شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
بر خط: 4757
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

729 بازدید
شیرمرد سیاست در بند

حضور و نقش علما در صحنه های سیاسی و اجتماعی در دوران معاصر و به طور مشخص از زمان انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی نقشی بی بدیل و انکار ناپذیر است. اکثر علما بدون اینکه در نهادهای سیاسی ـ اجتماعی ورود یابند در مقام مرجعیت در برهه های حساس در امور سیاسی و اجتماعی ایفای نقش می‏کردند اما در این میان بودند تعدادی از روحانیون و علمای بزرگ که رأساً در نهادهای سیاسی و اجتماعی داخل شده و عملا در امور اجرایی و اداری کشور مسئولیت هایی را بر عهده می گرفتند. بارزترین نمونه از نمونه اخیر آیت الله شهید مدرس بود. پس از شهید مدرس مدتی میدان سیاست از حضور عملی روحانیون خالی ماند تا اینکه آیت الله کاشانی در برهه ای حساس وارد صحنه شد و نقشی بی بدیل در سرنوشت سیاسی کشور ایفا نمود. در مورد شخصیت و نقش آیت الله کاشانی در سیاست و در تحولات سیاسی و اجتماعی سخن فراوان رفته است. در این مقال به بررسی برهه ای از حیات سیاسی آیت الله کاشانی پرداخته خواهد شد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ دورانی که ایشان توسط متفقین در جریان جنگ جهانی دوم بازداشت و زندانی شده بودند. ‏
سید ابوالقاسم کاشانی فرزند آیت الله سید مصطفی کاشانی در سال 1303 هـ. ق در تهران دیده به جهان گشود. مقدمات علوم و علوم مقدماتی را نزد پدر فرا گرفت. در سن شانزده سالگی به همرا پدر به عراق عزیمت نمود و تحصیلات خود را در زمینه علوم دینی در شهر نجف در نزد اساتید برجسته ای نظیر آیت الله العظمی آخوند خراسانی، آیت الله العظمی محمد تقی شیرازی (میرزای ثانی)، آیت الله العظمی میرزا حسین تهرانی و... ادامه داد. در سن 25 سالگی با توجه به قریحه و استعداد ذاتی فوق العاده به درجه اجتهاد نایل شد. در زمان جنگ جهانی اول (1918 ـ 1914 م) که انگلیسی ها برای تصرف عراق و جنگ با دولت مسلمان عثمانی وارد عمل شده بودند علمای عراق فتوای جهاد صادر کردند که از جمله صادر کنندگان فتاوای جهاد آیت الله سید مصطفی کاشانی، والد آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی بود. پس از این فتوا سید ابوالقاسم کاشانی در کنار علما و ملیون عراق به مبارزه علیه انگلیسی ها پرداخت. ‏
پس از خاتمه جنگ و تصرف و اشغال عراق از سوی قوای انگلیس، انقلاب معروف به انقلاب 1920 عراق علیه انگلستان روی داد. در این انقلاب که با فتاوای علما و مراجع عظام تقلید بویژه سید محمد تقی شیرازی، همراه بود، آیت الله کاشانی از جمله علمایی بود که فتاوا علیه انگلستان صادر کرد و خود نیز عملا در مقابل استعمار انگلیس وارد صحنه عمل شد.
پس از تفوق استعمار و چیرگی مجدد آنها بر عراق، سر پرسی کاکس، کمیسر عالی انگلستان در عراق، تسلیم 17 نفر از سران مخالفین با انگلستان را پیش شرط برقراری صلح اعلام کرد. یکی از افراد لیست 17 نفری انگلیسی ها، آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی بود. مبارزین عراق که به هیچ وجه راضی به تحویل آیت الله کاشانی به دشمن نبودند از وی خواستند تا از عراق خارج شود. آیت الله کاشانی در راه بصره خود را از کشتی به دریا انداخت و زیر بارانی از گلوله به طور معجزه آسایی به ساحل ایران رسید. پس از آن از راه کوهستان از میان کوه های کردستان از مرز گذشته وارد ایران شد و سرانجام به تهران آمد. این در حالی بود که انگلیسی ها غیاباً حکم اعدام آیت الله کاشانی را صادر کرده بودند. ‏
با چنین سابقه ای طبیعی بود که نام آیت الله کاشانی در صدر اسامی افراد مورد نظر متفقین برای بازداشت باشد. حکم آیت الله کاشانی با اتهام واهی "اقدام بر علیه استقلال و امنیت کشور" صادر شده بود. خلاصه اتهامات وارد شده بر آیت الله کاشانی از سوی فرمانداری نظامی تهران این گونه بیان شده بود که: ‏
دولت سهیلی که از طرف متفقین مأمور بازداشت عده‏ای از افراد مورد نظر متفقین من جلمه آیت الله کاشانی شده بود اقدام به آگهی در جراید و صدور اخطاریه برای آیت الله کاشانی نمود. اما آیت الله کاشانی که دست پنهان انگلیسی ها را در پشت پرده به وضوح مشاهده می کرد از تسلیم خود با ایشان خودداری کرد. پس از عدم تسلیم آیت الله کاشانی، جستجوی خانه به خانه از سوی نیرو های متفقین با همکاری نیرو های امنیتی و انتظامی دولت ایران برای دستگیری ایشان شروع شد. در این عملیات یک بار نیز مأموران انگلیسی به منزل آیت الله کاشانی هجوم بردند اما موفق به دستگیری وی نشدند. ‏
تلاش دولت و متفقین برای دستگیری آیت الله کاشانی از همان آغاز با مخالفت و واکنش شدید علما و اقشار مختلف مردم روبه رو شد. آنان خواهان رفع تعقیب از آیت الله کاشانی بودند. در این زمینه بیانیه هایی از علما صادر شد و مردم نیز به اعتراض پرداختند. اما دولت که بیش از هر چیز گوش به فرمان متفقین داشت، اقدامات خود را برای تعقیب آیت الله کاشانی ادامه داد تا اینکه در ساعت 15 روز 27 خرداد 1323 در محله گلاب دره شمیران موفق به دستگیری آیت الله کاشانی شد. ‏
پس از دستگیری آیت الله کاشانی صدای اعتراض مردم بلند تر شد و نامه ها و تلگراف های بی شماری از سراسر کشور در اعتراض به بازداشت وی خطاب به مجلس، مقامات ذیربط و نیز برای درج در جراید ارسال گردید. دستگیری آیت الله کاشانی همچنین منجر به بستن بازار و دکان ها توسط تجار و کسبه تهران شد. مردم تهران، همچنین در اقدامی اعتراض آمیز در حالی که آیت الله کاشانی در زندان متفقین زندانی بود وی را به عنوان نماینده تهران در مجلس چهاردهم شورای ملی انتخاب کردند.
آیت الله کاشانی مجموعاً چهارده ماه در بازداشتگاه های متفقین در اراک و کرمانشاه زندانی بود و چند روزی نیز از طرف مقامات شوروی به رشت برده شد و پس از بازجویی به اراک بازگردانده شد.
حتی زندان و حبس نیز نتوانست در روحیه مبارزه طلبی و جهاد با کفار آیت الله کاشانی خللی وارد آورد. وی در طول مدت زندان نیز با اشغالگران سازش نکرده و هیچ گاه در مقابل آنها نرمی نشان نداد. در هنگام بازپرسی، پس از ورود به اتاق بازپرس، به محض ورود روی صندلی می نشیند. "بازپرس انگلیسی متغیر شده و با خشونت به مترجم خود می گوید بپرسید چرا بدون اجازه نشسته است، آیت الله هم با کمال خشونت و عصبانیت پاسخ می‏دهد خیلی عجیب است که در کشور من بدون اجازه وارد شده اید و حال توقع دارید که من از تو اجازه بگیرم. " در بازجویی ها با صراحت اظهار می‏دارد که من اساسا با هر اجنبی که مخالف مصالح و استقلال مملکت ایران باشد، مخالفم، این اجنبی خواهد روس باشد خواه انگلیس یا آلمان و آمریکا و با عصبانیت اضافه می نماید اگر در زندان شما بمیرم، ننگ ابدی بر شما خواهد بود و اگر از زندان شما بیرون آیم "کاری خواهم کرد که یک نفر انگلیسی (اشغالگر) در این مملکت باقی نماند. " وی از دریافت جیره در بازداشتگاه انگلیسی ها نیز امتناع ورزیده و می گوید: "من جیره خور کسی نبوده و نیستم و نمی خواهم زیر منت کسی باشم حتی دولت بریتانیای کبیر."
زمانی که آیت الله کاشانی در زندان متفقین محبوس بود، دچار کسالت شده و بنا به تقاضای آیت الله سید صدر الدین صدر، از مراجع عظام تقلید، که نگران حال آیت الله کاشانی بود، مورد معاینه پزشکان قرار می گیرد اما صراحتا اظهار می‏دارد که "من علت مزاجی ندارم و دوا در من موثر نیست، تنها داروی من آزادی است"‏.
پس از پایان جنگ جهانی و خروج اشغالگران از ایران که منجر به آزادی زندانیان سیاسی شد، آیت الله کاشانی نیز پس از چهارده ماه حبس از بازداشتگاه انگلیسی ها در کرمانشاه آزاد شد. آزادی وی موجی از پیام های تبریک مردم و علما را در پی داشت. در طول مسیر بازگشت از کرمانشاه به تهران استقبالی بی نظیر از ایشان به عمل آمد. استقبال مردم از آیت الله کاشانی به گونه ای بود که دولت احساس نگرانی کرده و درصدد جلوگیری از مراسم استقبال بر آمد. ‏آزادی آیت الله کاشانی از زندان آغاز دورانی تازه از حیات سیاسی ایشان بود. همان گونه که در زمان حبس بار ها گفته بود، پس از رهایی از زندان انگلیسی ها فعالیت های سیاسی خود را از سر گرفته و در پی این هدف که "یک نفر انگلیسی (اشغالگر در این مملکت باقی نماند" به مبارزه خویش ادامه داد که اوج مبارزاتش نهضت ملی شدن نفت بود. مبارزاتی که استعمار را از پای در آورد.



تاریخ انتشار در سایت: ۲۴ اسفند ۱۳۸۹
منبع: / روزنامه / رسالت ۱۳۸۹/۱۲/۱۹
نقش ها
نویسنده : رضا نصیری
عناوین
رسته: 0