یک‌شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
بر خط: 2873
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

564 بازدید
استنباط نظام اجتماعی اسلام از دیدگاه شهید صدر

در کتاب «مجتمعنا فی فکر و تراث الشهید السید محمدباقر الصدر»، اثر حجت‌الاسلام سید منذر حکیم، مبانی جامعه‌شناسی قرآنی در اندیشه‌های شهید صدر ترسیم شده‌ است. حجت‌الاسلام حکیم، که از شاگردان شهید محمدباقر صدر بوده است، در سایر آثار خود همچون موسوعه «أعلام الهدایه» و مباحث تاریخ اسلام نیز به الگوها و نظریه‌های شهید صدر در نگاه به اجتماع و تاریخ دلبستگی نظری داشته است. آنچه در ادامه می‌آید، گزیده‌ای از مباحث مطرح‌شده در چند جلسه از درس «خارج فقه ـ فقه نظام‌ اجتماعی» ایشان است که در آن، ابعادی از نظریه اجتماعی شهید صدر و مبانی آن بیان شده است.[1]

مراحل استنباط در روش استنطاقی شهید صدر
شهید صدر مراحل استنطاق را در مقام استنباط نظریه و نظام در دو مرحله کلی تقسیم می‌کند:
مرحله اول گردآوری و تجمیع احکام و تمامی مفاهیم مرتبط با یک موضوع مانند اقتصاد؛
مرحله دوم ترکیب و تفسیر احکام در جهت دستیابی به مطالبی که بیانگر انسجام و هماهنگی این مجموعه در کنار هم باشد.
در هر یک از این مراحل، نکات مهم و اساسی وجود دارد که باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.
در مرحله گردآوری احکام، توجه به این نکات ضروری است:

۱. باید توجه داشت که هر حکمی نمی‌تواند بیانگر کلیات نظام اقتصادی باشد، بلکه در مقام تجمیع احکام باید به دنبال احکامی گشت که بتوانند بازتاب انسجام اجزای مرکب نظری یا همان مذهب باشند که این امر نیاز به دقت و ممارست فراوان دارد؛
۲. در مقام تجمیع به «احکام» نباید اکتفا نمود؛ چراکه مفاهیم نیز به نسبت نقش آنها به عنوان بستر حقیقی تشریعات، نقشی کلیدی و اساسی در مذهب دارند؛
۳. در مقام استنباط احکام، باید از ضوابط اجتهاد مصطلح و رایج به طور صحیح تبعیت نمود.

اما در مرحله ترکیب و تفسیر مهم‌ترین نکته که پایه و اساس کار را تشکیل می‌دهد آن است که فقیه باید به دنبال «کشف» رابطه باشد و نه «ایجاد» آن و در این مسیر جز به حرکت اکتشافی تمسک ننماید.

همچنین پس از کشف روابط میان احکام در مقام تفسیر و تبیین آن، از حدود و ضوابط معقول و مقبول در مقام استنباط فراتر نرود تا بتواند به حق نظریه حاکم بر نظام رفتاری را کشف نماید .

منظومه‌های اندیشه فقهی و ساختار آن در اسلام
اگر نظام‌های مطرح در اسلام را بخواهیم تحلیل و بررسی کنیم، به‌طور طبیعی با چنین نظمی مواجه خواهیم شد:
یک زیرساخت که پیش‌فرض‌های اساسی را تشکیل می‌دهد و شامل مفاهیم و ارزش‌هاست که نظریه از آن استنباط می‌شود و از این طریق مرکب نظری ناظر به مقام عمل از مفاهیم استنباط می‌گردد .

بر پایه «نظریه» طرح‌شده و این مرکب نظری که ناظر به مقام عمل است، «نظام» استنباط می‌شود و در آن فقیه به مرکب عملی می‌پردازد و مقام عمل را مورد دقت قرار می‌دهد. این امر با توجه به دو نکته صورت می‌گیرد:

۱. مبتنی بودن نظام بر نظریه به‌دست‌آمده از ترکیب پیش‌فرض‌ها؛
۲. لحاظ مقام عمل و چگونگی اجرایی کردن نظریه اما در حد کلیات عملی.

پس از این مراحل، مقام «رفتار» است که در پرتوی نظام به‌دست‌آمده، فقیه به استنباط رفتارها و مصادیق نظام که کلیات مقام عمل بود، می‌پردازد و آنها را بر جزئیات رفتاری و مصادیق تطبیق می‌دهد و احکام جزئیه را در پرتو آن استنباط می‌نماید.

در این منظومه یا ساختار مخروطی که برای بحث نظام‌ها در اسلام متصور است، دو رکن آن عموما روشن است و سابقه بحث دارد و دو رکن آن کمتر مورد توجه قرار گرفته و نیاز به استنباط جدی در آن وجود دارد.

دو رکن کارشده و روشن یکی «پیش‌فرض‌ها و مفاهیم پایه» است که در قالب آیات و روایات عام و برخی مباحث اعتقادی و کلیات اخلاقی تبیین شده است و دیگری «احکام رفتاری» یا «فتاوای جزئی ناظر به مقام عمل» است که توسط فقهای عظام مورد استنباط قرار گرفته و می‌گیرد .

میان این دو مرتبه، مرتبه «نظریه» و «نظام» باقی می‌ماند که مجهول است و کمتر مورد بحث قرار گرفته است و حرکت استنباطی ما در پی روشن کردن جایگاه و تأثیرات این دو حلقه می‌باشد.

روشن بودن و سابقه داشتن بحث در دو حوزه فوقانی و زیرساخت‌های منظومه‌های اندیشه فقهی اسلام به ما کمک می‌کند که در پرتوی ایجاد رابطه میان پیش‌فرض‌ها و احکام فوقانی، مسیر کوتاه‌تری را برای استنباط نظریه و نظام طی نماییم .

ثمرات عملی و واقعی بحث نظام
سؤال مهم و اساسی در این میان، پی‌جویی ثمرات بحث نظام است. در حقیقت باید دید با توجه به تمامی این مباحث و این همه نکات پیرامون آن، چه ثمره‌ای در مقام عمل برای فقیه و مکلفین به‌دست خواهد آمد تا در پرتوی آن، مسیر را به طور جدی‌تر و دقیق‌تر بپیماییم .

بحث نظام، قلمروی گسترده‌ای از مباحث و مقاصد را در خود جای داده است، نظام، هم مجموعه رفتارهای فردی و هم مجموعه‌ رفتارهای اجتماعی را سامان می‌دهد. رفتارهای فردی نیز خود دو دسته «در میان جامعه اسلامی» و «در میان جوامع غیرمسلمان» را دربرمی‌گیرد. تفاوت احکام در میان تمامی این حوزه‌ها با توجه به نوع موضوع و شرایط حاکم بر آن متفاوت خواهد بود؛ کما اینکه تا به حال نیز در فتاوای فقها منعکس شده است .

از سوی دیگر وجود منطقه‌الفراغ در احکام اسلام از ضروریاتی است که داشتن احکام ثابت و متغیر آن را ایجاب می‌کند. چگونگی استنباط و نظم‌دهی میان احکام ثابت و متغیر و سامان‌دادن به منطقه‌الفراغ نیز از مباحثی است که در حوزه بحث از نظام می‌گنجد؛ چراکه در استنباط جزئی، کشف روابط و منظومه‌سازی آن اتفاق نمی‌افتد و این امر موکول به بحث نظام است که وظیفه آن کشف روابط و کشف انتظامات حاکم میان آنهاست .

پرکردن منطقه‌الفراغ و روشن نمودن آن نیز از اموری است که بر عهده ولی امر و فقیه حاکم است و این امر نیز اجتناب‌ناپذیر است. تبیین و کشف پیش‌فرض‌های اساسی برای استنباط و تفقه در منطقه‌الفراغ و نظم دادن به آن نیز داخل در بحث نظام است؛ چنان‌که شهید صدر پیش‌فرض‌های پنج‌گانه اساسی برای استنباط در منطقه‌الفراغ را طرح نموده‌اند.

تمامی این امور از ثمره‌ها و موجبات بحث از نظام است، مضافا که کشف قواعد حاکم بر تنظیم منطقه‌الفراغ، به تنظیم روابط میان احکام ثابت و متغیر نیز کمک شایانی می‌کند. از سوی دیگر احکام مربوط به منطقه‌الفراغ در خارج از نظام اسلامی نیز تبیین شده و بسیاری از مشکل‌های مکلفان در تعامل با غیرمسلمین را مرتفع خواهد ساخت.

استنباط مستقیم در پرتو سؤال یا استنباط حلقه میانی احکام فوقانی و مفاهیم عام
با توجه به مباحث طرح‌شده در آثار شهید صدر، دو رویکرد استنباطی در مقام استنباط نظریه و نظام می‌توان تصور نمود:
یکی رویکرد «اقتصادنا» که در آنجا با ایجاد رابطه میان مفاهیم عام و پیش‌فرض‌ها با احکام فوقانی که در پرتوی استقرای احکام فوقانی و کشف روابط میان آنها صورت می‌گیرد، به استنباط نظریه و نظام می‌پردازد .

این در حالی است که در جزوه «مشروع الدستور» که به بحث از نظریه اجتماعی می‌پردازد، با داشتن منظومه‌ای از سؤال‌ها و مسائل پایه، مستقیما به سراغ نصوص رفته و «نظریه استخلاف» را از آن استنباط می‌کند و احکام فوقانی را در آن لحاظ نمی‌کند.

مقدمات مهم برای ورود به بحث نظام اجتماعی
تا اینجا روش شهید صدر برای کشف و استنباط نظریه و نظام، مباحث در رابطه با این روش، جایگاه آن در استنباط از متون شرعی، مبانی حجیت استنباط در این سطح و کیفیت بهره‌گیری از ظهورات در استنطاق متون بررسی شد.

روشن شد که در منهج استنطاقی به جز افزایش دقت و نظام‌مندسازی کشف قرائن برای کشف ظهور در پرتوی نگاه جامع در سؤال‌ها و تجمیع همه‌جانبه قرائن، چیزی مازاد بر حرکت استنباطی فقها وجود ندارد و مبانی حجیت آن همان مبانی حجیت استنباط و اجتهاد است که رایج و متداول است و منهج استنطاقی مواردی را مانند روح شریعت و شامه فقاهت و... که کلی و بدون قاعده رها شده است، نظام می‌دهد و ضابطه‌مند می‌سازد.

کشف نظام اجتماعی بر اساس روش استنطاق
در موضوع بحث ما که استنباط نظام اجتماعی از متون دینی است، به دنبال کشف نظام حاکم بر جامعه اسلامی در کلمات شارع مقدس (قرآن کریم و روایات اهل‌بیت(ع)) هستیم؛ یعنی می‌خواهیم با به‌کارگیری روش استنطاق به کشف نظام اجتماعی در دین بپردازیم. با توجه به مباحث گذشته بدیهی است که نظام اجتماعی بر یک نظریه و پیش‌فرض اساسی استوار است که آن نیز باید از متون و کلمات خود شارع اتخاذ شود.

نکات مهم در خصوص بحث نظام
اولین نکته مهم قبل از ورود به بحث، توجه به این حقیقت است که در پی‌جویی و استنباط نظام، فقیه به دنبال عناصر نظم‌دهنده به جامعه انسانی است و کیفیت و چگونگی این انتظام را استنباط می‌کند .

از سوی دیگر این امر (نظامی که موجب انتظام جامعه است) خود مبتنی بر یک پیش‌فرض اساسی است که در پرتوی آن نظام معنا می‌شود و جهت می‌یابد و آن بحث از چرایی است که همان بحث نظریه است .

نکته دوم: این با توجه به روشن شدن مطلب اول، این انتظام جامعه و چگونگی آن، که ثمره بحث نظام در پرتوی بحث از نظریه‌ای متقن است، به عنصر اساسی جامعه، که همان «روابط» می‌باشد، تعلق می‌گیرد؛ چراکه در حقیقت آن چیزی که جامعه را تشکیل می‌دهد روابط گوناگونی است که در آن جریان دارد .

این روابط از روابط انسانی تا روابط گوناگون انسان با خدای متعال و انسان با طبیعت و... همه را دربرمی‌گیرد و در حقیقت فقیه به دنبال کشف نظامی جامع است که دربرگیرنده تمامی روابط انسان باشد و بتوان برای آن برنامه کامل و جامعی ارائه نماید .

نکته سوم: در هر نظامی سؤال‌های پایه‌ای مانند کشف منشأ نظام، ابعاد آن و ثمرات و نتایج آن مطرح است که باید به طور جدی مورد بحث قرار گیرد.

رابطه عنصر پایه در نظریه و نظام اجتماعی
مطلب اول: تفاوت نظریه و نظام
نظریه اجتماعی به مباحث نظری و اندیشه‌ای اطلاق می‌گردد که به تبیین فلسفه و چرایی یک نظام می‌پردازد و با رویکرد ما در این بحث به بررسی و تبیین فلسفه و چرایی نظام اجتماعی نظر دارد.

این در حالی است که نظام اجتماعی به مجموعه مباحثی اطلاق می‌گردد که درصدد تعیین قوانین و ضوابطی است که روابط فیمابین عناصر تشکیل‌دهنده جامعه را سامان بخشد و به آن جهت ‌دهد .

مطلب دوم: نسبت‌سنجی میان عناصر جامعه و نظریه و نظام اجتماعی
عناصر تشکیل‌دهنده «جامعه» شامل موارد ذیل است:
۱. انسان
۲. طبیعت
۳. رابطه میان این عناصر
به روشنی درمی‌یابیم که از میان این عناصر سه‌گانه، عنصر محوری که در مباحث نظام اجتماعی نقش جدی ایفا می‌کند، همان عنصر «رابطه» است که نظام اجتماعی در پی تنظیم و سازماندهی آن است.

بر این اساس، ما در مقام بحث از نظریه اجتماعی، باید به دنبال موجهاتی باشیم که برای قوانین موجود در نظام اجتماعی (یا همان روابط حاکم بر عناصر جامعه) توجیه صحیح و معقول و پایه‌ای روشن و مستدل پی‌ریزی نماید.

مطلب سوم: توجه به وجود جمعی و مقومات آن
چنان‌که پیش‌تر هم اشاره شد، وجود جمعی بدون در نظر گرفتن روابط میان افراد جامعه و مجتمع محسوب نمی‌گردد و آنچه مجموعه‌ای از افراد را به سطح یک مجتمع و یا جامعه ارتقا می‌دهد، نوع روابط حاکم بر آن مجموعه است و آیاتی که به توصیفات امم می‌پردازد، مانند «وَ لِکُلِّ أُمَّهٍ أَجَلٌ»[2] در مقام بیان آن است.

مطلب چهارم: مقصود از نظریه استخلاف
با توجه به مقدمات طرح‌شده، اگر گفته می‌شود «نظریه استخلاف» یا از خلافت الهی برای انسان سخن به میان می‌آید، بدان معناست که ما درصدد پی‌جویی مبانی علمی و اثباتی نظامی هستیم که روابط حاکم بر آن و قوانین رایج در آن مبتنی بر خلافت انسان از سوی خدای متعال است .

شهید صدر در مباحث «سنت‌های موضوعی» و «عناصر جامعه»، از مباحث «تفسیر موضوعی» و همچنین در مبحث «خلافت انسان و شهادت انبیا» از جزوه «الاسلام یقود الحیاه» به موضوع نظریه و نظام اجتماعی پرداخته‌اند. چنان‌که در مباحث تفسیر موضوعی «نظریه استخلاف» محوریت بحث را به خود اختصاص داده است و در بحث «خلافت انسان و شهادت انبیا» بیشتر به نظام توجه شده است .

وجود اجتماعی و هویت جمعی
مطلب اول: وجود اجتماعی و وجود فردی
آنچه مسلم است و حقیقت آن انکارناپذیر، «وجود جمعی» در عین «وجود فردی» است که هر یک تعینات و خواص ویژه خود را داراست. در مقام اثبات وجود جمعی، این‌گونه می‌توان بحث و استدلال کرد:
* وجدان
اول آنکه وجود جمعی واقعیت دارد، آثار و تبعات آن با وجدان درک می‌شود و همه انسان‌ها تفاوت تعامل با فرد و جامعه را به خوبی درک می‌نمایند.

* آیات کتاب الهی
بینه دیگر بر وجود جمعی، دقت در آیات الهی در قرآن کریم است که خطابات خدای متعال کاشف از آن است، چنان‌که در آیات بسیاری به سرنوشت امم بما هم أمه پرداخته و در آنها به حرکت اجتماعی یک امت، فارغ از عمل افراد ــ و پیامدهای آن ــ پرداخته‌ است .

این امر در قرآن کریم به حرکت‌های اجتماعی و پیامدهای آن در دنیا محدود نمانده، بلکه در خطابات خدای متعال، امور اخروی تابع این حقیقت بودن امت و جامعه نیز طرح شده است، چنان‌که در مقابل احضار افراد به صورت یک به یک و عمل و سرنوشت فرد، احضار امم و کتاب امت و...[3] مطرح می‌گردد.

مطلب دوم: هویت اجتماعی
عنصر محوری در هویت اجتماعی، نوع رابطه میان عناصر جامعه و قوانین حاکم بر آن است.
ازآنجاکه هر جامعه برای استمرار حیات و حرکت تکاملی خویش نیازمند نظامی منسجم و هماهنگ است، توجه به عنصر رابطه (که عنصری معنوی است) و چگونگی تنظیم آن، نقش کلیدی در هویت جمعی آن جامعه خواهد داشت.

برای تبیین نوع رابطه در نظام اجتماعی، دو نظریه پایه طرح شده است که تابع قلمروی اختیار انسان و حق سرپرستی بر غیر است:

۱. در نظریه شهید صدر که با عنوان «نظریه استخلاف» مطرح شده است، قیمومیت و حق سرپرستی از آنِ خدای متعال است؛ لذا هر نوع سرپرستی غیر خارج از حدود الهی، منتفی و باطل است.
۲. در نظریه دوم، سرپرستی به غیر خدا وا گذار می‌شود که تازه اول کلام است که چه کسی شایستگی قیمومیت و امر و نهی نسبت به غیر را دارد و این شایستگی چگونه قابل اثبات و احراز است و... .
فَأَمَّا مَنْ طَغَى * وَ آثَرَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا * فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْوَى * وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى * فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوَى (النازعات، 37).

پی‌نوشت‌ها:

[1]. فایل صوتی مجموعه‌ این دروس در پایگاه اینترنتی «مدرسه‌ فقاهت» به نشانی: http://www.eshia.ir موجود است.
[2]. الأعراف‏، 34؛ یونس، 49؛ «وَ لِکُلِّ أُمَّهٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَهً وَ لاَ یَسْتَقْدِمُونَ.»
[3]. برای نمونه: «وَ تَرَى کُلَّ أُمَّهٍ جَاثِیَهً کُلُّ أُمَّهٍ تُدْعَى إِلَى کِتَابِهَا الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (الجاثیه، 28)



با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۷ آبان ۱۳۹۴
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
نویسنده : سید منذر حکیم
مطالب
عناوین
رسته: 0