جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۷
بر خط: 1825
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

572 بازدید
مارشال مک لوهان و عکاسی

مک لوهان دوربین عکاسی را به منزله تکنولوژی شئی گونه گشتگی قلمداد می کرد که با بازداشتن استمرار موضوع خود، آن را به یک منظره ایستا تقلیل می دهد. شئی گشتگی پیامد کالایی شدن است، و عکس به مثابه شئی و شئی گونه گشتگی، از تکنولوژی متناسب با ظهور سرمایه داری ناشی می گردد. تعریف مک لوهان از عکاسی به عنوان یک خانه فساد بدون دیوار در تطابق با این دیدگاه قرار دارد، و تصویرسازی ذهنی وی، مطالعه بنیامین از [شارل] بودلر به عنوان شاعر سرمایه داری عالی را به یاد می آورد، که در آن شخصیت زن بدکاره برای نمادپردازی تاثیر متقابل بین کالایی شدن، شهرنشینی و سرمایه داری به کار می رود. با این حال مک لوهان به خاطر نداشتن منابع نظری فرویدی-مارکسیستی، این ارتباط را برقرار نمی سازد. مک لوهان دوربین را متهم می کند که تاکنون میزان تصور ناپذیری از دقت را وارد فرهنگ نموده است. این امر ابعاد مختلفی دارد: اول، دقت زودگذر. ایماژ عکسی با دربرگیری ناپایداری جهان بیرونی، رابطه نوینی با زمان برقرار می سازد، و این رابطه نقش مهمی در ایجاد جهان ناپایداری های پرشتاب ایفا می کند. مک لوهان اذعان دارد که: اگر نسخه ای از [مجله] ‏Life‏ مربوط به سال 1938 را ورق بزنیم، تصاویر آن زمان عادی به نظر رسیده و نسبت به اشیایی با قدمت واقعی، حس عمیق تری از زمان دور را به دست می دهند. کودکان هم اکنون دوران قدیم را به کلاه ها و گالش های دیروزی منتسب می کنند، و از این رو عمیقا با تغییرات ناگهانی حالت بصری در دنیای مُد هماهنگ هستند. ‏این دقت عکس تاثیر معماگونه ای بر استحاله جوهری امر واقعی که حفظ می کند، می گذارد، و از این رو به طور فزاینده ای حالت انعطاف پذیری رویاگونه ای به خود می گیرد. ثبت واقعیت توسط عکاسی، بزودی به گونه ای نگارش واقعیت تبدیل می شود. عکاسی نه تنها قدرت تفسیر تمامی آنچه که بدان به مثابه شئی می نگرد را اعطا می کند، بلکه همچنین موجب تغییر در ماهیت خود شئی نیز می شود. این فراگرد، روانشناسی و فیزیولوژی فردی و محیط بیرونی را تحت تاثیر قرار می دهد -درواقع به غامض کردن هرگونه تمایز آشکار بین این حوزه ها یاری می رساند. ‏این تفسیر مک لوهان، بر تحولات عظیم در تجربه جهان که از ابداع دوربین حادث می شود صحه می گذارد. عکاسی درباره تعامل تکنولوژی با جسم انسان، و ماهیت اساسا شکل پذیر ذهنیت درون آن نمونه ملموسی را عرضه
می دارد. مک لوهان استدلال می کند از آنجایی که جسم خود را با مکانسیم خودتنظیم گر جدیدی وفق می دهد، عکاسی گونه ای آموزش روانشناختی را به جریان می اندازد. نگاه، رفتار، حالت: همگی درراستای متناسب شدن با محیط جدید شکل دوباره ای می یابند. طبیعی بودن ظاهری افرادی که خوش عکس هستند، اوج تصنع است؛ از این نظر، تاثیر جسمانی آنی عکاسی با تغییر در وضعیت فرد مطابقت می کند: دگرگونی کامل در آگاهی حسی بشر به واسطه عکاسی، نوعی گسترش خودآگاهی را دربردارد که حالت چهره و لوازم آرایش را همراه با حالت بدن چه در ملاء عام یا در خلوت را دگرگون می سازد. از مجلات یا فیلم های پانزده سال پیش می توان به این واقعیت رسید. نیازی به گفتن نیست که اگر عکس بر حالت بیرونی ما تاثیر می گذارد، در مورد حالت های درونی و گفتگوی ما نیز بدین گونه عمل می نماید. عصر یونگ و فروید قبل از همه چیز، عصر عکس هاست... ‏این قالب بندی مجدد ذهنیت در چارچوب رابطه پیچیده جهان مادی با بازنمودها/شبیه سازی های آن رخ می دهد. پیش از این نیز عده دیگری از نظریه پردازان به این فصل مشترک بین ذهنیت، عکاسی و روانکاوی اشاره نموده اند. ولی تعهد سرسختانه مک لوهان به محوریت رسانه وی را متمایز می سازد. تعهدی که به نظر می رسد موجب اجتناب وی از پرداختن به مسائل سیاسی می شود که در دیگر نظریات صریحا انتقادی رسانه های گروهی ملاحظه می شود، ولی همچنان در آثار وی مُضمر است.



تاریخ انتشار در سایت: ۱۸ خرداد ۱۳۸۹
منبع: / روزنامه / رسالت ۱۳۸۹/۳/۱۶
نقش ها
نویسنده : پل تیلور
عناوین
رسته: 0