دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶
بر خط: 1322
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1127 بازدید
نشانه های حزب گلخانه ای

رشد سیاسی افراد در جوامع باورمند به مردمسالاری در چارچوب احزاب رخ می دهد وحزب به مثابه آموزشگاهی، بلوغ سیاسی را در افراد گرایشمند به سیاست متحقق می کند. اعضای حزب نخبگانی هستند که درآینده قرار است مسئولیت اداره بخش های مختلف کشور را بر عهده گیرند. از این‌رو وظیفه حساس حزب، آماده سازی نیروها برای حکومت داری و فراتر از آن ساختن سرمایه های سیاسی است که آینده کشور و نیزخود حزب به آنها و میزان درک این نخبگان از واقعیت های کشور وابسته است.
هر آموزشی که دارای دو بخش نظری و عملی است؛ لزوما باید در محیط عینی هم تئوری ها را به واقعیت های عملی نزدیک گرداند. سیاست دارای وجه عملی مهمی است که همچون شناگری، تا فرد آموزش دیده در محیط عملی قرار نگیرد؛ بدرستی آموخته نخواهد شد. به همین دلیل حزب وظیفه همراه گردانی دانش و عمل سیاسی را بر عهده دارد.
اما در ایران ما، متاسفانه احزاب بیش از آن که به بستری برای رشد و بلوغ سیاستمداران تبدیل گردند؛ صرفا ابزاری برای سیاستمداران حرفه ای برای چانه زنی یا مکانی به عنوان پارکینگ دوران بیکاری است. به عبارتی حزب برای سیاستمداران وجود دارد و نه آن که سیاستمداران از احزاب برآیند. به همین دلیل مفهوم آموزش حزبی در بسیاری از این احزاب شعاری متحقق نشده است. اگر بخواهیم نامی بر بسیاری از احزاب ایرانی بنهیم باید آنها را "احزاب گلخانه ای" بنامیم.

مشخصات حزب گلخانه ای چیست؟
1. احزاب گلخانه ای در محیط امن و تحت حمایت یک سیاستمدار در قدرت پدید می آید و بصورت غیر طبیعی در فضای سیاست رشد می کند ولی بدلیل فقدان ریشه های مردمی که لازمه یک حزب با رشد طبیعی است؛ به محض کنار رفتن یا غفلت باغبان سیاسی خود سریعا می پژمرد.
2. آنچه که در عمل حزب واقعی را از حزب گلخانه ای متمایزمی‌گرداند؛ عقلانیت در رفتار وتوقعات و ادعاهای معقول است؛ حزب گلخانه‌ای چون برای بقا فرصتی ندارد می کوشد سریعا در اولین فرصت هر چه می تواند امتیاز اخذ کند.
3. حزب گلخانه ای، پروژه بوده و محصول یک فرآیند طبیعی نیست. برای هدفی پدید آمده که باید آن را متحقق کند و از میدان برون رود. لذا عجله و توقعات نامعقول در رفتار گردانندگان آن موج می زند.
4. حزب گلخانه ای روابط معقول و دموکراتیکی با اعضای خود ندارد. همه تصمیمات نهایی به یک یا چند فرد بر می گردد که آنها نیزتصمیم گیر اصلی نمی باشند بلکه آنها که خود را به ظاهر رهبر حزب می نمایند فقط و فقط رابطی با کارگردان اصلی هستند که خود در قدرت حضور دارد. پس موضع مستقلی از آنها دیده نمی شود و تصمیمات نیز محصول عقل جمعی نیست بلکه اوامر کارگردان خارج از حزب است که به سایرین ابلاغ می گردد و آنها فقط حق دارند به توجیه این تصمیمات و نه نقد آن بپردازند.
5. در احزاب گلخانه ای همواره یک چیز پنهان نگاه داشته می شود و آن منبع مالی حزب و تحرکات آن است. معنای این پنهان سازی آن نیست که گردانندگان حزب گلحانه ای یا اعضای احتمالیش از این منابع خبر ندارند بلکه همه تا حدودی این راز را می دانند ولی چون همگی از آن منتفع‌اند آن را بسان راز مگو در پیش خود حفظ می کنند. هرحزبی که نتواند توجیهی برای منابع مالی خود ارائه دهد؛ حزب گلخانه ای است.
6. تاریخ سیاسی معاصر ایران نشان داده است که متاسفانه اکثر احزاب ایرانی، احزاب گلخانه ای هستند و اساسا سپهر سیاسی ما محیطی برای رشد احزاب واقعی ایجاد نمی کند. به همین دلیل احزاب به سختی می توانند از سطح یک باند به سطح یک حزب مردمی ارتقاء یابند.
البته این امر به معنای نفی وجود احزابی که می کوشند حزبی واقعی باشند نیست؛ بلکه اشاره ای به آسیبی جدی در محیط سیاسی ایران است. عجیب تر آنکه منتقدان کارکرد حزب معمولا برای نفی حزب گرایی مثال هایی از احزاب گلخانه ای ارائه می کنند در حالی که این احزاب ذاتا حزب به معنای واقعی آن نیستند. به عبارتی هیچگاه محیطی مناسب برای نشان دادن کارکرد واقعی احزاب مردمی به‌وجود نیامده که عمل سیاسی آنها مورد نقد قرار گیرد.
چندی است بحث از وحدت اصولگرایان در قالب های مختلف در رسانه ها بازتاب می یابد. نگاهی به رفتاربعضی از بازیگران که تحت نام جبهه حضور یافته اند‌می تواند ما را با یکی از مصادیق حزب گلخانه ای آشنا سازد. رفتارهایی چون:
1. حضور سیاسی بدون آنکه حتی تلاشی برای ثبت قانونی خود نمایند.
2. توقعات فزاینده بدون آنکه وزن سیاسی و اجتماعی خود را مشخص سازند.
3. فقدان پایگاه اجتماعی یا حداقل هوادارانی که برای آنان و نه فردی دیگر گرد آنان آمده باشند.
4. نامشخص بودن مرامنامه،اساسنامه،خط مشی وتشکیلات حزبی
5. محور اجتماعی حزب (آن که به پیروی از او آمده اند و هوادارانی دارد) در خارج از تشکیلات قرار دارد.
6. نامشخص بودن منابع مالی
7. اثبات خود از طریق نفی دیگران
8. تلاش برای امتیاز گیری از طریق استراتژی قهر و آشتی
9. تکیه بر لابی گری به جای اتکاء بر پشتوانه اجتماعی
10. شعارهای رادیکال ولی رفتار معامله گرایانه
11. سخن از تعامل در ظاهر ولی ادامه رفتارهای جداسرانه
12. فقدان مواضع روشن تدوین شده در حوزه های اقتصادی،سیاسی و اجتماعی
13. تناقض در مواضع وناتوانی در توجیه یا توضیح ابهامات
14. اتخاذ موضع تهاجمی برای گریز از پاسخگویی
آنانی که با احزاب گلخانه ای در تعامل سیاسی قرار می گیرند باید بدانند که:
1. هدف تاسیس این احزاب کسب امتیاز در تعاملات سیاسی است؛ با امتیاز قدرت می یابند و با عدم کسب امتیاز تضعیف می شوند.
2. آنان برای کسب امتیاز توقعات فزاینده ای را مطرح می کنند؛ ولی قدرت ایستادگی بر آن توقعات را ندارند زیرا بقای آنها به حضور در تعامل است اگر ارتباط قطع شود؛ فلسفه وجودی آنها از میان خواهد رفت.
3. این گونه حضور سه هدف را دنبال می کند؛
الف: کشتن زمان تا پروژه اصلی در غفلت رقیبی که با آن تعامل ظاهری دارد؛ به پیش رود و فرصت بازی را از رقیب ظاهرا همراه بگیرند.
ب: با حضور خود کسانی را از میدان بیرون کرده و سردرگمی در جریان مذکور پدید آورند.
ج:با حضور نزدیک در مراکز تصمیم گیری امکان تصمیم گیری علیه کارگردانان اصلی خود را از آنان بستانند.
4. پرسش هایی رابرای شفاف سازی مواضع آنها مطرح کنند؛ احزاب گلخانه ای فقط طلبکارانهمی پرسند و از پاسخگویی گریزانند.
5. پشتوانه اجتماعی آنها را وزن کشی کرده و تسلیم ادعاهای خیالی آنها دال بر حمایت عمومی و آرای بالا نشوند.
6. هر ادعای آنها مبنی بر حمایت ارکان قدرت از آنان پی جویی شده و صحت سنجی گردد. حمایت غیر قابل اعلام هیچ ارزشی بر سر صندوق ها ندارد.



تاریخ انتشار در سایت: ۹ مهر ۱۳۹۰
منبع: / روزنامه / رسالت ۱۳۹۰/۷/۹
نقش ها
نویسنده : امیر محبیان
عناوین
رسته: 0