سه‌شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶
بر خط: 2457
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

949 بازدید
هزار و یک شب؛ الهام بخش صد سال تنهایی

جادوگر ادبیات داستانی از جهان رخت بربست، اما این روز‎ها در هر محفلی سخن از قلم و آثار جادویی اوست. مارکز چند دهه ای نه تنها بر صدر ادبیات امریکای لاتین که بر صدر ادبیات جهان نشسته بود و در ایران نیز بی رقیب ترین و محبوب ترین نویسنده خارجی در قید حیات بود. چندی پیش در آخرین روز‎های حیات زنده یاد استاد بهمن فرزانه که «صد سال تنهایی» مارکز به قلم او در ایران شناخته می شود، میهمان ایشان بودیم.
نه تنها از شیفتگی او به این نویسنده کم نشده بود، بلکه عشقش به جایی رسیده بود که از ختم رمان به مارکز سخن می گفت و از اینکه سال ها به احترام صد سال تنهایی، عطای ترجمه دیگر آثار ادبی را به لقایش بخشیده بود.
البته او به غیر از صد سال تنهایی در مقابل یک اثر ادبی کلاسیک نیز سر تعظیم فرود می آورد و می گفت: سر خط علاقه من به ادبیات با «هزار و یک شب» شروع می شود. عشق هم زمان فرزانه به این دو اثر اتفاقی نبود. اگر ویژگی های دو اثر را بررسی کنیم، می بینیم دو ویژگی این دو اثر را به یکدیگر پیوند زده و آن جادو و روان درمانی است. داستان تلاقی واقع بینی و رویابینی است. آنجا که واقع گرایی از درک هستی و حل مسئله بغرنج زندگی باز می ماند، رویابینی و جادوست که به مدد رمان از پس آن بر می آید؛ رمانی که قهرمانانش به گفته لوکاچ «انسان هایی پروبلماتیک» هستند و آنجاست که جادوی داستان آخرین علاج آنها می شود. در هزار و یک ‎شب، شاه انسانی مسئله دار است و در تب مسئله جانسوز «خیانت همسر» مبتلا به روان پریشی می شود و هر شب یکی از دختران شهر را به نکاح خود درآورده و فرداروز با دمیدن آفتاب، نوعروس را به کام مرگ می فرستد. شهرزاد در چنین شرایط پرمخاطره ای تصمیم سرنوشت سازی می گیرد و خطر مرگ را به‎ جان می خرد تا بتواند با رام کردن روح سرکش شاه، زنان را از خطر برهاند. ابزار او قصه درمانی است و جادوی کلام.
از اینجا قصه گویی مشترک ایرانیان در هزار و یک شب آغاز می شود و شاه با قصه های شگفت انگیز انسان ها، پریان، جنیان و جادوگران همراه می شود و با هر گام از خوی انتقام جویی دور می شود و روان زخم دیده اش به گرمای لحن قصه گو و لطافت جهان خیال انگیز قصه بهبود می یابد و با پایان رویا‎های جادویی، قدم به دنیای واقعی می گذارد؛ دنیایی که دیگر خبری از بیماری مخوف او نیست. این اثر محصول سفر درونی ایرانیان بود که قرن های متمادی ادامه یافت و ایرانیان دیگر ملت ها را در این تجربه مشترک سهیم کردند و به غنای این اثر افزودند. با این حال هزار و یک شب هیچ گاه توسط مسلمانان در مجموعه ای منقح گردآوری نشد و اغلب به صورت فرهنگ شفاهی در جهان اسلام جریان داشت تا آنکه گالان فرانسوی در دوره جهانگشایی های ناپلئون، این مجموعه پراکنده را گردآوری و به زبان فرانسوی ترجمه کرد. از همین دوران تاثیر این کتاب مادر در رمان های مشهور غربی شروع شد، به گونه ای که رگه هایی از این قصه درمانی را در بسیاری از آنها از جمله «در جستجوی زمان از دست رفته» مارسل پروست می توان مشاهده کرد. نویسنده در این رمان با تحلیل خاطرات گذشته در پی حل یک مسئله است و آن گریز از فراموشی و میرایی و دست یافتن به‎ جادوانگی و مانایی است. له اون ایدل، جامعه شناس رمان، این نوع قصه ها را «قصه روان شناسی» می نامد که در غرب به نام «قصه جریان سیال ذهن»، «تک گفتاری بی صدا» یا «تک گفتاری درونی» شناخته می شوند و نویسندگان آنها «بدون شناخت همدیگر، در یک زمان دست به تغییر کیفیت واقعیت در قصه زدند و با این اتفاق، قصه به واقعیت برون پشت کرد و به واقعیت درون روی آورد». از این رو منطق رئالیسم داستان نه موافق منطق واقعیت برون، که موافق واقعیت درون بود. با این توصیف جریان سیال ذهن در کارگاه جادویی خیال، واقعیت و رویا را در هم می آمیزد تا قصه ای پدید آید؛ قصه ای که به فرمایش مولانا موجب درمان ها شود. این رئالیسم نه رئالیسم اجتماعی که رئالیسم جادویی است و اغراق نیست اگر هزار و یک شب را کتاب مادر در این شیوه داستان پردازی توصیف کنیم.
صد سال تنهایی مارکز بهترین و روشن ترین رمان در زمینه تاثیرپذیری مارکز از این شیوه نگارشی است. در این اثر به مثابه هزار و یک شب، قصه ها صرفا برای سرگرمی نیستند، بلکه به منزله تحلیل و تفسیری شیوا محسوب می شوند که قصه گو از زندگی شش نسل به دست می دهد. اثری همچون هزار و یک شب تلفیق واقعیت و جادوست و نویسنده، روایت را به شیوه داستان در داستان پیش می برد.
در واقع رمز کتاب چیزی نیست جز داستان زندگی شش نسل خانواده بوئندیا که «ملکیادس با شرح تمام تفصیل صد سال قبل از آن را که رخ دهد، نوشته بود. آن هم به زبان سانسکریت که زبان مادری اش بود».
تمجید مارکز از هزار و یک شب و معرفی آن به‎عنوان نخستین اثر ادبی به سبک رئالیسم جادویی نیز گواهی بر این مدعاست. بنابراین اغراق نیست اگر گفته شود رئالیسم جادویی هزار و یک شب الهام بخش مارکز در روایت صد سال تنهایی است.

تاریخ انتشار در سایت: ۲۲ دی ۱۳۹۴
عناوین
رسته: 0