دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶
بر خط: 1642
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

256 بازدید
سطح دوم کارآمدی

کارآمدی مهم‌ترین مؤلفه‌ای است که میزان کامیابی و یا ناکامی هر حکومت با آن سنجیده و تحلیل می‌شود.

علی‌رغم وجود تعاریف مختلف از این واژه، «توازن میان هزینه‌ها، دستاوردها و نیازها» می‌تواند تعریفی کوتاه از کارآمدی باشد. جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان یک الگوی جدید و نوپای سیاسی از این قاعده مستثنی نیست؛ نظامی که در کشاکش و اثنای تغییرات عمیق و بنیادین در جنوب غرب آسیا و شمال افریقا، الگوی اسلامی حکومت خود را در رقابت با دو الگوی حکومتی سلفی و اسلام سکولار می‌بیند.

درباره کارآمدی در نظام ایران اما پرسش اصلی این است که با وجود مشکلات عدیده و بعضاً تکرارشونده، سوءمدیریت‌ها و سوءتدبیرها در اداره کشور و در تمامی حوزه‌ها به‌خصوص اقتصاد و معیشت، آیا می‌توانیم سخن از کارآمدی جمهوری اسلامی برانیم؟ البته نگارنده مشخصاً قصد ندارد در این یادداشت به این پرسش پاسخ دهد، بلکه می‌خواهد زاویه جدیدی برای تحلیل کارآمدی جمهوری اسلامی پیشنهاد کند. به نظر می‌رسد کارآمدی هر نظامی (علی‌الخصوص جمهوری اسلامی ایران) را باید در سه سطح مورد بررسی قرار داد تا بتوان واقع‌بینانه‌تر آن را تحلیل کرد. این سه سطح عبارت اند از:

1. گفتمانی: مجموعه یا دستگاهی بینشی است که از راه واژگان و گفتارهای نهادینه شده، بر ذهنیت‌ها اثر می‌گذارد و گاه حتی بر آگاهی یک دوران تاریخی نیز سایه می‌اندازد. گفتمان می‌تواند سه نقش را ایفا کند؛ نقش تحریری در ایجاد حرکت و تغییر که بستگی به میزان اثر تبلیغات و شیوه‌های گفتمان دارد؛ نقش گفتمان که به انسجام منطقی و ایدئولوژیک آن بستگی دارد و نقس احساسی که از طریق برانگیختن احساسات، برای پذیرش ساختارهای جدید و بدیع زمینه‌سازی می‌‌کند.

2. سیستمی: مجموعه‌ای از اجزا که برای دستیابی به اهداف مشخص، ساماندهی و هماهنگ می‌شوند. از نظر تالکوت پارسونز، جامعه‌شناس شهیر امریکایی، سیستم برای بقای خود باید دارای چهار ویژگی کارکردی 1. انطباق‌پذیری؛ 2. دستیابی به هدف؛ 3. یکپارچگی و 4. حفظ انگاره‌ها باشد.

3. مدنی: شامل مجموعه‌ای از رفتارها و انگاره‌های فرهنگی و اعتقادی فردی و اجتماعی که هویت و روابط اجتماعی در یک جامعه بر اساس آن شکل می‌گیرد. این رفتارها و انگاره‌ها اکتسابی و غیر اکتسابی هستند و نهاد خانواده، نهادهای عمومی آموزشی و رسانه‌ها در شکل‌گیری آن مؤثرند. گمان می‌رود طرح بحث «سبک زندگی» از سوی آیت‌الله خامنه‌ای ناظر بر همین سطح کارآمدی باشد.

اما راجع به کارآمدی جمهوری اسلامی با توجه به این سه سطح، در نظر گرفتن چند نکته حائز اهمیت است:

1. نظام اسلامی در مواجهه با گفتمان هژمونیک امریکایی به‌خصوص در این دو دهه از موفقیت نسبی برخوردار بوده و توانسته عمق راهبردی و استراتژیک خود را در منطقه افزایش دهد. در بسیاری از مسئله‌های امنیتی منطقه که ناظر بر مواجهه این دو گفتمان ــ که یکی هژمون و دیگری ضد هژمون است ــ است، قدرت نفوذ ایالات متحده امریکا رو به کاهش است. زمانی ساموئل هانتینگتون معتقد بود که «پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ در ایران می‌تواند به عنوان نقطه آغاز جنگ پنهان تمدن‌های غرب و اسلام در نظر گرفته شود»؛ و زبیگنیو برژینسکی نتیجه این پیش‌بینی هانتینگتون را این گونه بیان می‌کند: «کدام دیوانه‌ای امریکای ابرقدرت را از بلندای سال ۲۰۰۰ به دره کنونی ۲۰۱۱ آورده است؟ دموکرات‌های احمق؟ جمهوری‌خواهان کم‌عقل؟ یا ایران؟! ما در شرایط بسیار عجیب و پیچیده‌ای به سر می‌بریم.»

2. کارآمدی گفتمانی در جمهوری اسلامی در مواجهه با گفتمان هژمون جهانی را نباید به عنوان کارآمدی سیستمی جانمایی کرد. ما به اندازه‌ای که توانسته‌ایم استقلال‌طلبی، استکبارستیزی و اسلام‌خواهی را به گفتمانی قوی و اثرگذار در منطقه تبدیل کنیم، در ارائه یک الگوی سیستمی موفق برای اداره جامعه و حکومت موفق نبوده‌ایم. طرح بحث «الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت» ناظر بر همین نقطه ضعف در جمهوری اسلامی است. اگرچه در این 35 سال، علی‌رغم تمامی مشکلات بیرونی و درونی، خود را پیش برده‌ایم و در مقاطعی هم موفق بوده‌ایم، اما هنوز نمی‌توانیم الگویی برگرفته از منطق و عقلانیت اسلامی برای اداره جامعه ارائه دهیم؛ چراکه هنوز خود در ابتدای راهیم.

3. غفلتی که در برخی نخبگان و سیاست‌مداران و مسئولین ما رخ داده، دل‌خوش کردن به مزیت‌های گفتمانی جمهوری اسلامی بوده است. مواجهه ما با رقبای منطقه‌ای و جهانی، تک‌سطحی نیست. اگر ما در مقابله گفتمانی از خود کارآمدی نشان داده‌ایم، اما رقیب علاوه بر عرصه گفتمانی، با الگوهای سیستمی خود نیز به مواجهه با ما آمده است؛ زمینی که به نظر می‌رسد ما تازه می‌خواهیم وارد آن شویم و فعلاً حرف چندانی جز نقد الگوهای رقیب نداریم. اما برخی در داخل کشور عمداً یا سهواً در سطح دوم رقابت از کارآمدی گفتمانی انقلاب اسلامی سخن می‌گویند، اما باید توجه داشت که نمی‌توان با کارآمدی گفتمانی به مقابله با کارآمدی سیستمی رفت؛ هر زمین بازی قواعد خاص خود را دارد.

3. باید توجه داشت که کارآمدی سیستمی تنها ناظر بر مواجهه با رقیب نیست. مسائلی که اکنون جمهوری اسلامی با آن مواجه است، قطعاً بیشتر و پیچیده‌تر از ابتدای تأسیس این نظام است. پاسخ بومی (نه به معنای نفی تجربه دیگران) به این مسئله‌هاست که به تدریج چرخ‌دنده‌های الگوسازی برای کارآمدی سیستمی را راه می‌اندازد. جامعه‌ای که هنوز پای گفتمان انقلاب اسلامی مانده و از آن حمایت می‌کند در انتظار بروز عملی و نظام‌مند گفتمان و ایدئولوژی انقلاب اسلامی در حوزه‌هایی عمومی جامعه به‌خصوص در اقتصاد و معیشت هستند. تا برای خویشتن الگو نشویم، دیگران توجیهی برای استفاده از تجربه ما نخواهند داشت.

4. همان طور که در بالا اشاره شد، طرح بحث الگوی بومی پیشرفت، ناظر بر خلأ کارآمدی سیستمی در نظام اسلامی مطرح شده است؛ خلأیی که رقیب هم با سوءاستفاده از آن، «جنگ تحمیلی اقتصادی» را علیه ملت ایران آغاز کرده است. دانیل پایپس ــ رئیس سابق انستیتو پژوهش‌های سیاست خارجی امریکا و عضو ارشد شورای امنیت ملی امریکا ــ معتقد است: «امروزه مسلمانان به ایران نگاه می‌کنند و از آن الگوبرداری می‌کنند. اگر این تجربه موفق شود، جسارت مسلمانان کشورهای دیگر بیشتر خواهد شد و این برای ما قابل تحمل نیست.»
در هر حال، پرسش‌های بسیاری در این باره وجود دارد، اما آنچه قطعی به نظر می‌رسد دستور کار جمهوری اسلامی ایران است: تحقق سطح دوم کارآمدی.



با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۴ آذر ۱۳۹۴
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
مطالب
عناوین
رسته: 0