شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۶
بر خط: 2348
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

81 بازدید
حلول روح مارشال در روشنفکران ایرانی

روشنفکری جامعه ایرانی سابقه ای طولانی دارد. این روشنفکری در دوره های مختلف خود نقش های متفاوتی برعهده گرفته است؛ مبلغ مشروطیت، مبارز عرصه سیاسی، تئوری پردازی برای دولت متمرکز، نظریه پردازی برای مبارزه چریکی، هواداری برای اصلاحات آرام، تبلیغ برای ملی شدن صنعت نفت، حمایت از خصوصی سازی و... نمونه ای از این نقش هاست. اما مقتضیات امروز جامعه ایران از روشنفکر چه نقشی می طلبد؟

• سنت های روشنفکری در تاریخ غرب و حتی برخی جوامع در حال توسعه با یکدیگر متفاوت است. با وجود این در دهه های اخیر روشنفکران شناخته شده در غرب، ورود مستقیم به مسائل اجتماعی و اقتصادی داشته اند. جنبش های اعتراضی اخیر در فرانسه و جنبش وال استریت در امریکا از نمونه هایی است که روشنفکران نیز همراه آنها بوده و نقش بی واسطه در آنها داشته اند. چگونه است که روشنفکران به مسائل نظری و فکری اکتفا نمی کنند و وارد فعالیت های اعتراضی انتقادی می شوند؟

سعیدی: گفتمان سیاست اجتماعی در غرب را می توان از دو بعد رسمی و غیر رسمی یا عملی و نظری مورد بررسی قرار داد. در آنجا فاصله این دو از همدیگر زیاد نیست و اغلب نظریه پیش از عمل قرار دارد. حتی در دوره هایی که سیاست گذاران در عمل دچار مشکل می شدند به این دلیل بود که نظریه ای در پاسخ به مسائل ارائه نمی شد؛ مثلا راه سوم توسط گیدنز که مانند سایر چشم اندازهای رفاهی توسط اساتید کالج LSE انگلستان مطرح شد، در واقع نظریه جدیدی بود که از دل مناقشه گفتمان سیاست اجتماعی روشنفکری چپ و راست بیرون آمد و نگاه جدیدی به سیاست و اجتماع از یک سو و رابطه دولت و ملت از سوی دیگر داشت. نکته دیگر اینکه مباحث روشنفکری با ماهیت اجتماعی در آنجا از دل تضاد طبقاتی ناشی از رشد جامعه صنعتی و افزایش فاصله طبقات سرمایه دار و کارگر بیرون آمد. بحث مارکس و بهره ای که نظام سرمایه داری از پیش بینی وی برد و سپس آشتی ای که میان بورژوازی و سیاست گذاران به وجود آمد و دولت رفاه را متولد کرد، ناظر به همین موضوع است. به موازات همین رخدادها و وقایع، مباحث نظری و روشنفکری نیز شکل گرفت و تداوم یافت. در آن زمان ویلیام بوریج، از نظریه پردازان شناخته شده، گزارشی را منتشر کرد که از اسناد اولیه و پیشینی تکوین دولت رفاه است. بعدها در دوران اوج و افول دولت رفاه، به این بحث ها بیشتر دامن زده می شود و پیوند میان نظر و عمل تداوم پیدا می کند.

• آقای دکتر، اجازه بدهید وار موضوع ایران شویم و مقایسه ای بحث را به پیش ببریم. عملکرد روشنفکران و سیاست گذاران را در ایران پیش و پس از انقلاب اسلامی در مقایسه با غرب چگونه تحلیل می کنید؟

سعیدی: در ایران رد پای روشنفکری را لااقل از دوره مشروطیت و حتی قبل از آن می توان یافت؛ مثلا در آن دوره در اثر تأسیس مراکز علمی و مدارس و دانشگاه و اعزام دانشجویان به خارج از کشور، یک حرکت علمی شکل می گیرد که خود را در سیاست گذاری و نظام اداری کشور نشان می دهد. تأثیر این در برخی قوانین مدنی مانند بهداشت و آموزش نیز دیده می شود. این رویکرد علم گرایانه حتی دین را هم متأثر می کند. پس از آن نیز روشنفکری مذهبی شکل می گیرد که اندک اندک مایه های چپ پیدا می کند و با مفهوم برابری پیوند می یابد. این مفاهیم در انقلاب اسلامی ایران هم انعکاس می یابد و آرمان های برابری و حمایت از مستضعفین و طبقات محروم در زمره شعارهای انقلاب قرار می گیرد.

شدت این گفتمان به حدی بود که نظام پهلوی نیز تلاش داشت خود را حامی برابری نشان دهد. بسیاری از صنعتگران پیش از انقلاب که من با آنها مصاحبه کرده ام معتقدند شاه سوسیالیست و ضد صنعت بود. هرچند با وجود همه اتهاماتی که شاه متوجه صنعتگران می کرد و دخالت هایی که می شد، بخش خصوصی رشد کرد. از سویی تکلیف شاه نسبت به دهقانان و کارگران روشن بود. دهقانان را با اصلاحات ارضی خلع سلاح کرد و کارگران را نیز با دادن سهام کارخانه ها. به ویژه از 1340 به بعد، اعتراضات کارگران و دهقانان کمتر سیاسی و بیشتر صنفی بود.

پس از انقلاب تا 2 خرداد 1376 تفکیکی که میان چپ و راست سیاسی در ایران وجود دارد، بیشتر ریشه های اقتصادی و اجتماعی دارد. شاید بتوان گفت هر چقدر مشارکت روشنفکران در سیاست کم می شده، گفتمانشان تغییر می کرده است. از 1376 به بعد گفتمان سیاسی غلبه پیدا می کند؛ یعنی قبل از آن گفتمان غالب، بیشتر رویکرد اجتماعی و اقتصادی دارد و پس از آن رنگ و بوی سیاسی پیدا می کند. نکته قابل ذکر این است که اگر بخواهیم فوکویی نگاه کنیم، گفتمان غالب لزوما نشان دهنده همه واقعیت های موجود در جامعه نیست. ابعادی از واقعیتی است که توسط سیاسیون و روشنفکران پررنگ شده است. هر گفتمانی لزوما منطقی و واقعی نیست.

• خب این توصیفی که شما دارید بیشتر از فضای سیاسی است. هرچند در ایران روشنفکری دور از قدرت است. وگرنه رویکرد اجتماعی بیشتر کسانی را شامل می شود که صبغه سیاسی داشته اند. نگاهی به روشنفکران دینی ما مثل سروش، مجتهد، ملکیان یا روشنفکران غیردینی مثل طباطبایی، جهانبگلو و... نشان می دهد وجه معرفت شناسی و نظری بر فعالیت آنها حاکم بوده و بر خلاف روشنفکری پیش از انقلاب، کمتر وارد مسائل اجتماعی و اقتصادی شده اند. این در حالی است که روشنفکران غرب مثل بوردیو، رانسیر، ژیژک و چامسکی، درست بر خلاف روشنفکران ما به دفعات پیرامون مسائل اجتماعی و اقتصادی اظهار نظر کنشگری می کنند. این تفاوت را قبول دارید؟

سعیدی: همین طور است. ببینید در غرب چه در آکادمی و چه در فضای روشنفکری این بحث ها جریان دارد؛ مثلا وقتی شما وارد دپارتمان علم سیاست (Politics) هر دانشگاهی می شوید، مباحث سیاست اجتماعی و دولت رفاه در جریان است و یکی از بحث های اصلی است؛ لذا در رسانه ها و فضای اجتماعی نیز این مباحث مطرح است؛ چون روشنفکران آن را مهم می دانند. این مسئله را می توان با استفاده از نظریه حقوق شهروندی مارشال تبیین کرد. در غرب رویکرد خطی این نظریه حاکم بوده به این معنا که ابتدا حقوق مدنی، سپس حقوق سیاسی و پس از آن حقوق اجتماعی (در نیمه دوم قرن بیستم) توسط و برای سرمایه داری محقق شده مورد بحث قرار گرفته است. در ایران نیز روشنفکران و فعالان سیاسی و اجتماعی ما از همین مدل تبعیت می کنند؛ یعنی تصور می کنند ابتدا باید حق بیان، حق اعتراض، حق حیات، حق اعتصاب و... چه برای زنان و چه مردان محقق شود و بعد نوبت به حقوق اجتماعی از قبیل حق اشتغال و بیمه و تأمین اجتماعی و آموزش و بهداشت می رسد. در حقیقت روشنفکران ما به حقوق اجتماعی اعتنایی ندارند. مثلا فعالان حقوق زنان در ایران اغلب به دنبال حقوق مدنی زنان هستند تا حقوق اجتماعی زنان. در حالی که جالب است بدانید قانون تأمین اجتماعی هیچ تبعیضی بین زن و مرد نمی گذارد. زن شاغل همان حقوق را دارد که مرد شاغل. منظورم این است که ممکن است از راه گسترش حقوق اجتماعی به حقوق سیاسی هم رسید مانند کره جنوبی. یا حقوق سیاسی مناسب نداشت. لزوما اینها به دنبال هم به دست نمی آیند.

• اما این مدل در کشورهای جهان سوم متفاوت است.

سعیدی: گفتمان حاکم بر روشنفکری و سیاست ما همین است. هر چه پیشرفت در سیاست اجتماعی نیاز موجود است، گفتمان رسمی و برخی از آن مربوط به توجه مقطعی روشنفکران به حقوق اجتماعی بوده است.

• خب بحث بر سر همین است که شاید مسیر متفاوتی نیاز است؛ مثلا اگر عکس نظریه مارشال نگاه کنیم و بر اساس مدل مازلو قضاوت کنیم، می توانیم بگوییم افزایش حقوق اجتماعی و تأمین حداقل های معیشتی زندگی، منجر به گسترش مطالبات فرهنگی و سیاسی می شود و مسیر را برای دموکراسی هموار می کند.

سعیدی: من از گفتمان حاکم حرف می زنم. شما دارید بحث منطقی می کنید. اگر بخواهیم منطقی و واقع بینانه نگاه کنیم، من به شما می گویم غرب هم که سیاست اجتماعی و دولت رفاه آن مسیر را رفته اکنون در بحران است. بحران اقتصادی امروز در اروپا و امریکا و جنبش های اعتراضی نشان دهنده همین موضوع است؛ یعنی آن مدل مارشال هم الزاما به نتیجه مطلوب نمی رسد. می خواهم بگویم اگرچه عدم دخالت روشنفکران ایرانی در قدرت آنان را به بی گفتمانی اجتماعی کشانده است،‌ اما آنها باید به نتیجه دامن زدن تنها به گفتمان حقوق سیاسی توجه داشته باشند.

• بازگردیم به ایران! با توجه به ضعف در حضور روشنفکران در این عرصه و فقدان مدل مطلوب برای تحقق حقوق اجتماعی، راه حل را در چه می دانید؟

سعیدی: راه حل در همین بحث های گفتمانی است. هرکس در بین روشنفکران وقتی بیرون از گفتمان حاکم سخن بگوید، امکان طردشدگی اش وجود دارد. باید گفتمان دیگری را به راه انداخت و مسائل اجتماعی و رفاهی را مطرح کرد. شبیه همین بحثی که اقتصاددانان در مورد تحریم مطرح کرده اند. یکی از دلایل این ضعف، نقش اندک مسائل اجتماعی و اقتصادی در زندگی روشنفکران است. در غرب سیستم اجتماعی و اقتصادی به گونه ای است که افراد جامعه و از جمله روشنفکران را با مقولاتی مثل اعتیاد، بیم، مالیات و... درگیر می کند. در رابطه با این مسائل، همواره بحث های جدی در آکادمی ها و محافل مطرح است و راه حل های مختلف ارائه می شود. اما در جامعه ما ظاهرا این حجم عظیم معتادان و فقرا و محرومین نظر کسی را جلب نمی کند؛ مثلا به بحث های اخیر یارانه نگاه کنید. مسئله بعد روشنفکری ندارد. منظورم این است که پشت بحث ها هیچ دیدگاه نظری ای نیست که بگوید براساس چه بعد گفتمانی ــ حقوق یا تکالیف ــ باید یارانه داد؛ ارزش های جامعه ما در پرداخت یارانه چیست؟ انصاف است برابرخواهی یا مساوات طلبی یا باید به نتایج برابری توجه کرد یا برابری فرصت ها. اینها هیچ مطرح نیست. لذا جالب است وقتی برخی اقتصاددانان ظاهرا چپ گرا و طرفدار دولت برای خروج از بحران یارانه ها راه حل ارائه می دهند، مکانیزم های سیاست گذاری شان شبیه نئولیبرالیسم غربی است؛ یعنی از حداقل ها برای کم درآمدها دفاع می کنند.



با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۵ مهر ۱۳۹۴
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
گفت و گو شونده : علی اصغر سعیدی
مطالب
عناوین
رسته: 0