دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷
بر خط: 1316
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1622 بازدید
روح بى قرار یونان

موسیقى یونان به دلیل تأثیرپذیرى هاى فراوان از فرهنگ هاى شرقى و غربى، اروپایى و آسیایى، از تنوع باورنکردنى و در عین حال همگونى بى نظیرى برخوردار است. در حقیقت یونان و موسیقى، تاریخى درهم تنیده دارند. از دوران باستان - هنگامى که شعر، رقص و موسیقى بخش مهم و لاینفک زندگى روزانه تمام مردم یونان بود _ تا زمانى که تراژدى هاى قرن اول میلادى و پس از آن آفریده شد، موسیقى جزء عناصر سازنده و اولیه زندگانى یونانیان بود. پس از آن، با سقوط یونان باستان و هژمونى امپراتورى روم، موسیقى یونان تقریباً به مدت دو هزار سال به خواب رفت. امپراتورى بیزانس و نیز ۴۰۰ سال رقیت تحت فرمانروایى عثمانى ها، منجر به محدودیت توسعه هلنیسم، معنویت آن و اصلاحات هنرى اش گردید. تنها در قرن ۱۹ بود که موسیقى یونان دوباره شکوفا شد. آهنگسازى همچون نیکولائوس مانزاروس (۱۸۷۲-۱۷۹۵)، اسپیریدیون سنیداس (۱۸۹۶-۱۸۱۲) و اسپیروس ساماروس (۱۹۱۷-۱۸۶۱) از جمله کسانى بودند که به رشد و ظهور مجدد موسیقى در یونان یارى رساندند. پس از آن و بعدها یونان هنرمندان صاحب قریحه بسیارى از آهنگسازان بزرگ گرفته تا نوازندگان اسطوره اى خلق کرد. موسیقى ترجمان احوال و شاهد سال هاى بردگى شد. شمشیرى براى مخالفت با دیکتاتورها راهى براى بیان عشق، مرگ و ترس هاى انسانى که ملازم هر روزه زندگى یونانیان شده بود.

• آوازهاى فولکلور یونانى
ترانه هاى عامیانه یونان، ریشه در شعر و موسیقى یونان باستان دارد. این ترانه ها به آوازه هاى کهن محلى اشاره داشته و عمدتاً به دو دسته یا دو نهضت موسیقایى تقسیم مى شوند: آکریتیک، کلفتیک. تاریخ سبک موسیقایى آکریتیک به قرن ۹ میلادى باز مى گردد. این نوع موسیقى جهت بازنمود زندگى و نبرد مرزداران یا «آکریت هاى» امپراتورى بیزانس خلق شده است. اما نهضت موسیقى کلفتیک در حد فاصل پایان عهد بیزانسى و اصلاحات یونانى _ که به استقلال یونان در ۱۸۲۱ منجر شد _ به وجود آمد. بنیانگذاران اصلى این سبک «کلفت ها» یا قهرمانى بودند که به کوهستان شتافته و رهبرى انقلاب بر ضد استبداد عثمانى را به دست گرفتند. طریقه اجراى موسیقى کلفتیک، مونوفونیک یا تک شنود است، با همراهى دیگر صداها که نوعى ترجیع بند آهنگین را تکرار مى کنند و بدون هرگونه ملازمت هارمونیک. اشعار مورد استفاده در این سبک نیز شامل اشعار عاشقانه، ترانه هاى مخصوص مراسم عروسى، آوازهاى تبعید، آزادى، مرگ و اندوه است. همچنین نهضت کلفتیک بازگوى بخش مهم و خونبار تاریخ و زندگى یونانیان است.
آلات و ابزارى که در آوازهاى فولکلور یونانى استفاده مى شوند عبارتند از: چنگ، عود، تنبور، نى انبان، زوماس، طبل، دایره زنگى و ویولن.
کانتادها در آغاز قرن نوزدهم تحت نفوذ موسیقى ایتالیایى خلق شده و در اصل ریشه در کفالونیا دارد. کانتادها در حقیقت موسیقى آوازهاى رمانتیک و عاشقانه (سرناد) است که گروهى مرکب از سه مرد، با همراهى یک گیتار یا ماندولین به اجرایش مى پردازند. این سبک رفته رفته تمامى جزایر ایونى و سپس مابقى یونان را به تسخیر در آورد. در آتن البته کانتادها اندکى تغییر کرده و با همراهى یک ویولن، یک کلارینت و یک عود به اجرا در مى آمد.نوع دیگرى از آوازهاى محبوب و مردمى «نیسیوتیکا» نام داشت. محل تولد این سبک، جزایر یونان بود بدین صورت که هر جزیره نیسیوتیکاى مخصوص به خود را داشت و متناسب با آن رقص ویژه اى را نیز از آن خود ساخته بود. ویولن، چنگ، کلارینت و گیتار، با همراهى صداى زیر چند زن یا صداى بم یک مرد تنها _ از ابزار اجراى نیسیوتیکا بود. هنوز هم مى توان در جشنواره هایى که هر ساله در جزایر یونان برپا مى شود و در میان گروه هاى کثیرى که تمام شب را به اجراى موسیقى مى پردازند، موسیقى نیسیوتیکا را یافته و بدان گوش سپرد.«رمبتیکو» در کافه هاى زیرزمینى اى متولد شد که به سبک و سیاق کافه هاى ترکى ساخته شده و بیشتر در منطقه پروس و شهر تسالونیکى متمرکز بودند. در حقیقت خالقان اصلى موسیقى رمبتیکو، دو میلیون پناهنده اى بودند که _ پس از انهدام ازمیر به دست ترک ها از آسیاى صغیر به یونان گریخته بودند. این پناهندگان _ غربت زده و مطرود _ در واقع یونانیانى بودند که هرگز در یونان نزیسته بودند. اینان در خصوص هر آنچه که اطرافشان را احاطه کرده بود، فقر، رنج، گرسنگى، زندان، سرکوب پلیس، اعتیاد، خیانت و بنگ به آوازخوانى و ترانه سرایى مى پرداختند.
کم کم رمبتیکو از زیرزمین ها به در آمد و به نایت کلاپ هاى آتن راه یافت. در آنجا این سبک موسیقى به محبوبیت بالایى دست یافت اگر چه یونانیان، به دلیل خارج از طبقه بودنش به تحقیر آن مى پرداختند. دوران اشغال یونان توسط آلمان و جنگ داخلى، در حقیقت عصر طلایى رمبتیکو بود. در آن هنگام سرکوب هاى شدید همچون خوراکى براى تولد و ترویج انواع موسیقى ها به کار بسته مى شد. از ابزار اصلى اجراى رمبتیکو مى توان به بوزوکى (نوعى ساز زهى با ۸ سیم)، باگلاما (چیزى شبیه یک بوزوکى مینیاتورى)، گیتار و نتفى اشاره کرد. نتفى یک تنبور کوچک چرمى است که دورتادور آن با اندکى نقره احاطه شده است. برخى از بزرگ ترین و مشهورترین نوازندگان و خوانندگان این موسیقى در یونان عبارتند از: واسیلیس، سیتسانیس، مارکوس وام واکاریس، ماریکا نینو و سوتیریا بلو. در دهه هاى اخیر رمبتیکو باز هم مورد بى مهرى قرار گرفته است. جوانان ترجیح مى دهند به موسیقى جدید راک گوش بسپارند که از آن سوى آب ها _ از غرب _ آمده و کهنسالان هم دوست مى دارند که باز با کانتادهاى قرن بیستم دل ببازند.

• موسیقى یونان در پایان قرن بیستم
هنرمندان مدرنى همچون دیونیسیس ساووپولوس، جورجیوس ناتالاراس، نیکوس پاپازوگلو، استاوروس خارهاکوس و پاولوس سیدیروپولوس موسیقى رمبتیکو را دگرگون کرده و آن را با راک درآمیختند. بدین ترتیب یک نوع موسیقى جدید، پرشور و جذاب به زندگى یونانیان وارد شد. اشعار این سبک جدید از موسیقى در خصوص آزادى، نفى سرکوب، جنبه هاى عادى زندگى هر روزه، رنج و غم و اعتیاد بود. برخى از مشهورترین هنرمندان یونانى که شهرت جهانى نیز یافته اند عبارتند از: مانیلوس کالومیریس (۱۹۶۲-۱۸۸۳) او یکى از مشهورترین موسیقى دانان یونانى در زمینه آهنگسازى کلاسیک است. منبع الهام او البته اشعار سنتى، محلى و آثار شاعران بزرگ یونان از قبیل پالاماس، ماویلیس، سیکلیانوس و دیگران است. مانیلوس همچنین بنیانگذار کنسرواتوار ملى یونان نیز هست. دیمیتریس میتروپولوس (۱۹۶۰-۱۸۹۶) مهم ترین آهنگساز معاصر یونان، رهبر ارکستر و نوازنده بى همتاى پیانو.
ماریا کالاس (۱۹۷۷-۱۹۲۳) متولد نیویورک. مشهورترین سوپرانوى یونانى در اپرا. خانم کالاس به ویژه براى حضور بى نظیرش در صحنه و روابط آشفته اش با ارسطو اوناسیس بسیار مشهور است.
یانیس خناکیس (۲۰۰۱-۱۹۲۲) او به خاطر شرکت در نهضت مقاومت، توسط آلمانى ها محکوم به مرگ شد و ناگزیر به پاریس گریخت. در آنجا وى به آهنگسازى با وجهه جهانى بدل شد. اکوستیک، الکترواکوستیک و آثار چند رسانه اى از جمله کارهاى اوست. مى توان خناکیس را پیشاهنگ خلق موسیقى دیجیتالى نامید. میکیس تئودوراکیس مشهورترین آهنگساز یونانى در زمینه مخالفت با اشغال آلمانى ها و خود یکى از اعضاى فعال بزرگ ترین نهضت مقاومت یونان ( EAM) بود. همچنین در هنگام جنگ هاى داخلى نیز همچنان در میدان حضور داشت. در ۱۹۵۴ تئودوراکیس به پاریس رفته در آنجا به نوشتن موسیقى براى باله و موسیقى فیلم پرداخت. تئودوراکیس - به دلیل آن که در خصوص آزادى و برابرى دست به قلم مى برد _ به نماد بین المللى یونان بدل شده است. میکیس تئودوراکیس، موسیقى برخى از بزرگ ترین و مشهورترین فیلم هاى جهان را ساخته که نواهاى آن هنوز طرفداران بسیارى دارد. فیلم هاى «زد»، «آنجا که ماهى ها سنگ مى شوند»، «حکومت نظامى» و... اما مشهورترین کارش «زورباى یونانى» است. مانوس هادزى داکیس (۱۹۹۴-۱۹۲۵) آهنگساز برجسته یونانى. او براى بسیارى از تراژدى هاى باستانى و رپرتوارهاى مدرن، آوازهاى لایت و فولک، تئاتر، باله و سینما آهنگ ساخته است. از دیگر نام هایى که با موسیقى معاصر یونان درآمیخته اند مى توان به آلکیستى پروتوپسالتیس، سقراط مالاماس، النى سالى گوپولو، تانوس میکروت سیکوس، نیکوس آسیموس، ملینا کانا، الوتریا آروانى تاکى و دیگران اشاره کرد. اما نام دیگرى هم هست که در میان سایرین از درخشش و محبوبیت بیشترى برخوردار است.

• یانى
یانى در دهکده اى متولد شد که هر کس تنها یک بار در آنجا گام نهد، هرگز تصور ترک آن روستا به ذهنش خطور نمى کند. اکنون او در هر گوشه جهان به خوبى شناخته شده است. بدون شک یانى در عرصه موسیقى یک پدیده است. یکى از آن هنرمندان نادرى که مرزها و محدوده ها را زیر پا گذاشته اند و قادرند با تمام مردم جهان _ از هر نژاد و ملیتى _ سخن بگویند و براى اثبات این مدعا شواهد و مدارک کافى در دست هست. چندین هنرمند به آهنگسازانى آنچنان چیره دست و محبوب بدل شده اند که به مدت یک دهه هر ساله در مراسم بازى هاى المپیک به اجراى برنامه بپردازند؟ براى چندین سال رادیوى معروف آتن (رادیوسیتى موزیک هال) را به تسخیر خود در آورند؟ در سایه تاج محل، شهر ممنوعه و پانتئون دل ها را به لرزه درآورند؟ سرتاسر چین و بیش از ۲۰ کشور دیگر را درنوردیده و به مردم موسیقى هدیه کنند؟ در ۶۵ کشور بیش از نیم میلیارد بیننده داشته باشند؟ یکى از اصلى ترین اعضاى جمع آورى اعانه براى بیماران و نیازمندان باشند؟ دومین نماآهنگ پرفروش دنیا را از آن خود سازند؟ در سال ۱۹۹۸ مقام اول تور موسیقى در کل دنیا را تصاحب کنند؟ و .... یانى همیشه راهى منحصر به فرد و یگانه را در پیش گرفته است. این قهرمان شنا و استاد خودآموخته پیانو با قریحه خداداد، یونان و شهر کالاماتا را با کرانه هاى تماشایى و آبى مدیترانه ترک گفت تا به آمریکا رفته و داستان زندگى خویش را پى بریزد. این داستان بعدها به یکى از جذاب ترین و موفق ترین داستان هاى روزگار بدل شد. پس از این که یانى مدرک لیسانس خود را در رشته روانشناسى و از دانشگاه مینه سوتا دریافت کرد، مدت کوتاهى به تجارت پرداخت سپس قدم به دنیاى موسیقى گذاشت. در آن هنگام او حتى قادر نبود یک نت را بخواند یا بنوازد. اما از همان آغاز با یک عقیده ساده و راسخ شروع به کار کرد: ایمان به کار سخت، داشتن یک ذهن باز.
اولین آلبوم یانى که نامزد دریافت جایزه گرمى هم بود «جرأت رویاپردازى» نام داشت که در سال ۱۹۹۲ به بازار عرضه شد و جایزه هاى متعددى را هم از آن خود کرد. آلبوم بعدى او با نام «در زمان من» نام داشت. این آلبوم که مجموعه ملایم ترى از قطعات مختلف با محوریت پیانو را در برمى گرفت نیز نامزد دریافت جایزه گرمى شده و نشان نقره را دریافت کرد. در سال ،۱۹۹۴ هنگامى که یانى به یونان بازگشت و در تئاتر هرود آتیکوس (با قدمت ۲۰۰۰ سال) به اجرا و ضبط برنامه پرداخت، موفقیت هاى چشمگیرى کسب کرد. نتیجه این کار آلبوم «زندگى در آکروپولیس» بود که پدیده اى منحصر به فرد و سرشار از شور و هیجان بود: این آلبوم همچنان در فهرست آهنگ هاى پرفروش قرار داشت، بیش از هفت میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفت، بیش از ۳۵ جایزه طلا و نقره کسب کرد و تا بدان جا پیش رفت که به یکى از پرفروش ترین نماآهنگ هاى تمام اعصار بدل شد. پس از آن یانى _ به عنوان اولین هنرمند غربى _ به اجرا و ضبط برنامه در تاج محل هند و شهر ممنوعه چین پرداخت که ماحصل آن آلبوم «سپاس» بود، با جوایزى بیشمارى که نصیب خود ساخت. یانى _ پیش از آن که حتى کوچکترین صدایى را ضبط کند _ باید میلیون ها دلار صرف کند و در عین حال با تلاش هاى مضاعف خود موفق شد که در ایالت اوتارپراداش، جاده ها را ترمیم کرده، دو پل احداث کند تا جلگه هاى سیل زده اطراف تاج محل _ یکى از سه محل تاریخى اجراى کنسرت _ را نجات بخشد. اجراى «سپاس» در مقابل دیدگان شهروندان هندى، ۳ میلیون دلار درآمد داشت که یانى همه را به بنیاد بازسازى تاج محل هدیه کرد. پس از آن یانى «سپاس» را در شهر ممنوعه _ دیگر شاهکار بزرگ معمارى جهان _ اجرا کرد. در بین چین و هند ۲۵۰ میلیون نفر مشتاقانه منتظر ورود یانى بودند و یانى در نهایت چین را برگزید. در سال ۲۰۰۰ یانى نخستین آلبوم ضبط استودیویى خود را با عنوان «اگر بتوانم به تو مى گویم» ارائه کرد. این اثرى عمیقاً شخصى و درون نگر بود که در پى ۲ سال فرصت مطالعاتى، یک سفر به ساحل شرقى آمریکا و دیگر تغییراتى ارائه شد که دوباره بر زندگى شخصى یانى متمرکز شده بود. یانى هنرمندى است که مى توان گفت تمام ملیت هاى جهان دوستش مى دارند. اخیراً از او یک برنامه مخصوص تلویزیونى پخش شده با عنوان «زندگى در سالن سلطنتى آلبرت، لندن»، این برنامه نه تنها اجراى شاهکار تماشایى یانى در این مکان تاریخى را به تفصیل پخش کرده بلکه نگاهى اجمالى نیز به زندگى خانوادگى او در یونان و ضبط برنامه هایش در استودیو فلوریدا مى افکند. در فوریه ۲۰۰۳ کمپانى ضبط موسیقى ویرجین سیزدهمین آلبوم یانى و سومین آلبوم او در این کمپانى را با نام «قوم شناسى» به بازار عرضه کرد. این آلبوم در حقیقت ادامه فلسفه شخصى یانى _ جهان واحد، مردم واحد - است که صفت بارز رفتار و سلوک او نیز هست. «قوم شناسى» با ضرب بالا نواخته شده و ارتعاش سازهایى از فرهنگ هاى تمام جهان در آن به گوش مى رسد. ابزارهاى به کار رفته در این آلبوم از سازهاى بومى استرالیا تا طبل هاى آمریکایى و ویولن سل و طبلاهاى آفریقایى همه و همه مالامال از عطر و رنگ بین المللى است. خود او در این مورد مى گوید: «بسیارى از فرهنگ جهان و ژانرهاى موسیقایى در این آلبوم ارائه شده اند. این آلبوم به تمام معنا قوم شناسى است. قوم شناسى با نژادها و فرهنگ ها سروکار دارد و به طریقى که من از آن بهره جسته ام، رنگ و زیبایى جامعه چندفرهنگى در همین آلبوم تجلى یافته است.»
یکى از عناصر بارز و وجه مشخصه آلبوم «قوم شناسى» که موجب تفاوت آن با آلبوم هاى پیشین یانى شده است، استفاده گسترده از صوت انسانى است و این بهره گیرى از صداهاى انسانى نه تنها در تکخوانى هاى سولو بلکه در نغمه هاى گروهى و دکلمه اشعار اصیل نمود یافته است. مثلاً قطعه «پیمان» از این آلبوم اقتباسى است از یک تصنیف قدیمى تر با نام «پیمان هاى پنهان». اشعار این قطعه را دوست دیرین یانى «پاملا مک نیل» سروده و «آلفرد جرالد» با صداى محزون خویش آن را خوانده است. آلفرد یکى از اعضاى تور «سپاس» هم بود. آخرین قطعه این آلبوم با نام «جایو» در حقیقت بازتاب میراث فرهنگى خود یانى و دلبستگى اش به آوازهاى فولکلور و سنتى جزایر یونان است.پس از ۵ سال که یانى به هیچ سفر و تور فرهنگى نپرداخته بود، در مارس ۲۰۰۳ تور جدید خود را آغاز کرد که تا سال ۲۰۰۴ نیز ادامه یافت. مکان آغاز این تور لاس وگاس بود و طى این تور یانى علاوه بر اجراهاى قدیم، قطعات جدیدى را نیز ارائه کرد. یک ماه پیش از افتتاح این تور، انتشارات میراماکس، زندگینامه خودنوشت یانى را منتشر کرد. این کتاب داستانى جذاب و گیرا از زندگى الهام بخش یانى است: از کودکى او در یونان گرفته تا سال هاى دانشکده در مینه سوتا و موفقیت هایش به عنوان یک موسیقیدان جهانى. این خاطرات که با تشریک مساعى «دیوید رنسین» نوشته شده همچنین جزئیات خصوصى ترین احوال یانى و از جمله روابط عمیق ۹ ساله اش با «لیندا ایوانس» (هنرپیشه زن) را هم در برمى گیرد. یانى در این مورد مى گوید: «بارها از من خواسته شده بود که چنین کتابى بنویسم، اما من هر بار که اقدام به این کار مى کردم ناخودآگاه بر موسیقى متمرکز مى شدم. چند سال قبل احساس کردم که باید حتماً این کار را بکنم چون بر رویاهاى کودکى ام پیشى گرفته بودم. اکنون زمان سخن گفتن فرارسیده بود و من از میراماکس سپاسگزارم که چنین فرصتى را در اختیارم گذاشت. موسیقى یک زبان مستقیم و شگفت انگیز است. موسیقى از سخن گفتن به زبان عقل و منطق اجتناب کرده و مستقیماً با روح شما حرف مى زند.» و همین امر موجب آن شد که پسر مستعد داستان ما، قصه زندگى خود را از دهکده اى زیبا و تماشایى در یونان آغاز کند و لحظه به لحظه آن را با موسیقى گره بزند. انتهاى سرگذشت یانى در این کتاب بدان جا مى رسد که کمتر کسى از هم ردیفان او موفق شده اند همپاى او پیش روند.

تاریخ انتشار در سایت: ۳ شهریور ۱۳۸۳
منبع: / روزنامه / شرق ۱۳۸۳/۰۶/۰۳
به نقل از: www.greeca.co - www.yanni.com
عناوین
رسته: 3