شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
بر خط: 4348
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

822 بازدید
جدا نبودن دین از سیاست

یکی از دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی ایران، اثبات جدا نبودن دین از سیاست است. در قرون گذشته، مخصوصا دهه های قبل از پیروزی انقلاب، تلاش و تبلیغات گسترده ای مبنی بر جدایی دین از سیاست صورت گرفته است. این تلاش و تبلیغ، از سوی دو گروه عمده انجام شده است. گروه اول از روی جهل و نادانی از جدایی بین دین و سیاست، طرفداری کرده و به تبلیغ و ترویج آن پرداخته اند. این گروه خود بر دو دسته اند: دسته اول، افراد متحجر و مقدس مآبی هستند که به علت نداشتن شناخت صحیح از اسلام و بعضا تقدس ظاهری دین و مذهب و جلوگیری از آلوده شدن آن به مظاهر فساد سیاست، طرفدار جدا بودن دین از سیاست می باشند. حضرت امام (ره) در وصیت نامه سیاسی- الهی خود خطاب به این گروه می فرمایند: “باید به این نادانان گفت که قرآن کریم و سنت رسول الله (ص) آن قدر که در حکومت و سیاست احکام دارند، در سایر چیزها ندارند، بلکه بسیاری از احکام عبادی اسلام، احکام سیاسی است که غفلت از آنها این مصیبتها را به بار آورده. پیغمبر اسلام (ص) تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومتهای جهان، لکن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی، حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی... از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است”.
دسته دوم از گروه اول که آنها هم از روی جهل و نادانی، طرفدار جدایی دین از سیاست هستند، کسانی می باشند که مسلمان نبوده و اگرچه در ظاهر پیرو سایر ادیان الهی هستند، ولی اصولا اعتقادات دینی عمیق و قابل توجهی ندارند. اینان که عمدتا غیر ایرانی بوده و در سایر کشورها زندگی می کنند، شناخت درستی از ادیان الهی، مخصوصا اسلام ندارند. برخی از افراد این گروه به علت جهالت، طرفدار جدایی دین از سیاست هستند و برخی دیگر به خاطر گرایشات اومانیستی، چنین طرز تفکری دارند. اینان قانونگذاری و تعیین ضوابط حکومتی را حقی برای خود بشر می دانند و به همین دلیل در مسائل سیاسی و حکومتی نقش و اختیاری را برای دین و خدا قائل نمی شوند. عده ای دیگر از این دسته که از روی ناآگاهی و نداشتن شناخت کافی، پیرو جدایی دین از سیاست هستند، کسانی می باشند که از تجربه عملی تلخ دخالت ناموفق کلیسا در امور سیاسی، خاطره خوشی از پیوند دین و سیاست ندارند.. بالاخره برخی دیگر از اعضای این دسته، اصولا هیچ اعتقادی به خدا و ادیان الهی نداشته و مادی گرا هستند. اینها دین را افیون توده ها دانسته و با شدت از جدایی دین و سیاست طرفداری می کنند.
گروه دوم از کسانی که طرفدار جدایی دین از سیاست می باشند، کسانی هستند که از روی آگاهی و شناخت کافی و با هدف ضدیت و مقابله با نقش مثبت دین در امور حکومتی، وارد میدان شده اند. اینان با شناخت و آگاهی لازم دست به توطئه جداسازی دین از سیاست می زنند. این گروه که عمدتا از دشمنان کینه توز اسلام هستند، متشکل از کشورهای متجاوز و استعمارگر و سران و گردانندگان ستمگر آنها می باشند. اینها به خوبی از نقش سازنده دین در سیاست و تقابل آنها با منافع نامشروع و تجاوزگرانه خویش آگاهی دارند و به همین دلیل در سراسر دنیا مخصوصا در کشورهایی که اکثریت مردم آنان را مسلمانان تشکیل می دهند تلاش می کنند نقشی برای دین در مسائل حکومتی قائل نشوند. ایران مظلوم نیز یکی از این کشورهایی بود که استکبار جهانی سالها تلاش کرد تا اجازه ندهد اسلام و احکام الهی در آن حاکم باشد. امام خمینی در این زمینه می فرمایند: “این را که دیانت باید از سیاست جدا باشد و علمای اسلام در امور اجتماعی و سیاسی دخالت نکنند، استعمارگران گفته و شایع کرده اند. این را بی دینها می گویند”. ایشان در وصیتنامه خویش می فرمایند: “از توطئه های مهمی که در قرن اخیر مخصوصا در دهه های معاصر، بویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشم می خورد، تبلیغات دامنه دار با ابعاد مختلف برای مایوس نمودن ملتها و به خصوص ملت فداکار ایران از اسلام است. گاهی ناشیانه و با صراحت به اینکه احکام اسلام که هزار و چهارصد سال قبل وضع شده است، نمی تواند در عصر حاضر کشورها را اداره کند... و گاهی موذیانه و شیطنت آمیز به گونه ای طرفداری از قداست اسلام، که اسلام و دیگر ادیان الهی سروکار دارند با معنویات و تهذیب نفوس و تحذیر از مقامات دنیایی... و حکومت و سیاست و سررشته داری بر خلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوی است”.

منبع: 92 دستاورد انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی قدر ولایت، صص22-17



تاریخ انتشار در سایت: ۱۰ اسفند ۱۳۸۸
منبع: / روزنامه / رسالت ۱۳۸۸/۱۲/۰۹
نقش ها
نویسنده : رضا جاودان
عناوین
رسته: 3