یک‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷
بر خط: 4169
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1120 بازدید
عاشورا؛ محور وحدت امت اسلامی

امام شافعی؛ پرچمدار شعر عاشورایی
امام شافعی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین علمای اهل سنت، از شاعرانی است که درباره واقعه عاشورا شعر سروده است، عظمت این عالم اهل سنت، به اندازه‌ای است که تعداد زیادی از اهل سنت، خود را منسوب به ایشان شناخته و خود را “ شافعی “ می‌نامند. موفق‌ بن‌ احمد خوارزمی‌، در کتاب‌ مقتل‌‌الحسین‌، قصیده‌ای‌ از ایشان نقل می‌کند که درباره واقعه عاشورا سروده شده است:
تأوب‌ همی‌ و الفؤاد کتیب‌
وارق‌ نومی‌ فالسحار غریب‌
و مما نفی‌ نومی‌ و شیب‌
لمتی‌تصاریف‌ ایام‌ لمن‌ خطوب‌
فمن‌ مبلغ‌ عنی‌ الحسین‌ رساله‌
و ان‌ کرهتها انفس‌ و قلوب‌
قتیلا بلا جرم‌ کأن‌ قمیصه‌
صبح‌ بماء الارجوان‌ خضیب‌
فلسیف‌ اعوال‌ و للرمع‌ رنه‌
و للخیل‌ من‌ بعد الصهیل‌ نجیب‌
تزلزلت‌ الدنیا لا´ل‌ محمد
و رکاذت‌ لهم‌ صم‌ الجبال‌ تذوب‌
و غارت‌ نجوم‌ و اقشعرت‌ کواکب‌
و هتک‌ استار و شق‌ جیوب‌
یصلی‌ علی‌ المهدی‌ من‌ آل‌ هاشم‌
و یغزی‌ نبوه‌ ان‌ ذالعجیب‌
لئن‌ کان‌ ذنبی‌ حب‌ آل‌ محمد
فذالک‌ ذنب‌ لست‌ عنه‌ اتوب‌
هم‌ شفعائی‌ یوم‌ حشری‌ و موقتی
‌اذا کثرتنی‌ یوم‌ ذاک‌ ذنوب‌
“بازگشت‌ غم‌ من‌، باعث‌ شد قلب‌ها را حزن‌ و اندوه‌ فرابگیرد و خواب‌ را از چشم‌ من‌برباید. پس‌ خواب‌ دیگر چقدر دور است‌ و از چیزهایی‌ که‌ خواب‌ را از من‌ برده‌ و مرا پیر کرده‌، دگرگونی‌ روزگار است‌ که‌ برای‌ آنها بسیار ناگوار بود. پس‌ چه‌ کسی‌ پیام‌ مرا به‌ حسین (ع) ‌می‌رساند، اگرچه‌ از این‌ پیام‌، همه‌ نفس‌ها و دل‌ها کراهت‌ دارند؛ شهید بی‌گناهی‌ که‌ گویا پیراهن‌ او، به‌ آب‌ سرخ‌ فام‌ رنگ‌ شده‌ باشد، پس‌ برای‌ شمشیر است‌ شیون‌ و زاری‌ و برای ‌نیزه‌ است‌ صدای‌ محزون‌ و برای‌ اسبان‌ است‌ پس‌ از شیهه‌ و تاخت‌ و تاز گریه‌های‌ بلند. دنیا برای‌ آل‌ محمد (ص) خواهد لرزید، چنان‌ که‌ نزدیک‌ باشد کوه‌ها به‌ خاطر غم‌ آنها آب‌ شود. ستارگان‌ بر هم‌ ریختند و منهدم‌ شدند و لباس‌ها پاره‌ و گریبان‌ها چاک‌ شد. درود بر مهدی‌ (عج) از خاندان‌ هاشم‌ که‌ می‌پروراند فرزندان‌ خود را به‌ دوستی‌، اگر دوستی‌ آل‌‌محمد (ص) گناه‌ باشد، پس‌ این‌ گناهی‌ است‌ که‌ من‌ هرگز از آن‌ توبه‌ نخواهم‌ کرد. آنها شفیعان‌ من‌ در روز رستاخیز هستند و در روزی‌ که‌ گناهان‌ من‌ زیادند، کمک‌‌کننده من‌. “میزان این سروده‌ها به حدی است که عبدالجلیل رازى قزوینى مى‏گوید: “ معلوم جهانیان است که بزرگان و معتبران ائمه فریقین از اصحاب امام مقدم بوحنیفه و امام مکرم شافعى و علما و فقهاى طوایف خلفا عن سلف این سنت را رعایت کرده‏اند و این طریقت نگاه داشته، اولاً خود شافعى که اصل است و مذهب بدو منصوب است، بیرون (افزون) از مناقب، او را در حسین و شهداى کربلا مراثى بسیار است و مراثى شهداى کربلا که اصحاب بوحنیفه و شافعى را هست، بى‌عدد و بى‌نهایت است... “بسیاری از شاعران عاشورایی نیز با تأسی از امام شافعی، ارادتی خاص به خاندان نبوت دارند و در عزای فرزند رسول اعظم (ص) نیز سوگوار می‌شوند.

تاریخ مرثیه‌سرایی اهل سنت در واقعه عاشورا
اگر چه اولین عزاداری‌ها برای شهیدان کربلا، از لحظاتی بعد از شهادت آنان توسط خاندان رسول خدا (ص) آغاز شد ولی فشار حکومت‌ها بر شیعیان، امکان عزاداری به صورت علنی را سلب می‌کرد. همزمان با انتقال قدرت از خلفای عباسی به آل بویه شیعی، امکان عزاداری علنی فراهم شد و این امکان، همیاری اهل سنت را در پی داشت. بغداد که در زمان آل بویه مرکز اهالى تسنن و تشیع به حساب مى‏آمد و پیروان هر دو مذهب اسلامى در آن زندگى مى‏کردند، پس از ورود آل بویه و عمدتاً از دهه 50 قرن چهارم، در روزهاى عاشورا به صورت شهر تعطیل درمى‏آمد. گاهى مردم لباس سیاه به تن کرده، حتى برخى از اهل سنت همراه شیعیان در قالب دسته‌های عزادارى به خیابان‏ها مى‏آمدند و به نوحه خوانى، سینه‏زنى و عزادارى مى‏پرداختند. در مصر نیز مردم شیعه و سنى در کنار قبر ام‏کلثوم و نفیسه به عزاداری می‌پرداختند، مقریزى درباره این عزاداری می‌گوید: این مراسم چنان در میان مردم عمدتاً سنى مذهب مصر ریشه دواند که پس از سقوط فاطمیان نیز تداوم یافت و ایوبیان با همه ضدیت‏ با فاطمیان و تشیع نتوانستند آن را متوقف سازند. در عصر تیموریان عزادارى سیدالشهدا در ابعاد گوناگون توسعه یافت. ملاحسین واعظ کاشفى (م 910 ق) در همین زمان ماندگارترین کتاب “ روضه “را نگاشت که تاکنون نیز مجالس “ روضه‌خوانی “با همین عنوان برقرار است. افزون بر وى از مرثیه‏سرایان و سخنوران معروفى که در دوره تیموریان به نشر عزادارى امام حسین (ع) پرداختند، به افرادى همچون سیدابوالحسن کربلایى، حیدرعلى مداح، سیدعلى (واحد العین) و دیگران مى‏توان اشاره کرد که در مساجد مختلف، نمازهاى جمعه، مجامع عمومى، مدارس علمیه و حتى چهارراه‏ها و پل‏ها به مناقب اهل‏بیت (ع) و مصائب آنان اشتغال داشتند. ایشان گاهى در مراسم رسمى نماز جمعه راه یافته، حتى در مواردى در خطبه‏هاى جمعه به جاى خلفا، اسماى ائمه اطهار (ع) را جایگزین کردند و از سلاطین تیمورى نیز به طور علنى رسمیت این شیوه را تقاضا مى‏کردند. در همین دوران عزاداری برای اهل بیت توسط شاهرخ میرزا (850- 810 ق)، به دربار سلاطین تیمورى سنى‌مذهب راه یافت. این سوگواری در میان اهل سنت پس از تیموریان نیز ادامه یافت یکى از امورى که بر تداوم علاقه مردم آن سامان به امام حسین (ع) و تداوم ذکر و عزادارى در آنجا حکایت دارد. رواج فراوان کتاب روضه الشهدا در آن مناطق و نواحى بود و همین اقبال مردمى موجب شد تا این کتاب به زبان ازبکى برگردان شود و ترجمه متعدد آن به ترکى نیز نشانه دیگرى بر این نکته است که افزون بر شیعیان ترک‌تبار ایران، ترک‏هاى آسیاى میانه و مناطق دیگر به آن اثر و مراسم عزادارى اقبال داشته‏اند. این استقبال از عزاداری سالار شهیدان تاکنون نیز در شهرهای مختلف دنیا وجود داشته است و می‌توان شاهد عزاداری اهل سنت در شهرهای مختلف بود. در این میان می‌توان سوگ سروده‌های عاشورایی فراوانی را یافت.

عاشورا و قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع) در فرهنگ‌ کردی‌
واقعه عاشورا در میان فرهنگ کردهای اهل سنت، در میان ضرب‌المثل‌ها و ترانه‌های بومی کرد حضوری پررنگ دارد. ترانه‌ تعزیه‌ یا شیون‌ نمونه‌ای از این ترانه‌های بومی است. سرودن اشعار مرتبط با عاشورا نیز در میان فارس‌زبانان کرد، نمونه‌های فاخری از ادبیات این قوم را به خود اختصاص داده است: قانع‌ مریوانی‌، نالی‌ شهرزوری‌، مولوی‌ تایجوزی‌، شیخ‌ عبدالقادر هموند، سیداحمد نقیب‌، محوی‌، وفایی‌، شیخ‌‌رضا طالبانی‌، ملک‌‌الکلام‌ مجدی‌‌سقزی‌ و جوهری‌ سنندجی برخی از شعرایی هستند که درباره عاشورا شعر گفته و مرثیه سروده‌اند. آنچه می‌خوانید نگاهی کوتاه به اشعار این گروه از شاعران است.
شیخ‌‌رضا طالبانی‌ (متوفای 1327 ق) از نامورترین شاعران پارسی‌گوی کرد عراق است که به سال 1253 ه‍.ق در روستای “ قرح “در استان کرکوک کردستان عراق به جهان آمده است و در سال 1327 ه‍.ق در شهر بغداد از جهان رفته است. وی در سوگ سروده‌ای می‌گوید:
“ لافت‌ از عشق‌ حسین‌ است‌ و سرت‌ برگردن‌است‌
عشق‌ بازی‌ سر به‌ میدان‌ وفا افکندن‌ است‌
گر هواخواه‌ حسینی‌، ترک‌ سر کن‌ چون‌ حسین‌
شرط‌ این‌ میدان‌ به‌ خون‌ خویش‌ بازی‌ کردن‌ است‌
از حریم‌ کعبه‌ کمتر نیست‌ دشت‌ کربلا
صد شرف‌ دارد بر آن‌ وادی‌ که‌ گویند ایمن‌ است‌
ایمن‌ و‌ای من‌ فدای‌ خاک‌ پاکی‌ که‌ اندران‌
نور چشم‌ مصطفی‌ و مرتضی‌ را مسکن‌ است‌
زهره‌ زهرا نگین‌ خاتم‌ خیرالورا
زور و زهره‌، مرتضی‌ و حیدر خیبر کن‌ است‌
سنی‌ام‌، سنی‌، و لیکن‌ حب‌ آل‌ مصطفی‌
دین‌ و آیین‌ من‌ و آباء و اجداد من‌ است‌
شیعه‌ و سنی‌ ندانم‌، دوستم‌ با هرکه‌ او
دوست‌ باشد، دشمنم‌ آن‌ را که‌ با او دشمن‌ است‌“
عبدالله‌ سنندجی‌، ملقب‌ به‌ رونق که در سال در سال‌ 1215 در سنندج‌ متولد شده‌ است‌:
“ آه‌ از دمی‌ که‌ شاه‌ شهیدان‌ کربلا
آمد سوی‌ مصاف‌ به‌ میدان‌ کربلا
بی‌‌نور گشت‌ شمع‌ شبستان‌ احمدی‌
از تندباد ظلم‌ در ایوان‌ کربلا
بوی‌ بهشت‌ و خون‌ شهیدان‌ دهد کسی‌
گر بو کند گلی‌ زگلستان‌ کربلا
لب‌ تشنه‌ اهل‌ بیت‌، ولی‌ زآب‌ چشمشان‌
سیراب‌ گشته‌ خاک‌ بیابان‌ کربلا
جز آب‌ تیغ‌ و زهر سنان‌
لقمه‌ای‌ نبود از کوفیان‌ نواله‌ مهمان‌ کربلا
معمار روزگار بنای‌ الم‌ نهاد
روزی‌ که‌ ریخت‌ طرح‌ شبستان‌ کربلا
دیوان‌ آدمی‌ لقب‌ از آتش‌ ستیز
بر باد داده‌ خاک‌ سلیمان‌ کربلا.
بر اهل‌ بیت‌ دیده‌ افلاک‌ خون‌ گریست‌
چشم‌ زمانه‌ هیچ‌ نگویم‌ که‌ چون‌ گریست‌. “
ملک‌‌الکلام‌ مجدی‌‌سقزی‌، وی در سال‌ 1268 هجری‌، در سقز دیده‌ به‌ جهان‌ گشوده است‌:
“ ای‌ توتیای‌ دیده‌ جان‌، خاک‌ پای‌ تو
برتر زعرش‌ بارگه‌ کبریای‌ تو
تا رستخیز، خون‌ جگر بر زمین‌ چکد
زان‌ شاخ‌ گل‌ که‌ بردمد از نینوای‌ تو
کردی‌ به‌ راه‌ دوست‌، تن‌ و جان‌ خود فدا
بادا هزار جان‌ گرامی‌ فدای‌ تو
در بحر رحمت‌ است‌ شناور، هر آن‌ کسی‌
یک‌ قطره‌ اشک‌ ریزد اندر عزای‌ تو
ذات‌ تو هست‌ معنی‌ِ قرآن‌، وز اهل‌ کین‌
چون‌ پاره‌ پاره‌ صفحه‌ قرآن‌ قبای‌ تو
می‌خواست‌ در زمانه‌ کند محشر آشکار
روز نبرد بازوی‌ معجز نمای‌ تو
عهد اَلَست‌ آمد و تسلیم‌ عرضه‌ کرد
تا جان‌ نثار دوست‌ نماید وفای‌ تو
تو تشنه‌ جان‌ سپردی‌ و آب‌ فرات‌ هم‌ بود
از تو تشنه‌تر به‌ لب‌ جان‌ فزای‌ تو
بودند بی‌خبر که‌ بقا در ولای‌ توست‌
قومی‌ که‌ خواستند به‌ گیتی‌ فنای‌ تو
رنجی‌ که‌ قاتلان‌ تو را هست‌ روز حشر
امروز مر مراست‌ زهجر لقای‌ تو
رحمی‌ کن‌ و زلطف‌ مرا سوی‌ خویش‌ خوان‌
زان‌ پیش‌ترکه‌ جان‌ دهم‌ اندر ولای‌ تو »
جوهری‌‌سنندجی‌:
“ باز این‌ چه‌شیون‌ است‌ وچه‌ زاری‌ست‌ در جهان ‌
کز دیده‌ سپهر بود جوی‌ خون‌ روان‌
باز این‌ چه‌ ماتم‌ است‌ که‌ اندر ظهور او
در گریه‌ چشم‌ پیر و بضاله‌ دل‌ جوان‌
باز این‌ چه‌ شورش‌ است‌ و چه‌ ماتم‌ که‌ صبح‌ و شام‌
از مهر و ماه‌ اشک‌ فرو ریزد آسمان‌
باز این‌ چه‌ نوحه‌ و چه‌ فغان‌ و چه‌ ماتم‌ است‌
کز آب‌ چشم‌ چرخ‌ روان‌ رود کهکشان‌
بهر عزای‌ آل‌ رسول‌ خدا حسین‌
شاه‌ عرب‌، امام‌ عجم‌، نور مشرقین‌
دیگر مرثیه‌سرایان اهل سنت
علاوه بر شاعران کرد اهل سنت، مرثیه‌سرایان دیگری نیز در این واقعه شوم سوگنامه سروده‌اند که شاخص‌ترین آنان را می‌توان علامه اقبال لاهوری دانست، او در جای جای دیوان شعرخود از امام حسین (ع) و عشق او به حقیقت و لزوم پیروی از آن حضرت و آموزش آزادی و آزادگی از قیام وی یاد می‌کند و سرانجام خود تصریح می‌کند نه تنها آزادی بلکه:
رمز قرآن از حسین آموختیم
زآتش او شعله‌ها اندوختیم


تاریخ انتشار در سایت: ۱۰ بهمن ۱۳۸۸
منبع: / سایت خبری / جوان آنلاین ۱۳۸۸/۱۰/۱۳
نقش ها
عناوین
رسته: 3