جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶
بر خط: 2962
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1145 بازدید
تونس؛ دروازه جهان عرب به آزادی

با گذشت 6 روز از فرار رئیس جمهور دیکتاتور تونس و اداره کشور توسط نخست وزیر، ادامه تظاهرات مردمی، بحران رو به گسترش تونس را وارد مرحله جدیدی نمود و امکان بازگشت ثبات را در شرایط کنونی به حداقل رساند، به نحوی که استعفای 5 وزیر از دولت موقت و تازه تشکیل شده تونس، بر این ادعا مهر تأیید می زند.
آنچه اکنون در تونس به وقوع پیوسته، یادآور حوادث پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در بهمن 57 است که مردم مسلمان پس از به صحنه آمدن، در اعتراض به سلطه استکبار جهانی بر قلمرو اسلامی، نوکر آمریکاییها را از ایران در 26 دی 1357 پس از 37 سال فراری دادند و 16 روز بعد، ورود حضرت امام را به تهران جشن گرفتند. در تونس نیز مردم این کشور پس از تحمل سالها جنایت دیکتاتور مورد حمایت غرب، به مرحله انفجار رسیده و با پذیرفتن هزینه های فراوان مادی و معنوی، با اراده مصمم همچون ملت ایران نوکر آمریکایی را با خفت و خواری از کشور بیرون کردند.
پهلوی دوم با سرسپردگی به غرب، بویژه واشنگتن، ایران اسلامی را در نظم سیاسی و سلسله مراتب قدرت در بلوک غرب قرار داده بود. پادشاه ایران به عنوان دست نشانده آمریکا در ایران عمل می نمود و حتی بخشی از هزینه های رویارویی با شوروی سابق را به دلیل هم مرزی با قفقاز و آسیای میانه، متحمل گردیده بود.
«بن علی» با محوریت دادن به برنامه «مشت آهنین» در بعد اقتصادی و ایجاد تغییر و تحولات سیاسی، ضمن الگو قرار دادن کشورهای غربی و بویژه کشور فرانسه، بیش از پیش بر سرکوب جنبشهای اسلامگرا و شعارهای عربی و ملی گرا تأکید نمود. برای غرب، حکومت دیکتاتوری بن علی، اهرمی برای مبارزه با اسلامگرایان بود، به طوری که وقتی در سال 2004 از کاخ سفید دیدار کرد، بوش پسر از او تقدیر کرد و وی را متحد خود در مقابله با تروریسم دانست و از آزادی مطبوعات در تونس نیز تقدیر کرد. «نیکلا سارکوزی»، رئیس جمهور فرانسه نیز در سال 2008 تقریباً همین عبارات را بر زبان جاری ساخت. وی در شرایطی که نقض حقوق بشر در تونس بیداد می کرد، از این کشور به عنوان «اتمسفر آزادی» یاد نمود!
در ایران قبل از انقلاب پایگاه مهم تل آویو تهران بود، به گونه ای که شاه مخلوع در حالی که کشورهای عرب در جنگهای چهارگانه اعراب- اسرائیل سودای محو رژیم جعلی را در سر داشتند، به عنوان حامی این رژیم و دست نشانده غرب در ایران ایفای نقش می کرد. رئیس جمهور مخلوع تونس نیز در ارتقای رابطه با سران تل آویو حسن نیت خودش را در حمایت از آنها اعلام داشته بود، به گونه ای که می توان به استقبال گرم «بن علی» از «شالوم» معاون بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، در نوامبر 2005 که برای شرکت در سمیناری به تونس رفته بود، اشاره کرد. در سال 1994 دفتر حافظ منافع رژیم صهیونیستی در تونس تأسیس شد، اما فعالیت این دو دفتر در سال 2000 و به دنبال اینکه تونس به سرکوب انتفاضه فلسطینیان اعتراض کرد، به حال تعلیق درآمد؛ اما تونس همچنان به مقامهای صهیونیستی اجازه داده بود به این کشور سفر کنند.
آنچه دامنه ناآرامیها را گسترش داده و از حمایت مردمی برخوردار کرده است، بی توجهی دولت سقوط کرده به باورهای دینی مردم و اعمال محدودیت در انجام برخی فرایض دینی، بویژه ممنوعیت حجاب اسلامی بود. واقعیت این است که بیشتر مردم تونس مسلمان بوده و حجاب اسلامی را از مسلمات دینی می دانند. به همین دلیل، بسیاری از تونسی های متدین ناچار شدند دختران خود را برای ادامه تحصیل به سایر کشورها اعزام نمایند و یا به صورت خصوصی و در منازل به سواد آموزی فرزندان خود بپردازند. نه تنها زنان با حجاب از ورود به دانشگاه، مراکز آموزشی، بهداشتی و مؤسسات عمومی منع شده بودند، بلکه حتی از تردد زنان با حجاب در خیابانها نیز جلوگیری می شد. گفتنی است، تونس تنها کشور عربی است که در آن ممنوعیت حجاب اعمال می گردید. سیاست بی اعتنایی پهلوی دوم به اعتقادات دینی مردم و سکولاریزه کردن جامعه نیز یکی از مهمترین دلایل به صحنه آمدن مردم بود که توانستند یک حاکم اسلام ستیز را به دامن اربابانش بفرستند.
دستگاه عریض و طویل رسانه ای غرب که به تعبیر خانم آلبرایت CNN را به عنوان عضو شانزدهم شورای امنیت معرفی کرده بود، اکنون به کار افتاده تا با تحلیلهای ناصواب، حوادث تونس را به نفع خود آنالیز کند. از ابتدای انتشار اولین اخبار سقوط دولت دیکتاتور، غرب گرا و ضد اسلامی تونس؛ سایتها و رسانه های مختلف که از داخل و خارج از ایران هدایت می شوند، به طور یکپارچه تلاش کردند انقلاب تونس را به شورشهای پس از انتخابات ایران در سال 88 مرتبط کنند و این گونه برای خود یک پیروزی جعل نمایند، فارغ از این که اصولاً رخداد صورت گرفته کاملاً علیه جبهه متحد آنها در غرب است و وقایع تونس شکست مفتضحی است برای همه متحدان و مؤتلفین غرب، چه در ایران و چه در سراسر جهان.
پیروزی انقلاب اسلامی موجب بیداری در کشورهای اسلامی گردید و سبب شد جنبشهای اسلامی با تأسی به حرکت مردم ایران، خواهان احیای ارزشهای دینی و قطع رابطه با کشورهای غربی شوند، به گونه ای که فوری ترین تأثیرات را در لبنان و فلسطین می توان ارزیابی کرد. رهبران برجسته جنبشهای اسلامی تونس از جمله «راشد الغنوشی» - که در روزهای اخیر موضوع بازگشت این رهبر اسلامی بر سر زبانها افتاده است - در زمینه حرکت امام خمینی معتقد است: «پیروزی انقلاب اسلامی در ایران رویداد عظیمی بود که نسلهای مسلمان را از رکود و گوشه گیری نجات داد و انسان را به حرکت واداشت و ثابت کرد اسلام قادر است بر دشمنان پیروز گردد و گستاخ ترین نظام ضد مذهبی را واژگون نماید. » اینک انتفاضه تونس، موج بیداری را در برخی کشورهای عربی از جمله مصر، یمن، اردن با به صحنه آمدن جوانان ایجاد کرده است؛ چنان که خواهان حقوق مدنی خویش می باشند و کشورهای لیبی، عربستان و بحرین در معرض جدی آسیبهای ناشی از انقلاب تونس قرار دارند.
بنابراین، رخدادهای اخیر شاخ آفریقا این واقعیت را ثابت می کند که پشتیبانی قدرتهای فرامنطقه ای توان رویارویی با اراده ملتها را ندارد و ناگزیرند در برابر خواست مردم سر تسلیم فرود آورند. اکنون انتفاضه تونس برای دیگر حاکمان عرب منطقه درس عبرتی شده است تا بدانند که نباید به حمایت قدرتهای فرامرزی دل خوش کنند و با دست برداشتن از مبارزه با باورهای دینی مردم و احترام به حقوق ملتشان، زمینه های نفوذ بیگانگان را از بین ببرند.


تاریخ انتشار در سایت: ۲۳ بهمن ۱۳۸۹
منبع: / روزنامه / قدس ۱۳۸۹/۱۰/۲۹
نقش ها
عناوین
رسته: 0