شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶
بر خط: 2347
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1592 بازدید
نقش مدیریت در جهاد اقتصادی

جهاد اقتصادی مانند هر کار و عملی، نیازمند مدیریت است. مدیریت در عمل اقتصادی می بایست در برگیرنده حوزه تولید تا توزیع تا مصرف باشد، در غیر این صورت نمی توان به تحقق اهداف آن، امید بست. نقش مدیریت در زندگی بشر بسیار مهم است. هر کسی زندگی خویش را اگر به درستی مدیریت کند می تواند در بهترین شکل و آسان ترین آن، از همه امکانات برای دست یابی به همه اهداف بهره گیرد. هر چند که مدیریت های کلان نیازمند توانمندی های خاص است، ولی تأثیر آن نیز به همان اندازه شگرف است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی تا نقش مدیریت را در جهاد اقتصادی تبیین و بررسی کرده است که با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.


مدیریت جامعه دینی
مدیریت یکی از مشتقات واژه عربی دور است. دایره و اداره نیز هم خانواده این واژه عربی است. در فرهنگ زبان فارسی مدیریت به معنای مدیر بودن و مدیری است، (فرهنگ فارسی، معین، ج3، ص3973) مدیر به کسی می گویند که امری را اداره کند.
البته در فرهنگ اصلاحات اجتماعی، برای مدیریت تعاریف گوناگونی ارایه شده است. برخی، مدیریت را هنر دانسته و گفته اند: هنر مدیریت، هدایت، ایجاد هماهنگی و نظارت بر تعداد زیادی از افراد برای نیل به هدف و یا مقصودی معین است. (فرهنگ علوم اجتماعی، باقر ساروخانی، انتشارات کیهان، ص766)
برخی دیگر مدیریت را ترکیبی از دانش و هنر دانسته و نوشته اند: مدیریت، علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن، رهبری و مهار فعالیت های دسته جمعی برای نیل به هدف های مطلوب با حداکثر کارایی است. (مدیریت اسلامی، محمدحسن نبوی، ص32، به نقل از سازمان و مدیریت، ص61)
برخی آن را در حوزه روش و تکنیک اداره امور برده و مدیریت را کاربردهای تکنیک های مختلف برای اداره امور یک گروه انسانی و هماهنگ نمودن کلیه فعالیت های یک سازمان برای نیل به هدف معین و مشخص و راهنمایی و راهبری رهبران سازمان که آن ها را مدیران یا سرپرستان می نامند، دانسته اند. (همان، ص61 به نقل از تئوری های مدیریت، ص 43)
به هر حال، مدیریت، هنر، دانش، روش و سازوکاری برای هدایت، هماهنگی، نظارت بر دیگران با بهره گیری از همه منابع و امکانات، در راستای رسیدن به مأموریت، رسالت و اهداف مطلوب سازمانی با حداکثر کارایی است.
از آیات قرآنی به دست می آید که یکی از مسئولیت ها و وظایف پیامبران در جامعه بشری، مدیریت بر جامعه است. از این رو واژه امامت و ولایت در حوزه مسئولیت های پیامبران بارها به کار رفته است؛ چرا که پیشوایی و سرپرستی جامعه، همان مدیریت جامعه برای رسیدن به اهداف است.
البته نقش پیامبران، نقشی بسیار فراتر از مدیریت جامعه است؛ لذا آنان نه تنها خود مدیریت جامعه را در ابعاد کلان به عهده می گیرند، بلکه در نصب و نظارت مدیریت های خود نیز مسئولیت دارند؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی مدیریت جامعه بویژه جامعه دینی و اسلامی تنها از آن خداست و خداوند می تواند این مسئولیت را به هر کسی بخواهد واگذار کند. این گونه است که مدیریت را به پیامبران و مؤمنانی با ویژگی ها و شرایط خاص واگذار کرده است. (مائده، آیات 55 و 56)
خداوند در آیاتی از قرآن سرپرستی و مدیریت پیامبران بر جامعه مدیریتی را تبیین کرده و واگذاری بخشی از مدیریت را به برخی از انسانها مبتنی بر اصلاح امور و دوری از فساد دانسته است. (اعراف، آیه 142) از این رو ولایت و مدیریت کافران را ناحق، باطل، جور و ظلم دانسته و آنان را شایسته این منصب ندانسته است. (آل عمران، آیات 28 و 149 و 150)
خداوند در آیاتی به برخی از این مدیریت های پیامبران و مؤمنان صالح اشاره کرده و به تبیین این مسئولیت و وظیفه الهی پرداخته است. از جمله در آیات 17 تا 20 از مدیریت داود(ع) بر جامعه خود یا مدیریت حضرت سلیمان(ع) بر نیروهای تحت فرمان (نمل، آیات 17 تا 21) و احتیاط و خویشتنداری سلیمان(ع) در برخورد با نیروهای تحت امر خویش (همان) سخن گفته است.
در آیات 83 تا 97 سوره کهف گزارشی کامل از حکومت و مدیریت مؤمن صالح ذوالقرنین(ع) ارایه می دهد. در این آیات بیان شده که خداوند مدیریت جامعه و مردم را به ذوالقرنین واگذار کرده و او در اجرای سیاست های مدیریتی خویش بر ظالمان و متجاوزان سخت گیری و نسبت به مؤمنان و انسان های درست کار، آسان گیری می کرد. وی همچنین با آن که مناطق بسیار وسیعی از جهان را تحت کنترل حکومت و مدیریت خویش داشت، با این همه در مسایل مهم و اساسی جامعه خود نظارت مستقیم داشت و مدیریت می کرد. از جمله در مسئله سدسازی برای جلوگیری از حملات اقوام وحشی یاجوج و ماجوج، خود مدیریت و نظارت مستقیمی را اعمال کرد. اصل رهبری و مدیریت اجتماعی و نیاز جامعه به آن، امری پذیرفته شده و مسلم در نگاه وحی و قرآن است. این معنا در آیاتی از جمله 62 سوره نور و آیه 20 سوره ص و آیاتی دیگران از قرآن تبیین شده است.

مدیریت اقتصادی
مدیریت اقتصادی یکی از مصادیق مدیریت جامعه است. از نظر اسلام مدیریت اقتصادی در همه حوزه ها و بخش ها مهم و حساس است؛ زیرا اقتصاد مایه قوام جامعه است و هرگونه خلل و اختلال و فساد در آن به معنای سست شدن پایه های جامعه و بحران خواهد بود. از این رو از جامعه انسانی خواسته شده در انتخاب مدیران اقتصادی و واگذاری امور اقتصادی به آنان دقت کامل انجام شود. (یوسف، آیه55)
بر این اساس هرگونه واگذاری مدیریت اقتصادی حتی در امور خرد اقتصادی و جزیی مانند دادن سرمایه و ثروت شخصی به افراد سفیه و بی خرد نهی شده است؛ (نساء، آیه 5) چرا که دادن سرمایه و ثروت به افراد سفیه حتی اگر مال خودشان باشد، به معنای نابودی ثروت و سرمایه جامعه خواهد بود. مدیریت اقتصادی به سبب تاثیر بسیار مهم «آن بر بخش های دیگر فرهنگی و معنوی و اخروی جامعه حساسیت زیادی داشته و شرایط گوناگونی برای نوع مدیریت بیان شده است.

شرایط عمومی مدیر و مدیریت
از نظر آموزه های قرآنی، مدیریت جامعه در همه بخش ها از جمله مدیریت اقتصادی از مسایلی است که می بایست از سوی همه افراد جامعه مورد اهتمام و توجه خاص قرار گیرد. لذا درخواست از خداوند برای مدیریت جامعه، امری پسندیده دانسته شده است. (فرقان، آیه 74) از سوی دیگر، از افراد وظیفه شناس و مدیر خواسته شده تا در انجام مسئولیت های مدیریتی به ویژه اقتصادی جامعه پیشگام شوند و خود را معرفی کنند. (یوسف، آیه 55)
این بدان معناست که همان اندازه که افراد نالایق و سفیه و نابخرد باید از جرگه مدیریتی کنار گذاشته شوند، به همان اندازه بر افراد لایق و مدیر است تا خود را برای تصدی این امر معرفی کرده و حتی از مردم و مسئولان بخواهند تا این مسئولیت را برعهده ایشان بگذارند؛ (همان) چرا که خداوند پیش از آن که از مردم بخواهد تا از افراد صالح و دانشمند استفاده کنند، از افراد دانشمند و صالح خواسته تاگام پیش نهند و علم و دانش خویش را عرضه کنند.
اما شرایطی که در آموزه های قرآنی برای مدیر و مدیریت بیان شده، به دو دسته شاخصه های عمومی و شاخص های خاص دسته بندی می شود.
به این معنا که مدیریت اقتصادی همانند هر نوع مدیریت دیگر، چه هنر، دانش، سازو کار، روش و مانند آن باشد، ویژگی ها و شرایط عامی دارد که در شخص مدیر می بایست وجود داشته باشد. افزون بر این مدیر لازم است تا با توجه به گرایش مدیریتی، از دانش خاص و صفات ویژه مناسب با مدیریت خاص نیز بهره مند باشد.
بنابراین، اهلیت و شایستگی برای منصب مدیریت، از مهم ترین شرایطی است که خداوند مطرح می کند. (نساء، آیه 58) لذا کسی که اهلیت و شایستگی منصبی را ندارد، نمی بایست عهده دار آن شود، چرا که با پذیرش این مسئولیت، هم گناهی کرده و هم فسادی نموده است و باید پاسخ گوی خدا و مردم باشد؛ چون اجازه نداده تا مسئولیت در اختیار اهل آن قرار گیرد و هم با بی تدبیری و ناشایستگی، امور را از مسیر صلاح خود خارج کرده و به فساد کشانده است.
البته احراز شایستگی خود مساله دیگری است که می بایست به آن توجه شود؛ زیرا برخی از افراد مدعی شایستگی هایی هستند که در عمل، خلاف آن ثابت می شود؛ چرا که برخی از افراد بیش از اندازه خود را باور دارند و یا در مقام فریب مردم بر می آیند. این جاست که احراز شایستگی افراد برای تصدی مسئولیت ها از جمله مسئولیت مدیریت اقتصادی لازم و ضروری است. برای احراز شایستگی می توان از روش های گوناگونی استفاده کرد که از جمله آن ها، آزمون گیری است.
بنابراین بر مردم و مسئولان است تا پیش از واگذاری مسئولیت به کسی، او را بیازمایند و سپس برای مدیریت انتخاب نمایند. (بقره، آیه 124)
خداوند در آیاتی ازجمله آیه 6سوره نساء می فرماید که جامعه باید به تربیت مدیران اقدام کند و در این تربیت از انواع و اقسام آزمون های علمی و عملی، استفاده نماید. این آموزش ها و تربیت ها می بایست تا مرحله رشد فهم و بصیرت در امور مدیریتی همچون مدیریت اقتصادی ادامه یابد. بنابراین، می توان با این روش و آموزش های گوناگون شایستگی های اشخاص را برای مدیریت های جامعه و یا امور دیگر به دست آورد و کار را به کاردان سپرد.
در انتخاب مدیر باید فرد افضل و برتر برگزیده شود. به این معنا که اگر در جامعه افراد شایسته چندی وجود دارند، با برگزاری آزمون ها تلاش شود تا برترین آنان در مدیریت انتخاب شده و منصب به او واگذار گردد. از این رو خداوند در بیان شرایط مدیریتی به مساله فضایل اکتسابی و اعطایی خداوند توجه داده و از مردم نیز خواسته تا در انتخاب و گزینش مدیران به شرط برتری و افضلیت توجه کنند. (نساء، آیه 34)
از جمله ویژگی ها و شرایط انتخاب مدیر، امانت داری است. امانت داری از جمله شرایط عمومی است. اگر کسی اهل امانت نباشد و یا در امانت خیانت کند، شایسته مسئولیت های اجتماعی از جمله مدیریت نیست. خداوند در آیاتی از جمله 55 سوره یوسف به شرط امانت داری در حوزه مسئولیت های اجتماعی توجه داده است. البته این شرط، از جمله شروط عقلانی و عقلایی است که شریعت اسلام آن را تایید و امضا کرده است؛ چرا که عقل انسانی نمی پذیرد که مسئولیت به خائن سپرده شود.
از جمله شرایط عمومی مدیریت می توان به علم و دانش اشاره کرد. مدیریت چنان که گفته شد، حتی اگر هنر و فن باشد، از هنرهایی است که دانش در آن نقش بارزی دارد. از این رو برخورداری از دانش و علم از شرایط مدیریت دانسته شده است. این معنا در آیه 55 سوره یوسف مورد تایید و امضا قرار گرفته است.
بر این اساس، هر کسی هر نوع مدیریتی را به عهده می گیرد باید از دانش های مربوط و مرتبط با آن مدیریت برخوردار و بهره مند باشد.
شرط مشورت از دیگر شرایط عمومی است که خداوند در آیاتی از قرآن آن را تایید و امضا کرده است؛ چرا که مشورت به معنای بهره مندی از عقل و تجربه و دانش دیگران است و شخص با این روش می تواند از دانش و تجربه دیگران بهره مند شده و کارش را به درستی و شایستگی انجام دهد. (شوری، آیات 36 و 38)
البته توجه به این نکته لازم است که مشورت باید همواره با صاحب نظران و اهل آن انجام گیرد و شرایط مشورت فراهم باشد اما مشورت هرگز به معنای عمل به مفاد نظر مشاوران نیست؛ چرا که در نهایت شخص مدیر است که می بایست آن چه را که صلاح است حکم کند و بر انجام آن عزم را جزم نماید.
از این رو یکی دیگر از صفات و شرایط عمومی مدیریت را قاطعیت در حکم و عمل دانسته اند. به این معنا که مدیریت پیش از تصمیم گیری می بایست از عقل دیگران و تجربه و دانش آنان از طریق مشورت بهره مند شود، ولی در نهایت این خود مدیر است که می بایست تصمیم نهایی را بگیرد و بر انجام آن حکم نماید و همه نیروها و امکانات را برای تحقق مفاد حکم بسیج کند. (آل عمران، آیه159)
خداوند در آیاتی از جمله آیات83 و 84 سوره کهف، از جمله شرایط مدیر را برخورداری از همه امکانات لازم و به کارگیری آن می داند. به این معنا که جامعه موظف است تا همه امکانات را در اختیار مدیر قرار دهد، ولی مدیر نیز باید قادر به بسیج امکانات و بهره گیری درست از آن ها باشد. بر این اساس، اگر کسی قادر به بسیج امکانات نباشد یا نتواند همه امکانات را برای تحقق هدف به طور کامل استفاده کند، می بایست در مدیریت او شک و تردید روا داشت.
از دیگر شرایط مدیریت می توان به نظارت دقیق و توانایی بر انجام آن اشاره کرد. هر مدیری افزون بر توانایی بر کار مدیریت، باید از قدرت نظارت و تحلیل و ارزیابی برخوردار باشد و براساس اطلاعات دقیق به تحلیل پرداخته و اعمال قدرت و نفوذ در زیردستان نماید تا کارها از طریق آنان به درستی انجام شود و پیش رود. (نمل، آیات17 تا 20)
همچنین توانایی جسمی را نباید در اصل مدیریت نادیده گرفت؛ چرا که برخی از مدیران از توانایی علمی برخوردارند ولی شرایط جسمی آنان این اجازه را نمی دهد تا اصول مدیریتی را از مقام علم به عمل درآورند. از این رو در شرایط عمومی مدیران همواره بر اصل سلامت و توانایی جسمی شخص مدیر نیز تأکید شده است. «بقره، آیات 246 و 247)
البته برخی در امور خاص، شرط مرد بودن را نیز اضافه کرده اند. این شرط در برخی از مسایل مهم و اساسی از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا شرایط حضور زن در جامعه اقتضا، آن را دارد که مدیریت کلان کشوری در جوامع به مردان سپرده شود. (نساء آیه32)
عدالت از دیگر شروط اساسی مدیریت است که در آیاتی از جمله آیه129 سوره انعام می توان آن را به دست آورد. مدیریت جائر و ستمگر نمی تواند مدیری لایق و شایسته باشد. از این رو این گونه مدیریت در آیه به عنوان مدیریت ناسالم شناسایی و معرفی شده است. (التحریر و التنویر، ج5، جزء8، ص74)

شرایط اختصاصی مدیریت
اما شرایط اختصاصی و غیر عمومی که برای مدیریت گفته اند به چند دسته تقسیم می شود. برخی از این شرایط تنها اختصاص به جامعه اسلامی و دینی دارد؛ چنان که برخی از این شرایط نیز به حوزه مختلف مدیریتی باز می گردد. به عنوان نمونه دانش مدیریت چیزی است و دانش مدیریت اقتصادی چیز دیگری است. شخص مدیر اقتصادی افزون بر این که باید از دانش مدیریت برخوردار باشد، می بایست از دانش خاص مدیریت اقتصادی نیز آگاه باشد و از آن برای رسیدن به اهداف بهره گیرد.
خداوند شرط ایمان را یکی از شرایط خاص جامعه اسلامی برمی شمارد و مدیریت جامعه اسلامی را مختص مؤمنان صالح می داند. (آل عمران، آیه28 و نیز المیزان، ج3، ص151) ولایت در این آیه به معنای مالک و صاحب تدبیر امری یا شخصی است. بر این اساس، مدیریت جامعه اسلامی باید شخص صالح و مؤمن باشد.
همچنین از دیگر ویژگی های مدیریت اسلامی آن است که شخص در عین مشورت با صاحب نظران و قاطعیت در تصمیم، اهل توکل باشد؛ چرا که ربوبیت و پروردگاری همه هستی در اختیار اوست و مدیر حتی اگر بهترین مشاوران را داشته و در تصمیم خود عزم را جزم نماید و به درستی گام بردارد، این خداوند است که تحقق بخش اهداف است و ربوبیت اوست که جهان را پروردگاری و مدیریت می کند. (آل عمران، آیه159)
در مدیریت اقتصادی، امانت داری از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ زیرا مردم و جامعه، اقتصاد خود را به این مدیر می سپارند و امانت در مسئله اقتصادی به جهات گوناگون سخت تر و دشوارتر است. بنابراین، در شرایط خاص مدیریت اقتصادی، باید به شرط امانت داری توجه خاص مبذول شود و امانت مدیر به طور کامل احراز شود. (یوسف، آیه55)
به هر حال، تحقق جهاد اقتصادی نیازمند مدیریت درست و سالم در همه مراحل از تولید تا مصرف است. اگر این کار انجام نشود، نمی توان امید داشت که جهاد اقتصادی تحقق یابد یا به اهداف مطلوب خود برسد. هر گونه خلل و اختلال در روند مدیریت اقتصادی در هر مرحله به معنای عدم نیل به اهداف عالی است که در برنامه جهاد اقتصادی مطرح می باشد. بنابراین در اجرای طرح جامع جهاد اقتصادی باید در انتخاب و گزینش مدیران اقتصادی توجه خاص مبذول داشت تا مدیرانی سالم و صالح مسیر درست را هدایت و نظارت کنند و اهداف جهاد تحقق یابد.



تاریخ انتشار در سایت: ۱ خرداد ۱۳۹۰
منبع: / روزنامه / کیهان ۱۳۹۰/۲/۱۵
نقش ها
نویسنده : سید رضا غفاری
عناوین
رسته: 0