یک‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
بر خط: 1772
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

3081 بازدید
سکولاریسم، پیشفرض تحمیل‌شده‌ای به عقل بشر


نخستین همایش «اسلام و سکولاریسم» به همت کانون اندیشه جوان و همکاری نهادها، سازمان‌های مختلف، به بهانه مسأله بیداری اسلامی در مواجهه با الگوهای حکومت دینی و سکولار، آذرماه سال جاری در دانشگاه‌های شهر تهران برگزار می‌شود. مهم‌ترین هدف برگزاری این همایش، بررسی و تبیین شیوه مواجهه اسلام با مسأله سکولاریسم از نگاه اندیشمندان مسلمان در افق جهان اسلام است. نخستین پیش‌نشست‌های این همایش با سخنرانی حجت‌الاسلام و‌المسلمین دکتر حمید پارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با عنوان نظریه امامت و امتناع سکولاریزاسیون در تشیع، سه‌شنبه 17 آبان‌ماه در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد که اکنون بخشی از سخنان وی در این نشست را با هم می‌خوانیم.

معانی نادرست از سکولاریسم
برای سکولاریسم، معانی مختلفی بیان شده است؛ حدود 15 سال قبل در این دانشگاه نشستی با عنوان مبانی معرفتی و چهره اجتماعی سکولاریسم برگزار شد که در شماره یک کتاب نقد به صورت مقاله‌ای چاپ شد. بحث را در همان گفتار ابتدایی راجع به مفهوم سکولاریسم بیان و تبیین کردم که چگونه است که این لفظ، معادل‌های متنوعی را در ترجمه به زبان فارسی و عربی پیدا کرده است، وقتی این لغت وارد کشور شد، از اولین معانی که برایش معادل‌سازی شد «جدایی دین از سیاست» بود، اگر سکولاریسم به این معنا باشد، امامت نوعی پیوند دین و سیاست است. یکی از معانی دیگری که در این دو دهه مطرح شد، عقلانیت به زبان فارسی و عَلمانیت به زبان عربی است و مترجمان به این سمت و سو رفتند که زمانی که عقلانیت می‌آید، سکولاریسم محقق می‌شود و ربط میان این دو اصطلاح در ترجمه به کار رفته است، البته اگر علمانیت مشتق از علم باشد. برخی‌ هم می‌گویند علمانیت مشتق از عالم است، اگر مشتق از عالم باشد، معنای دیگری را برای سکولاریسم مطرح می‌کند و آن دنیاگروی و این جهان بودن و توجه به عالم داشتن و عالم‌گروی است.

معنای عمیق‌تر سکولاریسم
سکولاریسم معنای عمیق‌تری دارد که باید در این چهره‌ها شناخته شود. سکولاریسم اولا و بالذات یک اندیشه و تفکر در قلمرو سیاست یا اندیشه سیاسی نیست، بلکه پیامدهای آن در اندیشه سیاسی مطرح می‌شود . در واقع سکولاریسم نوعی هستی‌شناسی است که پیامد آن در اندیشه سیاسی تقابل با اندیشه سیاسی امامت است و امامت یک اندیشه سیاسی است که مبنای هستی‌شناختی آن نمی‌تواند سکولاریسم باشد. تقابل در اینجاها رخ می‌دهد، حال چرا و چگونه؟!
نگاه دنیوی و این جهانی به هستی داشتن، پیامدهایی را تنها در اندیشه سیاسی ندارد، پیامدهایی را در حوزه انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی هم دارد و به واسطه این پیامدهاست که در قلمرو تفکر سیاسی آثار خود را نشان می‌دهد. مبنای هستی‌شناختی جهان مدرن، سکولاریسم است یعنی رویکرد دنیوی به این جهان و عالم داشتن و در نتیجه به آدم داشتن است.
نوع مفاهیم و کلماتی که بشر در طول تاریخ در این جهان به یادگار گذاشته، نشان می‌دهد که در فرهنگ‌های گذشته، نگاه بشر به هستی دنیوی نبوده یعنی مفاهیم دارای تضایف را به کار می‌برده، به عنوان اسم نسبت به این جهان که اشاره به ساحت دیگری از عالم دارد. وقتی که ما هستی را به جغرافیای طبیعت ‌یا جغرافیای این جهان محدود کردیم، انسان را هم به موجودی این جهانی محدود کردیم، سعادت و شقاوت انسان و فلاح و رستگاری انسان را در محدوده این جغرافیا تعریف خواهیم کرد. مدیریت و تدبیر زندگی و آرمان‌ها و اهدافی را که برای انسان تصویر می‌کنیم، متعلق به این جهان خواهد بود. تدبیر و سیاستی را که در حوزه زندگی فردی و اجتماعی دنبال خواهیم کرد، این گونه خواهد بود. عقل و علمی هم که داشته باشیم، عقلانیت و علم این جهانی است.
هر باور فوق طبیعی، یک باور قدسی و دینی است، وقتی هستی‌شناسی قدسی شود، انسان در جغرافیای هستی، یک هستی مقدس را باور می‌کند که تسبیح و تقدیس دارد؛ یعنی هستی‌ای که منزه از نقص و کمالات محدود است. در این نگاه وقتی هستی شکافته می‌شود، سر از کلمه توحید در می‌آورد، اگر اعتقاد به یک هستی قدسی داشته باشیم، دیگر هستی‌ها در طول یا عرض آن هستی نیستند، بلکه آیت و نشانه‌ای از اویند. در این نگاه عالم یک نشانه از توحید است و هر چه در این نظام مورد مطالعه قرار گیرد، صحنه اراده خدا و سنت الهی محسوب می‌شود.


تاریخ انتشار در سایت: ۲ آذر ۱۳۹۰
منبع: / روزنامه / جام جم ۱۳۹۰/۹/۲
نقش ها
سخنران : حمید پارسانیا
عناوین
رسته: 0