دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶
بر خط: 3642
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1021 بازدید
نقدی بر انگاره های سکولاریسم

مدعیان سکولاریزم و جدایی دین از سیاست، دلایلی را برای اثبات ادعای خود اقامه می کنند؛ این دلایل را به طور کلی می توان در هفت دسته طبقه بندی کرد؛ مقاله حاضر در صدد است پس از طرح کلی این مدعیات، با ارائه پاسخ هایی متقن، ضمن زدودن این نوع شبهات، بی پایگی این گونه استدلالات را نیز نشان دهد.

دلیل اول: ‌ناسازگاری سیاست و دین
به این معنا که مقوله دین مربوط به عقاید و امور قلبی مردم است، با روح و قلب انسان ها سروکار دارد و احساسات و عواطف آنها را به حرکت درمی‌آورد، اما مقوله سیاست بی آن که هیچ کاری به قلب و روح انسان ها داشته باشد. تنها موظف به تأمین نظم و انتظام امور اجتماعی مردم و فراهم کردن امنیت جانی و مالی افراد جامعه است.

تحلیل و بررسی:
یکی از امتیازات و ویژگی های مکتب اسلام جامع بودن آن است، همه نیازهای انسانی اعم از دنیوی و اخروی و فردی و اجتماعی در متن دین نهفته است. امام خمینی(ره) در این رابطه می فرمایند:» اسلام تنها عبادت نیست، ‌اسلام همه چیز است. همه اطراف قضایا در آن حکم دارد، تمام قضایای مربوط به دنیا، مربوط به سیاست و مربوط به اقتصاد، تمام قضایای مربوط به آن طرف قضیه که اهل دنیا از آن بی اطلاعند.»
با توجه به حدیثی از پیامبر اکرم(ص) که فرمودند: دین اسلام شامل دنیا و آخرت می شود نیز بحث اثبات می شود. بنابراین دین جامع است و شامل حکومت هم می شود. حکومت، ‌با توجه به دستورات دینی ضوابط و برنامه خود را انجام می دهد. تمام کارهایی که سیاست و حکومت انجام می دهد منشأ و ناشی از دستورات و قوانین دینی است.

دلیل دوم: عرفی شدن دین (خدشه دار شدن قداست دین)
برخی نیز گفته اند که اگر دین و امور مقدس در عرصه دنیوی مردم وارد شود. دین و تعالیم آن جایگاه قدسی خود راز دست داده، تبدیل به امور عرفی و خدشه دار می شود.
نتیجه، ‌آن که باید دین مقدس و تعالیم قدسی آن از محدوده های فردی فراتر نرود و در عرصه های اجتماعی و حکومتی و معیشتی دخالت نکند چون در غیر این صورت دین از عهده قدسی کردن چنین اموری بر نمی آید.

تحلیل و بررسی:
شاید عده ای بپندارند که بسیاری از فعالیت ها و اعمال انسان که لازمه زندگی طبیعی و مادی اوست امور عادل و معمولی به حساب می آید و از این جهت با مفهوم و حقیقت قدسی منافات دارد، ‌اما تأمل در نظر دین و احکام شرع نشان می دهند، ‌حتی این امور نیز می توانند کاملا صبغه ای الهی گرفته دینی و قدسی شود و چنان که امام صادق(ع) در این باره می فرمایند:
کسی که برای تامین خانواده خویش تلاش می کند، اجر و پاداش او مانند پاداش مجاهد در راه خداست. پس امور مقدس را نباید تنها در عبادت و نیایش در کلیساها و مساجد جستجو کرد.

دلیل سوم: نفی تعمیم از شئون رهبری سیاسی انبیاء
یکی دیگر از ادله تفکیک دین از سیاست را عدم رهبری سیاسی انبیاء می داند.

تحلیل و بررسی:
1- نبوت و حکومت غیر قابل تلفیق نیستند بلکه قابل جمع و ادغام می باشند به خصوص که در دین اسلام ولایت و حکومت منحصر به خداوند است و ولایت پیامبران(ع) ناشی از ولایت الهی است.
2- از ادله متکلمان اسلامی در مورد ضرورت نبوت نیز می توان دریافت که هدف مهم رسالت پیامبران تنظیم رابطه اجتماعی و تاسیس حکومتی بر پایه قانون الهی است. زیرا تعلیم و تربیت بدون جهاد و اقامه حدود الهی و تنظیم روابط انسانی میسر نیست به سخن دیگر دستیابی به هدف رسالت که تامین سعادت و کمال بشری است، ‌بدون حکومت و قانون ممکن نیست.
امام خمینی(ره) در این باره می فرماید: (در کتاب حکومت اسلامی)
«ما معتقد به ولایت هستیم و معتقدیم پیامبر(ص) باید خلیفه تعیین کند و تعیین هم کرده است. آیا تعیین خلیفه برای بیان احکام است، بیان احکام خلیفه نمی خواهد، ‌خود آن حضرت بیان احکام می کرد. همه احکام را در کتاب می نوشتند و به دست مردم می دادند تا عمل کنند، ‌این که عقلا لازم است خلیفه تعیین کند برای حکومت است. ما خلیفه می خواهیم تا اجرای قوانین کند. قانون مجری و رهبر لازم دارد و در همه کشورهای دنیا این طور است. جعل قانون به تنهایی فایده ندارد و سعادت بشر را تأمین نمی کند پس از تشریع قانون باید قوه مجریه ای به وجود آید. اگر پیامبر اکرم(ص) خلیفه تعیین نکند، رسالت خویش را به پایان نرسانده است. ایشان به جهت اهتمام به مسئله حکومت حضرت علی(ع) را به عنوان جانشین معرفی فرمودند. قیام امام حسین(ع) نیز به منظور تشکیل حکومت اسلامی و اجرای احکام الهی صورت گرفت.
امام خمینی(ره) همچنین در این رابطه فرمودند:
اسلام را به مردم معرفی کنید تا نسل جوان تصور نکنند که آخوندها در گوشه نجف یا در قم دارند احکام حیض و نفاس می خوانند و کاری به سیاست ندارند و باید دیانت از سیاست جدا باشد. این را که دیانت باید از سیاست جدا باشد (علمای اسلام در امور اجتماعی و سیاسی دخالت نکند) استعمارگران گرفته و شایع کرده اند، ‌
این را بی دین ها می گویند. مگر زمان پیغمبر(ص) سیاست، از دیانت جدا بود؛ مگر در آن دوره عده ای روحانی بودند و عده ای سیاستمدار و زمامدار، این حرف ها را استعمارگران و عمال سیاسی آنها درست کرده اند تا دین را از تصرف امور دنیا و از تنظیم جامعه مسلمان برکنار سازند و ضمنا علمای اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادی و استقلال جدا کنند، ‌در این صورت می توانند بر مردم مسلط شده و ثروت های ما را غارت کنند، ‌منظور هم همین است.

دلیل چهارم: کناره گیری ائمه از حکومت،
یکی از دلایل طرفداران جدایی دین از سیاست، عدم تلاش و تمایل و اقدام از سوی ائمه معصومین (ع) مبنی بر تشکیل حکومت دینی است، آنها مثلا حضرت علی(ع) را مثال می زنند (25 سال سکوت).
اولین نکته ای که باید گفت این که وجود نصوص و روایات متواتره در خصوص انتصابی و الهی بودن حکومت امام معصوم است. لذا نمی توان از بعضی از قطعات و حوادث تاریخی مبنی بر این که ائمه(ع) بر حسب ظاهر خود را از عرصه حکومت کنار می کشیدند به عنوان ادله تفکیک دین از سیاست یاد کرد.
بنابر این اگر ما تابع دین پیامبر (ص) و ائمه هدی (ع) هستیم ببینیم که آن ها در ایام حیاتشان چه کردند (صحیفه نور، 1375، ‌ج 20، 350)

دلیل پنجم: دین ثابت است ولی نیاز های انسان تغییر می کند
بر مبنای این استدلال دین به دلیل ثابت بودن قابلیت تطبیق بر نیاز های متغیر بشر را ندارد و راه حل این است که دین از دخالت در امور دنیوی بشر از جمله سیاست پرهیز کند.

تحلیل و بررسی:
در جواب باید گفت اولاً همه نیاز های بشری متغیر نیستند
اصول کلی دین اگر چه ثابت و غیر قابل تغییرند در عین حال احکام متغیر در بسیاری از موارد ناظر به امورجزئی میباشند.
به هرحال استدلال یاد شده در صورتی است که از یک سو تمام مقررات و قوانین دین ثابت باشد و از سوی دیگر همه نیاز های انسان در طول زمان دگرگون شوند (که این گونه نیست).

دلیل ششم: دین مربوط به آخرت و سیاست مربوط به زندگی دنیوی است
این استدلال بیانگر این است که دین به عالم آخرت مربوط می شود و هدف آن تامین رفاه اجتماعی و اقتصادی انسان نیست.

تحلیل و بررسی:
مبانی اندیشه سیاسی اسلام در نقد این نظریه گفته شده است که ادعای آن در مورد دین کاملاً اشتباه است: زیرا دین هم به دنیا مرتبط است هم به آخرت.
از سوی دیگر منتقدان این نظریه معتقدند هیچ استدلال عقلی تامی مبنی بر اثبات امتناع دخالت دین در امور سیاست و اجتماع وجود ندارد. درثانی اسلام در حوزه سیاست و اقتصاد مجموعه کلی از خطوط و خط مشی ها دارد.
دلیل هفتم: تجارب تلخ تاریخی، زیان های ترکیب دین و سیاست را نشان می دهد
به عقیده مهدی بازرگان یکی از زیان های ترکیب دین و سیاست، نتایج معکوس و تجربیات تلخی است که تصرف دین و دولت به دست رهبران شریعت حاصل می شود.

شواهد تاریخی مورد استناد وی:
1-هزاران سال حاکمیت بلا منازع پاپ ها در اروپای قرون وسطی
2-خلافت خلفای اموی و عباسی و عثمانی که خود را خلیفه رسول خدا(ص) و بعضاً خلیفته اله می دانستند
3-سلطنت صفویان
4-سلطنت قاجاریان

تحلیل و بررسی:
شهید بهشتی به عنوان یکی از منتقدین این دیدگاه عنوان می دارد که هیچ متدین آگاهی خلافت اموی و عباسی، عثمانی و قاجار را از مظاهر حکومت دینی نمی داند. آیا هر کس نام دین بر خود نهاد و قدرت حکومتی را قبضه کرد حکومتش دینی است؟ حاکم دینی باید برگزیده معیارهای ضوابط دینی باشد و راه و رسمی جز دین پیش نگیرد.

منابع:
خمینی، روح ا...؛ حکومت اسلامی، تهران، انتشارات موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1381.
خمینی، روح ا...؛ ولایت فقیه، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)
خمینی، روح ا...؛ صحیفه نور، تهران: انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، 1361.
مطهری، مرتضی؛ پیرامون اقلاب اسلامی، قم: جامعه مدرسین، 1361 ه. ش.
جوادی آملی، عبداله؛ شریعت در آینه معرفت، تهران: مرکز نشر فرهنگی رجاء، 1376 ه. ش.
عمید زنجانی، عباسعلی؛ مبانی اندیشه سیاسی اسلام، تهران: نشر فرهنگ و اندیشه اسلامی.
مصباح یزدی، محمد تقی؛ آموزش عقاید، قم: نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1365 ه. ش.
جوادی آملی، عبداله؛ نسبت دین و دنیا، قم: ناشر مرکز اسرا، 1381.
میر، ایرج؛ رابطه دین و سیاست، تهران: نشر نی، 1383.
سروش، محمد؛ دین و دولت در اندیشه اسلامی، تهران: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1378.
مدرسان گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی اراک؛ دین و سیاست (مجموعه مقالات)، اراک: انتشارات نویسنده، چاپ اول، زمستان1382





تاریخ انتشار در سایت: ۲۰ شهریور ۱۳۸۹
منبع: / روزنامه / رسالت ۱۳۸۹/۶/۱۵
نقش ها
نویسنده : مسعود فولادفر
عناوین
رسته: 0