دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶
بر خط: 1061
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1435 بازدید
ماهیت نظریه پردازی و فلسفه سیاسی ‏

‏ می توان گفت که فلسفه سیاسی به دنبال راه یافتن به شناخت حقایق در حوزه خاص خود، یعنی در عالم سیاست و زندگی عملی سیاسی است.در تعریف مصطلح و معروف، سیاست به قدرت وابسته است و علم سیاست نیز از این رهگذر به مطالعه نحوه کسب، حفظ و تداوم قدرت می پردازد. البته به بیانی عام می توان سیاست را به نحوه اداره زندگی جمعی انسان ها مرتبط دانست.
در عمل این نوع اداره زندگی جمعی انسان ها نیز خود با مسائل مختلفی مواجه است و از این لحاظ، ارتباط مسائل سیاسی با اقتصادیات، فرهنگ و ابعاد دیگر زندگی اجتماعی را پیش می‌کشد و در این میان، ضرورت حکومت و تشکیلات حکومتی در جامعه مطرح می گردد، چرا که بدون وجود حکومت و نهاد دولت، اداره یک جامعه انسانی نمی تواند متصور باشد.‏
اکثر فیلسوفان سیاسی مدعی هستند که فلسفه سیاسی، در پی عملی نمودن مفاهیم اخلاقی در عرصه زندگی اجتماعی است و از این رو به اشکال مختلفی از حکومت و جامعه که مردم می‌توانند در آن زندگی کنند، می‌پردازد و از این رهگذر، معیارهایی برای بررسی و داوری درباره نهادها و روابط موجود و شناخت نهادهای مطلوب از نهادهای غیر اخلاقی و نامطلوب ارائه می‌دهد.
در این راستا فلسفه سیاسی، تصوراتی راجع به زندگی اجتماعی خوب، پدید می‌آورد و بیان می دارد که ارزش ‌ها و نهادهای حاکم که بر رفتار جمعی انسان ها سایه می افکنند، باید چگونه باشند.‏
از سوی دیگر تلاش فلاسفه سیاسی برای نظریه پردازی در باب سیاست، همانند دیگر عرصه های تفکر بشری بایستی
چار‌چوب‌مند، دارای هدف و به طور پیوسته صورت بگیرد، تا بتواند شایسته عنوان تفکر سیاسی باشد.
حل مشکلات و معضلات زندگی جمعی انسان ها در راستای سعادت دنیوی و اخروی انسان را می توان مهم ترین هدف تفکر سیاسی در نظر گرفت.
البته از نظرگاه نظریات مختلف سیاسی، اهداف خاصی برای زندگی و جامعه سیاسی تعریف شده است؛ همچون امنیت، حفظ نهاد مالکیت، شادکامی، رفاه، بهروزی دنیوی، سعادت اخروی و‌... ولی با این حال، زندگی اجتماعی گرچه مزایای زیادی برای نوع بشر دربردارد، ولی خود این نوع زندگی مسائل و مشکلاتی نیز پدید می آورد که از اینجا نیز ضرورت دخالت دولت و لزوم نظریه پردازی های دور و دراز عمیق در عرصه اندیشه و عمل سیاسی هویدا می گردد.‏
فیلسوفان سیاسی مختلف با توجه به بنیادهای اخلاقی خود و در واقع تصوری که از اخلاقیات در ذهن دارند، به نظریه پردازی در باب مسائل عملی سیاست همانند حکومت خوب، نهادهای مطلوب سیاسی، قانون و در کل ماهیت امور سیاسی می پردازند و علاوه بر تجزیه و تحلیل ذهنی وضعیت موجود جوامع انسانی، به ریشه یابی مشکلات اجتماعی- سیاسی جوامع پرداخته و با طرح یک وضعیت مطلوب (یعنی جامعه آرمانی خود) راهکارهایی را برای حل مسائل موجود و رسیدن به وضعیت آرمانی ارائه می دهند.
از آنجایی که نظریه سیاسی عموما به ماهیت اجتماعی انسان می‌پردازد، طبعا فردیت انسان و نیز ارتباط فرد با گروه‌ها را نیز مطالعه می‌کند. نظریات سیاسی عمده، طیف گسترده‌ای از موضوعات شامل قانون، اقتصاد، آزادی، جنسیت، ملیت، خشونت، جنگ، شورش و نیز دیدگاه‌های عالی‌تر عرصه سیاسی مطلوب (آرمان شهر) و نقد نهادهای سیاسی محلی و بین‌المللی کنونی را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهند. در هر حال هر نوع تفکر سیاسی با هر منشا و خاستگاه و هدف و مقصدی که دارد، با ترسیم وضع جامعه آرمانی خود، تلاش می کند تا برای رسیدن به آن وضع مطلوب، راهکار ارائه داده و از این رو نظریه ای منسجم، چارچوب‌مند و هدفدار را تدوین می نماید.‏



تاریخ انتشار در سایت: ۲۲ مرداد ۱۳۹۰
منبع: / روزنامه / رسالت ۱۳۹۰/۵/۲۲
نقش ها
نویسنده : عارف ایرانی
عناوین
رسته: 0