌های و مسایل داخلی و خارجی خاصی مواجه می‌شود و این مسایل پرسش‎های ویژه‌ای را به‎دنبال می‌آورد و پرسش‌های اجتماعی زمینه شکل‎گیری یا توسعه و بسط دانش و علوم اجتماعی را به‎وجود می‌آورد. فرهنگ برای حل مسایل و مشکلات خود به روش‎های گوناگون اجتماعی از جامعه علمی حمایت می‌کند، امکانات اقتصادی سیاسی و امنیتی و انسانی را برای نهاد علمی فراهم می‌آورد. فرهنگ با استفاده از ذخیره معرفتی خود بسیاری از بنیان‎ها و اصول موضوعی علم نظیر بنیان‎های وجود شناختی ـ انتولوژیک ـ معرفت‎شناختی ـ اپیستمولوژیک ـ را برای جامعه علمی تأمین می‌کند و دانشمندان علوم اجتماعی روش‎های بنیادین تولید نظریات علمی را با استفاده از این مبانی به‎دست می‌آورند.
فرهنگ در مواردی که نظریات علمی سبب تأثیرات گسترده و عمیق در موضوع مطالعه خود می‌شوند، به مقاومت می‌پردازد و به سهولت تسلیم نمی‌شود. چالش بین فرهنگ و علوم اجتماعی، در مواردی که نظریات علمی از بنیان‎های معرفتی متعلق به حوزه‌های فرهنگی رقیب تغذیه کرده باشند، بیشتر می‌شود.
علوم اجتماعی به‎دلیل تعامل مستمری که با فرهنگ دارند، به‎گونه‌ای مضاعف خصلتی تاریخی پیدا می‌کنند؛ به این معنا که علوم اجتماعی متناسب با ظرفیت‌های تاریخی فرهنگ شکل گرفته و همگام با تحولات تاریخی آن حرکت کرده و دگرگون می‌شوند.

تاریخ انتشار در سایت: ۲ بهمن ۱۳۸۸
نقش ها
نویسنده : حمید پارسانیا
عناوین
رسته: 3