شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵
بر خط: 2515
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1298 بازدید
اسارت معنا در لفظ

دکتر رضا داوری اردکانی رئیس فرهنگستان علوم در نشست بررسی مباحث مختلف زبانشناسی که روز یکشنبه 6 آذرماه در فرهنگستان علوم برگزار شد، با عنوان «اشاراتی به استعاره در فلسفه و ادبیات» به سخنرانی پرداخت.
وی با بیان این‌که استعاره صنعت ادبی و بلاغی نیست، گفت: استعاره در واقع اسم چیزی را به چیز دیگری بدهیم تعریف شده و این اختصاص به ادبیات، شعر و یا هنر ندارد بلکه زبان ما زبان استعاره است، در واقع ما بی‌استعاره زبان نداریم. در منطق و استدلال، الفاظ باید دقیق باشند. در منطق با احکام خبری سر و کار داریم یعنی یا مطالب درست یا نادرست بیان می‌شود که در مقابل احکام خبری احکام انشایی است که از درست و غلط آن نمی‌توان سخن گفت. استعاره تنها مربوط به شعر نیست، اگر استعاره نباشد همان زبان عادی که تفهیم و تفاهم هست نیز وجود نخواهد داشت. در کتاب‌های ادبی از «وضع زبان» سخن گفته می‌شود. اگر زبان وضع نشده بود و طبیعی بود تنها یک زبان وجود داشت.
خاصیت زبان استعاره این است که معنایش محدود نیست. در شعر و فلسفه نمی‌توانیم معنا را محدود کنیم بلکه با خواندن یک رمان، شعر و یا یک اثر فلسفی هر بار معانی تازه‌ای را در می‌یابیم چون زبان استعاری است و الفاظ معانی را محدود نمی‌کنند در حالی که در زبان رسمی الفاظ معانی را حبس می‌کنند.
وقتی کلمات و معانی در الفاظ حبس می‌شوند بین معانی و مفاهیم دیوارهای رفیعی کشیده می‌شود که تفکر مشکل و دیالوگ غیرممکن می‌شود. جایی که زبان سخت است اصلاً دیالوگ جایی ندارد مثلاً در ریاضیات دیالوگ وجود ندارد چون معانی دقیق هستند. اما برخی فکر می‌کنند که همه زبان‌ها را می‌توان به زبان ریاضی تبدیل کرد در حالی که زبان ریاضی حد معینی دارد اما ما به خاطر نسبتی که با جهان، مبدأ و گذشته و ‌آینده داریم نمی‌توانیم برای زبان حد معین کنیم.
رئیس فرهنگستان علوم با اشاره به نظر افلاطون در باب زبان تصریح کرد: افلاطون می‌گوید «الفاظ یک نسبت ذاتی با اشیا دارند.» که رد یا پذیرش این مطلب مشکل است. اگر نسبت لفظ و معنا طبیعی بود نباید مثلاً به گنجشک در زبان‌های مختلف، الفاظ متفاوت می‌دادند.
اگر زبان، استعاره نداشته باشد - که منطق و علم ایده‌آ‌لش این است- آن وقت زبان از بین رفته و ما قادر به تفاهم نبوده و زندگی ما محدود به روابط علمی می‌شد در حالی که ما نمی‌توانیم در ریاضیات خلاصه شویم و یا ارسطو و برخی منطقیون می‌گویند بیایید استعاره را از زبان منطق خارج کنیم. شاید درست بگویند اما سؤال من این است که شما که این همه کتاب نوشته‌اید چرا کتاب شعر و خطابه نیز نگاشته‌اید. چرا در شعر و خطابه به استعاره اهمیت داده‌اید. علتش این است که وقتی حرف می‌زنیم نمی‌تواند استعاره نباشد. زبان با خشک شدن استعاره‌ها به زبان رسمی مبدل می‌شود. منطق‌دان فکر نکند که زبان عادی می‌توان ساخت که هیچ تشکیکی در معانی الفاظ نتوان کرد.
وی نظر افلاطون را در وضع کردن زبان رد کرد و گفت: زبان مجموعه کلماتی نیست که ما درست برای چیزی وضع کرده باشیم که قابل اطلاق در چیز دیگری نباشد. ما با زبان انسان هستیم و بی‌زبان انسان نیستیم.
آموختن بدون کشف وسعت زبان میسر نمی‌شود. ما زبان را قرارداد و بسته طبیعت نمی‌دانیم بلکه این توانایی را داریم در نسبتی که با جهان و مبدأ و دیگران داریم این نسبت را بیان کنیم. هرچه زبان ما استعاری‌تر باشد آنگاه این ارتباط بیشتر خواهد بود.

تفکر انسان، استعاری است
حجت‌الاسلام دکتر علیرضا قائمی‌نیا در نشست بررسی مباحث مختلف زبان‌شناسی که 6 آذرماه در فرهنگستان علوم برگزار شد، به موضوع «استعاره‌های مفهومی قرآن از دیدگاه زبان‌شناسی شناختی» پرداخت و گفت: استعاره از مهم‌ترین مباحث علوم شناختی است.
دکتر قائمی‌نیا تأکید کرد: دانشمندان علوم شناختی مدعی هستند بدون ذهن‌شناسی نمی‌توان زبان‌شناسی، جامعه‌شناسی و... داشته باشیم. علوم‌شناختی به سرعت در حوزه‌های مختلف علوم انسانی در حال رشد هستند.
بحث از استعاره در ادبیات علوم اسلامی سابقه دیرینه دارد و در تحلیل شناختی ادعا این است که استعاره به ذات زبان مربوط نمی‌شود بلکه به ذات تفکر بشر مربوط است. استعاره وقتی می‌خواهد مفاهیم جدید را بفهمد، به سراغ مفاهیمی می‌رود که از تجربه گرفته و از این فضای مادی به فضای مجرد و یا انتزاعی منتقل می‌شود.
استعاره بعد اساسی تفکر بشری است. بحث استعاره شناختی، بحثی اساسی است و اگر ما از این دریچه به قرآن و تفکر اسلامی بنگریم، استعاره یک فعالیت بنیادی شناختی است. استعاره شناختی مدعی است که استعاره در اندیشه اتفاق می‌افتد و هر قدر اندیشه مجرد یا انتزاعی شود، استعاری‌تر می‌شود و بدون استعاره نمی‌توانیم بیندیشیم یا زندگی کنیم. در واقع تفکر انسان استعاری است.
استعاره یک فرآیند ذهنی است. استعاره انتقال از یک دستگاه مفهومی به دستگاه مفهومی دیگر است و در واقع استعاره مفهومی در تفکر رخ می‌دهد.
وی بر اجتناب‌ناپذیری استعاره در علوم شناختی و تفکر دینی تأکید کرد و گفت: استعاره در علوم شناختی در 2 محور اهمیت دارد. یکی به تجربه بدن‌مند انسان توجه دارد و این که این بدن‌مندی در زبان نیز خود را نشان می‌دهد. روابط بدنی در توسعه زبان بسیار نقش دارد نحوه اندیشیدن ما در حوزه انتزاعی به همین صورت است که وقتی در مورد خدا می‌خواهیم بیندیشیم، می‌گوییم خدا بالاتر است.
مثلاً زبان حافظ زبان استعاری است اما زبان مولوی بیشتر اسطوره‌ای است. این استعاره در کلام حافظ تنها ابزار زیبا بخشی نیست بلکه حافظ در مورد انسان، خدا و رابطه انسان با خدا و عالم یک دستگاه مفهومی را ارائه می‌دهد.
قائمی نیا با بیان این که تحلیل شناختی از استعاره‌ها در تحلیل استعاره‌های قرآن بسیار سودمند هستند، افزود: زبان قرآن راهی برای رسیدن به جهان‌بینی اسلامی است. نقش استعاره‌های مفهومی در قرآن بسیار اهمیت دارد و به نظرم آیه نور بنیادی‌ترین استعاره مفهومی قرآن را نشان می‌دهد.
مفسران در مورد مفهوم نور بسیار سخن گفته‌اند اما اگر این تعبیر را به عنوان استعاره مفهومی بگیریم، آیه نور چارچوبی برای تفکر ارائه می‌دهد. یعنی مثال نور از یک تجربه حسی بدنی است که به کمک آن رابطه عالم با خدا و انسان و هدایت و ظلمات را نشان می‌دهد.


تاریخ انتشار در سایت: ۱۰ آذر ۱۳۹۰
منبع: / روزنامه / ایران ۱۳۹۰/۹/۱۰
عناوین
رسته: 0