یک‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷
بر خط: 3604
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

857 بازدید
زنگهای خطر شیطانی

فرهنگ کلان هر کشور ریشه در تاریخ ملت ها دارد و پیوند دهنده خرده فرهنگ هایی است که بر یک سرزمین جامه کشور می پوشاند. همین کارآمدی بی مانند سبب شده است هر ملت دارای فرهنگ مقاوم، هدف بیشترین بمباران ضد فرهنگ ملی قرار گیرد که 'اتاق فرمان' شلیک آن خارج از مرزها قرار دارد.


از نگاه جامعه شناسی، فرهنگ هر ملتی برآیند وقایع دوران، حکومت ها، ادیان و مذاهب، قوم ها، تجربه آموزی، سنن و عرف است که گذشت زمان و رشد شعور اجتماعی، ناخالصی ها و ناهنجاری هایش را حذف و زمینه باروری هر چه بیشتر آن را فراهم می کند.
از دیرباز در تاریخ ملت ها می توان نشانه هایی از همزمانی جنگ نظامی و جنگ فرهنگی یافت که گسترش فرهنگ قوم غالب فراتر از مرزهای ملی از نشانه های آن است.
کشف وجود فرهنگ و نمادهای رم باستان هزاران کیلومتر دورتر از سرزمین اصلی و زندگی به شیوه باستانی مصر در مناطق مختلف جهان قبل از میلاد از نمونه های کارآمدی هر دو جنگ برای قوم مهاجم است.
پس از تاریخ کهن، این روند نیز ادامه یافت و در تاریخ معاصر نیز می توان به مقوله گسترش فرهنگ قوم مسلط در کنار جنگ نظامی یا استعمار کشورها اشاره کرد.
اروپای استعمارگر که تقریبا تمامی قاره آفریقا و بخش هایی از آسیا را در استعمار خود داشت، همزمان با سرکوب جنبشهای استقلال طلبانه، با اهرم کلیسایی و سازمان هایی در پوشش امدادی، فرهنگ خود را در میان مردم فقیر و بی سواد کشورهای مستعمره رواج می داد.
اکنون در هندوستان این حکایت فراگیر است که استعمارگران انگلیسی برای افزایش تسلط استعماری، بیشتر از خود هندی ها گاو را تقدیس می کردند و حتی در مقابل هزاران هندی به نشانه احترام این حیوان را بارها می بوسیدند که هدف آن، دوست نمایاندن انگلیس برای ادامه استعمارگری بود.
پس از پایان دوران طلایی غرب حاصل از استعمارگری که پیامد آن میلیون ها قربانی و هزاران میلیارد دلار غارت منابع ملی کشورها بود، استعمارگران گرچه مجبور به اعطای استقلال به مستعمرات شدند، اما همچنان سیاست استعمار فرهنگی را در اشکال متنوع ادامه و حوزه های آن را توسعه داده اند.
در این میان، کشورهایی که نمی خواهند قربانی تهاجم فرهنگی شوند و در برابر آن مقاومت نشان می دهند یا حتی در عرصه های سیاسی و اقتصادی بر حفظ منافع ملی خود تاکید می کنند، غرب بویژه آمریکا، آنها را در صدر فهرست بمباران فرهنگ ملی جای داده اند.
این بمباران در هر ثانیه از طریق میلیون ها بمب واژه، تصویر، فیلم و ... انجام می شود که ویرانگری لحظه ای آن قابل دیدن نیست. در کنار این رویکرد نیز با استفاده از فضای داخلی هر کشور 'فرهنگ غربی بومی نمایی' شده را رواج می دهند.
در شرایط کنونی جهان سیاسی و اجتماعی، فهرست بمباران فرهنگ ملی بیشتر شامل کشورهای اسلامی و مسلمانان در مناطق مختلف جهان می شود که اصلی ترین این اهداف گروه کشورهای مقاوم در برابر آمریکاست.
جمهوری اسلامی ایران نیز هدف عمده یا دستکم یکی از اهداف عمده فرمان آتش نابودی فرهنگ ملی است.
تا پیش از سال 1357 کشور ایران بزرگراه فرهنگی آمریکا و بن بست فرهنگ ملی و اسلامی بود و فقط بخش هایی از تاریخ کشور که با هجوم فرهنگ بیگانه همسو سازی شده بود، مورد استناد قرار می گرفت.
در چارچوب شناخت مطالعاتی تاریخ ایران، اسلام شالوده فرهنگ این کشور است که با برآیند فرهنگ باستانی و کهن چندهزار ساله ایرانیان آمیخته و یکپارچه شده که این پیوستگی ملات قوام ایرانیان در کوران تاریخ بوده است.
همین ثبات و پایداری فرهنگ ایران در کنار رشد همیشگی آن، کانون تهاجم فرهنگی آمریکاست تا اهداف شکست خورده سیاسی و اقتصادی خود علیه ایران را در عرصه اجتماعی و فرهنگی عملی کند.
در این میان، جوانان اصلی ترین جامعه هدف این تهاجم فرهنگی به شمار می روند و نوجویی و نشاط خواهی آنان در کنار شوق تجربه عرصه های تازه، می تواند زمینه عملی شدن این سوءاستفاده باشد.
افزون بر رویکرد گسترش فرهنگ بیگانه از فرامزها در قالب رسانه و ماهواره، مهاجمان با نفوذ دادن عوامل خود به عمق لایه های فرهنگی ملی اسلامی، اهداف خود را با پوشش بومی پیگیری می کنند.
فرقه آفرینی دینی، نوتصوف یا تصوف مدرن، شیطان دوستی، برداشت التقاطی از دین و مذهب، آمیزه گرایی ادیان مختلف در قالب نظریه واحد، عرفان سیاه با رویکردهای جنسی تعلق عمومی و رواج برداشت های انحرافی از دین اسلام با عمر کمتر از 60 سال، گوشه هایی از این پدیده های غرب آفرین در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.
ظهور و بروز پوشش ها و لباس های منقوش به تصاویر غیرمتعارف در کنار آرایش های چهره پسران، لب و گوش دوزی، موسیقی و آوازهایی با عبارات و واژه های نامانوس و حتی مستهجن، توجیه فساد انگیزی و مصرف مواد روانگردان، اختلاط جنسی و ... گوشه های از پیام های ارتباطی افراد جذب شده در جامعه با یکدیگر و تبلیغ بیشتر میان جوانان است.
اهداف این رویکردها، جذب نوجوانان و جوانان با جاذبه های کاذب است تا کارآمدترین و موثرترین نسل آینده ساز کشور را در خدمت اهداف خود بگیرند.
شمار بازداشت شدگان در محافل دور از شهر و ترکیب سنی آنان بویژه با گرایش شیطان دوستی یا پلیدخواهی و عرفان سیاه نشان می دهد هجوم فرهنگی توانسته زمینه های ایجاد پایگاه ضد فرهنگی را برای خود فراهم کند.
بدیهی ترین شیوه مقاومت فراگیر در این عرصه، بازشناسی تاریخ ایران و اسلام، فرهنگ قومی و ملی همچنین معرفی شخصیت های علمی، سیاسی، دینی و فرهنگی این مرز و بوم برای نسلی است که هدف هجوم فرهنگی قرار دارد.
تدوین برنامه های جذاب و کارآمد همراه حضور اندیشمندان دینی و اخلاقی در عرصه اجتماعی و فرهنگی با مخاطب قرار دادن جوانان از اولین گام های این رویکرد است.
گام های اساسی تر باید تدوین راهبرد کلان مقابله با هجوم فرهنگی باشد که لزوم آن بارها مورد تاکید مسئولان و عالمان دینی قرار گرفته است.
در این میان، بخشی از این نفوذ ضد فرهنگی، ناشی از نارسایی و در برخی موارد سهل انگاری هایی است که در عرصه داخلی رخ می دهد.
هجوم فرهنگی در اشکال مختلف ماهواره ای و سوءاستفاده از تنوع مذهبی و قومی همراه پدیده های انحرافی برای جذب نسل نو هر روز پیچیده تر می شود. اما این حقیقت که به شکلی کارامد نتوانسته ایم از مولفه های قوی اسلامی و ملی برای تحکیم ارتباط و تقویت مبانی اندیشه ای نسل نو بهره بگیریم، سبب شده است، پژواک صدای زنگ شیطان توجه بیشتری را به خود جلب کند.



تاریخ انتشار در سایت: ۲۷ آبان ۱۳۸۹
منبع: / خبرگزاری / ایرنا ۱۳۸۹/۰۸/۲۴
نقش ها
نویسنده : هادی مولوی نیا
عناوین
رسته: 1