شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵
بر خط: 2266
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1777 بازدید
ژئوپلیتیک تشیع؛ نقش مذهب رهایی بخش در مبارزه با داعش

مشکلی که علوم اجتماعی در ایران دارد این است که ابتدا به ساکن به سمت مطالعاتی نمی رود که بتواند اطلاعات دسته اولی را کسب کند و صبر می کند تا مثلاً یک غربی، ژاپنی و... در عراق یا سوریه خبر و گزارشی تهیه و بعد آن را به کتابی تبدیل کند و ما آن کتاب را ترجمه می کنیم و می گوییم داعش این است و این اتفاق در عراق یا سوریه دارد رخ می دهد. در واقع خودمان وارد فیلد و میدان تحقیق نمی شویم، و این تصور که ما باید وارد فیلد و میدان مطالعه شویم، برای علوم اجتماعی ما نامانوس است و جایی ندارد؛ مثلا یکی از دوستان چند وقت پیش به من می گفت: «دنبال کتاب خوبی درمورد داعش هستم که آن را با کمک دو سه مترجم ماهر ترجمه کنیم تا بتوانیم تصور دقیقی از داعش پیدا کنیم».


در نشستی که روز چهارشنبه مورخ ۲۶ فروردین، با عنوان «ژئوپلیتیک تشیع؛ نقش مذهب رهایی بخش در مبارزه با داعش» در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، دکتر سید جواد میری، عضو هیئت علمی این پژوهشگاه، سخنرانی خود را براساس مشاهدات میدانی که در عراق انجام داده بودند، ارائه کردند.
دکتر میری پیش از شروع بحث، عکس ها و قطعه فیلم هایی را که به صورت دسته اول و به واسطه حضور خود در منطقه گرفته بودند، نمایش دادند و پس از آن تحلیل های خود را ارائه کردند. در قطعه فیلمی نشان داده شد که یکی از فرماندهان ارتش عراق با پیدا کردن موج رادیویی فرمانده داعشی با او صحبت می کرد و در رجزخوانی ها به ۷۵ کیلومتر پیش روی در منطقه تحت نفوذ آنها اشاره داشت و اینکه چه شهید شود و چه داعشی ها را بکشد پیروز است. در مقابل فرمانده داعشی نیز، کشتن و کشته شدن خود را پیروزی می دانست و می گفت: «کشته های ما در بهشت خواهند بود و کشته های شما تا ابد در جهنم خواهند سوخت».
در یکی از عکس ها به هلاکت رسیدن یکی از نیروهای چچنی داعش نمایش داده شد و گفته شد که نزدیک به هشت هزار نفر از نیروهای چچنی از طریق ترکیه وارد خاک عراق شده اند و با ابوبکر البغدادی بیعت کرده اند.
در ادامه، مباحث و تحلیل هایی که دکتر میری ارائه کردند، از نظر گذرانده می شود.
ایشان در ابتدا با طرح این پرسش که داعش کیست یا چیست؟ و داعشی ها چه کسانی هستند؟ بحث خود را آغاز کردند و گفتند: در واقع رسانه ها؛ چه رسانه های داخلی و چه رسانه های خارجی، تصویر و تصوری از داعش را ارائه می دهند که یک هیولای عجیب است و نمی توان مقابل این لشکر جرّار ایستادگی کرد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی با انتقاد از وضعیت علوم اجتماعی در ایران گفت: مشکلی که علوم اجتماعی در ایران دارد این است که ابتدا به ساکن به سمت مطالعاتی نمی رود که بتواند اطلاعات دسته اولی را کسب کند و صبر می کند تا مثلاً یک غربی، ژاپنی و... در عراق یا سوریه خبر و گزارشی تهیه و بعد آن را به کتابی تبدیل کند و ما آن کتاب را ترجمه می کنیم و می گوییم داعش این است و این اتفاق در عراق یا سوریه دارد رخ می دهد. در واقع خودمان وارد فیلد و میدان تحقیق نمی شویم، و این تصور که ما باید وارد فیلد و میدان مطالعه شویم، برای علوم اجتماعی ما نامانوس است و جایی ندارد؛ مثلا یکی از دوستان چند وقت پیش به من می گفت: «دنبال کتاب خوبی درمورد داعش هستم که آن را با کمک دو سه مترجم ماهر ترجمه کنیم تا بتوانیم تصور دقیقی از داعش پیدا کنیم».
ما به رویکردی نیاز داریم که بتواند مسائل سیاسی را نه فقط در مدل های بین المللی، (ازجمله مدل های رئالیسم و ایدئالیسم و...) تجزیه و تحلیل کند، بلکه نیاز داریم تا جامعه شناس و مردم شناس، خودش وارد میدان شود و علاوه بر ابعاد سیاسی، روحیات، خلقیات و تاریخ آن منطقه مورد مطالعه را بهتر و بیشتر بداند و بشناسد.
حال واقعاً داعش کیست و کجا قرار دارد؟ اگر به نقشه عراق نگاه کنید، خواهید دید که هر چه به سمت کشور اردن (غرب عراق) نزدیک تر می شوید، تراکم نیروهای داعشی بیشتر می شود. هر چقدر به سمت مناطق شیعی و کردنشین نزدیک می شوید، عقبه داعشی ها و تراکم آنها کمتر می شود.
دیده ها و شنیده ها از کسانی که در آنجا بودند، بنده را به این نتیجه رساند که داعش یک گروه دهشتناکی نیست که به صورت خلق الساعه در خلأ به وجود آمده باشد و به صورت ساده می توان این طور بیان کرد که نیروهای سلفی و افراطی منطقه با همکاری کسانی که در حزب بعث بودند و برخی سنی ها در مناطق سنی نشین عراق که به گونه ای با دولت عراق و با نگاه های شیعی هیچ قرابت و همکاری نمی خواهند داشته باشند و به هیچ وجه ظهور و حضور یک دولت شیعی در عراق را نمی پذیرند، در یک نقطه، به یک همگرایی رسیدند. نیروهای داعشی، هم نیروهای افراطی هستند، هم بعثی ها و هم نیروهای خارجی که به گونه ای به سمت قرائت های افراطی از اسلام رفته اند و در خط مقدم این جریان هستند. ولی در پشت آن چیزی که به نام داعش وجود دارد، نیروهای افراطی سلفی هستند که به هیچ وجه ظهور و بروز و نفوذ ایران و دولت های شیعی را بر نمی تابند.
در واقع در هفتاد هشتاد سال گذشته یک ایدئولوژی و قرائتی در بین اعراب شکل گرفته است (تقریبا می شود گفت حمایت از صدام نیز بر اساس این قرائت بود) و آن این است که تشیّع یک تولید و محصول ایرانی و عجمی است و این در بین عرب ها، محلی از اِعراب ندارد. بنابراین دولت های عربی خواسته اند با این قرائت، شیعیان و اهل تشیع را در مملکت خودشان از حوزه قدرت دور نگه دارند.
حالا ظهور یک دولت شیعی در سوریه و بعد در عراق، لبنان و حتی یمن، به نوعی این بالانس را بر هم می زند و ایدئولوژی و قرائتی که در این هفتاد هشتاد ساله ساخته شده است که اعراب سنی هستند و شیعه یک محصول عجمی است بر هم می خورد و مهم تر از همه حتی توازن قوا در جوامع عربی تغییر می کند.
مثلا اگر به دهه 19۵۰ و 19۶۰ نگاه کنید، خواهید دید که شیعیان در لبنان هیچ جایگاه خاصی ندارند، ولی بعد از یک مدت به یکی از قدرت ها و بلوک های قدرت تاثیرگذار تبدیل می شوند. در سوریه و عراق هم همین طور است و در یمن نیز در حال زایش و نوزایش است.
این عوامل باعث شده است یک بسیج عمومی بر ضد تشیّع و نیروهای شیعی صورت بگیرد. حال باید دید شیعیان در عراق چگونه مبارزه خود را پیش می برند و نقش تشیّع به عنوان یک ایدئولوژی و به عنوان یک چارچوب ایدئولوژی رهایی بخش، چه کاری را انجام می دهد. تا قبل از سال ۲۰۱۳، حکومت عراق می خواست به صورت کلاسیک و با استفاده از ارتش با داعشی ها بجنگد، اما بعد از فرمان مرجعیت در عراق، می بینیم که موکب هایی در عراق احداث شده اند که یک قبیله یا عشیره ای این موکب ها را می چرخاند و نیازهای جسمی و بساط نیروها را (از جمله غذا و آب و...) ارائه می دهد. این موکب ها برنامه ای ریخته اند (که ملهم از همان ایده بسیج در ایران است) به این صورت که به جای مبارزه کلاسیک، مردم را بسیج و وارد صحنه می کنند و هر کدام از آنها به عنوان یک هسته مقاومت تعریف شده است که افراد زیادی را سازماندهی می کنند و خود این هسته ها در برابر نیروهای داعش و سلفی که از عربستان و اردن تغذیه می شوند مقاومت می کنند و در این هشت ماهه نشان داده است که این روش نسبت به روش جنگ کلاسیک، تاثیرگذارتر و مثمرثمرتر بوده است.
در رابطه با نقش ایران در عراق و مقابله با گروه های تکفیری، با توجه به گفتگوهایی که داشتیم، می توان گفت ایران ارتش یا نیروی نظامی وارد خاک عراق نکرده است. اما با کمک های تسلیحاتی و مستشاری از نیروهای مردمی و ارتش عراق حمایت می کند و به صورت اطلاعاتی بسیاری از ایشان را تغذیه می کند که تا امروز نیز بسیار موفق بوده است.
در منطقه ما (منظور منطقه ای است که از داغستان، قفقاز در جنوب روسیه شروع می شود و تا جمهوری آذربایجان، بخش هایی از ترکیه و سوریه، لبنان، عراق و یمن و تا حدودی در سمت شرق آفریقا و شرق عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس و بعد در شبه قاره هند، پاکستان و افغانستان و بخش هایی از کشورهای آسیای مرکزی که شامل تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و قزاقستان می شود) جمعیت متنابهی از تشیع حضور دارد که در بعضی کشورها جمعیت آن زیاد و در بعضی دیگر جمعیت آن کم است. هسته مرکزی این منطقه کشور ایران است که در آن حکومت شیعی قدرت دارد.
به اعتقاد من، به نظر می رسد که در تغییر و تحولات جهانی که در حال رخ دادن است، بعضی از دولت ها به جای آنکه واحد سیاسی خودشان را بر مبنای ملّت تعریف کنند، بر اساس ژئوکالچر تمدنی تعریف می کنند و در اینجا یکی از ژئوکالچرهای تمدنی می تواند ایران باشد که تشیع در آن پررنگی خاص و ویژه ای دارد.
حال سپاه قدس به گونه ای سعی دارد از این ژئوپلتیک تشیع برای پیشبرد اهداف تمدنی استفاده کند. حال سوال این است که آیا واقعا سپاه قدس می تواند چنین پروژه ژئوکالچری را با تعاریف و نگاه های سخت افزاری به پیش ببرد؟
به نظرم این پروژه نیاز به نگاه های نرم افزاری نیز دارد که آن نگاه های نرم افزاری را کسانی که در رشته های مردم شناسی و جامعه شناسی آموزش دیده اند، می توانند با رویکردهای خلاقانه تر به پیش برند و لازم است تا این افراد وارد میدان شوند و منطقه را خوب بشناسند و صرفاً به کارهای کتابخانه ای و ترجمه ای اکتفا نکنند.
نکته آخری که می خواهم بگویم این است که به طور کلی تعریفی که از دین در علوم اجتماعی می کنند، جنبه های سرکوبگرانه آن را بیشتر مطمح نظر قرار می دهند و دین را ابزار استبداد و سرکوب می دانند که در تاریخ مسلمین و پیروان ادیان دیگر نیز این قضیه وجود داشته است. اما جنبه های دیگری در دین وجود دارد که همانا نقش رهایی بخش دین است و اگر شما به کشور عراق نظر کنید، می بینید که یک ایدئولوژی وجود دارد که به جان مردم رحم نمی کند و کودکان و زنان و به طور کلی غیرنظامیان را از دم تیغ می گذراند. در برابر چنین ایدئولوژی که از قضا خود را به خدا و پیغمبر منتسب می کنند، مذهب تشیع در عراق و سوریه، نقش رهایی بخش را پیدا کرده است؛ یعنی نقش یک چارچوبی را پیدا کرده است که مردم را تحت لوایی قرار می دهد که بتوانند در مقابل یک نیروی جرار که از عربستان و اردن و نیروهای فرامنطقه ای تغذیه می شوند، از خود دفاع کنند. به عبارت دیگر، نقش قرائت رهایی بخش از دین باید بیشتر مورد توجه اهل نظر در معادلات ژئوکالچری جهان اسلام در قرن ۲۱ قرار گیرد.

تاریخ انتشار در سایت: ۷ تیر ۱۳۹۴
نقش ها
عناوین
رسته: 1