جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵
بر خط: 3760
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

984 بازدید
تسبیل مال در فراز تاریخ ایران

نخستین نشست تخصصی از مجموعه نشست های تخصصی با موضوع خیر در ایران با عنوان «بررسی روند ایجاد و گسترش امور خیریه نوین در ایران» عصر روز سه شنبه 21 مهرماه 1394 با حضور علی ملانوری، قائم مقام مدیرعامل بنیاد خیریه راهبردی آلا در حوزه خیر ماندگار، آقای موسی پور، معاونت دانشگاه فرهنگیان، الهام ملک‌زاده، پژوهشگر و جمعی از اصحاب علم و فرهنگ به همت بنیاد خیریه راهبردی آلا و دانشگاه فرهنگیان در ساختمان مرکزی دانشگاه فرهنگیان برگزار شد.
در این مراسم الهام ملک زاده، عضو هیئت علمی پژوهشکده تاریخ، به عنوان سخنران حضور داشت.
الهام ملک زاده در بخش اول سخنان خود، با اشاره به فضای بکر پژوهشی در این حوزه گفت: «حوزه تخصصی من تاریخ است؛ زمانی که کار پژوهش در این حوزه را شروع کردم، متوجه فضای بکر پژوهشی در این حوزه شدم که می تواند برای کسانی که می خواهند وارد این بخش پژوهشی شوند، قوت قلبی باشد. شاید حضور فیزیکی و مالی برای هرکس مقدور نباشد، اما می توان در مورد این موضوع تحقیق و پژوهش کرد».
ملک زاده در ادامه با تاکید بر سابقه تاریخی ایرانیان در کارهای عام المنفعه و خیریه گفت: «موضوع بحث امروز، فتح البابی برای ادامه نشست های تخصصی امر خیر در ایران است. ضرورت رفع نیازهای بشر، در طول تاریخ و در همه نقاط دنیا به عنوان یک واکنش طبیعی شناخته می شود. در نتیجه تأکید ادیان الهی و تعالیم انبیا و رسولان خدا بر داشتن روحیه تعاون و نیکوکاری با اهمیت و جدیت بیشتر، در مقیاس های بزرگ تر مورد توجه قرار گرفته است».
این عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در ادامه به نگاه متفاوت خیر در بازدید از اماکن تاریخی اشاره کرد و گفت: «کسانی که برای بازدید از ابنیه باستانی، مساجد و بقاع قدیمی می روند، بهتر است علاوه بر تجلی روح و هنر گذشتگان در این آثار، به نیات ساخت چنین ابنیه ای هم توجه داشته باشند. به این فکر کنند که ساخت مدارس، حمام ها، پل ها، بیمارستان ها، راه ها و... براساس چه عقیده ای شکل گرفته است. بانیان این امور چه کسانی بوده اند».
وی در ادامه اظهار داشت: «امر خیر در اقصی نقاط جهان، با نام های متفاوت حاصل از عقاید مخصوص و معین وجود داشته که موجب بقای مؤسسات خیریه شده است. شرایط و مقررات خاص هر منطقه، با توجه به ظهور فرق مذهبی خاص، در نوع و کارکرد این بنیادها، مؤسسات و انجمن های خیریه تاثیر داشته است. هر فرقه با دیدگاه های ایدئولوژیک خاص خود به کار خیر می پرداخت. به همین علت امر خیر در جهان دارای اصول ثابتی نبوده است».

پیشینه وقف در جهان و ایران
ملک زاده با تشریح پیشینه وقف در جهان گفت: «وقف، جولانگاه امر خیر، برآمده از روح انسانی و زاییده تفکرات معنوی جوامع بشری است. برخلاف تصور اولیه، وقف مختص کشورهای اسلامی و شرقی نیست. این امر به تمام نقاط دنیا اختصاص دارد. در مروری به تمدن های گذشته از جمله مصر، بابل، روم، یونان و... با آثاری از موقوفات رو به رو می شویم. همچنین آریانژاد‌ها (ایرانی ها) با پیروی از آیین خود به آبادانی و کمک به بینوایان و دستگیری از مستمندان می پرداختند. ایرانیان دارای موقوفات و نذورات بسیاری برای نگهداری معابد و آتشکده ها بوده اند. در بسیاری از شهرهای ایران، مانند یزد و کرمان، هنوز بین زرتشتیان می توان آثاری از این موقوفات را دید. این سنت از اعتقاد ایرانیان و آیین زرتشت به «رفتار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» نشئت می گیرد. براساس تعالیم دین زرتشتی، ایرانیان موظف به کار خیر بوده اند. بر پایه این نیک اندیشی، زرتشتیان یک دهم از درآمد خود را صرف خیرات برای فقرا و یا داد و دهش می کردند. در بخشی از ترجمه فارسی اوستا آمده است که «اهورامزدا از کسی خشنود است که بینوایان را دستگیری کند»؛ به همین جهت بسیاری از نیکوکاران زرتشتی پیش از مرگ، تمام یا قسمتی از اموال خود را وقف مستمندان می کردند. براساس آنچه از گذشته به جا مانده است، چنین رسمی به دوره پیشدادی باز می گردد و بنیان گذار آن «جمشید» بوده است.
الهام ملک زاده در ادامه به حضور اسلام در ایران اشاره کرد و گفت: «زمانی که اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین الهی وارد ایران می شود، با نگاهی جدی و قاطع به این امر، با ایجاد فضایی مناسب، فرصتی را در اختیار مسلمانان ایرانی قرار می دهد که با خلاقیت و خلق فضاهای گسترده‌ وارد امر خیر و حوزه موقوفات شوند. در سوره های مختلفی از قرآن مجید ما با آیاتی در خصوص تعاون، انفاق، باقیات و صالحات، صدقات و... رو به رو می شویم که تأکید دین اسلام را به مسئله امر خیر نشان می دهد. روایات ائمه اطهار هم بر این موضوع مهر تأیید می زند».
ملک زاده با بیان حدیثی از پیامبر اکرم در خصوص صدقه جاریه گفت: «پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «هنگامی که کسی می میرد، پرونده اعمال او بسته می شود مگر در سه مورد، کار نیک روزانه، علم مفید و فرزند صالح. اسلام توجه زیادی به صدقه جاریه و وقف دارد. از دیدگاه اسلام، حبس عین مال و تسبیل منفعت مال، وقف نامیده می شود. به این ترتیب واقف صریحا مشخص می کند مال موقوفه به چه منظور وقف می شود. تاثیر چنین مسئله ای بر جامعه، در طول تاریخ مورد توجه حکام و سلاطین قرار گرفته است. در ابتکارات ایرانی ها ما با دستگاه های فرهنگی، بهداشتی، مؤسسات خیریه، مظاهر تمدنی و سازمان های اجتماعی رو به رو می شویم که در دوره قرون وسطی وجود نداشته، اما در ایران به شکلی ساده و روان انجام می گرفته است».
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی در ادامه با تشریح سابقه وقف و خیریه در تاریخ ایران بیان کرد: «بعد از شکل گیری حکومت های نیمه مستقلی همچون طاهریان، صفاریان و سامانیان، اوقاف به عنوان یکی از مسائل مهم حکومتی مورد توجه قرار گرفت و گسترش یافت. در این دوره هرچه پیش تر می رویم، با توجه به قدرت حکومت ها، نوع و فضای موقوفی، کارهای خیر تنوع بیشتری می یابد. بیشترین بازخورد این مسئله زمانی اتفاق می افتد که بحث دانشی و علمی در امور خیر مطرح می شود. در این دوران ما با مدارس و مراکز آموزشی وقفی رو به رو می شویم که در نوع خود آگاهی بخش هستند».
وی در ادامه به بحث آسیب های موقوفات در طول تاریخ پرداخت و اظهار داشت: «در مواقعی از تاریخ ما با غصب اموال موقوفه نیز رو به رو می شویم. با یورش مغول ها به ایران، نهادها و مؤسسات موقوفی دچار هرج و مرج می شوند. این مسئله تا زمانی که ایلخانان، مسلمان شوند، ادامه پیدا می کند. بعد از اسلام آوردن ایلخانان، در دوره غازان ها، اموال موقوفه دوباره ساماندهی می شوند. در این دوره فضای امور خیر رونق پیدا می کند. پایان دوره غصب اموال موقوفه نشان دهنده تنش بین دو قدرت است. در یک سو چادرنشینان مغول هستند که درک دقیقی از مسئله ندارند و به تصاحب اموال موقوفه به عنوان یک منبع درآمد نگاه می کنند و در سوی دیگر روحانیون مسلمان قرار دارند که مسئولیت تولیت اموال موقوفه بر عهده آنهاست. وقف اموال الزاما هیچ ارتباطی به مسلمانان ندارد. در همین مقطع زمانی حق وقف و امتیازات ناشی از آن در کلیساها، صومعه های عیسویان و سایر مذاهب هم دیده می شود. اداره اکثر مدارس بر عهده بنیاد موقوفات است. این امر با گذشت زمان گسترش می یابد».
الهام ملک زاده در ادامه به دوران اوج امر خیر و موقوفه در ایران پرداخت و اظهار داشت: «نقطه اوج این جریان به دوره صفویه و شاه عباس بازمی گردد. از مهم ترین‌ موقوفات این دوره می توان به اموال موقوفه متعلق به آستان قدس رضوی و آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی در تبریز اشاره کرد. پس از سقوط صفوی ها و فترت بعد از آن، با روی کار آمدن افغان ها و نادرشاه افشار، این روند دچار یک خلأ بزرگ می شود. نادر شخص دین مداری نیست و موقوفات را به عنوان جایگاهی اقتصادی و مستقل برای مقام روحانیت می بیند که با سیاست هایش در تضاد است. نادر موقوفات را از دست روحانیت خارج کرده و این اموال را به عنوان اموال خالصه در دفاتر ثبت اراضی به نام «ربئات نادری» ثبت می کند. به این ترتیب نهاد موقوفات از حیز انتفاع خارج می شوند. پس از مرگ نادر و روی کار آمدن جانشینان متزلزل وی، خط مشی تغییر کرده و بخشی از اموال موقوفه به صاحبانشان مسترد می شود. در سال های آشفته بین دوره صفویه تا قاجار، تنها در یک دوره کوتاه کریمخان زند، موقوفات موقتا ساماندهی می شوند. نمود این مسئله را در اموال موقوفی به جا مانده در شیراز می توان دید. همچنین برای رونق بخشیدن به وقف، اقداماتی صورت می گیرد. در این دوره از سوی کریمخان، وزیری مستقل برای احیای وقف منسوب می شود».
این پژوهشگر علوم انسانی با تشریح وضعیت وقف در دوره قاجار گفت: «در دوره قاجار به دلایل متعددی، ما با وضعیت نابسامان اجتماعی رو به رو هستیم. قحطی، شیوع بیماری های واگیرداری همچون وبا و طاعون، بروز جنگ های پرتلفات داخلی و خارجی و... تاثیر مستقیمی بر وضعیت جمعیتی کشور می گذارد. این مسئله آسیب های اجتماعی زیادی را در پی دارد. به این ترتیب در مقاطعی، دولت خود وارد عمل می شود. یکی از اولین بروزات این موضوع پیامدهای کشتار کرمان است. در این اتفاق، نفوسی که مولد جامعه هستند یا کشته و معلول می شوند یا از شهر فرار می کنند. زمانی که میراث این کشتار به فتحعلی شاه می رسد، بیم آن می رود که حکومت بار دیگر به دست غیرایرانی ها بیفتد. کرمان در شرایط خاصی قرار می گیرد. زرتشتیان شهر آزرده هستند. در دوران صفوی نیز افغان ها از همین مسیر به ایران راه پیدا کردند. ارتباطاتی بین مردم منطقه و افغان ها دیده می شود. برای اولین بار در این دوره، فردی را به عنوان حاکم به کرمان می فرستند تا برای انجام کارهای خیر از همه امکانات استفاده کند. این امور خیر در قالب شفاخانه، کاروانسرا، حمام و... عملا کسانی را پوشش می دهد که نیروی مولد خود را از دست داده اند. مسئله ای که در دوره قاجار در نقاط دیگر کشور دیده نمی شود. حتی در مواردی نقاطی از کشور از ردیف بودجه حذف شده اند و مردم منطقه خود ابتکار عمل را به دست گرفته و به امر خیر می پردازند».
وی ادامه داد: «دوره قاجار در ابتدای قرن نوزدهم و با شروع تفکر امپریالیستی همراه است. ایران بر سر چهارراهی قرار می گیرد که در مسیر جنگ های زیادی است. کشورهای آن روزگار در تصور توسعه اراضی و افزایش مستعمرات خود هستند. به این ترتیب ایران تحولاتی را پشت سر می گذارد که تبعات منفی به بار می آورد. یکی از این تغییرات جنگ ایران با روس و تحولات انگلستان در هند است. انگلستان تلاش می کند هند را از دست ندهد و راه روس را ببندد. در چنین شرایطی ایران با شکست سختی از روس ها، وجه المصالحه قرار می گیرد. پس از این است که عباس میرزا، ولیعهد وقت، گروهی از ایرانیان را برای بررسی دلیل شکست ها و نتایج تلخ ناشی از این جنگ، به غرب می فرستد. این اتفاق، سرآغاز توجه ایران به غرب و شروع تحولات نوین در ایران است. ایرانیان از این طریق با غرب آشنا می شوند. همان طور که پیش تر هم گفتم، برخلاف حضور نهادهای اجتماعی خیریه در ایران، غرب در قرون وسطی فاقد هر گونه ساختارهای عام المنفعه و اجتماعی بوده است. در قرون وسطی، اداره موقوفات در اختیار کلیسا گذاشته می شود. سوءاستفاده های زیادی نیز در این مقوله از سوی کلیسا رخ می دهد. در این دوران است که اروپا با بحث خردگرایی، سازمان گرایی و فردگرایی رو به رو می شود. با توجه به این تحولات، ایران نیز سعی می کند از این چرخه عقب نمانده و قدم در راهی بگذارد که بسیار طولانی است».

آغاز خیر نوین در ایران
ملک زاده با تشریح شرایط آغاز دیدگاه های نوین به امر خیریه در ایران اظهار داشت: «در هر مقطعی که ما به مسائل علمی و دانشی توجه کردیم، تغییراتی در حوزه موقوفات سنتی ما شکل گرفت. اصلاحات در نهادهای حکومتی مبتنی بر نیازهای اجتماعی شکل گرفته است. هر زمانی که دانش و شناخت در کشورهای دیگر و مظاهر تمدنی شکل گرفت، معضلات اجتماعی در ایران پررنگ تر نمود یافت. برای برون رفت از این شرایط، مسائل و اتفاقاتی مدنی شکل می گیرند که حوزه خیریه را هم پوشش می دهد».
وی در ادامه با اشاره به تغییرات در دوره ناصری گفت: «در دوره قاجار به علت مشکلاتی که برای جامعه ایران به لحاظ بیماری و نابسامانی های اجتماعی به وجود می آید، جمعیت هیچ گاه از مرز دوازده میلیون فراتر نمی رود. در دوره ناصری، روی کارآمدن صدراعظمی که در محیط متفاوتی رشد کرده است، در تغییر رویکرد حکومت و جامعه نقش مهمی دارد. در این دوره رویکرد حکومت به جایگاه های عام المنفعه تغییر می کند. فردی به نام میرزا حسین خان سپهسالار یا میرزا حسین خان مشیرالدوله به عنوان یکی از صدراعظم های دوران ناصری بر مسند کار می نشیند. یکی از کارهای بزرگ وی، برقراری تفکر تحول در جامعه است. در دوران صدارت وی در سال 1288 بیماری وبا شیوع یافته و قحطی بزرگی شکل می گیرد که کشتار بزرگی از مردم را در پی دارد. یکی از اولین اقدامات نوین در این شرایط شکل می گیرد. عده ای خواهان خروج شاه از شهر هستند، ولی وی بر حضور شاه در شهر اصرار می کند و می خواهد شاه با مردم بماند. خود زمام امور را به دست گرفته و وضعیت نان و غله را سامان می دهد. علاوه بر این با پخت غذا و پخش آن در میان مردم نیازمند، کنسرتی را در تهران برپا کرده و از کلیه سفرای خارجی و همسرانشان دعوت می کند تا با خرید بلیت های این کنسرت به کمک مردم بشتابند. این کار نخستین تجربه ای است که به شیوه انجام کارهای خیر در کشورهای اروپایی در ایران انجام می شود. پس از این اقدامات دیگری صورت می گیرد تا از اعیان، بازرگانان، کدخداها و منتصبین دولتی دعوت می شود تا این تجربه را داشته باشند. پس از مشروطه، این امر در جامعه به عنوان یکی از راه های جلب مشارکت مردمی با استفاده از امکانات مالی افراد تسری می یابد و حتی مجلس اعانه ای به همت آقای سپهسالار در ایام رمضان برای این امر برگزار می شود».
این عضو هیئت علمی پژوهشکده تاریخ در ادامه به وضعیت میسیون های مذهبی حاضر در ایران پرداخت و گفت: «در این دوره میسیون های مذهبی از کشورهای اروپایی و امریکایی در ایران حضور دارند که علاوه بر پوشش مسیحیان ایرانی به مردم عادی نیز کمک می کنند. به طوری که در سال 1308، یکی از میسیون های امریکایی با حمایت ناصرالدین شاه زمینی را خریداری کرده و ساختمان یک بیمارستان را پی ریزی می کند. این بیمارستان در سال 1310، سه سال پیش از مرگ شاه افتتاح می شود و به درمان رایگان مردم و پخش رایگان دارو میان مسلمانان و اقلیت ها می پردازد. کسانی که خواهان برقراری چنین اندیشه هایی هستند علاوه بر توجه به اصلاحات نهادهای حکومتی، می خواهند همه مردم به امکانات دسترسی داشته باشند. این تفکر کم‌کم در حوزه های اجتماعی راه پیدا می کند. با انقلاب مشروطه و روی کار آمدن نظام پارلمانی این مهم در قالب وظایف و نقش های اجتماعی افراد و حکومت تعریف می شود».
الهام ملک زاده در ادامه اظهار داشت: «ورود مفاهیم جدید، باعث تغییر رویکرد قانونمداران از شکل سنتی به حالت مدرن می شود. به مرور ساختارهای منظم، در مکان های مشخص و با حضور افراد معین تعریف می شود. گروه هایی برای ساماندهی ایتام، زنان بی سرپرست و... شکل گرفته و سعی می کنند این گروه ها را تحت پوشش قرار دهند. عملکرد جدیدی از کارهای عام المنفعه شکل می گیرد که ناشی از توجه افراد خیر به معضلات اجتماعی است».
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی ضمن پرداخت به نحوه شکل گیری گروه های خیریه نوین گفت: «اقدامات خودجوش مردم به مرحله ای می رسد که به عنوان دستور قانونی وارد مجلس می شود. براساس مصوبه مجلس، پول خرد باقیمانده از حقوق نمایندگان صرف امور خیر می شود. همچنین پول حاصل از فروش محموله های پستی بدون صاحب نیز به نیازمندان اختصاص می یابد. به این ترتیب امور خیر به شکل قاعده مند در جامعه مطرح می شوند. بنیان گذاران امور خیر جدید و بنیادهای خیریه نوین نیز از بین همین گروه های اجتماعی شکل می گیرند. با افزایش آگاهی، نگاه تخصصی تر می شود. اینکه جامعه به چه نیاز دارد و نیات باید به چه سمت و سویی گرایش بیابند در این نگاه شکل گرفته و دچار تغییر می شود. نیات همچنان خیر هستند، ولی کارکرد تغییر می کند. این مسئله در طی دوران مشروطه تا روی کار آمدن رضاشاه ادامه دارد».
ملک زاده در ادامه به وضعیت امور خیر در دوره پهلوی اول اشاره کرد و گفت: «در حد فاصل مشروطه تا روی کار آمدن دولت پهلوی، نگاه واقفان به حوزه خیر تغییر کرده و به روز می شود. با توجه به نیازهای روز وقف صورت می گیرد. همچنین در دوره رضاشاه به بعد ما با سیاست های ساخت ایران جدید و دولت نوین رو به رو هستیم. اقتضای چنین حکومتی حضور اشخاص نیازمند، بی سرپرست و... در خیابان ها نیست. در نتیجه حکومت وارد عمل شده و به مردم می گوید چه کنند. الزام به امر خیر توسط مردم در این دوره شکل می گیرد. یکی از سیاست های حکومت در این دوره، کوتاه کردن نظام عرفی و حذف مذهب است. ما در این مقطع وزارت اوقاف و امور خیریه را داریم و حکومت خود متولی اوقاف است و آن را اداره می کند. امور خیر، حوزه ای است که اگر مشارکت بالای مردم را هم داشته باشد، بی خطر است. این حضور اجتماعی از یک سو منجر به اقناع روحی مردم می شود و از سوی دیگر دولت استفاده خود را از آن می برد. نتایج حاصل از این مسئله شالوده بنیادهای نوین امروزی را پایه گذاری می کند. شاید در این دوره کوتاه شانزده ساله، نباید انتظار بازخورد نتایج را داشت. مسائلی که امروز به عنوان نتیجه نهادهای خیرین نوین می بینیم حاصل فعالیت هایی در دوره محمدرضا پهلوی و جمهوری اسلامی است که کاملا بروز یافته و تا به امروز ادامه داشته است.

خیر در میان اقلیت های زرتشتی و یهودی یزد
در ادامه جلسه خانم خانی، پژوهشگری که تحقیق مفصلی در خصوص ابنیه و اموال موقوفی در استان یزد داشت، به ایراد سخن پرداخت.
وی در تشریح پژوهش خود گفت: «کاری که من انجام داده ام با محوریت امر خیر در میان اقلیت های زرتشتی و یهودی شهر یزد صورت گرفته است. در بسیاری از موقوفات این شهر شاهد نگرش نوینی هستیم که به امور خیر جهت داده است. یزد همواره به عنوان بستری برای حضور اقلیت های زرتشتی و یهودی همواره شهره بوده است. میسیون های خیریه از سال ها قبل در این شهر فعالیت داشته اند. این گروه های مذهبی با تاسیس مدارس خیریه دخترانه و... برای گسترش دین مسیحیت تلاش می کردند، اما در این مسیر به توفیقی دست نیافتند و تاکنون هیچ مسیحی در یزد زندگی طولانی نداشته است. مطلب قابل توجه در خصوص گروه های خیریه نوین، حمایت های دولت از آنهاست. در زمان ناصری، خیریه های زیادی توسط زرتشتیان و تحت نظر اکابر پارسیان هندوستان در ایران فعالیت کرده و به هم وطنان و هم کیشان خود یاری می رسانند. اکابر پارسیان هندوستان تحت حمایت ثروتمندان هندی و با حمایت غیرمستقیم دولت بریتانیا به کار خود ادامه می دهد. این مرکز فعالیت های خود را در حوزه های آموزشی و بهداشتی در ایران آغاز می کند؛ فعالیت هایی که در ابتدا قرار است به مقررات دین زرتشتی و تفکرات الحاقی بپردازد و هدف بعدی خود را آگاه ساختن جامعه زرتشتیان ایرانی قرار داده است. در این دوره اکثر زرتشتیان ایران ساکن یزد و کرمان هستند. نمونه فعالیت های آنها در تاسیس مراکز آموزشی گسترده برای پسران و دختران، تاسیس دبستان قاجار و احداث مراکز بهداشتی، مانند زایشگاه بهمن است».
وی در ادامه با توضیح اهداف چنین تشکل های خیریه ای گفت: «هدف چنین انجمن هایی در نگاه اول، آگاهی بخشی و حب انسان دوستی و وطن پرستی است، اما با واکاوی در فعالیت های آنها به دو هدف دیگر نیز می رسیم. این دو هدف شامل ترس از جذب زرتشتیان توسط میسیون های مذهبی و استفاده از زرتشتیان برای نفوذ دولت بریتانیا در فرهنگ ایران است».
وی با اشاره به نبود حمایت دولتی از یهودیان و انزوای این اقلیت‌ گفت: «یهودیان به علت قرار گرفتن در اقلیت و نبود حمایت های دول اسلامی همواره رفتار محافظه کارانه و منزوی داشتند. به همین علت در دوره معاصر چندان خیریه وابسته به یهودیت دیده نمی شود. تنها فعالیت خیریه آنها تاسیس مدرسه ای به نام انتخاب در یزد است. این مدرسه توسط موسسه ای به نام آلیانس (آریانس) اداره می شود. دلیل این فعالیت به حضور میسیون های مسیحی باز می گردد. این میسیون ها با توزیع رایگان غذا، پوشاک و... بین مردم و دانش آموزان یهودی تلاش می کردند آنها را جذب مسیحیت کنند. یهودیان برای ممانعت از جذب هم کیشان خود به دین مسیحیت، مدارسی را تحت عنوان آلیانس (آریانس) تاسیس کردند. این مدارس برای اولین بار توسط میرزا حسین خان سپهسالار در عصر ناصری در یزد افتتاح شد. پس از آن در شهرهایی مانند همدان، اصفهان، کاشان و... دبستان های آلیانس (آریانس) برای دو گروه دختر و پسر تاسیس گردید».
خانم خانی در ادامه با اشاره به تاثیر تاسیس این مدارس در نگاه مردم اظهار داشت: «این مدارس در نگاه عامه مردم تغییرات زیادی را ایجاد کرد. این انجمن ها توانستند نیروهایی را تربیت کنند که در سال های بعد با مهاجرت به سرزمین های اشغالی، پایه گذار صهیونیست باشند. مدارس آلیانس (آریانس) با تاکید بر علوم جدید و زبان نوین، نسلی با عقاید ملی گرایانه و سکولار تربیت می کردند. به این ترتیب بخشی از جوانان ایرانی خواهان فرهنگ غرب نیز جذب این مدارس شدند. دوستی جوانان یهود با جوانان ایرانی توانست انزوای جامعه یهود را بشکند. تفکرات صهیونیست در سال 1320 شمسی معادل با 1947 میلادی فرصت جولان می یابد. همچنین با تاسیس خیریه هایی مانند تعاون، کانون خیرخواه و... در سال های حکومت پهلوی، زمینه ای برای آگاهی بخشی به جوانان یهود ایجاد می شوند. نتیجه این فعالیت ها افزایش روحیه تعاون و همکاری بین مردم است. اقلیت های دینی به علت ارتباطی که با خارج از کشور داشتند فعالیت های آموزشی و علمی را پیش از امور خیریه سنتی آغاز می کنند. همین مسئله بر بهبود کیفیت زندگی آنها تاثیر می گذارد».
در ادامه جلسه، فیلمی از مدارس زرتشتی یزد از جمله مدرسه مارکار و کیخسروی، پخش شد و بخش پایانی نیز به طرح پرسش ها و دیدگاه ها اختصاص یافت.
سلسله نشست های تخصصی خیر نوین، سه شنبه سوم هر ماه برگزار خواهد شد. به پیشنهاد جمع، موضوع ماه آینده این نشست نیز، ادامه بحث جلسه مهرماه خواهد بود.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۰ آبان ۱۳۹۴
عناوین
رسته: 0