دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۳
بر خط: 942
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

111 بازدید
اخلاق نقد

اصولا دفاع از آزادی مطلق و افسار گسیخته معنایی جز مخالفت با آزادی ندارد. یعنی آزادی مطلق تزی است که آنتی تز خود را در درون خود دارد. آزادی مطلق امری خود ستیز و خود متناقض است. اخلاق حاکم بر آزادی است. آزادی در صورتی عاقلانه و در نتیجه ثمر بخش خواهد بود که در چهارچوبه ی اخلاق باشد و حرمت و مرز های اخلاق را نگه دارد. بنا براین هرچند رواج گفتگو های علمی و آزادی در طرح اندیشه می تواند به عنوان یکی از نشانه ها و علایم برجسته ی رشد و پویایی علمی یک جامعه تلقی شود اما هرگز نمی توان به صرف طرح گسترده ی نظریات علمی و رواج بازار نقد و نقادی در جامعه تلقی شود. اما هرگز نمیتوان به صرف طرح گسترده ی نظریات علمی و رواج بازار نقد و نقادی سلامت علمی جامعه را نتیجه گرفت. اینها را زمانی میتوان نوید بخش و مبارک تلقی کرد که:
اولا، موضوعات مورد گفتگو موضوعاتی مفید و ثمر بخش باشند و ثانیا، گفتگو ها و مباحثات علمی نیز در فضایی مناسب و به شیوه ای سالم و با مراعات همه ی اصول معرفتی و اخلاقی انجام گیرند. فقدان شرط اول بحث ها را تبدیل به مناقشات بیحاصل و بی ثمر میکند و فقدان شرط دوم علاوه بر این امر مفاسد و مشکلات اجتماعی به بار می آورد.
نقد و انتقاد به معنای «ارزیابی منصفانه ی یک چیز» است. نقد در اصطلاح وارسی و بررسی نوشتار (گفتار یا رفتاری) برای شناسایی و شناساندن زیبایی و زشتی بایستگی و نبایستگی بود ها و نبود ها و درستی و نادرستی آن است. هدف اصلی یک منتقد از نقد همان هدفی است که یک پزشک در معاینه بیمار دنبال می کند. پزشک اگر جویای عیب و علت «بیمار» خویش است، عیب جویی اش باید از روی علاقه مندی و نیک اندیشی و به قصد خیر و خدمت باشد. نقد اندیشه ها و گفتار ها و کردار های نادرست یک فرد یا گروه خدمت به خود آن فرد یا گروه است.

شرایط اخلاقی نقد:

فهم سخن و تبحر در موضوع:
امام علی (ع) در نامه ی خود به امام حسن (ع) چنین می فرماید: پس اگر دانستن چیزی... بر تو دشوار گردد آن دشواری را از نادانی خود به حساب آر ! چه تو نخست که آفریده شدی نادان بودی سپس دانا گردیدی. وچه بسیار آنچه نمی دانی و در حکم آن سرگردانی، و بینشت در آن راه نمی یابد سپس آن را نیک می بینی و می دانی.
نقد کردن بدون فهمیدن و رد کردن بدون درک کردن، نشانه ی گستاخی جاهلانه و حق نا شناسی نقاد است. داشتن تبحر و مهارت کافی در موضوع مورد نقد یکی از شرایط اخلاقی نقد است.

کنار نهادن حب و بغض (کینه، دشمنی):
تاثیر حب و بغض تا آنجا است که میتواند هنر را عیب و عیب را هنر جلوه دهد. کسی که به قصد مچگیری به نقد یک اندیشه یا رفتار می پردازد قطعا از درک حقیقت آن عاجز خواهد بود. کسی که با نگاه عاشقانه یا با نگاه مغرضانه و مبغضانه به مسئله ای می نگرد به سختی می تواند همه ی ابعاد و جنبه های آن را به درستی درک کرده و سره یا ناسره ی آن را تشخیص دهد. اصولا برای چنین کسی درک مسئله موضوعیت ندارد بلکه مسائل دیگری است که او را به نقد وا داشته است.

پرهیز از نقد متقابل:
بسیاری از نویسندگان در پاسخ نقد های یک ناقد، بدون آن که به پاسخگویی نقد ها بپردازند به بررسی آثار ناقد و مطالعه ی سرگذشت و تاریخچه ی ناقد پرداخته و می کوشند تا به گونه ای از لابلای اندیشه ها و اعمال خودش بی عملیها و نادرستی هایی را استخراج کنند و به رخ ناقد بکشند. همین است که موجب هراس از نقد شده است. عمل نکردن ناقد به سخنان خودش دلیل بی اعتباری و نادرستی نقد او نمی شود. تنها ثمره و پیامد نقد متقابل محروم کردن خود از هدایتها و نصایح دیگران است.

نقد انگیخته به جای انگیزه:
کسی که مورد نقد قرار می گیرد به جای پرداختن به پاسخ های ناقد به کالبد شکافی نیت و انگیزه او اقدام می کند. انگیزه خوانی یکی از مغالطاتی است که در بسیاری از گفتگوها و مشاجرات سیاسی و اجتماعی و حتی علمی رواج دارد. میتوان منشا این مغالطه را این تصور خطا دانست که امکان ندارد یک عقیده ی صحیح و مستدل از سوی شخصی ارائه شود که دارای موقعیت مناسب علمی، اجتماعی و... نیست یا انگیزه های غیر مقبولی دارد
امیر مومنان (ع): حکمت گمشده ی مومن است. پس آن را فراگیر هرچند از منافقان باشد.

تفکیک اندیشه و رفتار از فرد:
هرگز نباید نقد ناقد رابه معنای درافتادن با شخص صاحب اندیشه یا رفتار تلقی کرد. کسی که یک اندیشه را نقد می کند یا ناراستی های یک رفتار را نشان می دهد مخواهد بیزاری خود را از ناراستی و نادرستی اعلام کند ونه از فردی که مورد نقد قرار گرفته است.

لزوم بردباری و نقدپذیری:
«هرگز نیکی و بدی یکسان نیست. بدی را با نیکی دفع کن ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است.» (فصلت (41): 34)

پرهیز از برچسب زدن:
برچسبهایی از قبیل ارتجاعی، قشری، غربی، غربزده، علم زده، لیبرال، فاشیست، مستبد، انحصارطلب، ملی گرا، کهنه گرا، ارسطوئی، پوپری، قرون وسطایی و امثال آن که اغلب به منظور تحقیر منتقد یا شخص و گروه مورد انتقاد صورت می گیرد کرارا از سوی افراد مختلف در نقد دیگران ویا در پاسخ به نقد ها به کار میرود. چنین برچسب هایی حتی اگر درست هم باشند، هرگز خللی در بیان های منطقی یک اندیشه ایجاد نمی کنند. قرون وسطایی بودن یک اندیشه هرگز مستلزم نادرستی یا درستی آن نیست. همانطور که نو بودن یک فکر مستلزم درستی یا نادرستی آن نیست.

آغاز کردن از خود:
«ای کسانی که ایمان آورده اید چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی کنید.» (صف (61): 3-2)
پیامبر اکرم: خوشا به حال کسی که عیوب خودش او را از عیب گویی دیگران باز داشته است.
اگر ما واقعا به قصد اصلاح و رفع نقایص به نقد اندیشه ها یا رفتار های دیگران می پردازیم بهتر است از خود شروع کنیم و پیش از هر کس دیگری به اصلاح و نقد خود بپردازیم.




تاریخ انتشار در سایت: ۲۱ شهریور ۱۳۸۹
منبع: / سایت / باشگاه اندیشه ۱۳۸۹/۰۶/۲۱
به نقل از: کتاب آیین زندگی اخلاق کاربردی به قلم احمد حسین شریفی
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
نویسنده : احمد حسین شریفی
عناوین
رسته: 1