چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
بر خط: 1810
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

648 بازدید
بانوی آب و آیینه

بانوی آب و آیینه، خواهر رضای غریب‏
‏امروز برای رفتنت زمین بغض کرده، مردم بغض کرده اند.. ‏
امروز گل های مریم برای تو که مریم آل محمدی پژمردند... ‏
دیگر تحمل ماندن در خاک را نداشتی. امروز قلب دردمندت آرام گرفت، به جد امینت پیوستی، به مادرت زهرای مرضیه که طهارت و صبر را از او وام گرفتی. ‏
اشکم سرازیر می شود، نه برای تو که بانوی پاکی هایی.. ‏
نه برای اینکه منزل عوض کرده ای.. با اشک، قلبم را به زیارتت می فرستم. باور دارم که زیارتم را می پذیری، چشم هایم را می بندم و به یاد می آورم.. یک قدم دیگر.. اینجا همه چیز بوی تو و نسل بهاریت را می دهد، در و دیوار های حرم چقدر بوسه از زائرانت به یادگار گرفته اند و چقدر اشک... و اگر این اشک نبود جانشان آتش می گرفت. ‏
‏به پنجره های ضریحت رسیده ام، چه ضریح سختی، پنجره ها را این گونه ساختند تا سکوت پیشه کنند و فقط بشنوند، مگر می شود.. این پنجره ها هم طاقت ندارند، رنج این مردم رنج همین میزبان مقدس است پنجره ها هم می گریند. نمی دانم چرا گریه و فغان اینجا زیباست؟ برای کوچکی خودت اشک می ریزی، به خودت ترحم می کنی. ‏
‏و حالا من.. می بینی؟ صدای شکستن دلم را می شنوی؟
کوچه های دلم را آبپاشی کرده ام، بوی خاکش بلند شده، رهگذر معرفت را راهی اش کن، کمی پاکی برایم بفرست. ‏
دنیای عجیبی است سخت گرفتارت می کند، ‏ دنیای بی رحمی است همان باد پاییزی که تو و برادرت را جدا کرد، همان که گام های تو را مسافر دور دست ها ساخت، فضا را از ناپاکی پر کرده، معصومه عزیز این باد، معصومیت را هم مجبور به سفر کرد..... برای من و همه دختران این سرزمین دعا کن.. طهارت را یادمان بده.. خواهر خوب امام ضامن، در روزگاری که فضیلت را رذیلت میخوانند در یاریمان شتاب کن..
عمه بزرگ سادات دلتنگی ها و گریه هایمان را بپذیر. دست مردم غریب نواز ایران را بگیر، آخر بانو شما خواهر سلطان غریبی، عزیز امام رئوفی، هم او که چنان مریدش بودی که رنج سفرهای دور را برای دیدارش به جان خریدی و آخرش این جان یاری نکرد تا به خدمتش برسی...
و او که چنان دوستت می داشت که فرمود: هر کس قبر خواهرم را در قم زیارت کند، بهشت بر او واجب می شود. ‏
بانو اظهار ارادت ما را بپذیر و برای رهایی ما از بند نفس و زندان دنیا دعا کن آخر تو دختر هفتمین امامی، امام مظلوم روزهای سخت زندان و بند. ‏
بانو دعا کن در عصر پلیدی ها، دلهامان نمیرد، اندیشه هامان نخشکد. ‏
دختر نبی خدا این روزها دنیا مرتب برایمان دام پهن می کند، نمی دانم شاید آخرالزمان شده است به هر سو که می رویم معصومیت و پاکی را نشانه گرفته اند، حضرت معصومه، عصمت کالای گرانبها و نایاب روزگار ماست. به رشته ارادتمان به حضرتت و خاندان برگزیده ات چنگ می زنیم، از خداوند بخواه به دستانمان قوت دهد تا رشته را رها نکنیم.. تا رها نشویم...
و اما امروز برای همیشه از دنیا رخت بر بستی، اهل آسمان عزادارند و داغی بزرگ بر سینه ماست. رفتنت مجالی شده برای آمدن غم.
هجرتت را بر شهید خراسان و آن غایب همیشه حاضر و همه دوستداران حضرتت تسلیت می گوییم.



تاریخ انتشار در سایت: ۲۶ اسفند ۱۳۸۹
منبع: / روزنامه / رسالت ۱۳۸۹/۱۲/۲۴
نقش ها
نویسنده : سکینه رمضانیان
عناوین
رسته: 0