شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵
بر خط: 3352
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1085 بازدید
کار فرهنگی یا بی فرهنگی کار؟

بچه که بودم همیشه در فهمیدن اصطلاحاتی که میان مردم رایج بود دچار مشکل بودم و مجبور بودم کلی به پدرم التماس کنم تا اینها را برایم توضیح بدهد. مثلا اصطلاح «بز خری». هیچ وقت نفهمیدم منظور از این اصطلاح چیست؟ تا همین چندی پیش هم نمی فهمیدم، تا اینکه گذرم به خیابان انقلاب افتاد. آنجا که به قلب تپنده کتاب ایران مشهور است و از این بابت به خود می نازد. این بار قصد خرید هیچ کتابی نداشتم و فقط می خواستم طول خیابان را طی کنم. پیاده رو پر از عابرانی بود که درباره کتاب هایی که خریده و می خواستند بخرند سخن می گفتند. ناگهان نوجوانی لاغر اندام که چند تایی کتاب کهنه و دست دوم بساط کرده بود، توجهم را جلب کرد. نزدیک تر رفتم و جوری که مزاحم کارش نباشم گوشه ای ایستادم. ساعت از ظهر گذشته بود و گرمای دمنده شهریور ماه کسلش کرده بود و چندان خیال برای فروش کتاب و توجهی به عابرانی که تک و توک بالای بساطش توقف می کردند و کتاب هایش را دید می زدند، نداشت. سوالات زیادی بود که دوست داشتم ازش بپرسم. بعد از کمی این پا و آن پا کردن جلوتر رفتم و خودم را معرفی کردم. پسر جوان بدون اینکه نگاهی به من بیندازد، آهی کشید و دوباره ساکت شد. ولی یک باره سرش را بالا آورد و با صدایی از ته گلو گفت: «تا حالا اسم بز خری به گوشت خورده؟» با تعجب سرم را به نشانه بله تکان دادم، اما از تعجبم بو برد که زیاد چیزی در این باره نمی دانم. برای همین هم خودش شروع کرد این اصطلاح را توضیح دادن. منتها با این تفاوت که این بار بز خری در کتاب را برایم شرح داد. سرا پا گوش شده بودم. این گونه توضیح داد که: «بعضی کتاب ها را من چند سال پیش خریدم، مثلا خریدم 500 تومان. الان همین کتاب را در بازار چهار تا پنج هزار تومان می فروشند.» و باز ادامه می دهد: «اگر چاپ کتاب هم متعلق به مدت ها قبل باشد قیمت آن بستگی به کمیاب بودن یا میزان تقاضای آن از سوی خریداران دارد، به همین دلیل است که هر مغازه داری یک قیمت می گذارد. در کل قیمت گذاری ها قاعده و چارچوب مشخصی ندارد. به طور مثال قیمت کتاب «ارابه های خدایان» که تقریباً در همه کهنه فروشی ها وجود دارد بین چهار تا شش هزار تومان است.» مرد جوان چانه اش گرم شده و باتوجه به اشتیاق من، هر چه را که می دانست به من ارزانی داشت. هر چند او هم نمی دانست که این کتاب ها از کجا می آیند و کجا چاپ می شوند و عرضه می شود. او گفت: «من دقیقاً نمی دانم چه کسانی این کتاب ها را چاپ می کنند. این وسط واسطه ها زیادند. بسته به علاقه مندی مخاطبان، ممکن است یک کتاب را چندین واسطه عرضه کنند. بعضی وقت ها هم اتفاقاتی از قبیل جلوگیری ارشاد از چاپ دوباره یک کتاب باعث می شود این روند شدت یابد و بازار سیاه به وجود بیاید.»
چند متر آن طرف تر، فروشنده دیگری بساط پهن کرده و نگاه های جست وجوگر خریداران را ارزیابی می کند. تا نزدیکش می شوم و می بیند خیال خرید کتاب ندارم، اخم می کند و می گوید: «لطف کن اگه نمی خوای بخری سد معبر نکن.» خنده ام می گیرد. از خنده ام تعجب می کند و من قبل از اینکه او خلقش تنگ شود خودم را معرفی می کنم. این را که می گویم کمی اخم های صورتش را باز می کند. دوباره نگاهی به فهرست کتاب هایش می کنم، هر چیزی که بخواهی، می توانی پیدا می کنی، از «هری پاتر»، «جک و لوبیای سحرآمیز» گرفته تا کتاب هایی مثل «...».
او می گوید: «وقتی همه دانشجویان در به در به دنبال پایان نامه های مختلف هستند، بازار فروش پایان نامه راه می افتد، کتاب های ممنوعه هم همین طور هستند، مردم برای خرید کپی، حتی کپی نامرغوبی که به سختی خوانده می شود، می آیند.»
یکی دیگر از فروشندگان بساط کتاب در میدان انقلاب می گوید: «دوست من همین جا بساطی کتاب داشت، الان به انگلستان رفته و در منچستر همین شغل را دارد، البته آنجا برای این کار مجوز صادر می شود.»
مدیر کتابفروشی ایران کتاب در این باره که فعالیت دست فروشی های خیابان انقلاب به فروش آنها ضربه نمی زند، می گوید: چرا ضربه نزند، ما چند بار هم به شهرداری اعتراض کردیم، ولی تنها کاری که شهرداری کرده این است که ماموران شهرداری روزی سه، چهار بار به محدوده خیابان انقلاب سر می زنند ولی همین که می روند دست فروش ها دوباره بساط می کنند.
وی درباره اینکه برخی ناشران با اینها کتاب رد و بدل می کنند، می گوید: من در جریان اینکه با کدام کتابفروشی ها در ارتباط هستند و به آنها کتاب می دهند نیستم.
اما در آن سو مدیر کتابفروشی بیدگل می گوید: سنت فروش کتاب های دست دوم از قدیم در خیابان انقلاب بوده، الان هم ماموران شهرداری با اینها برخورد می کنند و تنها روزهای تعطیل که می شود اینها بساط می کنند.
وی می افزاید: بیشتر هم کتاب هایی که مجوز نمی گیرند را زیراکس می زنند و کنار خیابان می فروشند.
اینکه شهرداری در این باره چه کرده هم قصه درازی دارد. شهردار ناحیه 1 منطقه 11 درباره برخورد شهرداری با فروشندگان کتاب خیابان انقلاب می گوید: «آن طرف خیابان به ما مربوط نیست و در محدوده شهرداری منطقه شش قرار دارد.» و اضافه می کند: «ما کاری به حریم شهرداری منطقه شش نداریم. وظیفه ما ارائه خدمات شهری است نه اینکه در خرید و فروش کتاب دخالت کنیم.» البته او توضیح بیشتری نمی دهد که با این حساب وظیفه کیست که با این ها برخورد کند.
واقعیت این است که عدم برخورد قانونی با کتاب فروشی های بساطی، سبب شده که میزان فعالیت های غیرقانونی در این صنف روزبه روز بیشتر شود و شاهد این مسئله باشیم که کتاب هایی که هیچ مجوزی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت نکرده اند به وسیله افرادی زیراکس می شود و به مخاطبان جوان عرضه می شود. البته بر این نکته هم باید تاکید کرد که برخی کتاب فروشی های معتبر هم برای بهره بردن از این بازار وارد گود شده اند و خود در پشتیبانی و تهیه کتاب به خصوص کپی از برخی کتاب های خاص نقش دارند. خرید مفت و مجانی یا همان بز خری کتاب ها نیز در گوشه و کنار، بازار خاص خود را دارد. آگهی خرید کتابخانه های قدیمی روزبه روز روی در و دیوارهای تهران بیشتر خودنمایی می کنند.


تاریخ انتشار در سایت: ۱۴ مهر ۱۳۹۰
منبع: / روزنامه / کیهان ۱۳۹۰/۷/۱۴
نقش ها
نویسنده : مهدی محمدی
عناوین
رسته: 0