سه‌شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶
بر خط: 3075
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

2054 بازدید
برخورد فاشیستی رسانه ها با معترضان وال استریت

مایکل پرنتی تحلیلگر آمریکایی رسانه های این کشور را متهم به نادیده گرفتن خبرهای جنبش 'تسخیر وال استریت'، کم ارزش نشان دادن این جنبش با اخبار هدفمند و به حاشیه بردن اخبار آن و تاکید بر حواشی بی ربط برای لکه دار کردن معترضان کرد.
این روزها طرفداران اشغال وال استریت در حالی به اعتراض خود ادامه می دهند که سیاست مداران و رسانه های آمریکا همچنان در تلاش اند تا با به حاشیه راندن و کم ارزش نشان دادن این جریان انتقادی واقعیت ها را منعکس نکنند. به همین بهانه پژوهشگر ایرنا در گفتگو با مایکل پرنتی(Michael Parenti)، تحلیلگر سیاسی آمریکایی، عملکرد رسانه های آمریکا را در مورد وقایع وال استریت بررسی کرده است.


*سوال: به نظر شما از آغاز اعتراض ها در آمریکا، آیا رسانه های این کشور مسایل را واقع بینانه منعکس کرده اند؟
**پاسخ: جنبش اعتراضی 'اشغال وال استریت' که در سپتامبر 2011 آغاز شد در حال حاضر به سراسر ایالات متحده از جمله 70 شهر مهم و حتی به کشورهای دیگر نیز تسری یافته است. در دو هفته اول، شرکت های بزرگ رسانه ای آمریکا متعلق به جریان حاکم همراه با رادیو ملی این کشور همچون دیگر اعتراض ها آنها را نادیده گرفته اند. این رسانه ها همان رسانه هایی هستند که هفته ها به طرفداران 'حزب چای' پر و بال دادند و آنان را به عنوان 'یک نیروی سیاسی بزرگ' مطرح کردند. تظاهرات بزرگ 2 نوامبر در اوکلند( در این تظاهرات که جنبش تصرف نام گرفت هزاران معترض روز 2 نوامبر 2011 در اعتراض به نابرابری‌های اقتصادی و خشونت‌های پلیس، عملیات در بندر اوکلند را متوقف کردند) که موفق به بسته شدن این بندر شد، توسط بسیاری از رسانه ها گزارش شد، در حالی که تمامی رسانه های جریان حاکم فقط بر خشونت علیه اموال متعلق به چند گروه کوچک تمرکز کردند. بسیاری از معترض ها اولین بار بود که در اوکلند حضور داشتند. برخی مظنون به تحریک پلیس شدند که به نظر می رسید این اقدام ها برای تحت الشعاع قرار دادن بسته شدن موفقیت آمیز چهارمین بندر بزرگ کشور است. رایج ترین و موثرترین شیوه سرکوب اخبار، حذف آن است. در این روش با چیزی نگفتن در مورد وقایع، جنبش ها، نامزدها و یا حوادث مخالف سیستم حاکم، رسانه آنها را به فراموشی می سپارند. زمانی که 'جنبش اشغال' در سراسر کشور گسترش یافت دیگر کسی نتوانست این حرکت را نادیده بگیرد. در چنین شرایطی، رسانه ها از روش دومی استفاده کردند؛ کم اهمیت نشان دادن و به حاشیه راندن جنبش. لذا ما شنیدیم که رسانه ها اعلام کردند که 'خواسته معترض ها مبهم است و مشخص نیست که آنها به دنبال اصلاح چه چیزی هستند.' دوربین رسانه ها بر دلقکی در خیابان وال استریت با لباس سیرک که در حال رقصیدن بود تمرکز کردند و جوانانی را نشان دادند که با مشت بر طبل بانگو می کوبیدند: 'یک فضای جشن' و 'جوانان در حال مستی' و 'جدا از میلیون ها آمریکایی های از طبقه متوسط' که ظاهرا با حیرت و نگرانی تماشا می کردند. این نحوه پوشش و اطلاع رسانی رسانه های آمریکایی، در تضاد آشکار نسبت به رفتار همین رسانه ها در مورد حزب چای بود. اریک کانتور، جمهوریخواه ارتجاعی و رهبر اکثریت مجلس نمایندگان، جنبش اشغال را به عنوان 'اوباش در حال رشد' توصیف کرد. این شخص همان کانتوری است که از حزب چای ستایش کرد. به طور مداوم رسانه ها بر معترضان تمرکز می کنند تا آنچه که آنها به دنبال آن هستند. این رسانه ها معترض ها را به دروغ به عنوان بازماندگان هیپی و فعالان جوان بی فکر معرفی کردند. در صورتی که در بین معترضان طیف گسترده ای از سنین مختلف، زمینه های اجتماعی، قومی و شیوه های زندگی گوناگون وجود داشت. از بی خانمان ها گرفته تا خانه داران در کنار تعداد قابل توجهی از اعضای اتحادیه کارگری. معترضان به دور از هیایوهای علیه اجتماعات به طور سیستماتیک کیمته هایی را سازماندهی کردند تا بتوانند نیارهای اولیه خود از جمله محل استقرار، غذا، امنیت و بهداشت تامین کنند.

*سوال: به نظر شما آیا گروه هایی هم از طبقه متوسط در این اعتراض ها بودند که رسانه ها به آنها نپرداخته باشند؟
**پاسخ: بله. یکی از گروه های اعتراضی که به آن پرداخته نشد 'اشغال وال نوت کریک' است. برای کسانی که نمی دانند، باید بگویم که وال نوت کریک در حومه مرفه نشین محافظه کار در شمال کالیفرنیا است(بدون هیچ سابقه شورش های انقلابی). فقط یکی از ایستگاه های تلویزیونی محلی به اشغال وال نوت کریک اشاره مختصری کرد، به طوری که اعلام کرد حدود 400 نفر که به طور متوسط بین سنین 40 و 50 ساله بودند، در این اعتراض شرکت کردند. شرکت کنندگان در این اعتراضات پذیرفتند که آنها زندگی نسبتا مرفه دارند، اما هنوز با میلیون ها آمریکایی که فروپاشی اقتصادی را تحمل می کردند هم دردی می کنند. اینان یک گروه مرفه اما معترض از 'طبقه متوسط آمریکایی' در وال نوت کریک بودند که تا آنجا که من می دانم در رسانه ملی هرگز به آن اشاره نشد.

*سوال: برگردیم به خود اعتراض ها، به نظر شما خواسته اصلی معترضان چیست؟
**پاسخ: جنبش اشغال جسورانه توانسته پیام های مختلفی را انتشار دهد. معترضان در مورد 1درصد صحبت می کنند که در حال بهره برداری از 99 درصد هستند. معترض ها بیکاری وحشتناک، جنگ های بی پایان امپراطوری، سو استفاده شرکت های بزرگ از محیط زیست، فرار شرکت های نفتی از مالیات، نابرابری درآمدی در حال رشد و سو استفاده بانک ها از منابع عمومی را محکوم می کنند. اعتراض کننده ها،سرمایه داری را به عنوان یک سیستم ناکارآمد محکوم می کنند. جنبش اشغال نشان از یک بیداری نسبت به یک بی عدالتی سیاسی اقتصادی سیستماتیک است که فقط در ایالات متحده بروز نکرده است. به یاد داشته باشیم که هدف اصلی و نخست این اعتراض ها وال استریت، خانه اصلی تامین سرمایه است. بنابراین تظاهرات مهم است. اعتراض ها به تظاهرکنندگان که قبلا خود را تنها و بی حامی می دیدند، انرژی می دهد. تظاهرات دموکراسی را به خیابان ها می آورد و سبب می شود که مسایل فراموش شده دوباره احیا شوند. تظاهرات تعداد بسیاری را تحریک می کند، قدرت را نشان می دهد و جایگاه متزلزل طبقه ثروتمند را به یاد می آورد.
اما تظاهرات باید به دیگر اشکال نیز صورت گیرد. در حال حاضر ما شاهد جنبش اشغال هستیم که فراتر از یک تظاهرات است، چرا که تظاهرکنندگان در پایان روز به خانه ی خود نمی روند. بسیاری از آنان در مرکز شهر ها باقی مانده و با حضورشان ناراحتی خود را به مقام ها نشان می دهند. در شهرهای مختلف، پلیس با خشونت با مردم مقابله می کند که گاهی نتیجه معکوس می دهد. در اوکلند اسکات اولسن، عضو سابق نیروی دریایی، توسط پلیس مورد ضرب قرار گرفت که جمجمه اش آسیب دید و در بیمارستان بستری شد. بهبودی وی مدت ها طول خواهد کشید. روز پس از آسیب دیدن اولسن صدها نفر از تظاهرکنندگان خشمگین به محل تجمع در اوکلند آمدند. خشونت پلیس سبب تحریک و واکنش های عمومی شد و افراد بیشتری دست به تظاهرات زدند. درست نقطه ی مقابل آنچه که مقام ها می خواهند.

*سوال: به نظر شما در چنین فضایی معترض ها چه سیاستی را باید اتخاذ کنند؟
**پاسخ: رسانه های جریان اصلی نه تنها اخبار را کنترل می کنند بلکه اجازه اطلاع رسانی هم نمی دهند. این مساله به نوبه خود سبب محدود کردن پارامترهای گفتمان عمومی می شود. این مساله ایجاب می کند که مردم بیشتری از عموم به تظاهرات بپیوندند تا بیشتر دیده شوند و تاثیر نظراتشان را حداکثر کنند. هدف شکست انحصار ارتدوکسی محافظه کار است که توسط رسانه های 'لیبرال' ادامه دارد.

*سوال: در مسیر شکست این انحصار چه راه کارهای عملیاتی مفید خواهد بود؟
**پاسخ:
1- دلسرد کردن نیروهای نظامی و حمایت از نیروهای با وجدان و موافق این جریان. سازماندهی مقاومت مالیاتی گسترده در اعتراض به فساد، هزینه های غیرضروری، غیر قانونی و مخرب پنتاگون.
2- انتقال سرمایه از بانک ها به تعاونی های اعتباری. حمایت از برنامه هایی که به بیکاران و محرومان کمک کند. همان مطلبی که 'تریمونتی'، وزیر دارایی ایتالیا اظهار کرد: 'مردم را نجات دهید نه بانک ها را'. خوب می شود که این مطلب به گوش وزارت خزانه داری ایالات متحده و کاخ سفید هم برسد.
3- هماهنگ کردن اقدام هایی جهت سازماندهی نیروی کار. اتحادیه ها هنوز بزرگترین و بهترین گروه تامین مالی 99 درصد می باشند. آن چه که در اوکلند اتفاق افتاد را به یاد بیاورید. در نظر بگیرید چه در اوکلند انجام شد؛ معترض ها به همراه کامیون داران و دیگر کارگران بندر را اشغال کردند. چنین اقدام هایی باید برای یک اعتصاب عمومی در شهرهای مختلف برنامه ریزی شود. در صورتی که نقش کارگران بیشتر شود این قبیل اقدام ها موثرتر خواهد شد.
4- ما نیاز به استراتژی های جدید انتخاباتی، حزب سومی و حتی یک قانون اساسی جدید داریم. به طوری که دارای قوانین محکم جهت یک دموکراسی عادلانه باشد و نه یک حرف بی ربط طراحی شده برای محافظت از یک طبقه خاص. به نظر می رسد که زمان فراخوان یک قانون اساسی جدید (یک روش کاملا مشروع در قانون اساسی ایالات متحده) فرا رسیده است.
5- شاید بیشتر از همه این مطالب، ما نیاز به یک آموزش ایدئولوژیکی در خصوص رابطه بین ثروت و قدرت، ماهیت سرمایه داری و جنایات نظام مالی مبتنی بر سود داریم. به نظر می رسد باز هم معترضان باید در این جهت حرکت کنند.



تاریخ انتشار در سایت: ۷ آذر ۱۳۹۰
منبع: / خبرگزاری / ایرنا ۱۳۹۰/۰۹/۷
نقش ها
گفت و گو شونده : میشل پرنتی
عناوین
رسته: 1