شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
بر خط: 3668
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

754 بازدید
زندگی سکولار و معضلات بشریت

همان طور که به کرات گفته شده و همچنین بسیاری از اندیشمندان اخلاق مدار و فضیلت گرای غرب نیز اذعان دارند، هم اینک جامعه غرب با معضلات اجتماعی و اخلاقی لاینحلی دست به گریبان شده است. این معضلات را می توان در حوزه های مختلف زندگی اجتماعی و فردی مردمان غرب مشاهده کرد: از هم پاشیدن بنیان خانواده، مشکلات روحی و فساد اخلاقی شایع، اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی، افزایش میزان جرم و جنایت و فقر و تبعیض و همچنین تنها شدن فزاینده انسان غربی و دوری گزیدن از همنوع خود و پناه بردن به حیوانات به عنوان همدم و مونس و دهها مورد دیگر که هر یک به تنهایی نشان از عمق فاجعه اجتماعی در این بخش از دنیای مدرن می باشند. ‏
شاید به جرات بتوان اذعان داشت که مهم ترین ریشه این نوع معضلات در دنیای کنونی غرب همانا جدا شدن انسان از فطرت خود و به نوعی گسست وی از آموزه های دینی و وحیانی و سنت های چندین هزار ساله است. بنا به تعبیر نگارنده، سکولاریسم و سبک زندگی سکولار و دنیوی با جدا ساختن بشر از تکیه گاههای کهن و موثق و قابل اعتمادی همچون دین و سنت وی را به لبه این نوع پرتگاه سقوط اجتماعی کشانده است.
ادعا بر این است که در زندگی سکولار انسان فارغ از هر نوع آگاهی و چارچوب پیشین و تحمیلی، خود برای خود تصمیم می گیرد و از این رو به بهترین نحو خواهد توانست سرنوشت و مسیر آتی زندگی خود را ترسیم و معین نماید.
ولی همان طور که می دانیم انسان موجودی است کهن و هزاران سال بر روی این کره خاکی زیسته و حوادث و رویدادهای متعددی را پشت سر گذاشته و از این رو تجربیات گرانسنگی در کوله بار چندین هزار ساله خود دارد؛ سنت های بشری نمونه مناسبی از این نوع تجربیات مشترک است که می تواند به نوبه خود ترسیم کننده مسیری مناسب برای ادامه حیات بشر باشد؛ در حالی که لیبرال ها با چسباندن انگ محافظه کاری به سنت گرایان و حامیان سنت، تلاش دارند تا سنت های زندگی بشری را به بوته فراموشی بسپارند و این یکی از دلایل بی ریشگی و سردرگمی انسان مدرن به شمار می آید.
از سوی دیگر آموزه های وحیانی که در قالب ادیان ابراهیمی به انسان ها عرضه شده، از یک منظر بالاتر که انسان به تنهایی قادر به درک آن نیست، راهنمایی جاویدان برای انسان فانی هستند؛ فلذا این آموزه ها به خاطر نوع و ماهیت خود که از جانب موجودی متعالی و آفریننده همه کائنات به انسان اعطا شده اند، جزء لاینفکی از یک زندگی سعادت بار و اجتماع سالم محسوب می شوند؛ ولی لیبرالیسم و سکولاریسم با قدرت تمام درصدد نابودی این پشتوانه ابدی بوده و در پی این هستند تا با دور ساختن بشر از این نوع شناخت و معرفت پیشینی، وی را به ورطه سردرگمی و سقوط و اضمحلال هر چه بیشتر وارد سازند. البته این هدف، با الفاظی زیبا و خوش آب و رنگ به نام تعیین سرنوشت و رهایی و آزادی انسان از تمامی قیود و با پشتوانه عقل بشری ارائه گردیده و از این رو از قابلیت اغواگری و اقناع نیز برخوردارند.
از سوی دیگر یکی دیگر از مهم ترین دلایل رشد و گسترش این نوع مدعیات، جانبداری اصحاب قدرت و تبلیغ آنان به نفع این نوع آموزه هاست؛ چرا که با گسست انسان از هر نوع معرفت پیشینی و چارچوب از پیش تعریف شده اخلاقی و اجتماعی، دیگر هیچ نوع معیار داوری درباره نیک و بد امور باقی نمی ماند و همه چیز به فکر خود انسان محول می شود؛ ولی در این میان نیز زرسالاران و صاحبان قدرت با استفاده از توان عظیم رسانه ها و نهادهای آموزشی و تبلیغاتچی هایی که در اختیار دارند، کنترل افکار عمومی و اندیشه اجتماعی را نیز در دست گرفته و هر آنچه که مطابق با منافع و خواسته های خودشان است را به عنوان نیک و قابل قبول و هر آنچه در برابر منافع شان باشد را به مثابه اهریمن و مختل کننده آزادی بشر جلوه می دهند و در واقع انسان بی پشتوانه در این میان فقط بازیچه دست اصحاب زر و زور می شود. ‏
‏ از این روست که سبک زندگی سکولار و بدون پشتوانه وحیانی و سنتی، مورد حمایت زورمداران و صاحبات ثروت واقع می شود؛ چرا که هیچ نوع قالب فکری کهن یا آموزه دینی برای داوری درباره عملکرد اینان باقی نمی ماند؛ و هر آنچه که وجود دارد به راحتی قابل شکل دهی است.
از همین جاست که بنا به خواست صاحبان منافع، و به لطف سبک زندگی سکولار، انسان مدرن و شاید پُست مدرن هر روز هر چه بیشتر در منجلاب معضلات اخلاقی و اجتماعی فروتر و فروتر می رود.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۱ خرداد ۱۳۸۹
منبع: / روزنامه / رسالت ۱۳۸۹/۳/۹
نقش ها
عناوین
رسته: 0