پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶
بر خط: 6283
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

62 بازدید
روی دیگر سکه الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت

توسعه، ارتباطات و توسعه ارتباطات از مباحثی است که این روزها به دلیل گسترش و پیشرفت فناوری های ارتباطی بر سر زبان صاحب نظران این حوزه است. استفاده از این فناوری ها و نقش آن در توسعه به سبک اسلامی ـ ایرانی، که برنامه کشور ما برای حرکت به سوی آینده است، حسن بشیر، از استادان شناخته شده ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع)، را به اندیشه ورزی در این زمینه ترغیب کرده است. او که از سابقه تحصیل در حوزه نیز برخوردار است، بر مسئله رابطه دین و ارتباطات تمرکز کرده که نتیجه آن طرح دیدگاه مکتب ارتباطات اسلامی است. برای آشنایی با دیدگاه های این نویسنده و پژوهشگر ارتباطات، متن گفت و گوی زیر در اختیار شما قرار گرفته است.


• به نظر می‌رسد ارتباطات توسعه ابزاری در جهت صدور تکنولوژی از سوی کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه خصوصاً پس از جنگ جهانی بود. این رویکرد چه فواید و آسیب‌هایی را به همراه داشته است؟

بشیر: در اینجا خوب است میان سه نوع توسعه در حوزه ارتباطات تفکیک قائل شویم:

1- «توسعه ارتباطات»: به معنای گسترش ظرفیت مجاری نظام ارتباطی. این ظرفیت عمدتاً در حوزه تکنولوژیکی صورت می‌گیرد.

2- «توسعه به وسیله ارتباطات»: به معنای به کارگیری ظرفیت‌های ارتباطی در جهت ارائه خدمات اجتماعی مانند آموزش. به عبارت دیگر هدف از به‌کارگیری و توسعه نظام ارتباطی به معنای تکنولوژیکی آن یا به شکل وسیع تر به‌کارگیری همه راه‌های ارتباطی برای ایجاد توسعه خاص که می‌تواند شامل مثلاً ارتباطات انسانی و غیره باشد.

3- «توسعه برای ارتباطات»: به معنای ارتباط مستقل از قدرت و متکی بر گفت و گو و ارتباطات انسانی. در اینجا مبنای تصمیم‌گیری‌های عمومی «عقلانیت ارتباطی» و نه «عقلانیت ابزاری» می‌شود. به عبارت دیگر، هدف توسعه در اینجا گسترش ارتباطات میان افراد جامعه است. به همین دلیل نوعی از ارتباطات متکی بر کنش و واکنش اهمیت می‌یابند و ابزارها در حقیقت بخشی از این توسعه را اشغال می‌کنند.

از جهت دیگر باید توجه کرد که همه مفاهیم و رویکردهای فوق برای ایجاد توسعه در کشور اهمیت دارند. اصولاً در شرایط کنونی جهان، توسعه در حوزه ارتباطات، یک ضرورت اجتماعی است که گریزی از آن وجود ندارد. بنابراین به‌کارگیری تکنولوژی‌های مختلف، از این منظر یک ضرورت است. اما سوال اصلی در اینجا این است که آیا هر ضرورت می‌تواند به شکلی مورد توجه قرار گیرد که از حالت «مصرف ضروری» به «ما فوق مصرف» تبدیل شود که به شدت می‌تواند خطراتی را برای جامعه به وجود آورد؟ در اینجاست که می‌توان نوعی از «استعمار تکنولوژیک» را مطرح کرد که برخی از کشورهای در حال توسعه دچار آن شده‌اند. بدیهی است که در این شرایط معمولاً کشورهای پیشرفته برای گسترش این استعمار به دو گونه عمل می‌کنند:

1- تنوع تکنولوژیکی: این تنوع هم برای یک نوع ابزار که هر بار می‌تواند با افزایش یک بخش یا یک توانایی خاص به آن با قبلی متفاوت باشد و هم می‌تواند به شکل ویژه تنوع در ساخت ابزارهای جدید باشد که می‌تواند مصرف گرایی جهانی را بالا ببرد.

2- پیچیده سازی تکنولوژیکی: پیچیدگی تکنولوژیکی نیز یکی از راه‌های جذب جهانی برای ایجاد وابستگی تکنولوژیکی است. به هر حال مسائل جهانی در همه حوزه‌ها نیازمند نوآوری و حل مشکلات پیچیده‌تر است. بنابراین ابزارهای ارتباطی در سطوح مختلف، رسانه‌ای، علمی، بهداشتی، درمانی و... می‌توانند نوعی از جاذبیت ضروری برای جوامع انسانی ایجاد نمایند و در این صورت نوعی از وابستگی ایجاد خواهد شد که اگر بیش از ضرورت باشد، قطعاً به نوعی از «استعمار تکنولوژیکی» تبدیل می‌شود.

• به طور کلی از نظر شما چه روابطی میان توسعه و رسانه می‌توان فرض نمود؟

بشیر: در پاسخ به سوال اول، به بخشی از این سوال نیز پاسخ داده شد، اما به هر حال باید تاکید کرد که در شرایط کنونی جامعه و جهان، رسانه می‌تواند تاثیر زیادی بر توسعه داشته باشد. یکی از اندیشمندانی که در این زمینه مطالعاتی داشته است و پس از جنگ جهانی دوم به شش کشور خاورمیانه سفر کرده و در همین زمینه تحقیقاتی داشته است، دانیل لرنر می‌باشد که کتاب معروفی هم در این زمینه دارد. ایشان به شش کشور ترکیه، ایران، عراق، اردن، سوریه و لبنان سفر می‌کنند و به دنبال کشف عوامل موثر در توسعه کشورهای جهان سوم در آن زمان بودند. در این رابطه به این نتیجه می‌رسند که سه عامل «شهرنشینی»، «سوادآموزی» و «رسانه‌های جمعی» مهم‌ترین عوامل توسعه در این زمینه می‌باشند. به همین دلیل می‌بینیم که توسعه رسانه‌ای،‌ به شکل ویژه،‌ در کشورهای جهان سوم و از جمله ایران در آن زمان و به همین شکل در وضعیت کنونی، به شدت مورد توجه قرار می‌گیرد و به عنوان مثال ما در ایران بزرگ ترین ساختار رسانه‌ای جهان (سازمان صداوسیما) را داریم.
علیرغم نتایجی که لرنر به دست آورد و تا اندازه زیادی نیز می‌تواند روایی داشته باشد، رسانه‌ها همیشه عامل توسعه در جهت اهداف مورد نظر دولت‌ها نیست. به عبارت دیگر، در زمان شاه نیز تلاش شد که رسانه ملی به شدت توسعه یابد، اما نتیجه توسعه این رسانه علیه نظام پهلوی بود. یکی از دلایل مهم آن به‌کارگیری محتوای غربی برای تقابل با اعتقادات دینی، هویت ملی و فرهنگ ایرانی بود. بدیهی است که این حرکت مردم مسلمان و معتقد ایران را به عکس‌العمل وادار می‌کرد و به همین دلیل می‌بینیم که علیرغم اینکه توسعه رسانه تصور می‌رفت که می‌تواند در جهت توسعه مورد نظر دولت آن زمان به‌کار گرفته شود علیه آن دولت عمل کرد. در شرایط کنونی نیز به‌کارگیری رسانه به شکل غیر علمی، غیر حرفه‌ای و غیر مناسب می‌تواند ضربه‌های جبران‌ناپذیری بر توسعه کشور داشته باشد. در مقابل،‌ رسانه ملی می‌تواند با تولید محتوای دینی و داخلی مطلوب و عدم تکیه بر تولیدات خارجی در همه حوزه‌ها و استفاده در حد ضروری از تولیدات خارجی و با شناخت هرچه بیشتر و عمیق تر مخاطبان و تلاش در جهت تحقق اهداف مورد نظر نظام اسلامی، به شکل مناسب و با به‌کارگیری شیوه‌های مطلوب، تاثیرات زیادی بر توسعه کشور داشته باشد.

• توسعه‌ای که دانش ارتباطات امروز ترویج و تبلیغ می‌کند تا چه حد می‌تواند بر مبانی ارزشی و فرهنگی ما منطبق باشد؟

بشیر: دانش ارتباطات در شرایط کنونی جهان از سه رویکرد برخوردار است: یکی تجربی و بر اساس تجربیات به دست آمده از کشف واقعیات انسانی؛ دومی تلاش برای تحلیل این تجربیات واقعی موجود و کشف علل، وابستگی‌ها و تاثیرات آنها؛ و سومی نظریه‌پردازی برای تولید دانش و علم که بر اساس آن می‌توان تصمیمات بعدی را اتخاذ کرد. بدیهی است که در هر سه حوزه، ما به عنوان مسلمان حرف و سخن فراوان می‌توانیم داشته باشیم. اما باید توجه داشت که این سخن‌ها تا زمانی که نتوانیم خود به مطالعات عمیق و در حقیقت مطالعات شناختی چه در حوزه‌های روشی و چه نظری بپردازیم، نمی‌توانیم از واقعیت‌های موجود چشم پوشی کنیم. هم اکنون تلاش‌های زیادی در حال انجام است که بتوان نوعی از «رویکرد اسلامی در حوزه ارتباطات» به وجود آید که از آغاز در موارد مربوط به «مسئله‌شناسی»،‌ «روش‌شناسی» و «نظریه‌پردازی» طراحی جدیدی داشته باشد.

• رسانه‌ها را می‌توان یکی از ابزارهای جدی در مسیر جهانی‌سازی فرض کرد. چگونه می‌توان رسانه‌ها را در جهت حرکت در مسیر الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت هدایت کرد؟

بشیر: رسانه‌ها در شرایط کنونی انسان را به گونه‌ای در سطح جهانی کنترل کرده اند که آنچه رسانه‌ها می‌خواهند انسان باید در مورد آن فکر کند. به عبارت دیگر، انسان ها، بدون رسانه‌ها نمی‌توانند فکر کنند و برنامه‌ریزی کنند. این هم می‌تواند یک خطر و هم یک فرصت برای توسعه انسانی باشد. در اینجاست که باید توجه کرد که محتوای رسانه‌ای در کدام جهت حرکت می‌کند؛ آیا در جهت توسعه عقلانی، دینی، فرهنگی و اجتماعی جامعه است که بر مبنای ارزش‌های دینی و اخلاقی می‌باشد یا به دنبال غفلت‌پروری، سرگرمی بدون هدف و فرصت‌سوزی است. این مسئله به شدت باید مورد توجه قرار گیرد. از اینجاست که می‌توان گفت باید به شکل جدی به نقش رسانه‌ها در ساخت ذهنیت جامعه توجه نمود.

• آیا خود ارتباطات فی نفسه می‌تواند بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی و اقتصادی منجر به توسعه گردد؟

بشیر: همان‌گونه که قبلاً نیز مورد اشاره قرار گرفت، شیوه استفاده و جهت‌گیری استفاده از ارتباطات در توسعه موثر است. اصولاً تکنولوژی ارتباطات فقط بخشی از جریان ارتباطی است. محتوای ارتباطی که به شدت به شرایط اجتماعی، فرهنگی و دینی جامعه وابسته است نقش اساسی در ارتباطات و توسعه دارد. بنابراین نمی‌توان نوعی از ارتباطات را تصور کرد که جدا از شرایط اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و دینی جامعه باشد. اما در اینجا باید توجه کرد که چگونگی بهره‌برداری از این شرایط است که می‌تواند منجر به توسعه یا عدم توسعه شود؛ یعنی به‌کارگیری غیر مطالعه شده حتی یک نگاه خوب اجتماعی ـ فرهنگی و یا به‌کارگیری آن در شرایط و موقعیت‌های نامناسب، می‌تواند ضربه‌ای به جریان ارتباطات صحیح توسعه‌ای به معنای رشد و تعالی داشته باشد.

• پارادایم نوسازی در شکل‌گیری وضعیت امروز ما چه تأثیری داشته است؟

بشیر: بحث نوسازی یا مدرنیته، یک بحث خارج از جوامع اسلامی است که به هر حال یا به شکل تحمیلی یا به شکل ناقص یا به شکل غیر مطلوب در جوامع اسلامی نیز به‌کارگرفته شده است. یکی از دلایل آن، سرعت تحمیل تکنولوژی بر این جهان است که توانسته است نیازهای انسانی را برآورده سازد. دیگری، متکی بودن آن به نوعی از تجربه انسانی است و دیگری، نظریه‌پردازی‌های زیادی است که توانسته است حجم وسیعی از دانش دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی جهان را در بر بگیرد.

این وضعیت، البته یک وضعیت غیرمطلوب است. به عبارت دیگر، وابستگی به یک جریان که به هر حال بر اساس شرایط اجتماعی، فرهنگی و دینی در خارج از مرزهای جهان اسلام به وجود آمده است، نمی‌تواند نیازهای واقعی جوامع دیگر را برآورده سازد. از این منظر است که علیرغم تاثیرات زیاد نوسازی به عنوان یک جریان توسعه‌ای در جهان، ما باید به دنبال «طراحی الگوی رشد و تعالی» بر مبنای شرایط دینی، اجتماعی و فرهنگی خودمان باشیم. بدیهی است که این مسئله به معنای طرد همه دستاوردهای انسانی در این حوزه نیست، بلکه باید نوعی از گزینش و انتخاب در این زمینه داشته باشیم تا در دام توسعه‌های غیر همسو با اهداف ما که یک جامعه اسلامی است نیفتیم.

• از مهم ترین مراحل توسعه تبدیل شدن مفهوم و نیاز آن به گفتمان حاکم بر جامعه است. رسانه چگونه می‌توان در تبدیل شدن توسعه به گفتمان غالب جامعه مؤثر باشد؟

بشیر: اصولاً یکی از نقش‌های مهم رسانه «گفتمان‌سازی»‌ است یا به عبارت دیگر ایجاد نوعی «پاسخگویی» برای جامعه است. به عبارت دیگر، رسانه وقتی مطلبی را مطرح می‌کند همه را به پاسخ دادن به آن مطلب وا می‌دارد. به همین دلیل، مثلاً حتی محتوای یک برنامه تفریحی نیز عاملی برای اظهار نظرهای مختلف می‌شود. این اظهار نظرها نوعی از پاسخگویی به آنچه رسانه مطرح می‌کند، می‌باشد. برای تبدیل الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی به یک گفتمان اجتماعی باید به نقش رسانه‌ها و قدرت پیام و تاثیرات محتوا در ایجاد و ساخت افکار عمومی توجه نمود. در همین زمینه باید به محتوای مناسب، زبان مطلوب، طرح مسائل قابل فهم، چگونگی طرح آنها و امثالهم توجه نمود تا جریان گفتمانی ایجاد شود.

• توسعه رسانه‌ای تا چه حد و چگونه می‌تواند بر شکل‌گیری توسعه پایدار تأثیرگذار باشد؟

بشیر: در حقیقت بخشی از این سوال در مطالب قبلی نهفته است که گفته شد. اما به هر حال باید گفت که رسانه‌ها به دلیل قدرتی که دارند و توانایی آنها در شکل‌دهی افکار عمومی تاثیر فراوانی بر توسعه پایدار دارند. البته در شرایط کنونی جهان دیگر حتی واژه توسعه و توسعه پایدار تا اندازه‌ای منسوخ و «جهانی‌شدن» یا «جهانی‌سازی»‌ به مثابه راهبرد توسعه‌ای در جهان مطرح است. اما به هر حال باید تاکید کرد که رسانه‌ها با طرح مسائل مختلف در ساخت ذهنیت اجتماعی تاثیرگذار هستند و به همین دلیل می‌توانند در رشد و تعالی جامعه موثر باشند.

• در طرح‌ریزی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت برنامه‌ریزی رسانه‌های کشور چه جایگاه و الزاماتی دارد؟

بشیر: الگوی اسلامی ـ ایرانی که توسط رهبر معظم انقلاب مورد تاکید قرار گرفته است، می‌تواند بهترین پاسخ به جریان‌های توسعه‌ای غربی باشد و طرح جدیدی را که متکی بر هویت دینی و ملی جوامع اسلامی است ارائه نماید. البته باید توجه نمود که بحث رسانه‌ها در این زمینه از دو منظر می‌تواند مورد توجه قرار گیرد: اول،‌ رسانه‌ای‌سازی آنچه در این زمینه تولید شده است و تبدیل شدن رسانه به عاملی برای «گفتمان‌سازی». دوم، رسانه‌ها می‌توانند نقش اساسی‌تری در این زمینه داشته باشند و آن هم تولید فکر و اندیشه با تضارب آرا و دعوت از اندیشمندان برای «ایجاد گفتمان مناسب» برای الگوی مزبور است. متاسفانه تاکنون در هر دو زمینه کار اساسی صورت نگرفته است و به نظرم یکی از دلایل اینکه هنوز بحث الگوی مزبور به یک گفتمان ملی تبدیل نشده عدم توجه رسانه‌ها، به ویژه رسانه ملی، در این زمینه است. البته شاید یکی از دلایل آن، بزرگ بودن اصل موضوع مربوط به این الگو و عدم وجود تجربه کافی، نظریه‌پردازی‌های مناسب و روش‌های معتبر برای دسترسی به طراحی مطلوب و هدفمند این الگو باشد. اما این وضعیت اتفاقاً با طرح مداوم و دعوت از متخصصان در رسانه‌ها می‌تواند به مثابه راهی برای غنی‌سازی این الگو تلقی شود. به هر حال تا کنون متاسفانه رسانه‌ها نقشی اساسی در گفتمان‌سازی این الگو نداشته‌اند که باید مورد توجه قرار گیرد.

• آیا مکتب ارتباطات اسلامی که از سوی شما مطرح شده می‌تواند جزئی از پازل الگوی اسلامی پیشرفت باشد؟

بشیر: آنچه بنده در گذشته به ویژه در یکی از همایش‌های مربوط به ارتباطات اسلامی در مشهد در خردادماه سال 1391 مطرح کردم، ناظر به یک طرح کلی در حوزه ارتباطات اسلامی است که آن را «نظام ارتباطات اسلامی» یا «مکتب ارتباطات اسلامی» نامیده‌ام. این نظام یا مکتب ارتباطات اسلامی دارای چند رویکرد مهم است که فقط به شکل اختصار مورد اشاره قرار می‌گیرد. البته باید تاکید کرد که این نظام اساساً بر فقه ارتباطات متکی است. این فقه، در کلیه مراحل ارتباطات و انتقال پیام و اشتراک معنا حرف دارد و به شکل مناسب و لازم نظام خود را مطرح می‌کند. به همین دلیل از فقه ارتباطات در اینجا استفاده می‌شود که در هر حوزه به تناسب مطرح شده است.

(1) فقه فرستنده پیام: این فقه شامل: اختیار، آگاهی، قصد (نیت)، مطابقت شرعی، اخلاق و هدف است که در هر محور سخن فراوان وجود دارد.
(2) فقه گیرنده پیام: این فقه نیز شامل مواردی است که تا اندازه‌ای مشابه فرستنده پیام است و شامل محورهای ذیل است:‌ اختیار (تمایل)، آگاهی، مطابقت شرعی، اخلاق و هدف است.
(3) فقه پیام:‌ که شامل محورهای ذیل است: مطابقت شرعی، هدایت‌محوری، عبرت‌انگیزی، آموزش‌محوری، اخلاق‌محوری و هدف‌محوری است.
(4) فقه مجرای پیام:‌ که شامل:‌ مالکیت مشروع، دسترسی مشروع، تناسب موضوعی، به‌کارگیری مشروع، هدف مشروع است.
(5) فقه فراگرد انتقال پیام:‌ که شامل:‌ فضای اختیاری، شرایط مناسب دینی، تناسب عناصر دیگر و حاکمیت اخلاق است.

با توجه به محورهای مذکور می‌توان به نتایج ذیل در این زمینه رسید که متعاقباً رابطه آن را با الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی مشخص خواهد کرد.

پیام دینی: پیامی است که ضمن «مطابقت با شرع»، از عناصر «اختیار»، «آگاهی»، «عبرت‌انگیزی»، «آموزش»، «اخلاق» و «هدف» مشروع برخوردار باشد.

رسانه دینی: رسانه‌ای است که توانایی تحقق عملی «پیام دینی» را داشته باشد. (البته تحقق نسبی با درجه بالا)
محتوای رسانه دینی: محتوایی است که عناصر «پیام دینی» را دارا باشد.

ارتباطات دینی: ارتباطات مبتنی بر پیام دینی است که هدف آن (1) تولید، (2) تبیین، (3) تعمیق و (4) گسترش محتوای دینی می‌باشد.

با توجه به محورهای فوق می‌توان گفت که با عنایت به نقش رسانه‌ها در جامعه و به ویژه ارتباطات ــ که گسترده‌تر از رسانه‌هاست ــ در شکل‌گیری ذهنیت جامعه، این نقش باید به شکل مناسب تنقیح و تعدیل شود و قبل از اینکه مسائل دیگر مطرح شود، نسبت این ارتباطات با جامعه مشخص گردد. جامعه اسلامی نیازمند یک الگوی مناسب ارتباطی است که بر مبنای فقه اسلامی که نسخه کامل شیوه زندگی انسان را به خوبی ترسیم می‌کند و آن را بر مبنای رویکرد توحیدی مورد توجه اسلام، نظام‌مند می‌سازد، تهیه و تدوین و عملیاتی شود. این الگو اگر در سطح مناسب طراحی و عملیاتی نشود، نمی‌توان به الگوهای دیگر رسید. بنابراین، پیش‌نیاز مهم موفقیت الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی، طراحی مناسب الگوی ارتباطات اسلامی در جوامع اسلامی از جمله جامعه اسلامی ایران است. اگر بپذیریم که ارتباطات در توسعه و پیشرفت و تعالی جامعه تاثیرات زیادی دارند، بنابراین باید بپذیریم که برای تحقق یک رویکرد اسلامی ـ ایرانی در توسعه نیازمند ارتباطات اسلامی ـ ایرانی می‌باشیم. به نظرم می رسد که این دو رویکرد، همچون دو روی یک سکه هستند که هر کدام نمی تواند جدا از دیگری وجود داشته باشند. بنابراین الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی نیازمند الگوی ارتباطات اسلامی ـ ایرانی و این الگو نیز نیازمند فهم و تحقق الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی است. از این منظر است که تاکید گردید رسانه‌ها به ویژه رسانه ملی باید «گفتمان‌سازی» لازم را در این زمینه آغاز نمایند. هر مقدار در این رابطه تعلل شود، هر دو الگو دچار اختلال می‌شوند و حتی طراحی‌های خوب نیز بدون ایجاد نوعی از گفتمان اقناعی برای جامعه، نمی‌توانند قرین موفقیت گردند.



با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

تاریخ انتشار در سایت: ۱۲ دی ۱۳۹۴
صفحه اینترنتی مرتبط
نقش ها
گفت و گو شونده : حسن بشیر
مطالب
عناوین
رسته: 1