شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵
بر خط: 2400
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1892 بازدید
مفهوم سنت دچار بدفهمی است

چهره ماندگار فلسفه کشور گفت: دکتر نصر ابعاد مختلفی دارد و ما کمتر متفکری را داریم که این همه ابعاد مختلف داشته باشد. مفهوم سنت در ایران خوب درک نشده و درباره آن دچار بدفهمی هستیم.


به گزارش خبرنگار مهر، جلسه نقد و بررسی کتاب «آفاق حکمت در سپهر سنت: گفت‌وگوی حامد زارع با سیدحسین نصر» با حضور غلامرضا اعوانی، حامد زارع، مهدی فدایی مهربانی و مالک شجاعی جشوقانی عصر سه‌شنبه 19 خردادماه در سرای اهل قلم برگزار شد.
نخستین سخنران این نشست، حامد زارع نویسنده کتاب بود که در ابتدای مراسم مختصری در خصوص چگونگی گردآوری کتاب توضیح داد و گفت: کار من روزنامه نگاری است و کسانی که با کارهای من آشنایی دارند می دانند که بنده مدتی است روی اندیشه های سه متفکر ایرانی، سیدجواد طباطبائی، رضا داوری اردکانی و سیدحسین نصر، بیشتر متمرکز هستم و بنا به دل مشغولی و علاقه شخصی که به «سنت» دارم به نوعی با هرکدام از این سه متفکر در ارتباط هستم و به خاطر همین موضوع سنت هم است که این سه نفر برای من اهمیت پیدا کردند. به عقیده بنده مدل فکری این سه فیلسوف معاصر به عنوان نمونه مدلی از سنت، مدرنیته و پست مدرنیسم در ایران است و به همین دلیل هم علاقه مند به مطالعه اندیشه های این سه شدم. علاوه بر این سه اندیشمند نام برده، از سنت بی دلیل عبور نمی کنند و در آن وقفه دارند و توقف می کنند.
وی افزود: از بین این سه نفر، گفت و گو با سیدحسین نصر در خصوص سنت را انتخاب کردم؛ چون سنت به بهترین وجه ممکن در افکار ایشان بازتاب پیدا کرده و نکته مهم این است که ایشان در حیطه ای غیر از اسلام و سنت گرایی قدم نزده است و ما اگر بخواهیم در خصوص موضوع سنت بدانیم مجبوریم در این وادی قدم بزنیم و به طور کلی من معتقدم هر متفکری مجبور است نسبت خود را با دکتر نصر تعیین کند؛ چرا که ایشان شخصیت ویژه‌ای دارند و به خوبی توانسته مرزی بین بنیادگرایی و اصلاح طلبی دینی تعیین کند که کار کمی هم نیست.
نویسنده «آفاق حکمت در سپهر سنت» ادامه داد: این کتاب، بعد از ۳۸ سال اولین اثری از سیدحسین نصر است که بی واسطه و به زبان اصلی با مخاطب ایرانی حرف می زند و چون این اثر دوبار توسط خود ایشان ویراستاری شده کاملاً توسط خود دکتر نصر قابل دفاع است. این کتاب به نوعی حاصل تعریف، تصریح، تبیین دکتر نصر از فلسفه، عرفان و سیاست است. به عبارتی در این کتاب بستری فراهم شده تا دکتر نصر مفاهیم را تعریف و تبیین کنند. البته نقدهایی هم به اندیشه‌های ایشان وارد شده که سعی کردم با طرح سوالات در فضای انتقادی پاسخ آنها را بدهم و در عین حال سعی کردم از فضای مبالغه آمیز و ستایشگر که مدح ایشان را می کند دوری کنم.
زارع در پایان گفت: فکر می کنم در این کتاب صحبت هایی از ایشان درباره سیستم جمهوری اسلامی ایران، جایگاه وی در فرقه مریمی و .... مطرح شده که برای اولین بار است طرح شده و ایشان نظرشان را درباره این مسائل اعلام کردند و به بسیاری از سوالات و شبهاتی که در طول این سال ها مطرح شده پاسخ های صریحی دادند. در خصوص نام کتاب هم باید بگویم که به عقیده من حکمت نسبت به سنت عام تر است و مشروح عنوان فعلی کتاب (جستجوی امر حکمی در سنت گرایی) است، منتها چون می خواستم که عنوان کتاب خاص و به نوعی سوال برانگیز باشد، «آفاق حکمت در سپهر سنت» را انتخاب کردم.
سخنران بعدی این نشست غلامرضا اعوانی، رئیس سابق مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه بود که بیشتر از اینکه به کتاب مورد بحث و نقد آن بپردازد به ویژگی ها و توصیف سید حسین نصر و سابقه دیرینه دوستی خود با وی پرداخت. اعوانی گفت: بنده هم دوره دکتر نصر بودم و دوستی ۴۰ -۵۰ ساله با ایشان دارم.
اعوانی با اشاره به ویژه بودن شخصیت نصر گفت: کسی که در ۲۵ سالگی از دانشگاه هاروارد، درجه دکتری گرفت و سه کتاب اول ایشان هم همین دانشگاه چاپ کرد موضوع قابل انکاری نیست. او به عنوان اولین نفر در جهان اسلام به کنفرانس های معتبر فلسفه دعوت می شد. اکثر آثار ایشان به زبان های اسپانیایی، ترکی، فرانسه، هندو، اردو و عربی ترجمه شده است.
اعوانی افزود: از حامد زارع برای گردآوری اثر تشکر می کنم؛ چون به نسبت خیلی از روزنامه نگاران که حق را ناحق می کنند، احقاق حق کرده و به دلیل تسلطی که بر آثار ایشان داشته و همه کتاب های نصر را خوانده، توانسته انتقادات و سوالات خوب و بجایی را مطرح کند. زارع با اینکه فلسفه نخوانده خیلی خوب از پس بحث برآمده به همین دلیل می توانم بگویم این کتاب نسبت به خیلی از کتاب های دیگر که شبیه این اثر هستند ارجح‌ است.
چهره ماندگار فلسفه کشورمان ادامه داد: دکتر نصر ابعاد مختلفی دارد و ما کمتر متفکری را داریم که این همه ابعاد مختلف داشته باشد، حتی شهید مطهری هم که ابعاد فکری مختلفی داشت، مثل نصر نبود؛ دکتر نصر به فلسفه و تمدن اسلامی، فلسفه غرب، معرفی تشیع، هنر و مبانی اسلامی، پلورالیزم دینی، سنت گرایی، دین شناسی، فرهنگ و تمدن به خصوص فرهنگ و تمدن اسلامی، روشنفکری دینی، محیط زیست، فلسفه جدید غرب و موضوعات بسیار دیگری پرداخته و در خیلی از این حوزه ها به عنوان نفر اولی بوده که وارد بحث شده است؛ مثلاً در سال ۱۹۷۶ در اولین کنگره محیط زیست دعوت شد و سخنرانی کرد.
اعوانی با اشاره به سایر ابعاد فکری نصر گفت: تفاوت ماهیت حکمت اسلامی با فلسفه جدید غرب، علت عدم توجه علمای دین به علم طبیعی، ارتباط حکمت با عرفان، اسلام با تجدد، ورود فلسفه به ایران، گفت و گوی تمدن ها، چرایی اسلام ستیزی در غرب و ماهیت تجدد از سایر ابعاد فکری این اندیشمند و فیلسوف ایرانی است؛ همچنین ایشان در پانزده سال اخیر با تعدادی از دانشجویان خود مشغول ترجمه قرآن هستند و یک لحظه دست از مطالعه برنمی دارد.
وی در پایان توضیح داد: متأسفانه در ایران خیلی از مفاهیم خوب درک نشده است و ما درباره خیلی از مفاهیم دچار بدفهمی شده‌ایم؛ مثلاً معنی «سنت» یعنی حکمت الهی جاودان، اما ما فقط سنت را در چیزهای قدیمی مثل آبگوشت و اینها می بینیم یا مثلاً بدفهمی ما از اسلام در سال های اخیر باعث بدبختی اسلام شده و لازم است که بار دیگر دین را بشناسیم. دلیلش هم این است که علمای ما پیام اسلام را درک نکردند و متأسفانه درخصوص دین های دیگر هم مطالعه نکردند؛ در نتیجه نوعی اسلام ستیزی به وجود آمده است.
مهدی فدایی مهربانی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، سخنران سوم این نشست بود که صحبت هایش معطوف به اثر بود. وی گفت: کتاب نامبرده مزیت و معایب متعددی دارد؛ یکی از مزیت های آن، برخورد بی طرفانه نویسنده با موضوع است و اینکه در عین هم آوایی با دکتر نصر، ایشان را به چالش کشیده اند و روحیه اقناع نشدن نویسنده بسیار ستودنی است؛ چون باعث شده که سوالات پشت سرهم و متعددی طرح شود. فصل پنجم اثر، فصل مورد علاقه من است و به عقیده من اصل کتاب در این فصل خلاصه شده است؛ چون زارع سوالاتی را از دکتر نصر پرسیده که تا الان، کسی صراحتاً این سوال ها را از ایشان نپرسیده است.
وی افزود: «آفاق حکمت در سپهر سنت» با موضوعات به صورت استدلالی برخورد کرده، به همین دلیل می توان گفت یک کتاب تحلیلی ـ استدلالی است. در مورد کتاب دو رویکرد وجود دارد: رویکرد اول این است که با اثر برخورد شخصی کنیم و نصر را به عنوان کسی که معلم ولیعهد و پدرش وزیر فرهنگ زمان پهلوی بوده بشناسیم و اثرش را مطالعه کنیم، رویکرد دوم این است که به دکتر نصر به عنوان یک فیلسوف سنت گرای معاصر نگاه کنیم، کسی که چهره متعادلی از اسلام و موضوع گفت و گوی ادیان را مطرح کرده است.
این نویسنده و پژوهشگر دانشگاه در خصوص نحوه مواجهه ما با دکتر نصر توضیح داد: به عقیده بنده برای مواجهه با نصر باید دو معیار را در نظر داشته باشیم: اول اینکه ایشان چه خدمتی به ایران و اسلام کرده است؟ دوم اینکه معیارهایی که برای نقد او داریم به ما چه چیزی می دهند و در واقع از جانب آن معیارها که معمولاً هم مبتنی بر سنت خودمان است چطور باید قضاوت کنیم؟ در خصوص معیار اول که دکتر اعوانی توضیحات کاملی دادند و مطرح کردند که در میان معاصرین کسی به اندازه دکتر نصر به این اندازه به اسلام و ایران خدمت نکرده است، اما در مورد معیار دوم باید گفت که اسلام برای قضاوت درباره افراد و افعال و کردار آنها زمان حال را در نظر می گیرد؛ چون کنکاش و جستجو در گذشته ما را به جایی نمی رساند. البته من مطلعم که انتقاداتی هم به ایشان وارد است. اهمیت این اثر هم در پاسخ های دکتر نصر به این شبهات و سوالاتی است که مدت هاست از جانب افراد مختلف خطاب به ایشان مطرح می شود.
فدایی مهربانی با تأکید براینکه بخش اصلی کتاب در فصل پنجم آمده است گفت: جدای از چهار فصل دیگر کتاب، اهمیت فصل پنجم در این است که در این فصل با آرا و نظراتی از دکتر نصر مواجه می شویم که در هیچ جای دیگری ندیده ایم، حتی ایشان در این فصل به نوعی در مقام دفاع از جمهوری اسلامی ایران برآمدند و اندیشه سیاسی ایشان در این فصل بسیار جالب است؛ چون برای بار اول از چیزهایی حرف زدند که هیچ جای دیگری درباره آن حرف نزدند؛ مثلاً اینکه در مورد چرایی پذیرفتن ریاست انجمن فلسفه شاهنشاهی یا سایر مسئولیت های مشابه توضیح دادند.
وی افزود: علاوه بر اینها نصر در فصل پنجم اثر در خصوص امکان تکوین علوم اسلامی و بومی سازی آن صحبت و از آن دفاع کرده و توضیح می دهد که برخوردهای آئین نامه ای راه به جایی نمی برد. نکته مهمی که وجود دارد اینکه نباید تصور کنیم ایشان پس از گذشت سال ها تازه به فکر مطرح کردن مطالب سیاسی افتادند؛ چون ایشان، پیش از این هم در کتاب های دیگری از منظر علمی به جایگاه تمدن پرداخته بودند؛ بنابراین اگر دکتر نصر امروزه از علوم اسلامی دفاع می کند،‌ منظورش علم به معنی science‌است نه knowledg. به عبارتی این مباحث ریشه در منظومه فکری ایشان دارد نه اینکه عمداً در سال های اخیر به فکر این افتاده باشند حرف هایی بزنند که به مذاق اهل سیاست خوش بیاید.
آخرین سخنران جلسه، مالک شجاعی جشوقانی، سردبیر فصلنامه تخصصی نقد کتاب فلسفه، کلام و عرفان بود که مدیریت جلسه را هم به عهده داشت؛ صحبت های مختصر شجاعی بیشتر در خصوص نقد اثر بود. وی با اشاره به ضرورت توجه به تاریخ شفاهی گفت: تا الان حدود یازده اثر درباره دکتر نصر نوشته شده و «آفاق حکمت در سپهر سنت» جزء آخرین آثاری است که درباره ایشان نوشته شده و امیدواریم شبیه این آثار در حوزه تاریخ شفاهی بیشتر شود؛ چون این گونه کتاب ها راه آینده را بهتر مشخص می کنند.
شجاعی اولین نقد خود را به ارجاع ندادن به کتاب های نصر در اثر مربوطه وارد کرد و توضیح داد: هم خود آقای نصر در مقدمه توضیح دادند که نویسنده همه آثار ایشان را خواندند و هم نویسنده اشاراتی در این باره داشته در حالی که ما در هیچ جای کتاب، ردپایی از آثار دکتر نصر نمی بینیم و ارجاعاتی به کتاب داده نمی شود، در حالی که می شد حداقل یک کتاب شناسی مختصر از ایشان در انتهای کتاب بیاید. نکته دیگر اینکه در تاریخ نگاری فلسفه، باید رویکرد مشخص شود که گفت و گوها قرار است در چه مسیری باشد، ولی متأسفانه در این کتاب معلوم نیست که در چه مسیری قرار داریم.
وی افزود: علی رغم همه تلاشی که نویسنده برای ارائه نقد و صراحت کلام داشته، برخی از مواقع تحت تأثیر صحبت های دکتر نصر قرار گرفته و از تعابیری چون نفر اول، بهترین و... استفاده شده و سوگمندانه اینکه خودِ دکتر نصر هم وارد این وادی شدند که این موضوع در تاریخ نگاری مشکل ساز می شود. علاوه بر این، مصاحبه کننده در مباحثی مثل تاریخ فلسفه اسلامی، مباحثی را مطرح کرده و وارد بحث هم شده است، ولی وقتی با موضع صریح دکتر نصر مواجه می شویم، ‌بحث را نیمه کاره گذاشته است در حالی که موضوع هنوز جای بحث دارد و انتظار می رفت این سوال ها و مباحث ادامه پیدا می کرد.
این جلسه با پرسش و پاسخ میان حاضران و سخنرانان تمام شد.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۴ خرداد ۱۳۹۴
عناوین
رسته: 1