جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶
بر خط: 2485
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1308 بازدید
ابزار و روش های همسان سازی فرهنگی

استکبار جهانی برای گسترش سلطه خود بر کشورهای جهان سوم از حربه های گوناگونی چون همسان سازی فرهنگی استفاده می نماید تا به اهداف استثمارگرایانه خود از ملل شرق برسد. همانند سازی فرهنگی که سال هاست در ایالات متحده اجرا می شود، هم اکنون سراسر جهان را تهدید می کند و باید با این مسئله به صورت آگاهانه مبارزه و مقابله نمود.
فرهنگ سازان جهانی برای رسیدن به اهداف خود در همسان سازی فرهنگی و ترویج و اشاعه فرهنگ و ارزش های غربی، از روش ها و ابزارهای مختلفی سود می جویند که در اینجا به اجمال به برخی از آنها اشاره می شود: ‏
وسایل ارتباط جمعی: یکی از مهمترین ابزارهای غرب برای تاثیر گذاری بر فرهنگ ملت ها، وسایل ارتباط جمعی اعم از رادیو، تلویزیون و مطبوعات است. با توجه به استقبال مردم و علاقه آنها به برنامه های رسانه های عمومی، تبلیغ و آموزش اهداف مورد نظر از طریق این رسانه ها نقش زیادی در همسان سازی فرهنگی دارد. هربرت شیلر، به عنوان نخستین محقق آمریکایی که مطالعات انتقادی ارتباطات را به صورت زمینه ای مستقل از پژوهش های اجتماعی _ اقتصادی معمول در میان متفکران و متخصصان انتقادگر این کشور مورد توجه قرار داده است در مورد نقش وسایل ارتباط جمعی در سلطه فرهنگی و یا به تعبیر خود او امپریالیسم فرهنگی می گوید: ‏
امروزه، مفهوم امپریالیسم فرهنگی مجموعه فرایندهایی را که از طریق آن، جامعه ای به داخل نظام جهان جدید کشانده می شود، به خوبی توصیف می کند و نشان می دهد که چگونه قشر سلطه جوی آن جذب می گردد، تحت فشار و اجبار واقع می شود و بعضی اوقات در درون نهادهای اجتماعی در حال شکل گیری آلودگی پیدا می کند تا با ارزش ها و ساختارهای مرکز سلطه جوی نظام، انطباق یابد یا حتی باعث پیشبرد آنها شود. ‏
وسایل ارتباط عمومی، بهترین نمونه بنگاه های عامل اند که در فرایند رسوخ به کار گرفته می شوند. برای رسوخ کردن در سطح فراگیر، وسایل ارتباطی خود نیز باید به وسیله قدرت سلطه گر رسوخ جو قبضه شوند. این امر به طور گسترده از طریق تجاری شدن رادیو وتلویزیون صورت می گیرد. گفتنی است که تهاجم فرهنگی غرب و حرکت وسیع و پرشتابی که برای استحاله فرهنگ ملت ها آغاز شده، تنها کشورهای جهان سوم را در بر نمی گیرد، بلکه همه اقوام و نژادهایی را که به نوعی درصدد حفظ هویت فرهنگی خود هستند شامل می شود. ‏
بنیادها و موسسات به ظاهر فرهنگی: با شکل گیری امپریالیسم آمریکا، تاسیس بنیادها و موسسات به ظاهر فرهنگی برای یاری رسانی به اهداف سیاست خارجی آمریکا و حفظ و گسترش منافع این کشور در جهان مورد توجه سیاستمداران و سرمایه داران بزرگ آمریکایی قرار گرفت و به تدریج بنیادهایی همچون کارنگی، فورد و راکفلر در صحنه سیاست داخلی و خارجی این کشور به ایفای نقش پرداختند. بنیادها این اهداف را با ابزارهایی که با هدف هایشان سازگار است تحقق می بخشند و در این زمینه از خدمات آن دسته از نهادهای آموزشی که در تولید و نشر این باورها تخصص دارند حمایت می کنند. این بنیادها فقط فرهنگ و الگوهای اخلاقی غرب را تبلیغ کرده و به صورت غیر مستقیم فرهنگ بومی و محلی را از بین می برند. در واقع خدمات بنیادها در پیشبرد اهداف سیاست خارجی آمریکا عمدتاً در زمینه فرهنگی بوده است. ‏
سازمان ها و موسسات بین المللی: یکی دیگر از اهرم های مهمی که غرب برای تحمیل فرهنگ و ارزش های خود بر سایر ملت ها بهره می جوید، سازمان ها و موسسات بین المللی نظیر سازمان ملل و زیر مجموعه های آن همچون سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد و کمیسیون حقوق بشر است. استفاده از این سازمان ها پوشش قانونی لازم را برای سلطه فرهنگی غرب به وجود آورده و دولت ها را در مقابل این سلطه خلع سلاح می کند. در واقع انتخاب مدیران و مسئولان این سازمان ها از کشورهای غربی باعث گسترش اهداف غرب و حمایت از این کشورها و تضعیف حقوق ملل شرقی گردیده است. ‏



تاریخ انتشار در سایت: ۱۵ تیر ۱۳۹۰
منبع: / روزنامه / رسالت ۱۳۹۰/۴/۶
نقش ها
عناوین
رسته: 0