جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶
بر خط: 2831
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

941 بازدید
بحث تأسیس علوم در عالم تشیع منتفی است/ ممکن است تنها تولید کنیم

ابراهیم دادجوی گفت: در عالم تشیع ما نمی توانیم علوم طبیعی یا انسانی را تأسیس (به معنای ابداع بی سابقه) کنیم؛ ممکن است تولید کنیم، ولی تأسیس خیر و نکته هم در اینجاست که از نظر من تولید با تأسیس فرق دارد.


به گزارش خبرنگار مهر، جلسه پیش کرسی «واقع گرایی در علوم انسانی اسلامی» با ارائه ابراهیم دادجوی، عضو هیئت علمی گروه معرفت شناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۲۴ خردادماه در سالن حوزه ریاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.
در این جلسه دکتر خسرو باقری، دکتر حسین کلباسی و دکتر عبدالله نصری به عنوان داور در نشست حضور داشتند، اما ناقدان به صورت ویدئو کنفرانس در قم سخنرانی کردند. حجج اسلام حسین سوزنچی، علیرضا پیروزمند، علیرضا قائمی نیا و حمیدرضا شاکرین به عنوان ناقدان این جلسه، پس از ارائه طرح و نظریه دادجوی، به نقد نظریه او پرداختند.
این جلسه در حالی برگزار شد که کم و کاستی های آن موجب آزردگی خاطر برخی از حاضران و اساتید حاضر در جلسه هم شد؛ حضور مجازی ناقدان و مشکلات سیستم های دیداری ـ شنیداری سخنرانانی که از طریق ویدئو کنفرانس مباحث خود را طرح کردند، علت اصلی بی نظمی ها بود؛ به‌ علاوه برخی از ناهماهنگی ها درخصوص زمان بندی در حین جلسه رخ داد که با اعتراض یکی از داوران مواجه شد؛ همچنین فشردگی زمان و کوتاه بودن وقت، از دیگر دلایلی بود که علاوه بر اینکه باعث شد جلسه بدون جمع بندی تمام شود، موجب اختصار بیش از حد و پراکندگی صحبت های داوران به عنوان آخرین سخنرانان جلسه شد.
در ابتدای این جلسه، ابراهیم دادجوی طرح خود را با عنوان «واقع گرایی در علوم انسانی ـ اسلامی» ارائه داد و گفت:‌ در عرصه علم و دین و رابطه بین این دو، چه علوم طبیعی و چه علوم انسانی نظریات متعددی مطرح شده است و همه اندیشمندان در پی این هستند که چه ارتباطی می توان میان این دو، یعنی علم و دین، برقرار کرد؛ با این حال،‌ نوعی حیرت و گمگشتگی در همه این نظریات وجود دارد. به عقیده من این حیرت را باید در رئالیسم پیدا کنیم؛ یعنی باید در درجه اول واقع گرا باشیم.
وی افزود: ما واقع گرا هستیم به دو دلیل: اول اینکه انسان هستیم؛ دوم اینکه شیعه ایم و دقیقاً تفاوت بین اندیشمندان اهل سنت و شیعه هم همین است که سنی ها واقع گرا نیستند و بیشتر بر ظواهر تأکید دارند، ولی اندیشمندان شیعه علاوه بر ظاهر واقع گرا و عقل گرا هم هستند و همین عقل گرا بودن، جزء منابع دینی هم است.
دادجوی در ادامه سخنانش با تأکید بر اینکه در عالم تشیع ما نمی توانیم علوم طبیعی یا انسانی را تأسیس (به معنای ابداع بی سابقه) کنیم، اظهار داشت: ممکن است تولید کنیم، ولی تأسیس خیر و نکته هم در اینجاست که از نظر من تولید با تأسیس فرق دارد. بنابراین از نظر من موضوع تأسیس در این حوزه منتفی است. اتفاقی که در این حوزه رخ می دهد تهذیب است؛ همان کاری که هر اندیشمندی چه دینی و چه غیردینی انجام می دهد. به عبارتی هیچ اندیشمند علوم انسانی، علوم را نفی نمی کند که بگوید «من چیز دیگری می آفرینم.» بلکه علوم موجود را خوب یاد می گیرد، پس از فهم و درک روش، شروع به تولید نظریه در دانش می کند، اگر هم متفکر خوبی باشد، تولید مکتب می کند. برای همین تأثیر یک دیندار، از ناحیه تولید نظریه یا تولید مکتب است که در چارچوب تهذیب انجام می شود.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با اشاره به اینکه در مورد علوم اعتباری، دین حرفی برای گفتن ندارد، تصریح کرد: چون همه چیز بر پایه اعتبارات است، در مورد علوم عقلی محض که ذهنی و تحلیلی هستند هم همین طور، اما در مورد علوم انسانی ـ نقلی حرف های زیادی برای گفتن دارد؛ چون دین مباحث خطابی و جدلی دارد و بر این اساس تهذیب از طریق روش علم انجام می شود و این روش علم به ما اجازه خواهد داد که به لحاظ روشی بدانیم که دین و معارف دینی تا چه اندازه می تواند در علوم تجربی، علوم انسانی عقلی و نقلی و علوم اجتماعی رفتاری حرفی برای گفتن داشته باشد.
وی در ادامه با توضیح روشی که هم واقع بینانه باشد هم عقل گرایانه و دین پسندانه گفت: برای تعیین روش این کار یا باید نظریه بدهیم یا باید یک مکتب بسازیم. به تصور من برای این کرسی، ساخت مکتب مناسب است؛ یعنی برای اینکه ما بتوانیم از این حیرت و گمگشتگی رهایی پیدا کنیم، نیازمند مکتبی هستیم که رئالیستی باشد، منتها اقتضای رئالیستی بودن این است که بدانیم مبانی هستی شناسی چیست؟ معرفت شناسی حاکم بر هستی چیست؟ فلسفه علم حاکم بر هستی چیست؟ فلسفه علوم انسانی که قرار است اسلامی شود چیست؟
دادجوی در پایان سخنانش بیان کرد: من چهارچوب نظری خود را در سه بخش، نظریه معرفت شناسی، فلسفه علم و فلسفه علوم انسانی ـ اسلامی تحت عناوینی چون نظریه واقع گرایی پیش رونده، نظریه حدس و اثبات و تهذیب با واسطه، ارائه دادم که به دلیل کمبود وقت از توضیح در خصوص این سه نظریه می پرهیزم و توضیح آنها را به جلسه دیگری موکول می کنم.
اولین ناقد این طرح علیرضا پیروزمند، معاون فرهنگستان علوم اسلامی قم، بود. وی این طرح را فاقد نوآوری دانست و گفت: آنچه در کرسی ها بسیار اهمیت دارد موضوع نوآوری است که متأسفانه آقای دادجوی حرف جدیدی نزده اند. اگرچه از اصطلاحاتی مثل «واقعیت پیش رونده» یا نظریه حدس و اثبات سخن گفته اند، هیچ کدام اینها حرف تازه ای نیست و پیش از این هم افراد دیگری از این موضوعات سخن گفته بودند.
وی افزود: ایشان در چند جای طرح از مکتب، سخن گفتند، اما توضیح ندادند که منظورشان چه مکتبی است، علاوه بر این ادعاهای ایجابی ایشان جای تردید دارد. ادعای سلبی هم مبنی بر اینکه تأسیس منتفی است یک ادعای تقلیل گرایانه است و بنا به تعریف ایشان که معتقدند کسانی که قائل به تأسیس هستند، نگاه کل گرایانه به مسائل و علم دارند، به نظر می رسد ایشان در چنبره انتزاع گرایی دچار شده اند و در معرفت شناسی باقی مانده اند.
حجت الاسلام والمسلمین حمیدرضا شاکرین، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دومین ناقد نظریات دادجوی بود؛ شاکرین در ابتدا ایراد خود را به اصطلاح «تهذیب» گرفت و گفت: ایشان در طرح خود از اصطلاح تهذیب استفاده کرده اند، اما به اینکه تهذیب چیست و چه مراحل و مراتبی دارد، اشاره نکردند. علاوه بر این گاهی از تعابیری استفاده کرده اند که به لحاظ معنایی می تواند فهم های متفاوتی درباره آنها صورت گیرد.
وی افزود: ارائه کننده طرح، در برخی از مواقع، مخصوصاً در حوزه های علوم طبیعی و تجربی، در دامنه پوزیتیویست ها گرفتار می شود. ضمن اینکه ترکیبات روشی طرح ایراد دارد و ناقص است؛ بنابراین طرح می تواند روش شناسی دقیق تری داشته باشد.
حجت الاسلام والمسلمین حسین سوزنچی، استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)، به عنوان سومین منتقد این جلسه ضمن تأئید ایرادات شاکرین و پیروزمند گفت: در این طرح یکسری تعابیر مثل دین، علوم انسانی ـ اسلامی، شیعه، سنی و... استفاده شده است که بسیار ابتدایی مطرح و تعریف شده اند؛ مثلاً ایشان در تعریف دین، تلقی خاصی از تعریف شیعه و سنی ارائه داده اند که کار درستی به نظر نمی رسد. علاوه بر این، اینکه علوم انسانی را منحصر به علوم انسانی عقلی ـ تجربی و نقلی کنیم درست نیست.
وی افزود: همچنین در این طرح دسته بندی هایی صورت گرفته است، اما از این دسته بندی ها تعریف درستی نشده است یا مثلاً اینکه در چند بخش صحبت های خود، از روش علوم انسانی سخن گفتند، اما توضیح ندادند که روش علوم انسانی چیست و منظورشان از این روش چیست. علاوه بر این بحث علم دینی بحث discipline است نه یک بحث گزاره ای.
سوزنچی در پایان سخنانش گفت: ایشان در طرح خود، خوارج را جزء اهل سنت دانستند در صورتی که اصلاً این گونه نیست و سنی ها همواره با دو دسته مشکل داشتند: یکی خوارج، دیگری شیعه ها؛ به این صورت چگونه می توان خوارج را جزء این دسته نامید؟ به صورت کلی عمده ای از سخنان ارائه دهنده منبع مستقلی ندارد و در سراسر طرح ابهامات بسیاری وجود دارد.
علیرضا قائمی نیا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، آخرین ناقد این طرح بود که به صورت خیلی مختصر نظرات خود را راجع به طرح دادجوی ارائه کرد. وی عمده ایراد این طرح را برقرار نکردن ارتباط با طرح دانست و گفت: به نظر من مشکل اصلی این طرح برقرار نکردن ارتباط با طرح به دلیل ابهامات فراوان است؛ مثلاً اینکه در هیچ جای این طرح، تعریف مشخصی از علم نیامده و به نظر می رسد تعریف ایشان از علم متفاوت است. علاوه بر این، ایشان در چند جای طرح خود از واقع گرایی صحبت کردند، اما هیچ جا از آن تعریف مشخصی نکردند، این در حالی است که برای واقع گرایی تعاریف متعددی وجود دارد اما ایشان معین نکردند که محورشان براساس کدام یک از این تعاریف است.
وی افزود: بسیاری از ادعاهای ایشان جای بحث دارد؛ مثلاً اینکه در بخشی از مطلب خود آورده اند: «معرفت دینی مملو از خطاهاست»، اما نگفتند که این گفته را از کجا آورده اند. ارائه کننده می توانست بگوید که معرفت دینی خطا دارد، اما اینکه بگوید معرفت دینی مملو از خطاهاست یعنی اینکه نگارنده در مقام داوری نشسته و خودش را داوری می کند. علاوه بر این بر اساس گفته های وی، علم هم چهره ثابت دارد و هم متغیر، به این ترتیب معرفت دینی چطور می شود؟ در آنجا هم معرفت دینی ثابت و متغیر وجود دارد؟ بر این اساس می توان گفت نوعی آشفتگی معرفت شناختی در طرح وجود دارد و به طور کلی ارتباط منطقی بین ادعاها، نظریه ها و مبانی با نتایج وجود ندارد.
در ادامه این جلسه، دادجوی به صورت کوتاه به چند نقد منتقدان پاسخ داد که جواب هایش ناقدان را قانع نکرد. در انتهای این مراسم، خسرو باقری، که در مقام داور در این جلسه حاضر بود، گفت: مشکل تنگنای زمانی با اندیشیدن جور درنمی آید و طبیعتاً در این زمان کوتاه پاسخ ها به منتقدان قانع کننده به نظر نمی رسد، اما به عقیده بنده، معادله های سخنان دادجوی نامعادله است؛ یعنی مثلاً اینکه واقع گرایی را با علم یا عقل گرایی معادل بدانیم درست جور در نمی آید. علاوه بر این، علی رغم تفاوتی که ایشان برای تأسیس و تهذیب قائل است، تفاوت و تفکیک این دو از یکدیگر خیلی واضح و روشن نیست.

وی همچنین اضافه کرد: یکی از اصلی ترین مشکلات طرح این است که مشخص نیست مربوط به چه حوزه ای است. به حوزه فلسفه مربوط می شود یا فلسفه علم یا ...؟ چون در صورت مشخص کردن حوزه خود لازم نیست خیلی از مطالبِ اضافه آورده شود، در نتیجه دردسر شما هم کمتر می شود، علاوه بر این زدن حرفِ جدید کار آسانی نیست که به این راحتی ها انجام شود.
دکتر عبدالله نصری، استاد دانشگاه علامه طباطبایی از دیگر داوران حاضر در جلسه بود که ضمن انتقاد شدید خود از نحوه برگزاری مراسم گفت: اصلی ترین ابهام طرح این است که واقع گرایی که دادجوی در همه جا از آن سخن گفته یعنی چه و این واقع گرایی کجای بحث شما قرار دارد؟ علاوه بر این، بحث در حوزه شیعه و سنی ارتباطی با بحث ایشان ندارد و با طرح آن برای خودش فقط دردسر درست کرده است.

وی افزود: به نظر می رسد در بسیاری از مباحث ارائه دهنده خلط مبحث وجود دارد و فرضیه را برای خودش درست تبیین نکرده است، برای حل این مشکل بهتر است که تفسیر دقیقی از علم ارائه دهد و بگوید که ماهیت و چیستی علم چیست و ایشان چه تقسیم بندی از علم را پذیرفته است.
دکتر حسین کلباسی، مدیرگروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی، از دیگر داوران این نشست که در جلسه حضور داشت، به دلیل اتمام وقت، سخنرانی خود را به جلسه دیگری موکول کرد.
در پایان این مراسم، بنا به شور داوران با ارائه دهنده طرح، قرار شد که ارائه دهنده طی پانزده روز پاسخ های خود را برای منتقدان ارسال کند تا چنانچه لازم شد، جلسه دیگری برای ادامه این پیش کرسی گذاشته شود و در واقع برگزاری جلسه بعدی منوط به پاسخ های دادجوی به ناقدان است.
گفتنی است که دادجوی پیش از این در چند جلسه دیگر هم طرح خود با عنوان «واقع گرایی در علوم انسانی اسلامی» را ارائه کرده بود که مورد پذیرش داوران و منتقدان قرار نگرفت.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۷ خرداد ۱۳۹۴
عناوین
رسته: 0