چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷
بر خط: 1204
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

777 بازدید
عصمت قم‏

«1»
تا افق ولادت معصومه عترت را خوب ببینیم، چند قدم به عقب باز مى‏گردیم.
در عصر ظلمت هارونى که عرصه بر اهل بیت(ع) تنگ بود و دنیا براى «آل‏اللَّه» حصار در حصار به شمار مى‏آمد، بارقه امیدى خانه کاظم آل محمد(ع) را روشن ساخت و مولودى همچون گل بر شاخه درخت امامت و ولایت رویید.
اول ذیقعده سال 173 بود که این «عطیه الهى» در دامان موسى بن‏جعفر(ع) قرار گرفت و رضاى آل محمد را همتایى پدید آمد که بنا بود به مشیت الهى، این برادر و خواهر، روزى و روزگارى کشور ما ایران را در آینده منوّر سازند و عزت و کرامت بخشند.
از مهر و ماهى گشته ایران نورباران ...
و این نور، همچنان تابان است و فروغ افشان و معنویت گستر.
بارى ... دوران سخت حاکمیت عباسیان، امام کاظم(ع) را مزاحم سلطه فسادگستر و فاجرپرور بنى‏عباس مى‏دیدند. از این رو آن «عبد صالح» را به بند مى‏کشیدند و از حبسى به حبسى مى‏بردند.
در این میان، مولود این خاندان و عصمت اهل بیت، فراق پدر را تجربه مى‏کرد و در عین حال، از چشمه عطوفت و عنایت برادرش حضرت رضا برخوردار مى‏شد و این برادر، در حق خواهرش پدرى مى‏کرد و خواهر را از زلال معارف و مکارم، جرعه نوش مى‏ساخت.

«2»
بنا بود این دختر نجیب و پاک و معصوم، گوهرى باشد نمونه پاکى و الگو در عفاف، و سرمشق در حیا و احیاگر خاطره کوثر رسول و تداعى‏کننده آن طیبه بتول.
و ... چنین شد که حیات و وفاتش، سفر و حضورش، عبادت و سلوکش، مرقد و مزارش، «جلوه‏گاه نور» و «بارگاه عفت» شد و «فاطمه معصومه»، آینه‏اى شد در رواق فرهنگ شیعه که نجابت و عفّت و حیا و ولایت، در بلور آن مى‏درخشد.
گذشت و گذشت، تا آنکه ایوان طلاى او، قبله اهل دعا و توسل شد.
ایوان آینه‏اش، تجلى‏گاه طلوع خورشید عصمت،
و گنبد زرّین مرقدش، سقف معبد اهل دل‏
و گلدسته‏هاى برافراشته و آسمان‏ساى او، دست‏هایى برآمده از خاک تا افلاک، به رمز نیایش در پیشگاه رفیع خالق هستى، یادآور نیاز و نیایش متهجدان.

«3»
هر مجموعه، «محور»ى مى‏طلبد، تا کانون تجمع باشد.
قم را اگر مجموعه‏اى از فرهنگ و عقیده و آداب و سنن و جامعه‏اى براى حضور افراد بومى و غیر بومى و قومیت‏هاى مختلف و گروهها و گرایش‏هاى گوناگون به حساب آوریم، کانون آن «حرم» است.
اگر مردم قم، علماى مهاجر، طلاب حوزه (چه ایرانى چه خارجى)، مراکز علمى و فرهنگى، مجموعه‏هاى پژوهشى و تبلیغى، محورى داشته باشند، بى‏شک آن محور، شخصیت معنوى «حضرت معصومه» است.
از روزگارى که کریمه اهل‏بیت و دختر موسى بن‏جعفر(ع) کرامت دودمان رسالت را به قم آورد، قم هم کریم و عزیز شد.
قم، تنها مدفن یک «امامزاده» نیست، بلکه مطلع انوارى است از بارگاه مشعشع این «فاطمه ثانى» که بر جهان مى‏تابد و کران تا کران عالم را از فروغ اهل‏بیت، روشن مى‏سازد.
قم، عطف به مشهد است و فاطمه معصومه، عطف به امام‏رضا(ع).
مشهد ز تو، شهر قم از معصومه روشن‏
لطف شما بر هم زنِ نیرنگ دشمن‏
قم گشته از دریاى علمت پرتلاطم‏
قم، مشهد علم است و مشهد، خانه قم‏
و اینها همه از برکات پیوسته جارى این خاندان است.

«4»
حضرت معصومه(ع) ماهى است که در پى خورشید طوس، راه حجاز تا ایران را طى کرد و در هجرتى عاشقانه، به ساوه رسید و از آنجا به دارالمؤمنین «قم» آمد و رحل اقامت افکند و پس از 17 روز، دعوت خدا را لبیک گفت.
عالمان بزرگى براى آنکه در مدار نورانیّت عترت قرار گیرند، از بلاد مختلف مهاجرت کردند و در قم سکونت گزیدند. این، یعنى پیوستن قطره‏ها به دریا، یعنى قرار گرفتن در حوزه و مدار مغناطیسى معنویت اهل‏بیت.
کسانى که معتکف این دیار مى‏شوند، در پى محرم شدن با حریم قدسى «آل‏اللَّه»اند.
اگر قم را آشیانه اهل‏بیت و «عشّ آل محمد» نامیده‏اند، براى قرار و آرامشى است که دل‏هاى اهل ایمان در این دیار مى‏یابد و با آن انس مى‏گیرد.
هر کس هر جا که احساس غربت کند، قم را همچون وطن خویش، مأنوس و همدم و آشنایى مى‏یابد، چون دل‏هاى اولیاى خدا و معصومین در اینجاست.
این روایت را خوانده و شنیده‏اید که امام صادق(ع) به آن گروه که از «رى» به دیدارش شرفیاب شده بودند، ضمن آنکه آنان را «برادران قمىِ» خود خواند، فرمود:
«خداوند حرمى دارد که آن «مکه» است.
پیامبر(ص) هم حرمى دارد و آن «مدینه» است.
امیرالمؤمنین(ع) نیز حرمى دارد که «کوفه» است.
ما - ائمه دیگر - هم حرمى داریم و آن «شهر قم» است.
به زودى دخترى از فرزندانم به نام «فاطمه» در آنجا به خاک سپرده مى‏شود.
هر کس قبر او را زیارت کند، بهشت بر او واجب مى‏شود.»
و حضرت، این سخن را در زمانى فرمود که هنوز امام‏کاظم(ع)، پدر حضرت فاطمه معصومه به دنیا نیامده بود. چنین ستایشى، مقام والاى این پاره تن اهل‏بیت را که به یادگار در دیار ماست، نشان مى‏دهد.

«5»
بارى ... میلاد خجسته این بانوى عفاف، مایه شادى دل عترت و موالیان آنان است.
آنکه دم از محبت این خاندان مى‏زند، باید شاهدى بر این «ولا» و دوستى بیاورد.
گواه این دلدادگى، همسانى در رفتار و همسویى در اهداف است.
محبت فاطمه معصومه(ع) سبب مى‏شود محبّ او، زینتى از تدین و جمالى از عفاف و نقابى از حیا داشته باشد.
زائر حرمش و شیفته کویش نیز، باید نمونه معرفت و شعور و دیندارى باشد.
افتخار مى‏کنیم که سرزمین ما، پذیراى این «ودیعةالرسول» گشته است.
باشد که ولایت این خاندان، ما را در مسیر و مدار آنان قرار دهد.
و اگر جز این باشد، «ولایت» نیست!




تاریخ انتشار در سایت: ۳ بهمن ۱۳۸۹
نقش ها
نویسنده : جواد محدثى‏
عناوین
رسته: 0