دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶
بر خط: 2266
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1397 بازدید
حرکت سیاسی و آینده حاکمیت مصر

ظرفیتهای تاریخی، اجتماعی و جمعیتی مصر در حال رشد و توسعه با هشتاد میلیون شهروند و نیز آوازه ی فرهنگی و تمدنی و تأثیرگذاری روانی و رسانهای این کشور بر تحولات منطقه ی عربی و شمال افریقا یادآور این حقیقت است که هرگونه تحول بنیادینی در این کشور بزرگ عربی به ناگزیر دارای امواج و پسلرزههای سیاسی و اجتماعی خواهد بود که کل منطقه را تکان خواهد داد و تأثیر شگرف و تاریخسازی از خود در منطقه عربی بر جای خواهد گذاشت.
امواج توفنده و سهمگین حرکتهای مردمی تونس، مصر و لیبی بیمهابا طومار رژیمهای سستبنیاد بنعلی، مبارک و سرهنگ خونریز را در هم نوردید و نشان داد که هرگاه ملتها برای آزادی و رهایی و تعیین نوع حکومت خود اراده کنند، تاریخساز خواهند شد.
جمعه 29 جولای 2011 /7 مرداد 1390، بعد از گذشت پنج ماه از نهضت توفانی مردم مصر علیه نظام استبدادی مبارک و حزب حاکم ملی، درواقع نقطه جوش و هشدار برای نیروهای انقلابی و آینده ی انقلاب مصر بود؛ زیرا در این جمعه یکپارچگی میلیونی مردم مصر عملاً چندپاره و تقسیم شد و جای خود را از میدان بزرگ تحریر (آزادی) یکپارچه به میدانهای دیگر شهر قاهره داد.
در این جمعه، جریانهای گوناگون فکری، شامل اسلامگرایان، ملیگرایان، لیبرالها، طرفداران حزب حاکم ساقطشده و هواداران ارتش و نظامیان حاکم پس از چالش جدی سیاسی رخ داده، هر یک در میدانی جمع شدند تا نمایانگر هویت، تمایلات و دستهبندیهای داخلی فضای سیاسی مصر باشند. این درواقع نقطه ی آغاز صفبندیهای درونی انقلاب مصر بود که زودهنگام خود را آشکار و به معضل سیاسی جدی تبدیل گردید؛ معضلی که خود هشداری برای مردم مصر در حفظ تمامیت انقلاب مصر بهشمار میآمد. این اتفاق در پی آن رخ داد که نیروها و احزاب اسلامگرا شعارهای خود را بالا بردند و بر سردادن و تداوم آنها اصرار ورزیدند. آنها فضای میدان را از رنگ و لعاب شعارهای اسلامی پر نمودند و بر حکومت اسلام سیاسی برای آینده ی مصر تأکید و پافشاری کردند، اما این حرکت بر مذاق برخی از نیروهای دیگر حاضر در میدان خوش نیامد و ازهمینرو آنها نیز راه و شعارهای راهبردی خود را پیشه کردند و در میدانی غیر از میدان تحریر گرد آمدند!
هرچند در تظاهرات آن روز، که با حضور پانزده حزب و جنبش سیاسی برگزار شد، شرکتکنندگان از قبل توافق کرده بودند نقاط مشترک را پررنگ کنند و از طرح موضوعات اختلافبرانگیز خودداری نمایند، اما واقعیتهای انکارناپذیر داخلی مصر آنقدر سنگین و دارای وزن سیاسی و فکری است که نمیتوان آن را نادیده گرفت و مخفی کرد.
هرچند تسریع در مجازات عاملان کشتار تظاهراتکنندگان، محاکمه ی نمادهایی همچون مبارک و اعضای رژیم سابق، پاکسازی نهادها و مؤسسات دولتی از عوامل و وابستگان رژیم سابق خواسته ی همگانی مردم مصر و شرکتکنندگان بود، در پس این اشتراکات، دهها مسئله ی نانوشته و ناگفتهای مانند نوع حکومت آینده، میزان نفوذ هر جریان، بودن یا نبودن بقایای رژیم گذشته در دولت آتی، شیوه ی تعامل با نظامیان بازمانده از رژیم گذشته و عوامل امنیتی، انحلال سازمانهای چند لایه امنیتی، چگونگی مواجهه و تعامل با اسرائیل و قرارداد کمپ دیوید، راهبرد همکاری نظامی و اقتصادی با امریکا یا نزدیکی به اروپا، تعامل با ایران و سرانجام چالش فعالیت سلفیه ی تندرو مصر، که در این کشور صاحب نفوذ هستند، و موضوع دموکراسی، آزادی و دولت مدنی و صیانت از انقلاب همچنان مبهم و محل نزاع، درگیری و رجزخوانی از گروههای فکری مصر درحالحاضر است که خود را با صفبندیهای جدید در میادین گوناگون شهر قاهره نشان میدهد.
در این اوضاع بود که عمرو موسی، کاندیدای احتمالی ریاستجمهوری مصر، در پی بلوکبندیهای افتراقآمیز، که تا حدودی هم طبیعی به نظر میرسد، برآشفت و نسبت به تداوم و تعمیق اختلافات هشدار داد و گفت بیتردید دولت آینده ی مصر دولت مدنی خواهد بود. او همچنین به این موضوع اشاره کرد که نظامیان باید به کار اصلی خود مشغول شوند و نظام سیاسی مصر را به عناصر مدنی واگذارند. وی افزود به همه ی سلایق و ایدهها باید احترام گذاشت. و همه را موظف دانست که در پیروی از قانون اساسی مدنظر و منشور ملی حرکت کنند تا حقوق همه ی شهروندان حفظ گردد.
همچنین وی معتقد بود آن کسانی که موفق نشدهاند در میدانهای قاهره جمع شوند نیز بالغ بر میلیونها نفرند که آنها نیز صاحبان حق و انقلاباند. وی از نظامیان حاکم خواست به وعده ی خود وفادار بمانند و به جدول زمانی وعدهدادهشده برای برگزاری انتخابات ریاستجمهوری و پارلمانی عمل نمایند تا شک و تردید مردم به یقین تبدیل شود.
قدر مسلم، در صحنه ی آتی انتخابات مصر دو گرایش عمده، بانفوذ و مقتدر تئوری دولت اسلامی و دولت مدنی با زیر شاخههای فرعی چون لیبرالیسم و سکولار تندرو شانهبهشانه جریان اسلامگرای معتدل و چکشخورده و خردورز اخوان و گرایش دینی تندرو سلفی و قومییون و ملییون عرب در حال رقابت و صفآراییاند و به واقع انتخابات آتی مصر بهرغم آبشخورهای متفاوت فکری و سیاسی صحنه ی وزنکشی دو جریان قدرتمند یادشده است. بدون تردید بخشی از وزن سیاسی اسلامگرایان از آنِ سلفیون افراطی است که ابراز عقاید و عملکرد خشونتآمیز آنها خشم بسیاری از مردم مصر را برانگیخته است. شایان توجه است از جمع 28 حزب شناسنامهدار و ثبتنام شده و داری نفوذ و قاعده اجتماعی حال حاضر مصر احزابی چون «الجبهه الدیمقراطیه»، به ریاست دکتر اسامه الغزالی، «المصریین الاحرار»، «الغد»، «الوعی»، «الکفایه»، «الکرامه»، «مصرالحریه»، به رهبری دکتر عمرو حمزاوی، استاد علوم سیاسی، «الناصری»، به رهبری سامح عاشور، «التجمع»، به رهبری حسین عبدالرزاق، «الجمعیه الوطنیه للتغییر»، به رهبری دکتر محمد البرادعی، «حرکت 6 آوریل» و ... در گروه نیروهای ملیگرا و سکولار قرار گرفتهاند و درطرف مقابل آنها جنبش «اخوانالمسلمین»، حزب «الحریه و العداله»، وابسته به اخوان، «الجماعه الاسلامیه»، «الوسط»، «السلامه و التنمیه»، «شباب التغییر»، «التوحید العربی»، «رابطه الجامعات الاسلامیه»، «مجموعه الازهر»، و «الحضاره»، صفآرایی کردهاند.
نمیتوان از اسلامگرایان معتدل سخن گفت، اما از جنبش طوفانی و مهآلود سلفیه نوین تندرو فاقد تجربه و کار سیاسی مصر سخن نگفت؛ حزب «النور»، «الهیئه الشرعیه للحقوق و الاصلاح»، «جمعیه انصار السنه المحمدیه»، «الفضیله» و ... جزء جماعت تندرو سلفی تحت عنوان «دعوت اصلاح» قرار دارند! که تاکنون دردسرهای سیاسی و دغدغههای روانی فراوانی را هم برای اسلامگرایان معتدل و هم برای نیروهای ائتلاف ملی و قومی و لیبرال فراهم آوردهاند! این اقلیت بیرهبر و فاقد تشکیلات سازمانی، اما فراگیر و پخششده در سراسر مصر، داعیه برقراری خلافت اسلامی دارند و الگوی خود را سلف صالح اولیه خلفای راشدین میدانند که درحالحاضر تصور درست و شفافی از این ایده ندارند و آن را برای مردم تبیین و رمزگشایی نکردهاند.
اسلامگرایان مصر با اختلاف دیدگاه به دین اسلام مستمسک شده و آن را در درجه ی اولویت و دغدغه ی نخست زندگی و حاکمیت سیاسی آینده کار حزبی خود و نظام قرار دادهاند، اما برای ملیون و لیبرالها، وطن، قومیت و فرهنگ ملی و فرعونی مصر با احترام به همه سلایق و دیدگاههای اجتماعی و سیاسی و احترام به آزادی در سرلوحه حرکت سیاسی و آینده ی حاکمیت مصر قرار دارد؛ البته این دو گونه جهتگیری، در بسیاری از مواقع، به دلیل اشتراکاتی که دارند، به نقاط همگرای ملی ـ مذهبی میرسند، ولی پیشبینی میشود در نقاط اجرایی حکومتی به بنبست، اختلاف و نزاع برسند؛ نقاطی که آینده ی نظام مصر همچون بسیاری از دیگر کشورها و انقلابها آنها را روشن خواهد نمود.

منبع:
ماهنامه زمانه شماره 102 و103



تاریخ انتشار در سایت: ۱۳ آبان ۱۳۹۰
منبع: / سایت / باشگاه اندیشه ۱۳۹۰/۰۷/۹
نقش ها
نویسنده : احمد درویش
عناوین
رسته: 1