یک‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷
بر خط: 2288
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1134 بازدید
در مسیر شهر آرمانی

در ادامه سلسله نشست‌های تخصصی که به همت پژوهشکده علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌شود، به ‌مناسبت میلاد حضرت حجت(عج)، نشست «فلسفه سیاسی انتظار» با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر فرامرز سهرابی، عضو هیات علمی موسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت) و حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر غلام‌رضا بهروز لک، رئیس پژوهشکده مهدویت و آینده‌پژوهی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد. اکنون گزارشی کوتاهی از این نشست را با هم می‌خوانیم.


حجت‌الاسلام سهرابی محقق و پژوهشگر حوزه مهدویت در ابتدای سخنانش با بیان این‌که هر زمان، ادبیات و زبان خاص خود را دارد و اکنون که در زمان غیبت هستیم، ادبیات و زبان مورد نظر «فرهنگ انتظار و مهدویت» است، اظهار کرد: برای خردمندان و اندیشمندان شایسته است که با توجه به زبان فرهنگ انتظار و مهدویت، کانونی‌ترین و اساسی‌ترین مساله فرهنگ انتظار را بازشناسی کنند.

بلوغ اجتماعی؛ مساله اساسی عصر غیبت
وی مساله اساسی در عصر غیبت حضرت ولی‌عصر(عج) که لازمه تبیین و تدوین مجموعه و نظام فرهنگ انتظار است را «بلوغ اجتماعی؛ ظرفیت و قابلیت اجتماعی» خواند و تصریح کرد: در طول تاریخ خداوند متعال برای هدایت و رشد و شکوفایی انسان‌ها انبیاء و اوصیاء را پیاپی فرستاد، ولی به خاطر نبود قابلیت‌های لازم، انسان‌ها همه آنها را به شهادت رساندند، آخرین ذخیره برای هدایت و رشد و شکوفایی بشر باقی مانده است و تا قابلیت، ظرفیت و بلوغ اجتماعی شکل نگیرد شرایط تحقق ظهور فراهم نشده است. در راستای حل مساله بلوغ اجتماعی باید بدانیم این بلوغ چیست و از چه شاخصه‌هایی برخوردار است تا با شناخت شاخصه‌های به دنبال مهندسی بلوغ اجتماعی باشیم. وقتی به آموزه‌های دینی و خصوصا دعای افتتاح در ماه رمضان توجه می‌کنیم، 3 شاخصه را می‌توان تشخیص داد تا توجه جدی به آن داشت. اولین شاخصه برای ایجاد بلوغ اجتماعی، «رغبت اجتماعی به دولت کریمه» است. دومین شاخصه «شکایت اجتماعی» و سومین شاخصه «استعانت اجتماعی» است. بنابراین اگر این 3 شاخصه در جوامع بشری و خصوصا جامعه شیعی شکل گیرد، می‌توان گفت که بلوغ اجتماعی شکل گرفته که از قابلیت‌ها و ظرفیت‌های لازم برای تحقق ظهور است.
این محقق با اشاره به این‌که میل و شوق به دولت کریمه از زیرساختی‌‌ترین و پایه‌ای‌ترین مراحل بلوغ اجتماعی است، تصریح کرد: در مباحث جامعه‌شناسی برای تحول در اجتماع، استراتژیست‌ها و متخصصان جامعه‌شناسی بر آن هستند که مبدأ میل اجتماعی را بشناسند و مهندسی کنند. میل، شوق، اشتیاق و مبدأ میل اجتماعی اساسی‌ترین محور و مرحله برای تحولات اجتماعی ـ سیاسی است، بر این اساس است که این موارد از پایه‌های اساسی فلسفه تبلیغات هم محسوب می‌شود. در طول تاریخ جبهه شیطان در مقابله با جبهه حق و انبیاء بر آن بودند که عداوت و دشمنی خود را براساس فرآیند خاص فرهنگی رقم بزنند و تولید مفاهیمی می‌کردند که به جهت محتوا و درونمایه بی‌معنا اما زیباسازی شده بوده است. خداوند سفارش کرده که اساس و محور فعالیت تبلیغی را بر محور تبیین حق قرار دهیم و رغبت و شوق اجتماعی به دولت کریمه اساس کار تحول اجتماعی است، اگر مبدأ میل اجتماعی این گونه متحول شود کار آسان می‌شود، حال این مبدأ میل اجتماعی کدام سمت‌و‌سو را باید نشانه بگیرد؟ دولت کریمه را که بنا دارد کرامت‌های وجودی انسان را به او بنماید و مدیریت کند و آدمی را از ذلت‌ها رهایی بخشد و تمامی استعداد های انسانی را از قوه به فعل درآورد.
عضو هیات علمی پژوهشکده مهدویت تعریف انسان ارائه شده توسط فیلسوفان اجتماعی را نادرست خواند و گفت: اگر میل اجتماعی بشر به سمت دولت کریمه نشانه برود، عزتمندی و قدرتمندی که شاخصه دولت کریمه است نمایان می‌شود، در این صورت نگاه‌ها معطوف به او می‌شود و انسان خواهد فهمید این دولت دو هدف اساسی دارد؛ برنامه اساسی دولت کریمه به لحاظ هدف آن است که دعوت‌گر به طاعت و عبودیت خداوند متعال باشد و جهت مصرف استعدادهای بی‌کرانه انسان‌‌ها را نشان ‌دهد و هدفی بالاتر از امنیت، رفاه و آزادی را به او بنمایاند. صرفا با تامین رفاه و آزادی به انسانیت خودمان دست نمی‌یابیم بلکه گستره و عمق وجود و استعدادهای آدمی بی‌کران است، آدمی آمده که جاودانه بماند و جاودانه رشد کند، البته این رشد در دو سوی خیر و شر خواهد بود. جهت مصرف این استعدادها چیست و کدام است؟ پاسخ این است: هدایت و رشد. دولت کریمه جهت مصرف استعدادهای بشری را به او نشان می‌دهد. دومین محور اهداف دولت کریمه، رهبری و مدیریت در راه و مسیر الهی بودن است، یعنی دولت کریمه نه تنها فرهنگ‌سازی و دعوت به طاعت و عبودیت می‌کند، بلکه فراتر از این دعوت‌گری و حرکت فرهنگی تمامی مناسبات اجتماعی و سیاسی بشری را به گونه‌ای رهبری و مدیریت می‌کند که همه کارها و مناسبات انسان هدف عبودیت و طاعت خداوند را نشانه بگیرد. وقتی که این افق را در دولت کریمه روشن کنیم میل و رغبت برای رسیدن به این دولت می‌جوشد.

قلمرو حکومتی دولت کریمه
این مدرس و محقق با بیان این‌که بعد از هدف دولت کریمه باید ببینیم قلمرو حکومتی دولت کریمه کدام افق را نشان می‌دهد، تصریح کرد: دولت کریمه انسان را در ساحت عمر کوتاه دنیوی تعریف نمی‌کند، دولت کریمه انسان را وجودی بی‌نهایت و جاودانه می‌بیند و تعریف می‌کند و تمامی عوالم غیب و شهود را در قلمرو حکومت خود دارد. این نگاه فلسفه سیاسی دولت کریمه است، وقتی با این نگاه فضای حکومتی فلسفه سیاسی شیعه را تعریف می‌کنیم در وجود تمامی فطرت‌های پاک انسانی شوق و رغبت به دولت کریمه جوانه می‌زند و شکوفه می‌دهد و مبدأ میل اجتماعی به سمت دولت کریمه متمایل می‌شود. انسان به خوبی درمی‌یابد که فقط دولت کریمه است که می‌تواند کرامت‌های دنیوی و اخروی او را تامین کند، چون در طول تاریخ حکومت‌های مختلفی از تنگ‌ترین مدل‌های حکومتی (دیکتاتوری) تا گشاده‌ترین مدل‌های حکومتی (لیبرالیسم) را تجربه کرده است که تنها بر غصه‌ها، رنج‌ها و مشکلات او افزوده است. بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون انسان‌ها فقط 3 هفته از جنگ در امان بودند، که این حاصل نتایج فلسفه‌های سیاسی دست‌بافته بشر و مبتنی بر اومانیسم و خودمحوری بود، اما بشر پس از تجربه‌های تلخ به این فهم رسیده یا در حال به ‌رسیدن آن است که باید پاکان هستی مدیریت و رهبری جهان را به عهده داشته باشند و مدیریت آسمانی باید بر زمین حکمفرما باشد، ما محتاج به این پاکان هستیم و از طرفی آنها مشتاق به ما هستند.
حجت‌الاسلام سهرابی با تاکید بر این‌که غیبت نباید برای ما به عادت تبدیل شود، خاطرنشان کرد: نوع شناخت به فلسفه سیاسی انتظار و دولت کریمه، میل اجتماعی را فعال می‌کند. در این صورت بشر وضع موجود را بر نمی‌تابد و شکایت اجتماعی گسترش می‌یابد، لذا «اِلهى عَظُمَ الْبَلاء» سرود پیوسته او می‌شود، اگر این میل وجود نداشته باشد غیبت برای بشریت تبدیل به عادت می‌شود. در این ارتباط باید معرفت فاخر شکل گیرد تا تلقی آدمی از خودش عوض شود و فقط افق‌های آزادی و رفاه را نبیند و هدایت و رشد و سعادت دنیوی و اخروی را هم ببیند. بشر تا به درک اضطراری از حجت الهی دست نیابد، تحمل حکومت معصوم را نخواهد داشت، لذا این گونه بود که حکومت علوی را رها کردند و به حکومت یزیدی اکتفا می‌کنند، چون امیال دنیوی خود را در آن می‌بینند. راهبردهای رهایی‌بخش عصر غیبت 3 چیز است؛ معرفت عمیق و گسترده به امام زمان(عج)، دعا و خواستن و فرهنگ دعا برای تعجیل فرج و انتظار. وقتی معرفت عمیق به امام زمان(عج) در ما شکل گرفت خواستن در ما زبانه می‌کشد و به مقام و منزل دعا و خواستن می‌رسیم، وقتی به این مرحله رسیدیم به فرهنگ انتظار و آمادگی و آماده‌سازی فردی و اجتماعی و تلاش و جهاد و کوشش در راه ایشان نائل می‌شویم.

طرح فلسفه سیاسی انتظار
حجت‌الاسلام بهروز لک، رئیس پژوهشکده مهدویت و آینده‌پژوهی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دیگر سخنران نشست بود، وی ابتدای سخنانش با اشاره به این‌که وقتی که می‌خواهیم بحث فلسفه سیاسی انتظار را مطرح کنیم باید به قالب‌ها و رویکردهای روش‌شناختی بحث هم توجه کرد، گفت: هنگامی که از فلسفه سیاسی انتظار سخن می‌گوییم، دغدغه این است که چگونه این بحث را در فلسفه سیاسی مطرح کنیم این موضوعی کلیدی است و از این جهت اگر بخواهیم این بحث را مطرح کنیم ابتدا باید فلسفه سیاسی را تعریف کنیم و بگوییم که شیوه و روش طرح مساله انتظار در این مقوله چگونه است؟ آن چیزی که از فلسفه سیاسی می‌فهمیم این است که انسان‌‌ها به مدد تامل عقلانی خودشان به تحلیل چیستی و ماهیت پدیده‌های مطرح در زندگی سیاسی خودشان بپردازند و متناسب با تاملات تجویزاتی را عرضه کنند، یعنی فلسفه سیاسی ترکیبی است از تحلیل چیستی پدیده‌ها و متناسب با آن تجویزی که عرضه می‌کنند. فلسفه سیاسی تنها تجویزی نیست و تنها باید و نبایدها در آن مطرح نیست، بایدها و نبایدها مبتنی بر وجوه تحلیل پدیده‌ها که ما چگونه به پدیده‌ها نگاه کنیم. فلسفه سیاسی گاه با رویکردهای دیگر هم می‌تواند ترکیب شود، گاهی هم هرگونه بحث نظری سیاسی را مساوی اندیشه سیاسی می‌گیریم که مناسب نیست، پس در نهایت فلسفه سیاسی رویکرد تحلیل عقلانی است که با عقل بشری به سراغ تحلیل مباحث برویم، البته گونه‌های مختلفی از فلسفه سیاسی وجود دارد؛ برخی فلسفه‌های سیاسی غایت‌گرا و آرمان‌گرا هستند، یعنی سعی می‌کنند تجویز و نسخه نهایی را برای جامعه مطرح کنند، یعنی یوتوپیایی هستند، مثل «جمهور» اثر افلاطون، پس از آن بشر در دوره مدرن به تدریج بشر آرمان‌گرایی را رها و به معضل‌گرایی پرداخت و به حل معضل متمرکز شد، مثلا هابز به فکر حل معضلات جامعه است. گونه دیگر فلسفه سیاسی هم وجود دارند که تکامل‌گرا هستند، مثل فلسفه سیاسی هگل، در مقابل این نوع فلسفه سیاسی، فلسفه سیاسی انحطاطی مثل فلسفه شوپنهاور را هم داریم. رویکرد دیگر فلسفه سیاسی اراده‌گراست، یعنی برای اراده بشر مدخلیت قائل هستند. در فلسفه افلاطون به اراده انسان توجه وجود دارد، اما رویکردهای دیگر مانند دترمینیسم مارکسیستی مخالف این دیدگاه هستند و حرکت‌های اقتصادی و تاریخی را زیربنای تحولات می‌دانند.
وی در ادامه سخنانش با بیان این‌که اگر بخواهیم فلسفه سیاسی‌ای تعریف کنیم که بتوان آموزه انتظار را در آن گنجاند، باید شروطی را مد نظر داشت؛ تاکید کرد: شرط اول این‌که فلسفه سیاسی انتظار اراده‌گرایی بشر را در مفهوم خود بپذیرد، دوم این‌که آرمان‌گرایی داشته باشد، نقش سوم این است که حتما تاملات عقلی در حیطه آن مشخص شود. حال برای این‌که بتوان ظرفیت‌سنجی کرد تا آموزه انتظار را در فلسفه سیاسی اسلامی گنجاند، چند پرسش زیرساختی و مبنایی مطرح می‌شود؛ نخستین سوال این است که آیا بشر می‌تواند جامعه مطلوب را تشخیص دهد یا نه؟ پرسش اساسی دیگر این است که آیا میزان عقل بشر می‌‌تواند جامعه مطلوب را تصور کند؟
عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با طرح این سؤال که هدف از زندگی بشر در جامعه چیست؟ خاطرنشان کرد: فیلسوفان یونان باستان در پاسخ به این سوال گفتند انسان مدنی بالطبع است، اندیشمندان دوره مدرن هم معتقدند انسان به خاطر رفع نیازهای اجتماعی، اقتصادی و تقسیم کار اجتماعی به اجتماع روی آورده است، اما اسلام معتقد است انسان وارد زندگی اجتماعی می‌شود، چون بدون امام نمی‌تواند زندگی کند. در جامعه زندگی نمی‌کنیم که نیازهایمان برطرف شود؛ بلکه زندگی می‌کنیم تا تحت سرپرستی امام قرار گیریم. سوال دیگر این است که طرح نگاه انتظار در فلسفه سیاسی چه غایتی دارد؟ آیا غایت سعادت و تکامل بشر است یا عدالت؟ مسلم است که سعادت غایت دولت کریمه است و اگر عدالت یا مسائل دیگر را به عنوان هدف انتظار و غایت دولت کریمه مطرح کنیم به این معناست که مفهومی ناقص از انتظار ارائه دادیم، بلکه باید پویا به این مساله نگاه کنیم. یکی از مبانی طرح آموزه انتظار در فلسفه سیاسی اسلامی با محوریت شیعه این است که انسان‌ها نمی‌توانند بدون امام زندگی کنند.
بهروز لک با انتقاد از برداشت‌ها و پندارهای ناقص نسبت به انتظار در این باره اظهار کرد: انتظار به چند شکل مطرح می‌شود که یکی از آنها انتظار برآوردن نیازهای این دنیای بشر و مشکلات و معضلات شخصی خودمان است، یعنی منتظریم تا امام ظهور کنند و مشکل ما را حل کنند، اگر به انتظار توجه داشته باشیم برای این‌که مشکل شخصی ما حل شود، دچار نقص در درک و مفهوم انتظار هستیم. گاهی نگاه سوسیالیستی به مهدویت داریم و منتظر هستیم که عدالت محقق شود، اگرچه عدالت مفهوم بزرگی است؛ اما تمام خواسته ما از مهدویت نیست، مفهوم ایثار از عدالت مهم‌تر و بزرگ‌تر است. نگاه عدالت‌محور به دولت کریمه، ناقص و از نگاه‌های اشتباهی است که در جامعه مطرح می‌شود، اگر نتوانیم از آموزه انتظار، کارکرد امروزین انتظار را دریافت کنیم، دچار عمل ناقص شدیم.
این محقق و نویسنده در پایان سخنانش با طرح این سوال که برای طرح فلسفه سیاسی انتظار بهتر است به دنبال چه نوع فلسفه سیاسی در ایران باشیم، تاکید کرد: فلسفه سیاسی عقل محض به معنای عقل بی‌طرف و استدلال صرف عقلی نیست، امروزه در فلسفه علم به این نتیجه رسیدند که علم خنثی و بی‌طرف وجود ندارد، دانشمندان قبل از مشاهده هم دارای پیش‌فرض‌هایی هستند که بر نتیجه و تولید نظریه تاثیر می‌گذارد. فلسفه سیاسی اسلامی از آبشخورها و مفاهیم دینی نیز بهره می‌گیرد. برای طرح فلسفه سیاسی انتظار بهتر است به دنبال چه نوع فلسفه سیاسی در ایران باشیم، فلسفه سیاسی فارابی، ابن‌سینا یا شیخ اشراق می‌تواند پاسخ این سوال باشد؟ فارابی اگرچه مسائل امامت و نبود رئیس اول را در فلسفه سیاسی خود گنجاند، اما به مساله فلسفه انتظار نپرداخته است، متاسفانه بزرگان فلسفه ما به بحث انتظار در فلسفه سیاسی و چگونگی آن نپرداخته‌اند. بحث «سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه» که بتازگی با برگزاری همایش‌ها، چاپ کتاب و مقالات مختلف رواج یافته می‌تواند بهترین بستر برای ورود به فلسفه سیاسی انتظار باشد. باید براساس میراث حکمت متعالیه که ملاصدرا در تدوین آن از وحی، عقل و نقل استفاده کرده، مسائل خود را حل و فصل کنیم. برای طرح فلسفه سیاسی انتظار باید اراده بشر، آرمان‌گرایی و نقش توأمان نقل، عقل و وحی را مورد توجه قرار داد.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۷ مرداد ۱۳۸۹
منبع: / روزنامه / جام جم ۱۳۸۹/۵/۱۳
نقش ها
خبرنگار : سید حسین امامی
عناوین
رسته: 0